تاریخ درج خبر : 1392/03/18
کد خبر : ۲۶۹۴۳
+ تغییر اندازه نوشته -

جای خالی برنامه حزبی در مناظره ها

سایت استان: * دارا کریمی نژاد

با نگاهی گذرا به در هم آشفتگی فضای فکری و سیاسی در سطح جامعه و بخصوص در مناظره های برگزار شده جای خالی برنامه های حزب محور آشکارشده است.

حزب در لغت به معنای گروه و دسته می باشد اما در اصل به جماعت و گروهی اطلاق می شوند که دارای تشکل و شدت عمل باشند و از برنامه ها و اهداف خاصی پیروی کنند . پیدایش جناح ها و گروه های رقیب و مخالف ، امری طبیعی و به گونه ای اجتناب ناپذیر در روند توسعه سیاسی و اقتصادی جوامع به وجود می آید و از آن گریزی نیست و در واقع این امر نمایانگر وجود سلایق و دیدگاه های مختلف می باشد که به صورت شکلی خاص از سازماندهی نیروهای اجتماعی درآمده و در پی کسب و حفظ قدرت در جهت اجرای نظرات خود برای پیشرفت جامعه و یا نقش آفرینی در تصمیم گیری های سیاسی می باشند.

803

هر ایرانی که دارای مدرک اول متوسطه باشد در کتاب مطالعات اجتماعی این مطلب را در باره حزب خوانده است:

« در یک جامعه افراد و گروه هایی با علایق،منافع و عقاید متفاوت وجود دارند؛جامعه باید راه هایی را مشخص کند تا آنها بتوانند علایق،منافع و عقاید خویش رابیان و از آن ها دفاع کنند.یکی از راه هایی که جامعه برای این منظور پیش بینی کرده تشکیل احزاب و انجمن ها است.در این گونه محافل ،افرادی با عقاید،منافع و علایق یکسان گرد هم می آیند و در حدود قانون،برای دست یابی به نقش های سیاسی یا اثر گذاری برآنها فعالیت می کنند.

از منظر یک کارشناس برون دینی ، می توان گفت : مگر نه این است که قران کریم و بزرگان دین، ما را به مشورت(و امرهم شورا بینهم )،تعاون (تعاونوا علی البر و التقوی ،مائده/2)،همکاری،نظم و ترتیب در انجام امورو داشتن برنامه (اوصیکم به تقوی الله و نظم امرکم ) دعوت وسفارش نموده اند؟ چرا برخی ازکار گروهی و حزبی واهمه دارند؟ بدون شک هر پدیده مخلوق بشری هم آثار مثبت و هم آثار منفی دارد.اگر با عقلانیت و آینده نگری به حزب نگاه کنیم خواهیم دید که آثار مثبت آن بیش از آثار منفی است.

وجود گروه های سیاسی و احزاب در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده است . اصل 26 قانون اساسی چنین بیان می دارد: «احزاب و جمعیت ها, انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند،مشروط به این که اصول استقلال، آزادی ،وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساسی جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت ».

واقعیت امر آن است که در جامعه ایران فرهنگ تحزب در حاکمیت ، نخبگان و مردم فرهنگ ضعیفی است.این امر می تواند ناشی از دو دلیل باشد:

1- نهادینه نشدن احزاب در جامعه در یک صد ساله اخیر

2-دولتی بودن احزاب یا احزاب دولت ساخته

حزب گریزی نزد نخبگان در ظاهر به گونه ای است که یکی از افتخارات آنان این است که می گویند ما عضو هیچ حزبی نیستیم. یعنی خودشان را از هر نوع انتساب حزبی پاک می کنند. این در حالی است که بعضا از سوی گروهها و نهادهای شبه حزبی که ابزار قدرت و ثروت را در دست دارند حمایت می شوند.

با عقلانیت سازگارنیست که سیاست ورزی و مردم سالاری را تشویق نمود ولی حزبی به معنای واقعی مستقل از اراده حاکمان نداشت. سیاست ورزی بدون حزب یک پارادوکس است. افراد باید در حزب کارآزموده و به اصطلاح چکش خورده شوند تا زمانی که برای کارهای مدیریتی یا اجرایی وارد اجتماع می‌شوند، کاملا پخته شوند.

می توان گفت حزب یک ضرورت برای توسعه جامعه است، اگر احزاب در جامعه فعال و افرادی در آن عضویت داشته باشند به مرور زمان در آن با تجربه می شوند و در آینده برای انجام کارهای خود،روی منافع ملی کشور آزمون و خطا نمی کنند، چرا که امروزه هزینه این آزمون خطا را همه مردم جامعه می دهند .
وقتی فردی درون حزب حرفی را می‌زند، توسط تمام افراد حزب نقد می‌شود، برای همین می‌فهمد که چه حرفی درست است و چه حرفی درست نیست. ملت ایران سالها هزینه حرفهای نسنجیده در عرصه سیاسی ،اقتصادی ،فرهنگی … رامتحمل شده است،والآن هم نمی تواند این خسارت را از این افراد طلب نمایند.
فردی که از درون حزبی وارد جامعه می‌شود، حرف‌هایش پشتوانه حزبی دارد. افرادی که خود را بی نیاز از حزب می دانند به علت عدم پشتوانه فکری نمی توانند در عرصه سیاسی مانا شوندو بعد از مدتی محو می شوند.
اگر احزاب با سلایق مختلف در چارچوب ضوابط, قوانین و مقررات و در راستای حفظ وحدت و امنیت و منافع ملی فعالیت نمایند اثرات بسیار مثبت و سازنده ای به دنبال دارد که برخی از آنها عبارتند از:
1- سازمان دهی و انسجام نیروهای پراکنده و شکل دهی به افکار عمومی ناهماهنگ .
2- تربیت و رشد نیروهای کارآمد برای توسعه نظام سیاسی .
3- انعکاس خواسته های مردم به دستگاه حاکم و سلب استعداد و فساد سیاسی، اقتصادی و اداری از قوای حاکم و کارگزاران نظام .
4- توسعه سیاسی و رشد اجتماعی در اثر رقابت در مشارکت سیاسی .
5- شفاف شدن دیدگاه ها و مدون شدن برنامه ها در جریان رقابت های سیاسی .
6- جلوگیری از انحراف ها و گرایش نیروهای پرجنب و جوش جوان و تک روی های آنها.
7- حفظ و ثبات نظام در صورتی که در اصل نظام، اعتقاد مشترک داشته باشند و تفاوت آنها تنها در سلیقه ها و برنامه های سیاسی باشد.
8- گزینش و معرفی نامزدهای انتخاباتی برای کسب قدرت .
9- آگاهی مردم در جریانات سیاسی و اجتماعی و مشارکت هر چه بیشتر آنها و..

بنابر این خلا برنامه های حزبی در مناظره ها و گفتگوی نامزدهای انتخابات مشهود است.حرفهای کلی و کلیشه ای محور برنامه های آنان را تشکیل می دهد که این یک اسیب جدی است که در توسعه نیافتگی کشور سهم عمده ای خواهد داشت.

* استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سینایی از گچساران می‌گه:

    با سلام خدمت استاد گرانقدر
    سهم پژوهشگران علوم اجتماعی در نهادینه کردن احزاب در ایران چقدر بوده است ؟ تقاضای عمومی را چقدر در سطح جامعه برانگیخته و برای تشکیل احزاب تلاش کرده ایم ؟ نسل اندیشمند و تحصیل کرده جدید یا نسل دوم و سوم انقلاب چقدر در این مسیر تلاش کرده اند؟ همانا راهی را رفته ایم که گذشتگان رفته اند . و جای سخن بسیار و ….
    البته با تشکر از نقطه نظر دوست بسیار ارجمند خودم جناب آقای دارا کریمی ( خشت).

200x208
200x208