تاریخ درج خبر : 1393/02/17
کد خبر : ۲۷۰۲۴۱
+ تغییر اندازه نوشته -

تعطیلی کارخانه تولید آجر دهدشت؛ آزمونی برای مسئولین

سایت استان: نصرالدین پارسه

موضوع و خبر کوتاه اما تاسف بر انگیز و زنگ هشداری است؛ پروژه ی ساخت بزرگ ترین واحد صنعتی دهدشت به دلیل آنچه که کم بود منابع مالی و عدم همکاری بانک صنعت و معدن در ارائه ی تسهیلات ذکر می شود، تعطیل شده است. طرحی که به گزارش سایت های مختلف « حتی جزء 27 طرح مهر ماندگار قرار گرفت تا پایان کار دولت قبل به بهره برداری برسد اما مهری از مهر ماندگار هم ندید.»

aj2

برای آشنایی بیشتر با این کارخانه آوردن بخشی از گزارش ” سایت استان ” به تاریخ 28 بهمن 92 خالی از لطف نیست: « احداث کارخانه آجرپزی شهر دهدشت در سال ۸۶ به تصویب رسید و عملیات احداث آن در سال ۸۷ آغاز شد اما هم اکنون به دلیل کمبود اعتبار، بر زمین مانده است. این کارخانه که در نوع خود بزرگترین کارخانه در جنوب کشور است، به علت عدم همکاری بانک ها در ارائه تسهیلات تعطیل بوده تا رویای جوانان دهدشتی برای اشتغال در بزرگترین واحد صنعتی دهدشت رنگ واقعیت نگیرد و نان شان آجر شود. این کارخانه که در روستای “ چنگلوا ” و در بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه واقع شده است [ البته یکی از خوانندگان در قسمت نظرات یاداوری کرده که این کارخانه در محدوده ” دره لبک ” و در جوار روستای ” کرباسی ” می باشد.] در حال حاضر ۸۵ درصد پیشرفت فیزیکی دارد و در صورت عدم حمایت مسئولان این طرح به تعطیلی کامل کشیده می شود. این در حالی است که با بهره‌برداری از این پروژه مشکل تامین دو نوع آجر سفال بام و آجر کف در سطح استان رفع خواهد شد و حتی استان های هم جوار نیز از تولیدات آن بهره مند خواهند شد.»

این کارخانه که قبل از تعطیلی حدود 80 نفر به صورت روزانه مشغول کار در قسمت های مختلف آن بودند در صورت راه اندازی، 100 فرصت شغلی به صورت مستقیم و حدود 400 تا به صورت غیر مستقیم ایجاد می کند. هم چنین طبق گزارشات، قابلیت تولید روزانه 800 – 1000 تن آجر را خواهد داشت. مهم تر این که می تواند به رشد صنعتی این بخش از استان کمک شایانی بکند.

سرمایه گذاران خصوصی را فراری ندهیم

واضح و مبرهن است که سرمایه گذار خصوصی و مدیر عامل این طرح بی دلیل و بدون طی کردن مراحل کارشناسی کلنگ این طرح را نزده اند، بلا شک منافع خود را در نظر گرفته و چه از لحاظ آب و هوا، چه از لحاظ خاک و مصالح مورد نیاز و چه از لحاظ منطقه ی جغرافیایی، این بخش از کشور را برای پیشبرد برنامه های اقتصادی و دیگر اهداف خود مناسب دیده اند. اما چه بسا اگر همین پول را در جای دیگری سرمایه گذاری می کردند نه تنها سود بیشتری عایدشان می شد بلکه در مدت زمان کوتاه تری هم به این هدف می رسیدند. هر چند اینجا ایران است و چشم ها به وجود طرح های نیمه تمام عادت کرده است اما دور از واقعیت نیست که حتی گفته شود؛ اگر همین طرح در هر یک از استان های بزرگ دیگری چون فارس، اصفهان و … بود، خیلی زودتر از این ها به مرحله ی بهره برداری می رسید و سرمایه گذار را خیلی سریع تر به سود و بازدهی می رساند. آیا دلیل این گزاره به غیر از نفوذ و قدرت تاثیرگزاری مسئولان استانی و شهری این استان ها در دولت و لایه های حاکمیت است؟ نفوذ و قدرت تاثیرگزاری ای که یک شبه به دست نیامده است. بلکه ما حصل برنامه ریزی، تلاش مداوم و داشتن حس دل سوزی و مسوولیت پذیری نسبت به مردم منطقه شان است. کوتاه سخن این که؛ درست است که طرح هایی از این دست برای سرمایه گذار خصوصی بی آب نیست اما حالا که قرار است به واسطه ی سرمایه ی آنها حداقل نانی دست مردم منطقه را هم بگیرد، با ناملایمتی و کارشکنی آنها را فراری ندهیم.

aj5

سید موسی خادمی، استاندار استان اخیرا در جلسه با کارگروه سرمایه گذاری استان به خوبی به لزوم توسعه در امر سرمایه گذاری در استان تاکید کرده اند و در ادامه آورده اند که « باید آن قدر نسبت به معرفی فرصت های خود کار کنیم تا سرمایه گذار وارد شده و پول خود را در این جا خرج کند که همت و تلاش مسئولان مهم ترین عامل برای موفقیت در این کار است.»

باید رو به مسئولان عزیز عرض کنیم، بسم ا…! اگر قصد حمایت از سرمایه گذاری خصوصی را دارید، اگر معزل بی کاری جوانان استان برای تان آزاردهنده است و اگر واقعا برای توسعه استان ارزشی قائل هستید؛ کارخانه ی آجر پزی کهگیلویه را دریابید! و آن را فی امان ا… به حال خود رها نکنید.

تلاش بی نتیجه، به مثابه خشت زدن است!

نویسنده ی این سطور طی صحبتی که با منابع آگاه ( یکی از مهندسین ناظر طرح ) داشته است، قضیه را این طور دیده که ظاهرا مسئولان استانی و بیشتر از همه جناب استاندار، حداکثر تلاش خود را به کار گرفته اند به این امید که بانک صنعت و معدن، تعهدات خود را در قبال این طرح اجرایی کند. اما تا الان که این قلم زده می شود این تلاش ها راه به جایی نبرده است تا پروژه ی ساخت بزرگترین کارخانه ی آجرپزی جنوب به تعطیلی کشیده شود.

شنیدن این خبر که مسئولان استانی تلاش خود را به کار می گیرند، امیدوارکننده و به نوبه ی خود قابل احترام است، اما درست یا غلط، تلاشی که به نتیجه منتهی نشود در منظر عموم به مثابه ی خشت زدن بیهوده است.

قضیه ساده است؛ پروژه ساخت واحد صنعتی ای در چند کیلومتری دهدشت تعطیل می شود. جوان دهدشتی با یک حساب سرانگشتی می بیند که همزمان با این تعطیلی 80 نفر از جوانان همشهری اش که شاید خیلی های شان هم نان آور یک خانواده هستند، از کار بی کار می شوند.

حتی قضیه ساده تر از این هم می شود؛ پدر جوان دهدشتی با یک پرس و جوی ساده متوجه می شود که با به سرانجام نرسیدن احتمالی این پروژه یا حداقل به تاخیر افتادن آن حدود 100 فرصت شغلی مستقیم و 400 تا به صورت غیر مستقیم، از بین رفته است. و به همین سادگی با چشم خود می بیند؛ پروژه ای که می توانست آینده ی شغلی فرزندش و بسیاری دیگر ازفرزندان همشهری هایش را تضمین کند، در حال بر باد رفتن است.

پس با این حساب به دور از حق نخواهد بود اگر پدر و پسر دهدشتی با خود بگویند؛ یا مسولان تلاش نکرده اند یا تلاش کرده اند ولی به نتیجه نرسیده اند، در هر حالت نتیجه گیری یکسان است و آن اینکه در حال حاضر مسئولان محترم لیاقت آن پستی را که در آن هستند، ندارند و جایگاهشان آن جایی نیست که باید. نه به این معنی که هر کاری باید بشود که کار ” نشد ” هم وجود دارد. اما به راستی آیا جلوگیری از تعطیلی ساخت این کارخانه، کاری ” نشد ” است؟

با همان حساب باز به دور ار انصاف نخواهد بود اگر پدر و پسر دهدشتی از خود بپرسند؛ نماینده ی بزرگوار کهگیلویه وبهمئی که همین تابستان گذشته، به تحریک ” دلواپسان” در ” جلسه های رای به وزرای دولت ” فریاد ها سر می داد، ( دوست نداریم بگوییم با همان لحن) اما آیا با همان تن صدا از حق مردم منطقه اش دفاع می کند؟ آیا با همان رسایی تعطیلی تنها کارخانه ی فعال دهدشت را فریاد می زند؟ یا باز هم چون همان ” دلواپسان ” سودای مدیریت جهانی را در رویا می پروراند؟

شکم گرسنه، توسعه مدنی

1- حتما خوانندگان محترم بارها این جمله ی معروف را شنیده اند ” به منظور فکر نکردن به امور دیگر، مردم را در فکر نان شب نگه داشتن. ” امور دیگری که مسائل فرهنگی و نیازهایی فراتر از حداقل های اولیه زندگی ( خوراک و پوشاک ) را شامل می شوند. روشن است شکم گرسنه و آن که مشکلات اقتصادی دارد، آزادی های مدنی و توسعه ی اجتماعی و سیاسی سرش نمی شود. قصد سیر و حرکت در فضای ایجاد شده ی ناشی از نگارش چند سطر بالا را نداریم وآن را وا می نهیم که خود موضوع بحث جداگانه ای است، هر چند در ادامه ی کار آن را در خدمت مطلب در می آوریم.

2- جذب سرمایه گذار و ایجاد کارخانه، واحدهای صنعتی و مراکز تجاری متنوع در اطراف و در داخل یک شهر که در ادامه ی آن فرصت شغلی نیز می آید از مهم ترین و کارآمدترین عوامل افزایش درآمد و ارتقای سطح اقتصادی ساکنین یک شهر و منطقه است.

در حالی که ارتباط دو مطلب بالا را با هم مرور می کنیم، به یاد بیاوریم یکی از مهم ترین چالش هایی که استان ” کهگیلویه و بویر احمد ” با آن دست و پنجه نرم می کند عدم توسعه ی سیاسی و اجتماعی است. با این مرور و یاداوری، شاید اهمیت کارخانه ها و واحد های صنعتی ای از این دست بیش از پیش نمایان شود و شاید دلیل حرص هایی که به تبع این تعطیلی خورده می شوند روشن تر شود.

به بهانه این مشکل و تعطیلی این کار خانه، این نوشته طرح مسائل دیگری را نیز برمی تابید و می تابد، مسائل دیگری که شاید مهم ترینشان بررسی نقش خود مردم شهر و بیشتر از همه نقش مدعیان است، اما برای جلوگیری از اطناب کلام این یکی را نیز وا می نهیم، که شاید کار درست هم همین است که این مهم، به بهانه ی یک مشکل فرهنگی یا اجتماعی مورد بحث قرار بگیرد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • س می‌گه:

    هرکه بفکر خویشه

  • یاس می‌گه:

    مقاله خوبی بود؛موفق باشی مهندس جوان راه درازی رو هنوز در پیش داری؛امیدوارم کردی داداشی.

  • یاس می‌گه:

    پیشرفت و توسعه استان ما از هر لحاظ منوط به پیشرفت فکری مسئولان و زمامداران استانمان میباشد؛در استانمون اندیشه نو وجود دارد ولی حیف و صد حیف که بها داده نمیشود و ریشه تنومند !!!!!!!!!!!سیاست استان از جایی دیگر آب میخورد؛متاسفانه وجدان کاری خ کم به چشم میخورد ک اگر به فکر نباشیم این وجدان به خواب مرگ می رودونتیجه اش چیزی جز عقب ماندگی و………

  • رضا می‌گه:

    بی مسولیی مسولان در انجام این مسعولیت موج میزنه

  • ناشناس می‌گه:

    عدم توسعه اقتصادی استان بیشتر به دلیل سوء مدیریتها هست.

    بسیاری از مدیران فقط به فکر حقوق خود و معاونان خود هستند و کار اصلی در ان ادارات بر دوش چند کارشناس مفلوک رسمی و بخش خصوصی! است و اگر همان چند کارشناس نباشد اداره انها ول معطل است. کارشناسان هم با دیدن مدیران و مسئولان بی سواد و پست دوست چندان رغبت کار ندارند و اگر هم کاری بیشتر از شرح وظایفشان انجام دهند برای توشه اخرتشان است! نه اضافه کاری!
    اگر مدیریت قوی یا دیکتاتور مانندی در استان باشد ایا مدیران ضعیف و پست دوست می توانند کارشکنی کنند! البته که نه! چون برای حفظ پستشان ! با جان دل کار می کنند! و فوی مشکل این نوع پروژه ها را سه سوته حل می کنند!

  • نظام می‌گه:

    واقعا یکی نیست جوابگو باشه.

  • مهدی می‌گه:

    نیازی به پیگیری نیست.آنچه عیان است چه لازم به بیان است. حل شود مسئولان عزیز

  • میثم می‌گه:

    متشکر از مهندس جوان. پیگیر باشید لطفا. من شخصا پیگیر میشم

  • حسام می‌گه:

    اغا مسولان به خودشون بیان یه کاری کنند مگه این استان کلا چند تا کارخونه داره که راکت شدن. لطفا خواهشا پیگیر باشید

  • محسن رشیدی می‌گه:

    سلام ممنون ازلطف شما مهندس جان و لی کو گوش شنوا
    هرکه به فکرخویشه ….

  • کیان می‌گه:

    عالی نوشتی مهندس…به امید اینکه مورد توجه مسولین قرار بگیره…

  • عنایت می‌گه:

    اگر بهره برداری ازجاده اصفهان رو دیدین،بهره برداری کارخانه اجررا هم می بینید

  • علی می‌گه:

    من بعنوان یکی از کارکنان کارخانه آجر دهدشت وظیفه خود میدانم از حضرتعالی بخاطرنوشتن این مقاله وخصوصا نگرانی که بعلت تعطیلی این کارخانه دارید تشکرکنم.
    امیدوارم که موردتوجه مسئولین استان واقع شود
    لازم به توضیح است ک درصورتیکه کارخانه به مرحله تولیدبرسد تقریبا 150 نفر بصورت مستقیم مشغول بکار خواهدشد.

  • […] منبع خبر: سایت استان کهگیلویه و بویراحمد […]

200x208
200x208