تاریخ درج خبر : 1393/02/21
کد خبر : ۲۷۳۰۴۶
+ تغییر اندازه نوشته -

نامه ای به رئیس جمهور روحانی

سایت استان: سیدعلی عباس محدث

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت ****** میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
جناب آقای شیخ حسن روحانی؛
ریاست محترم جمهور

از دیاری با شما سخن می گویم که احتمالاً اسم آن را شنیده ای. دیار آریو برزن، استان چهارفصل، پایتخت طبیعت ایران، تولید کننده 25% نفت ایران، جایگاه اولین حفر چاه نفت در ایران، مقام اول ایثارگری در جنگ 8 ساله به نسبت جمعیت کل استان، استان عشایری یعنی همان ذخایر انقلاب و استان صد در صد سیاسی که بیش از 100 درصد حضور در انتخابات سیاسی را دارد ولی از اقتصاد و شاخص های رشد اقتصادی، هیچی ندارد. اگر خاطرتان آمده باشد، استان کهگیلویه وبویراحمد منظورم بود من عضو کوچکی از این جامعه ای هستم که در نظام قشربندی ایجاد شده ی بعد از جنگ، جزء استان های غیر برخوردار، محروم، توسعه نیافته و کلاً از سه شاخص نیروی انسانی کارآمد، اقتصاد مولد و فرهنگ مؤثر در مضیقه ایم. تمام دلخوشیم قلمی کم جوهر است و واژه هایی که دیگر محتوایی ندارند. از نام گذاریهای سالیانه در استان ما فقط، تبلیغاتش هست و صدای گوشخراشش. تاکنون ثمری از این درخت تنومندی که در اطراف و اکناف استانم می بینم(استانهای همجوار)، یعنی توسعه همه جانبه، گاهی لاک پشت وار، بارقه ای از امید می آید و می رود. البته از حق نگذریم، بحث کنترل جمعیت در استان ما به خوبی از سوی مسئولین پیگیری می شود. مثلاٌ جاده های استان ما پس از اینکه قریب یک سوم مردم را از ادامه زندگی محروم کردند، تازه مسئولین می فهمند که باید کارهایی علیه این سیاست کنترل جمعیت داشته باشند و نقشه هایی مبنی بر دوبانده کردن جاده ها و تعریض شان، تدوین کنند. یا در بخش درمانی، خوشبختانه سیاستهای کلان نگر دولت ها در کمترین زمان ممکن قابلیت اجرایی می گیرد به نحوی که بیمارستانها از امکانات و متخصصین، خالی می شود. اینجا دیگر دغدغه ای از حیث فرهنگ نداریم. آموزش و پرورش که کمترین مبلغ را از بابت هزینه ی تحصیلی می گیرد. دانشگاه های ما که چون به تنهایی جوابگویی میزان ارتقاء سطح فرهنگی نیستند، شعبه هایی دایر کرده اند، مگر اینکه کسی بیکار نباشد، واِلا مدرکش از ابتدا آماده است. فقط کمی پول می خواهد و اندکی مهلت برای صدور مدرک تحصیلی اش. در حوزه مدیریت که دیگر گلایه ای نداریم. مدیران کهگیلویه وبویراحمدی را در یکی از سایتهای استان ما جستجو(serch) کنید و زحمت فشار دادن به دکمه اینتر را نیز بکشید، حالا متوجه خدمت دولتمردان گذشته در جذب نیروی انسانی در تمامی وزارتخانه ها و سازمان های مهم می شوید. در حوزه اقتصاد که ما کاملاً خودکفا هستیم. دو سد مخزنی داریم که رو به قبله استان، تمامی آب های سطحی و زیر سطحی و هوایی را می گیرند و به مردم شریف و نجیب خوزستان و بوشهر و شاید کشورهای اون طرف آب هدیه می کنند و عطششان را می نشانند. لطف این سد ها، منظره ای است برای مردم استان که باز در بحث کنترل جمعیت و با غرق شدن تعدادی از هم ولایتی هایمان، بدون کمترین امکانات از جمله نجات غریق و ادوات غواصی، نقش بی بدیلی را در عدم افزایش جمعیت، ادا می کنند. پتروشیمی و کارخانجات مادر و زودبازده و ….، که سالها است در روزنامه های محلی و سایت های خبری، آرامش بخش روحیه لطیفمان شده اند، همه در وهمیات و خیالاتمان مشغول اشتغالزایی و تولید فراوان هستند.

آشیخ عزیز؛
عجله ای برای دیدار با مردم استان ما نداشته باش. چون هر وقت بیایی، یک واژه ای که بیانگر اولین حرکت شما و منت کشی همشهریانم باشد، برای مردم می تراشند. مثلا ً« ارادت و مرحمت رئیس جمهور به مردم غیور استان اینگونه است که اولین سفر خود را پس از ماه از سال به شما(مردم) و یا چیزی شبیه این»، حتماً در جایگاه خواهی شنید. کف و سوت های ممتد و گونی های نامه و شکایت و … که البته اینها را نیز لازم نیست با خودت به تهران ببری، فقط کافی است یکماه بعد از والی خود در استان بپرسی تا به سیاق گذشته بفرمایند، چه شد!!!! نه فکر کنی، مشکل فرهنگی داریم؟ اصلاً!!! اینجا مثل تهران نیست که مردم به همدیگر بی اعتماد باشند. مردم و مسئولین بکی هستند. هیچ فاصله ای نیست. رابطه، سفارش، قوم گرایی، دوست محوری، با دوچشم نگاه کردن، از این ادبیات مضحکه آمیز نداریم.

ولی شیخ بزرگوار؛
عرض کردم که ما تماماً سیاسی هستیم . خوب و بد سیاست را بهتر از هر کسی می دانیم. شمایی که راست سنتی بودی و در تور چپ معتدل گیر کرده ای، به ناز می خرامی یا به کرشمه می نازی؟ رسم اعتدال بر یکسان نگری است. چه با سیاست و چه بی سیاست. گرچه تشخیص چپ مطلق و راست مطلق، کمی دشوار است منتهی بر من و شما که پوشیده نیست ادبیات تضادگرایانه ای همچون عالیجناب سرخپوش و محافظه کارانی که با مردم خیلی فاصله فکری دارند، برای کسانی همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری که امروز رهبران کاریزمای تندروهای لیبرالیسم قرار گرفتند. از این طرف هم کسانی مثل ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. آنچه مردم به یاد دارند، انحصار طلبی و تمامیت خواهی این دو جریان فکری است که هیچوقت نتوانستند چشم از کلان شهرها برچینند و به پیرامونی ها نظاره کنند.

آشیخ حسن؛
تعاریف بسیاری از واژه فرهنگ خواندم. از ادوارد تایلور، مید، رادکلیف براون،سورکین، استیو وارد، هورد، کلاک هون، ویلیامز حتی شریعتی خودمان و شهید مطهری و … ولی این تعریف کلاک هون « فرهنگ برای جامعه همچون حافظه برای انسان است…» به نظرم خیلی جالب است. چرا باید حافظه انسانهای کشور شما این همه از حیث ضرافت و ظرفیتهای موجود در طبقات با فاصله زیاد قرار داشته باشند؟ محدودیت های استان خود را می دانم ولی ممنوعیت های کلان نگری مسئولین اجرایی را برای اعتلای فرهنگ و سپس رونق اقتصادی، بازدارنده تر می دانم. می پرسی چگونه؟

1- شکاف فکری و فرهنگی بین وابستگان به ایثارگران و نسل سوم و چهارم، اینگونه نمود دارد که در استخدام های استان فقط ایثارگران بهره مند هستند و بقیه در نابرابری اجتماعی گرفتارند. در حالیکه بازبینی لیست قراردادی ها و غیر قرار دادی های چند سال گذشته مبین کمترین حضور ایثارگران ودر بعضی دستگاه ها عدم حضور آنها است. چرا باید سیاست های ابلاغی بدون ضمانت اجرایی مدیران کلان نگری چون حضرتعالی(به عنوان مثال) به نحوی باشد که مردم در دسته بندیهای غیرعقلانی علیه هم باشند؟ پس اصلاح سیاست جذب نیرو در دستگاه های دولتی و برخورداری ایثارگران از حقوق واقعی خود، یعنی اعتدال و اعتدال هم خواستگاه نهایی فرهنگ است.

2- بی توجهی به نظام آموزشی یعنی عدم نظارت بر آموزش و متولیان آموزش و پرورش و همچنین نگاه اقتصادی به تعلیم و تربیت، مهمترین و خطرناکترین، شیوه طبقه بندی و القاء باورهایی چون اشرافی گری و مارکسیسم گرایی است. دولت ها موظف هستند که آموزش و پرورش رایگان با تمام تعهدات و مسئولیت پذیریش را برای همه اقشار جامعه فراهم کنند. اینکه در شعار بگوئیم اولین معلم خدا است و پیامبرش، معلم نقش انبیاء را دارد، تعلیم و تعلم عبادت است ولی آموزش و پرورش را اقتصاد محور کنیم، عملاً معلمی شغل دوم و سوم معلم می شود. باید واقع بینانه بود نه همه چیز را کتمان کنیم تا برنامه های کاپیتالیسمی آقای وزیر اقتصاد، عملی گردد.

3- قشر حداکثری جامعه یعنی طبقه پائین که زیر خط فقر قرار دارند از همه امکانات و شرایطی که لازمه فرهنگ و ارزش های اجتماعی هستند، محروم بوده و کم کم خود را مقید به این سنت می دانند که در همان طبقه ای که قرار دارند، باور محرومیت از خدمات و امکانات دولتی را بپذیرند. یعنی نه تحرک اجتماعی می توانند داشته باشند و نه در ساختار فرهنگی جامعه، که خود در سیطره اقتصاد سرمایه داری است، از شأن و منزلتی برخوردارند. فرهنگی که منظورِ شعار امسال هست نگاه ملی باید داشته باشد نه ملیتی. وقتی از واژه ملی صحبت کردیم در واقع تمام مرزهای جغرافیایی کشور با همه جمعیت درون آن را مشمول قرار داده ایم در حالیکه برداشت ملیتی مرزهای کوچکتری را در می نوردد. این فهم از فرهنگ برای شما دولتمردان آب و نان دارد ولی برای این قشر از جامعه هیچی ندارد. چون فرهنگ خودباوری را در منت کشی های روزانه برای تأمین اندک نیازهای مالی ندارند و باور به عدم سیاسی نگری در برنامه های دولتمردان نیز امکان پذیر نیست. به قول ساموئل هانتینگتون؛ مهمترین وجه تمایز میان ملتها، ایدئولوژی ، سیاست ، یا اقتصاد نبود ، بلکه تمایز های فرهنگی بود. حال تضاد فرهنگی که منجر به گُسست اقتصادی، سیاسی و نابرابریهای اجتماعی استانها شده است، در برنامه های شعاری شما قابل پیگیری است؟

4- شاید برای بیماری سرطان راه درمانی پیدا شود ولی بیکاری، اعتیاد، طلاق، تورم و شکاف طبقاتی را دیگر راه علاجی نیست. علت را هم شما می دانی و هم قبل از شما می دانستند. اگر تفاوت های منطقه ای، واکنش های قومیتی، سودجویی های خانوادگی – گروهی و چندین معضل دیگر نباشد، همه شعارهای قشنگ شما و قبلی ها، برای کوتاه کردن فاصله طبقاتی، مؤثر می شد. اینکه دین یکی از عوامل بازدارنده برای پیشگیری از آسیب پذیری است، اتفاق نظر خردمندان است ولی در دستورات دینی هم داریم که «کادالفقر أَیکون القبر». باورهای دینی را در دوران دفاع مقدس و برای نسل اول انقلاب نه به صورت سطحی که از اساس نهادینه شده، دیدیم. پس از جنگ، و از آن توصیه هایی که، حال نوبت جهاد اکبر است، چه نتیجه ای برداشت کردیم؟ برای مردم استان ما، تصویب دست نوشته هایی که کپی مصوبات استان های برخوردار باشد، می تواند احساست مان را برانگیزد ولی نمی تواند دردهایمان را درمان کند.

5- در این استان سرمایه هایی چون نیروی انسانی جوان، منابع طبیعی که استخراجشان، هزینه هایی غیر قابل باور دارد و سرمایه گذاری برای صنعت مولد، مقرون به صرفه به نظر نمی رسد، با نگاه اقلیت نگرانه جنابعالی و رؤسای قبلی، بجای اینکه فرصتی برای توسعه ایجاد کنند، تهدیدی برای آسایش خانواده ها و قانون گریزی شده اند. از این شاخه به آن شاخه پریدن های سیاسیون، یقیناٌ مردم را نیز به دنبال خود دارند و متأسفانه مدیریت آغشته به سیاست، وامدار گروهی اندک است که منفعت اقتصادی آنها در آلوده کردن فضای سیاسی و روشی چون پولشویی است که بینش سیاسی حضرات چنان دست به دست می شود که مبنای آن مشخص نیست. لذا در استان ما که سیاست مهلکه اقشار کم درآمد است و حربه صاحبان قدرت و ثروت برای وابستگی بیشتر نیروی انسانی است، خودباوری نسل جوان ما به خودزنی آنها مبدل شده که اینهم زمینه ای برای فرار از فرهنگ پذیری ملی و هنجار پذیری اجتماعی آنان است.

6- اساسی ترین رکن مدیریت ، نظارت است و در مجموعه خرد و کلان حضرتعالی گاهی اخباری می شنویم و تعقیب و گریزهای قضائی صورت می گیرد که دال بر بی نظارتی است و بی تفاوتی مسئولین زیرمجموعه، نسبت به پاسخگویی در عملکردها است. حتماً می دانی که فقر دامنه ای وسیعتر از این مقاله و ذهن همچون من و شما دارد و روش هایی از قبیل رابطه بازی، باند بازی، پارتی بازی، رشوه خواری، قومگرایی، حق خوری و حق کشی و رذایلی از این حیث، شکاف طبقاتی را افزون، تحرک اجتماعی را مخصوصاٌ برای افراد واجد صلاحیت ناممکن، نخبه گان را مستأصل، نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی را عرف اجتماعی و کارهای کارشناسی را بدون حصول نتیجه رها کرده، تا بازرسی و نظارت بر مدیران خرد، میانه و کلان، حلقه مفقوده مدیریت جنابعالی و امثالهم باشد. پس بدان که برای مردمی با این همه صبر و سعه صدر،نظارت آرزو است و از هر سبد کالایی واجب تر است. چون با نظارت برداشت منافع شخصی و گروهی از سیاست و فرهنگ کنترل شده و چرخ اقتصاد برای عموم می چرخد و سیاست رنگ ملی می گیرد تا گسترش فرهنگ بر مبنای اعتدال نگری باشد.

اگر در این مقال، مقاله ام را خواندی از صبر و حوصله شما سپاسگذارم.

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علمدار می‌گه:

    مشکل افرادی مثل دانش دوست، دانشگاهی و یا انصافی اینه که نه خود توان نوشتن دارند و نه قدرت تحلیل نوشته را . پس هرچه را بنویسی چون با نوسینده اش مشکل دارند، دست به دامن دین و دین داران می شوند و متأسفانه آن را به هجمه های ناثوابی منکر می شوند. غافل از اینکه این حرف ها متعلق به مردمی است که سالها است در زیر چکمه شیطانی برخی از این مقدس نماها با بدختی های خود دست و پنجه نرم می کنند. آقایا خانم دانش دوست؛ .باید بدونی که نمی توانی جای خودت هم تصمیم بگیری چه برسد به اینکه این مطالب علمی رابخواهی بفهمی و برای دیگران تفسیرشان کنی.

  • دانش دوست می‌گه:

    کسانی که در تایید محتوای نامه کامنت های تندی علیه منتقدان مودب نامه نوشته اند یقین داشته باشند تا اخلاقمون درست نشه هیچ کاری درست نمی شه(پیامبر عظیم الشأن ما رسالت اصلی خودش را اتمام مکارم اخلاقی برشمرده اند). باید قبول کنیم که نباید غیر مستند و بدون علم و اطلاع و شناخت کافی لب به اعتراض گشود و مطالب جسته و گریخته نوشت. تأسف بارتر اینکه در نوشته هایمان زمین و زمان را زیر سوال ببریم ولی کمترین انتقاد را تحمل نکنیم.

  • آزادی می‌گه:

    یادم هست معلم سال چهارم ادبیاتم در سال 1368 شعری را از نیسیم شما خواند و گفت این نوعی نقد به شرایط اجتماعی و سیاسی آن روز بود. ایشان می گفتند که در آن دوران نوعی خفقان بود که کسی جرأت شفاف گفتن را نداشت. ولی در این نقد نیش هایی تیز و شفافیتی از جنس صداقت و تعهد وجود دارد که بی شک مرا به یاد آن شعر نسیم شما انداخت. آقایان مسئول، به فکر چاره باشید. روزی این گونه شرایط بر جامعه ما دردسری بزرگی برای خود مردم ما بوجود خواهد آورد. شما مسئولین که جیب هایتان پر است و دغدغه ای هم ندارید. پس به فکر مردم باشید که خدای ناکرده به خاطر بی مسئولیتی شما دست به کاری بزنند که …..

  • جمشیدیان می‌گه:

    اقای بی سواد غصه نخور نوشته های دانشگا هی وانصافی خریداری شده از طرف کسانی است که بدون هر ضابطه و قاعده ای درست و صرفا به اتکای رشوه و تملق و تظاهر مدیر شده اند؟؟؟؟

  • اهل نظر می‌گه:

    نامه نوشتن هم آدابی دارد ! ادبیات حامیان نگارنده هم مشابه مطالب نامه غیر منطقی است. ادب، انصاف و استدلال علمی از شروط هر نوشتاریست.

  • اصفهان می‌گه:

    تا به یاد دارم، مردم استان شما از نداری می نالند. آخه این استان را منحلش کنند تا خیال همه شما راحت بشه.

  • سادات می‌گه:

    ای ول! فکر نکنم در این دولت شرایطی بهتر از قبل پیدا کنیم. با این نمایندگان و این استاندار دهن به گوش دیگران، اوضاع بدتر خواهد شد.

  • رحمانی می‌گه:

    آقای محدث، واقعاً باید شجاعت تو را تحسین کرد. ولی فکر کنم یکی از همین روزها است که با داس مخصوص دولت اعتدال گردنت را بزنند. آرامتر نقد کن

  • بیسواد می‌گه:

    برای کسانی مثل دانشگاهی و انصافی متأسفم که جلیقه اندیشمندی به تن خود کرده اند و فکر کرده اند این نامه را برای رئیس جمهئر ارسال کرده اند. این نامه درد نامه ای است برای امثال شما ها که بدانید تا این بلاها سرتان نیاید نه تنها رئیس جمهور که مسئولین خودتان نیز به فریادتان نمی رسند. این مکتومه اعتراض نامه ای است به خود روشن بینی شماها که آمقدر بدبخت و بینوا هستید که فرق به رنج و گنج را نمی دانید. این دفاعیه ای است از بیچارگی شماها که ندانسته به بیگاری گرفته شده اید. باید به سبک تفکر و معرفت خودتان بنگرید چون تفکر را نمیفهمید. باید به حال خود بگریید که ستم را می کشید ولی به ستمکاران اعتراضی ندارید. همیشه امثال شما مقدس نماها آنقدر باور عمیق انسانی را در خود و دیگران کشته اید که اعتراض به بدبختی های مردم استان را نوعی جفا دیده اید. حق شما این است که مدیرانتان بیسواد و معامله گر باشند و والی شما نیز بزدل و ترسو. تا اینگونه می فهمید باید بدانید که وضع ما همین است. ولی خوب است به وجدانتان مراجعه کنید و از روی انصاف(البته اگر دارید) قضاوت کنید تا به این گونه نوشتن ها از روی ادب و شناخت قضاوت کنید. این را نیز بدانید که جهان امروز جهان نوتن و خواندن نیست بلکه جهان فهمیدن است.

  • انصافی می‌گه:

    باید حداقل سبک نگارش رعایت شود این چه جور نامه نگاریست? آیا واقعا چنین نامه هایی ارزش خواندن دارند که هرکسی بخواهد بی حساب و کتاب و از هردری سخنی بگوید! یکی از عوامل توسعه نیافتگی همین کارهای غیرکارشناسی است.

  • دانشگاهی می‌گه:

    واقعا هر مسولی که چنین مطالب آشفته و پراکنده ای را مطالعه کند و بعنوان یک نمونه از نامه های مردم استان بخواهد قضاوت کند پی به ضعف فکر و اندیشه در این ولایت می برد و خواهد گفت که از شماست که بر شماست. حیف است که فضای سایت ها و وقت مسولین صرف چنین نوشته های غیر علمی و غیر تخصصی بشود.

  • سیاه می‌گه:

    آقا سید، نماد خدمت مدیر خودتون هست که واقعاً رو تمام واپسگرایی ها را سفید کرده است

  • رستمی می‌گه:

    با دیدگاه شما موافقم به شرط اینکه سازو کار سیاسی و اجتماعی استان بتوانند دیدگاه همنوایی با نظریات فرهنگی امثال جنابعالی داشته باشند. رسانه ها نیز می توانند در این زمینه پشتوانه خوبی باشند. بعضاً در همین سایت ها مسائلی را منتشر می کنند که به هیچ وجه ارزش خواندن را ندارند. دست شما درد نکند.

  • روایی می‌گه:

    از دیدگاه شما ممنونم. والله حرف همه ما است ولی گو گوش شنوا.

  • یاسوج می‌گه:

    جناب آقای محدث؛ آیا کسان دیگری هم هستند که بخواهند برای رشد فرهنگی این مردم همه توان و تلاششان را بکار گیرند؟ برادر عزیز؛ باید همه باهم بگوئیم که ما غیر را نمی خواهیم. ما سیاست بازی را نمی خواهیم. ما چپ و راست را نمی خواهیم. برای ما آب مهم است و نان. به تنهایی با آدمهای خشک مغز بر می خوری که خودت خراب می شوی. من از بیان زیبای شما سپاس

  • رفیق صادق می‌گه:

    جناب دلسوز؛ این ضعف درونی شما است که داری به جای دل از جای دیگری می سوزی که به جای قبول یا رد مطلب، پیگیری تعداد کامنتها می گردی؟ خداوکیلی این مطلب حرف من و شما و همه ماهایی که یا جرأت بیانشان را نداریم و یا قدرت بیان آنها را. پس بیخود نسوز.

  • دلسوز می‌گه:

    به دلیل فقدان کامنت ی کامنت خوشگل برات گذاشتم….

200x208
200x208