تاریخ درج خبر : 1393/02/15
کد خبر : ۲۶۸۹۶۱
+ تغییر اندازه نوشته -

یک ائتلاف آتشین، آتش لیلی ها را ترنم بخشید

hosaini.b

سایت استان: بهاره حسینی

به بهانه نشست تاجگردون و ائتلاف اصلاح طلبان استان

تاجگردون، سازه های دژ مانند مستحکم شده بر راه خود و اصلاح طلبان و ائتلاف اصلاح طلبان را شکست و به مثابه یک صداقت تمام و کمال بدون هر گونه واسطه ای، دیدار به دیار دیرآشنای خود نهاد. گامها مستحکم، سودجویان واسطه گر فاصله انداز به کنار، لبخندها ژکوندوار بر مجلس صمیمیت نقش بسته و بر هم بودن را معنا بخشید.

اینجا کهگیلویه و بویراحمد است. دیار لیلی های بیدار و تلنگر زن. اینجا سرزمین هی و های و هوی نیست. اینجا معرفت بر اندیشه نقش بسته است و اندیشه  بر تجدد، برای رسیدن به یک اصلاحات اصلاح یافته. اینجا دیار اندیشه ازهم گسیخته و اینک به هم پیوسته سیاست در کهگیلویه است. اینجا کمال فرهنگ چند بعدی گچساران است به شناختی واحد. اینجا فرار نبایدها در یاسوج برای رسیدن به باید محض است. اینجا دیار ائتلاف است. اینجا شهر لیلی است. کهگیلویه و بویراحمد.

لیلی هم به بهانه ائتلاف نشست ائتلافیون و وکیل الوکلای اصلاح طلبان باز هم قلمِ قلم بدستان بِرِبود تا شاید استارتی زند بر یک تفاهم منظم و مرکب از تمامی بایدهای منطقه، برای یک موفقیت قطعی در عرصه های سیاسی استان و باز یافت توسعه مفقود شده از زنجیره پیشرفت.

اگر این نشست به فرهنگی هفتگی مبدل گردد تا نقد مدیریتی و مدیریت تحلیلی بر استان حاکم گردد، بدون شک لیلی های دیار مجالی برای به کنکاش کشاندن سکوت و سکون مدیریتی استان نخواهند داشت و داشته های استان هم افزایی خواهند شد به انقلابی انفجاری برای تصحیح حرکات غلط انداز هشت ساله که گاها سردرگمی اجتماعی و بعضا فساد مالی و اقتصادی را به همراه داشت و داشته های ما را به کنج خانه، عزلت نمود.

لیلی آرامشت محفوظ که دولتمردان بنفش بیدارند. بیدار به یک ایجاد، بیدار به یک راه، به یک سبزینه، به یک سپاه بسیج شده در تمامی عرصه ها، تا رسیدن به یک موفقیت و یک انتخاب اصلح! به یک ادوار اصلاح طلب هم اندیش!

اینک که همه چیز آرام است، آرامش این ائتلاف و این نشست به رساندن اهداف آن با یک ساختار منسجم است، تا شروع آن استارتی از حقایق پنهان جامعه باشد، آنهم با تکیه بر جوانان و هموار نمودن راه پیش روی این قشر که بر اثر ضربه شلاق سکوت، فاصله عمیقی گسل نمود، جوانانی که جویای نام و شناخت اصلاح طلبان واقعی استان هستند.

و اینک منم لیلی، قبراق به برق امید در چشمان کنج کپر، مشتاق به کشک مشک خاله لیلا!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • حانم فدای رهبر می‌گه:

    حشمت فردوس من در عالم فدوی هستم ومیمانم اما فکر کنم توصابر فردوسی نه حشمت فردوس اقای راد هیچ چیز بالاتر ازشادی مومنان نیست

  • فرهاد راد می‌گه:

    ممنونم از نگارنده و همه بچه های خوب استان که وقت میذارن و انرژی تا بعد از یک روز گرم و کاری در اهواز،دل سیری بخندیم!!!همتون دنیاهای خنده داری دارید….ببخشید…مشخصه که هیچکدومتون معنی و درک درستی از اینترنت ندارید!!!!

  • بهاره حسینی می‌گه:

    سپاس، درود و ممنون از دوستانی که به تایید رفتند و دوستانی که باز هم به تنبیه و دوستانی که فضای جدید خلق می کنند.
    آقای کاظمی از حسن نیت و رهنمودهایتان قطعا استفاده خواهم کرد و فکر نکنم یک اندیشه “که متاسفانه با اسم مستعار آمدند” به قصد تخریب گفته باشند. احساس میکنم بسط این کلمات را در کنار همدیگر دور از انصاف دیدند که به نوبه خود ضمن تشکر از ایشان از نظر بنده نیز ایراد گرفته شده بطور کامل وارد نمی باشد.
    قطعا مبرهن است که پیچیدگی در گفتار تشویش ذهن خواننده را به دنبال دارد، ولی ایهام مفقوده، بنده را وادار به چنین نگارشی می کند. از همین جا از خوانندگان عزیز عذر میخواهم، ولی این شیوه خواننده های خاص خود را دارد و دوستانی که از حوصله خود خارج می بینند به گفته یک اندیشه مقالات متعدد دیگری که وجود دارد از آنها استفاده کنند.
    نکته ای دیگر در نوشتن سیاست و داستان و رمان و چماق، قطعا فقط در ساختار است وگرنه سردرگمی ایجاد شده در این نوع نوشتار می تواند در عشق دختری 16 ساله و مردی 80 ساله هم صدق کند و یا عشق زنی 83 ساله به مردی 49 ساله!
    افسر خان؛ دنیا ریتم باخ و بتهوون دارد و از طرفی آهنگ هرگز ساخته نشده “همه هلی هو” .
    سواد به نگاه کنج کَلیدَر نیست شاید به هزارن سال دیگر دا نیز حرفها داشته باشد.
    آقا منصور؛ آیا لازم است نکته ای در باره نوشته هایت نوشت!؟

  • فردوس حشمت می‌گه:

    آقای جانت فدای رهبر
    شکا بهتره در عالم فدوی بودن خودت سیر کنی . چکار به این کارها .
    افتاد

  • جانم فدای رهبر می‌گه:

    والا شما هم دلتون خوشه شب بدون غصه میخوابید مشکلتون درک سیاسته ماشالا یک ویک سعی میکنید بگویید بهترین هستی برا همه تون متاسفم بعضی تملق بعضی مسخره وکه نه من حوصله دارم نه شما

  • یک اندیشه می‌گه:

    خدا را شکر که سایت خواننده دارد و می بیند کامنت گذاران بی کامنت را که چطور در عرصه ادب گام برمیدارند و چطور برای همدیگر فحش نامه می نویسند.
    چی شده؟ تحمل خود را بالا ببرید. بی سواد. داستان سرا. ارزش گذاری سرسری. سیاست باز. مسلمن.نه خانم این جوری نیست (لمپن). تو چه می دانی. وقت تلف کردن. اموات . خودنمایی. دلایل مضحکشون. لنگش کن. ناشناس؟. مسخره . مجیز . جولان .
    عزیزان وقتی درک ندارید و نمیتونید یک متن را تحلیل کنید، مجبور نیستید به فحش نامه متوسل شوید.
    در این سایت صدها مقاله نوشته شده است بروید نود و نه ها مقاله دیگر را بخوانید.
    و نهایتا ادیپ در جایی خودنمایی میکند که به طنز خود را چنین خالی و نمایان بکند.
    “””اتفاقا شایسته و بایسته دوستان خیلی خوب اصلاح طلب است.”””
    … چرا بشکست … لیلی.

    • بهزاد كاظمي می‌گه:

      جناب اندیشه عزیز واقعن نمی خواستم جوابی بدهم اما خیلی دوست دارم برایم توضیح بدهید کلماتی که با هم و مخلوط به آن اشاره کرده اید چه ارتباطی دارند و آنهایی که مربوط به بنده می باشد کدامشان غیرمودبانه است تا اصلاح نمایم و درصورت لزوم عذرخواهی کنم؟
      اموات؟ آنهم با حذف فعل آمرزیدن؟
      دلایل مخحک؟
      لنگش کردن آنهم به عنوان یک ضرب المثل مشهور فارسی؟
      جولان؟ واقعن کجای چنین کلمه ای میتونه بی ادبانه باشه؟

      برادر ناشناس من بزرگترین بی انصافی قاطی کردن همه چیز با هم و سوزاندن تر و خشک به صورت یکجا می باشد.
      انتقاد از بی ادبی ها و رد فحاشی کاری پسندیده و عاقلانه ای است اما همه را به یک چوب راندن آنهم مثل میوه فروشی های قدیم به شکل درهم فکر نکنم نزد اهل اندیشه کار شایسته ای باشد؟
      برای توصیه بقیه مقالات هم تشکر می کنم گرچه تا کنون هیچ کدام از یادداشتهای ستون مقالات سایت را نخوانده رها نکرده ام اما در کلیت حرف معقولی است.
      در اینکه سرکارخانم حسینی به خاطر نوع نگارش شان بازخورد بیشتری دارند شکی نیست و این حقیر هم با احترام بسیاری که برای شخصیت فردی ایشان قایلم منتقد جدی آن سبک نگارش هستم و به قول آن رند داستان مشهور فیلم امیرکبیر اینبار از در تایید نگارش ایشان درآمدم که مورد نوازش کامنت حضرتعالی قرار گرفتم.
      بگذریم طنز زیبایی است روزگار ما…

  • منصور می‌گه:

    با صحبت های افسر موافقم
    برای این که نگارنده را از سیاست به جای دیگری بکشانم او را به داستان نویسی تشویق کردم در حالی که داستان نویسی هنر و سواد می خواهد
    ولی متاسفانه مطالب ایشان در حد سیاست نویسی هم نیست

  • افسر می‌گه:

    اتفاقا ایشان می تواند در کشور ما یک سیاست باز خیلی خوب شود. سیاستی که هیچ نشانه ای از آنچه در جوهر افلاطون و رانسیر و…. غیره است ، نیست. آنچه خانم حسینی می نویسد اتفاقا شایسته و بایسته دوستان خیلی خوب اصلاح طلب است.

  • افسر می‌گه:

    با گفته منصور که خانم حسینی با این نوشتار می تواند داستان نویس خوبی شود کاملا مخالفم و معتقدمم که ایشان بااین قلم در حوزه داستان هیچ وقت موفق نخواهند شد. داستان برشی از زندگیست نه یک متن حسی فرمیک که چیزی جز مجیز دیگران در آن نیست . داستان واقعیت زندگیست با زاویه دیدی تازه و خلق جهان تازه به روی خواننده. خواهشا اینقدر ارزش گذاریهایتان سرسری و عجولانه نباشد. داستان تاثیرگذارترین هنر در قرن 21م است و نباید به هنر ی که هر کسی توان جولان در آن را ندارد ، توهین کرد.

  • دانا ط اصولگرا می‌گه:

    اقای بهزادکاظمی ………. شما اونجا زیر مقاله مثلث اصلاح طلبان نوشتید جماعت مدعی اصلاحطلبی اینجا امیدوار شدی که مجمع مشورتی اصلاح طلبها شکل بگیره و فلان بهمان کنه دقیقا میتونی بگویی نظرت راجع به اصلاحطلبان چیه چون هیچ کدوم اونا شما را قبول ندارن و مسخرتون میکنن شما اخرش کدوم طرفی هستی و کی هستی

    • بهزاد کاظمی می‌گه:

      برادر من من بهزاد کاظمی هستم.
      ولی شما کی هستی؟ آیا پشت این اسم مستعار هویتی هم هست یا یک شبه بدون نام تشریف دارید؟
      مسلمن از جنس شما نیستم نه در پنهان کردن نام نه در جناح سیاسی.
      جماعت مدعی اصلاح طلبی یعنی همون آدمهایی که با اسم مستعار در فضای مجازی جولان می دهند و به خودشون اجازه میدن مرد استخون خوردکرده ای مثل فتاح محمدی رو اصلاح طلب ندونند و دلایل مضحکشون هم برای چنین ادعاهایی رو مشخص نمی کنن.
      یا یعنی اونایی که اصلاح طلبی رو با ملک پدریشون اشتباه گرفته اند و فکر می کنند هر کی با خودشون نباشه اصلاح طلب نیست.
      و یا اونایی که نشسته اند کنار گود و میگن لنگش کن.
      اما در مورد مسخره کردن این حقیر و قبول نداشتنم توسط اصلاح طلبانی که شما ادعا می کنید: 1) آدمی برای زیستن نیازی به قبول داشتن کسی ندارد.
      2) مسخره کردن دیگری چیزی از کسی کم نمی کند. ای بسا که مسخره کننده به دلیل جایگاهش باعث اعتبار مسخره شده هم باشد در نظر اهل دلی یا عاقلی. و به قول سعدی علیه رحمه عاقلان دانند…
      3)اصلاح طلبی که نظر و عقیده اش را در مورد همراه و همخط (حتا سابقش) نزد اصولگرای پنهانی چون تو بیان نماید دیگر تکلیفش مشخص است.
      4) عقل حکم می کند آدمی به مدعیات افرادی چون جنابعالی چندان توجه نکند به قول اهل خبر منبع غیر موثق قابل اعتنا نیست.
      5) گیرم هم که درست بفرمایید شما را چه حاصل برادر ناشناس؟
      باقی بماند برای زمانی که هویت روشنی پیدا کردید…

  • دانا ط اصولگرا می‌گه:

    در رابطه با این ائتلاف که چیزی بیشتر از اتلاف نیست من در کامنتهایی زیر مطلب مثلث اصلاحطلبان تاجگردون استاندار توضیح داد م اگر بروید و بخوانید متوجه می شوید که تفسیر ادبیاتی خانم حسینی با ادعا و تفسیر واقعیتی من خیلی دوره اصلا اینطوری که فکر نوشته ای نیست چون خانم هستی اینجا جواب نمیدم. بروید و اون کامنتارا بخونید

  • لر می‌گه:

    خواهر خوبم به خدا اگه از تصنع وخودنمایی دوری کنی مطالب قابل تحمل وتامل خواهی نوشت .اخه هم خودت هم سایت ها هم خوانندگان حقوقی دارید که باید رعایت شود .اینگونه نوشتن در اینده حتی اگهنویسنده بزرگی بشی برات دردسرساز میشه .اروم وساده بنویس به خدا گاهی موقع تا تصویرتو رو صفحه میبینم میگم وای باز هم این خواهر چیزی نوشت

  • سید می‌گه:

    خداوند اموات جناب تاجگردون را بیامرزد که بالاخره سبک نگارش خانم حسینی هم در اثر ائتلاف مذکور به فارسی بسیار نزدیک شد.

    لایک داری

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    خداوند اموات جناب تاجگردون را بیامرزد که بالاخره سبک نگارش خانم حسینی هم در اثر ائتلاف مذکور به فارسی بسیار نزدیک شد.
    امید است که مجمع مشورتی اصلاح طلبان استان شکل بگیرد و دوام هم بیاورد و نتیجه هم از آن حاصل شود و در انتخابات مجلس آینده و پس از آن در توسعه استان تمام مردم اثرات آنرا لمس کنند.
    شاید اگر روال توسعه مدرن و پایدار شروع شود دیگر قلم به دستان فرهیخته نیازی نبینند که پست مدرن نگارش نمایند دلنوشته های دردمند خویش را…

  • ناشناس می‌گه:

    از بس نوشتی لیلی و لیلا و لیلی خودت هم نمیدونی چی نوشتی

  • منصور می‌گه:

    لیلی جان
    سوار بر اسبی شدی که مهار ندارد
    همین جوری می نویسی در عالم خیال می پری
    نه خانم این جوری نیست که شما می گویید
    شما بروید داستان بنویسی می توانی برای خودت کسی شوی
    عالم سیاست اینی نیست که تو می پنداری
    زیراین دریای آرام آشوبی است
    آشوبی از خودخواهی ها جناح بازی ها خواسته های بی پایان مقام خواهی و …
    تو چه می دانی از تاریخ 100 ساله ایران از تاریخ 50 ساله ایران و حتی از تاریخ 30 ساله ایران؟!!!
    نوشته هایت زیباست اما بلاغت و فصاحت ندارد عمق ندارد اطلاعات توی نوشته هایت نیست
    شما می تونید یه داستان نویس خوب بشی نه یه سیاست دان و جانعه شناس یا مردم شناس
    حیف است شما درباره سیاست می نویسید، وقت تلف کردن است

  • بهلول می‌گه:

    تعظیم ، تعظیم ، نسیم اصلاحات برای اصلاح ، وزیدن گرفت .
    لیلی جان آش کشک خالته ، بخوری پاته ، نخوری پاته .

  • یک اندیشه می‌گه:

    به امید یک موفقیت یکدست در سیاست استان.

200x208
200x208