تاریخ درج خبر : 1393/02/26
کد خبر : ۲۷۵۴۵۷
+ تغییر اندازه نوشته -

“مشی ماهاتیر”

norozi.omid1

سایت استان: امید نوروزی اصل

( نگاهی به مولفه های جهان بینی “ماهاتیر محمد” در نوسازی مالزی )

“جهانی که در آن به سر می بریم” عنوان کتابی است از مجموعه سخنرانی های ماهاتیر محمد. ترجمه  محسن پاک آئین و منتشر شده توسط انتشارات اطلاعات در سال 1388. چندین سال دست نخورده، در قفسه  کتابها آرمیده بود.

***

محمود آرام گرامی – سردبیر سایت k-b.ir” ” – برنامه چهار ساله توسعه استان را که منتشر کرد نظر اینجانب را نیز مطالبه نمود.

چند سال قبل که سازمان مرکزی دانشگاه آزاد، واحدهای دانشگاهی را موظف به ارائه ی طرح توسعه پنج ساله کرده بود، در تدوین برنامه ی واحد دانشگاهی ذیربط نقش داشتم. آنچه تدوین نموده بودم، هنگام ارسال – لابد جهت محکم کاری- در ثوابتی ضرب شده بود! واحدهای دیگر منطقه هم با نصب العین قرار دادن ضرب المثل ” لعنت به چیز کم” ، جداول خود را به ارقام بزرگ بیاراستند. در ارزیابی نهایی اعداد و ارقام ارسال شده به دبیرخانه ی منطقه، نتیجه نهایی حیرت انگیز بود و خنده دار:

تعداد دانشجویان ورودی که واحدهای منطقه 16 – استانهای بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد- در سال سوم برنامه پیش بینی کرده بودند، برابر با کل دانش آموزانی بود که از دبیرستانها و هنرستانهای منطقه، در آن سال، باید فارغ التحصیل شوند و در سال پنجم برنامه، تقریبا برابر بود با کل جمعیت دانش آموزی منطقه!

نیازی نیست بیان کنم حتی اگر تدوین آن برنامه ی کذا، نه در فضا و خیال بلکه بر روی همین کره خاکی و با ریز بینی و دقت نظر اعمال می شد  بعید می دانم در استراتژی سازمان معظم دانشگاه آزاد، کسی به  آن وقعی می گذاشت. برنامه ریزی در کشور ما بیشتر منتج از گشت گذار در دنیای خیال و آرزوست تا واقعیت های تلخ و درد آور ملموس .

در مورد برنامه منتشرشده  توسط دفتر برنامه ریزی استانداری، چیزهایی نوشتم اما همه را دور ریختم. تجربه نوسازی مالزی را از رسانه ها شنیده بودم و البته نخست وزیر سابقش، شخصیتی است با معیارهای افراد نامدار جهانی.  طبیعی است مبحث برنامه ریزی و توسعه، نام مالزی و ماهاتیر را در ذهن بعضی ها تداعی می کند. من هم یکی از آن بعضی ها. پرداختن به تجربه ماهاتیر در فرایند مدرنیزاسیون مالزی را، بر ارزیابی برنامه چهار ساله توسعه استان، برای خود و خواننده احتمالی، ترجیح دادم. آنچه از این کتاب قابل استخراج است، نه جزئیات فرایند مدرنیزاسیون مالزی، بلکه  مولفه های جهان بینی ماهاتیر محمد است. با این امید که سعیی نباشد بی فایده و بی بهره از ثمر.

***

سیاستمداری در قامت مصلح دینی

از این مجموعه سخنرانی ها – که در سمینارها و کنفرانس های مهم منطقه ای، اسلامی و جهانی ارائه شده اند- چنین بر می آید که ماهاتیر محمد، هم زمان در دو قالب فرو رفته است: رهبر سیاسی و نیز مصلح دینی. تحلیل او از فراز و نشیب تمدن اسلامی، اعتقادش به معنویت به عنوان مهمترین نیاز بشر، تسامح و تساهل (تلورانس) نسبت به قرائت های غیر فاشیستی از ادیان، باور به کارکردهای دین در جهان معاصر، توجه به تجدید حیات فکری اسلام ، رنسانس اسلامی و  … او را در قامت یک نواندیش و مصلح دینی فرو برده است. با این حال مثل سیاستمداران دنیای مدرن سوداهای زیادی در سر دارد. مهمترینش تبدیل مالزی به یک قدرت اقتصادی و صنعتی در جهان است. ماهاتیر که توانست در مدت زمان نه چندان کوتاه زمامداریش  درآمد سرانه هر مالزیایی را  از سیصد دلار به چهار هزار دلار افزایش دهد چنین می گوید:

“در صدر اسلام تعامل بالایی میان مسلمانان و غیر مسلمانان وجود داشت. مسلمانان علوم ریاضی و تجربی را از غیر مسلمانان بویژه یونانی ها آموختند. زمانی که تمدن اسلامی در اسپانیا در اوج بود مسلمانان تعامل با غیر مسلمانان را رها نکردند. در اسپانیای مسلمان، مسیحیان، یهودیان و مسلمانان در کنار یکدیگر زندگی کردند و بسیاری از یهودیان و مسیحیان در استخدام دولت مسلمان بودند. بعدها دوره افول فرا رسید. تمدن اسلامی نخست در اسپانیا و سپس در شرق اروپا رو به انحطاط گذاشت و علت آن این بود که مبلغان و رهبران مذهبی تفسیری منحط از اسلام ارائه می کردند. به تصور آنها مسلمانان به دلیل ارتباط با غیر مسلمانان از تعالیم اولیه دور شدند. این افراد معتقد بودند آموزش علوم توسط مسیحیان در دانشگاههای اسپانیا بر خلاف اسلام است و به جای تشویق برای فراگیری دانش روز، آنان را به آخرت گرایی ترغیب کرده، حتی در سیستم قضایی خود افرادی را به جرم تحصیل علوم دنیوی مجازات می نمودند. در نتیجه، بسیاری دچار تردید شده و از مسلمانان دوری کردند و در نتیجه تعامل مسلمانان و غیر مسلمانان رو به زوال رفت. زوال علوم دنیوی، مسلمانان را در زمینه های نظامی بدون پشتوانه کرد و امپراتوری آنها فرو پاشید. مسلمانان از اسپانیا گریختند و بعضی به مسیحیت گرویدند. در دوران عثمانی نیز اتفاق مشابهی رخ داد. وقتی اروپائیان متجدد به دنبال یافتن روش هایی برای بقای خود و تقویت بنیه ی دفاعی بودند، ترکها مهمترین موضوع برایشان این بود که آیا پوشیدن شلوار تنگ با کلاه نوک تیز، اسلامی است یا خیر؟! قرآن به درستی می فرماید: ما باید به دنبال حسنات دنیا و آخرت باشیم. اما حسنات دنیوی توسط مسلمانان نادیده گرفته شد. فعالیت ها و تلاش اجتماعی جای خود را به انجام تشریفات مذهبی داد و موجبات انزوای آنها را در صحنه های جهانی فراهم ساخت. یک زمان بیشترین دانشمندان و علمای ممتاز جهان از جامعه ی مسلمانان بود، در حالی که امروز یک کشور مسلمان که هدایت کننده مسیر دانش و فن آوری باشد وجود ندارد. .”

ماهاتیر به تکرار در نطق های خود، اشاره به افول تمدن اسلامی در هزاره سوم دارد. او با واقع بینی اذعان دارد که این تمدن در تحولات دنیای صنعتی و تکنولوژیک جهان امروز، فاقد نقش است و در معادلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جهان به بازی گرفته نمی شود و اگر گاهی در معادلات سیاسی مشارکت داده می شود به خاطر بازار مصرف و منابع طبیعی به خصوص ذخایر نفتی آن است:

 ” امروز دیگر دین اسلام و تمدن اسلامی نقش مهم خود را در صحنه پیشرفت جهانی ایفا نمی کند. امروز مسلمانان در میدان تحقیق و پژوهش کمتر حاضر بوده، عمدتا در حاشیه هستند. من معتقدم در تاریخ اسلام هیچ گاه مثل امروز مسلمانان در معرض ضعف و تحقیر قرار تداشته اند. “

سیاست داخلی در مواجهه با جامعه متکثر مالزی

مالزی در سال 1957 استقلال خود را از انگلستان به دست آورد. حکومت آن سلطنتی و نقش  پادشاه، تشریفاتی است. نخست وزیر را پارلمان انتخاب می کند. این کشور جامعه ای چند نژادی، چند فرهنگی و چند زبانی است. مالایی ها که اکثریت هستند، مسلمانند. چینی ها بودایی، و هندی تبارها برهمایی هستند. اقلیتی مسیحی نیز در آن زندگی می کنند. ماهاتیر محمد درسال 1976 به عنوان معاون نخست وزیر و در سال 1975 به عنوان معاون حزب” آمنو” و در سال 1981 به مقام نخست وزیری مالزی رسید. تحلیل او از جامعه متکثر مالزی و پبروان ادیان مختلف موجود در کشورش چنین است:

 “هر کدام  نسبت به دین خود تعصب دارند و در وهله اول به نظر می رسد که نمی توان آنها را متحد کرد. مسلمانان مالایی، گوشت خوک نمی خورند در حالی که چینی ها گوشت خوک دوست دارند. هندوها گوشت گاو نمی خورند در حالی که مسلمانان گوشت گاو دوست دارند و دولت مالزی موفق شده است میان این گروهها تفاهم ایجاد نماید. در این مدت به رغم وجود اقوام مالایی، چینی و هندی، ما کشور را در صلح نگه داشته ایم.”

مثل سایر کشورهای اسلامی در مالزی نیز مسلمانانی با  قرائت هایی مختلف از اسلام وجود دارند: گروهی سنت گراها، گروهی اصلاح گرا ، گروهی سکولار و البته گروهی  بنیاد گرای رادیکال. بنیاد گراها همیشه موی دماغ رفرمیست ها و توسعه گراها هستند. طبیعی است در فرایند نوسازی مالزی چنین گروهی با همه توان خود، در مقابل دولت توسعه گرای ماهاتیر وادار به واکنش شوند:

“یک گروه پرخاشگر و ستیزه جو از مسلمانان وجود دارد که با قرائت برخی از آیات قرآن یک شورش مردمی را علیه دولت که به زعم آنها کافر است هدایت می کنند. آنها می گویند ما و اسلام یکی هستیم و بقیه ی مسلمانان که اکثریت را تشکیل می دهند کافرند. انها در مراکز گوناگون نفرت علیه دولت می پراکنند”

دولت ماهاتیر  موجب توسعه سریع کشور گردید و  امروزه مالزی در میان بیست کشور نخست دنیا به لحاظ ارزش صادارات و واردات است. پدر مالزی مدرن توانست در کمتر از دو دهه اقتصاد وابسته مالزی را به یک اقتصاد صنعتی و در حال رشد تبدیل نماید. به نظر وی:

“ما همچنین دارای یک دموکراسی شایسته هستیم. انتخابات هر پنج سال یک بار برگزار می شود و همه حتی مخالفان می توانند برنده انتخابات باشند و بر دولت های ایالتی حاکم گردند.”

تکثر مذهبی، فرهنگی و قومی در مالزی، تدوین قوانین عرفی، حقوقی و قضایی را  که مورد اجماع و وفاق همه این گروهها باشد، مشکل می کند. اکثریت کشور، مسلمان و قوانین عمدتا منتج از این آیین هستند اما برای اینکه تزاحم با خواسته ها و مطالبات پیروان دیگر ادیان نداشته باشد این قوانین باید صورتی تلطیف شده به خود داشته باشند. در ضمن از آنجایی فرهنگ هر ملتی در دوران جدید متاثر از غرب است و ارزش های غربی در سنتی ترین جوامع نیز در حال توزیع و تکثیرند، ماهاتیر باید جهت گیری خود را شفاف ارائه دهد:

“در مالزی تلاش زیادی برای تدوین قوانین اسلامی صورت گرفته است، اما از آنجا که مالزی یک کشور چند مذهبی و چند نژادی است، انطباق کامل تمام قوانین با اسلام امکان پذیر نیست. دولت مالزی قوانین اسلامی را رد نمی کند،  اما در همه مقاطع امکان اجرای قوانین اسلامی وجود ندارد. در واقع ما کشوری را نمی شناسیم که بتوانیم به عنوان الگوی اجرای قوانین اسلامی معرفی کنیم و شاید این امر غیر ممکن باشد. وقتی در مالزی که همه شافعی مذهب هستند نتوانسته ایم برداشت یکسانی از احکام اسلامی داشته باشیم، چگونه انتظار داریم در سطح جهان قوانین اسلامی مشترکی اجرا شود؟

یک نیاز جدی برای تدوین قوانین اسلامی و تعیین معیارهای مشترک برای قضاوت و مجازت های جرایم مختلف وجود دارد. قوانین اسلامی البته نمی توانند با تفکرات منبعث از لیبرالیسم منطبق باشند، اما با این تفکر رقابت خواهند کرد و تصویری جدید از عدالت به جهان معرفی خواهند نمود. برای مثال هم جنس بازی به عنوان حق طبیعی انسانها در غرب پذیرفته شده و یک عمل قانونی است در حالی که این عمل در  اسلام قابل مجازات است. یا بر اساس قوانین اسلام اگر به دختری تجاوز شود، ولی شاهدانی را برای اثبات کردن این امر نداشته باشد، نمی تواند جرم را اثبات کند و این امر در جوامع غربی خلاف عدالت تفسیر می شود و موجب تبلیغات منفی علیه قانون اسلامی و تضعیف تعالیم اسلام می شود.”

رواداری  و همزیستی مسالمت آمیز میان پیروان ادیان مختلف

سنت گراها ( ترادیسیونالیست ها) و نواندیشان دینی قرائت رحمانی از دین را – البته با درجات و خواستگاههای مختلف- بر قرائت های خشن و سخت گیرانه ترجیح می دهند. درگیری های داخلی و منازعات دامنه دار، چه در داخل و چه با کشورهای مجاور، در دنیای امروز سدی مقابل توسعه کشور است و نتیجه ای جز ویرانی ، تباهی و پسرفت ندارد. در حالی که گروههای مذهبی در داخل تخم کینه و نفرت را نسبت به هم بپراکنند و شکاف و گسل میان اقشار اجتماع را عمیق نمایند، نمی توان امیدی به هموار کردن مسیر توسعه داشت. ماهاتیر رواداری و خویشتن داری و پرهیز از افراط و برقرای تعامل سازنده را شرط لازم برای ترقی و پیشرفت می داند:

“زمانی حتی غیر مسلمانان کشورهای دیگر قوانین مسلمانان همجوار را می پذیرفتند. صرب های مسیحی شرق اروپا قوانین دولت مسلمان ترکیه را پذیرفتند و معتقد بودند که با اجرای این قوانین می توان در مقابل فئودالهای ظالم مقاومت کرد و وقتی اسپانیا مجددا توسط سلطان کاتولیک تسخیر شد از یهودیان و مسلمانان خواستند که در صورت تمایل به مسیحیت بگروند. اما امروز مسلمانان برخی کشورها از جمله مالزی، کمتر در مقابل ادیان دیگر بردباری و خویشتن داری نشان می دهند و برای اجرای قوانین اسلام حتی در میان قبایل غیر مسلمان سخت می گیرند و تا حدودی خشن هستند. در حالی که اسلام انعطاف در مقابل غیر مسلمان را توصیه می کند. اسلام امروزه به عنوان یک دین سخت گیر، خشن، غیر بردبار و شاید غیر منطقی معرفی شده چرا که قشری گرایی و سطحی نگری توسط برخی مسلمانان دامن زده شده است.”

ماهاتیر با آسیب شناسی عدم تفاهم گره گشا میان کشورهای اسلامی و سازمان کنفرانس اسلامی می گوید:

“مشکلات قبلی سازمان کنفرانس اسلامی ناشی از درگیری منافع، اعتقادات و تمایل به برتری جویی در میان برخی از اعضا بود. باید همه ی این مسائل فراموش شود. هیچکدام از ما توفیقی برای وادار سازی دیگرام برای پذیرش عقایدمان کسب نخواهیم کرد و باید تفاوت های خود را بپذیریم و همکاری را محور فعالیت های خود قرار دهیم.”

مسئله ی فلسطین و تروریسم جهانی

ماهاتیر محمد، حمله به مردم فلسطین را حمله به شان و افتخار مسلمانان می داند اما اذعان دارد که نمی توان قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی اسرائیل را نادیده گرفت و نمی توان از طرفداری آمریکا از اسرائیل غفلت کرد.

 ” می توانیم با یک برنامه ریزی صحیح در مسیر تحقق اهداف خود حرکت کنیم. آرمانها و اشتیاق و غیرت ما در کنار واقع گرایی باید در خدمت اهداف ما قرار گیرد. باید خواهان رفع اشغال از همه ی سرزمین های عربی و فلسطین باشیم. باید از مساعی سازمان ملل متحد برای یافتن یک راه حل صلح آمیز به منظور نجات منطقه و برقراری صلح و امنیت در خاورمیانه پشتیبانی کنیم و رهبران فلسطین باید در حد ممکن مورد حمایت ما قرار گیرند.”

 غولهای رسانه ای غرب با دامنه ی تاثیر گذاری وسیع، همراه با بهره گیری از ظرفیت های عظیم صنعتی خود در  ترویج فرهنگ مطلبوشان، سیطره فرهنگی جهان غرب را بر کل دنیا بوجود آوردند. آنها می توانند هم ارزشهای خاص خود را القا نمایند و هم تصاویر ساختگی خود از دیگران را به جای واقعیت بنشانند. نسبت دادن عملکرد اقلیتی افراط گرا و ستیزه جو به کل جامعه ی مسلمانان هر چند خالی از حقیقت است اما در اذهان بسیاری به واقعیتی ملموس تبدیل شده است. ماهاتیر چنین می گوید:

 “سالها مسلمانان به قشری گرایی متهم شده اند و اخیرا آنها را عامل تروریسم نامیده اند. کشتار شش میلیون یهودی توسط هیتلر در خلال جنگ جهانی دوم، قتل عام آلبانی تبارها در کوزوو و کشتار صدها و هزاران مسلمان بی گناه در بوسنی، از جنایت های اروپائیان بود که هیچ گاه به عنوان تروریسم مسیحی خوانده نشد. اعمال تروریستی بودائیان در ژاپن و قتل عام مسلمانان توسط هندوها هیچ گاه به مذهب نسبت داده نشده است و کسی از تروریسم بودایی و هندویی سخنی نرانده است. اما دفاع مسلمانان در فلسطین از سرزمین مادری خود به عنوان تروریسم اسلامی نامیده شده است.”

بحران 1997 و مهار آن

استراتژی توسعه ی مالزی، از زمان شروع نخست وزیری ماهاتیر تا پایان سال 1996 موفق بود. ده سال پی در پی هشت ونیم درصد رشد اقتصادی داشت و نرخ تورم به دو درصد رسیده بود و میزان پس انداز ملی، چهل درصد تولید ناخالص داخلی بود. بحران سال 1997، کشورهای جنوب شرق آسیا و از جمله مالزی را به شدت هر چه تمام به لرزه درآورد. این بحران با سقوط ارزش پول ملی تایلند (بات) وزیدن گرفت و ارزش دلار در مقابل بات به سرعت بالا رفت. به طوری که این کشور در پرداخت وام های سنگین خارجی، با شرایط کوتاه مدت، که در پروژه های داخلی هزینه شده بود، با مشکل شدید مواجه شد و تمام ذخایر ارزی خود را از دست داد. شناور کردن نرخ بات در مقابل دلار، اقتصاد تایلند را در بحران فرو برد. این بحران مثل ویروسی قوی به کشورهای منطقه سرایت کرد. تجار ارز که شاهد تقویت دلار بودند، میزان زیادی از پولهای رایج منطقه و از جمله رینگیت (واحد پول مالزی) را خریدند و احتکار کردند. و باعث جمع آوری نقدینگی شدند و فروش ارز را به انحصار خود درآوردند. کاهش نقدینگی در بانگ های مرکزی کشورهای منطقه و از جمله مالزی باعث افزایش تورم و نابسامانی های اقتصادی شد. این وضع باعث خروج سرمایه های خارجی از بازارهای مالزی و در نتیجه ورشکستگی شرکت های متعدد شد. ماهاتیر می گوید:

 ” در این زمان رهبری کشور احساس کرد که کاملا بی پشتوانه است. ما به سرعت، اقدام تجار پول را محکوم و آنها را تهدید به مجازات نمودیم. تمام حسابهای افراد خارجی که به رینگیت بود را مسدود کردیم و آنها دیگر نمی توانستند سرمایه خود را افزایش دهند. آنها برای سرمایه گذاری در مالزی مجاز به هزینه کردن رینگیت بودند، اما از فروش آن به صرافی ها منع شدند. به عبارت دیگر از رینگیت فقط در سرمایه گذاری و نه تجارت پول، استفاده شد. و دیگر اینکه نرخ تبدیل رینگیت به دلار ثابت شد و هر دلار در مقابل سه ممیز هشتاد رینگیت مبادله می شد. این سیاست باعث تقویت ارزش پول ملی شد. و سوم این که بر اساس تصویب یک قانون به مدت یک سال، از فروش سود سهام به صرافی ها و تجار پول جلو گیری شد و سود حاصله تنها می توانست برای سرمایه گذاری مجدد در کشور استفاده شود. همچنین با وضع مالیات برای سرمایه های جدید، از سود سهام نیز به مدت یک سال مالیات دریافت گردید که موجب افزایش بودجه دولت شد.”

اتخاذ این تدابیر وضعیت بازار را بهتر کرد و سرمایه گذاران خارجی را به ادامه سرمایه گذاری امیدوار نمود و در سپتامبر 1998 بحران با موفقیت مهار شد. ماهاتیر از استراتژی دولتش که با مشورت تیم اقتصادی قوی تدوین شده بود، می گوید:

“در اوایل بحران، ما “انجمن ملی اقدام اقتصادی” را تاسیس کردیم. وظیفه ی انجمن این بود که هر روز تمامی فعالیت های اقتصادی و نقش آن در کاهش یا افزایش بحران را مطالعه کرده، راهکارهای مناسب برای مقابله با آن ارائه نماید. کمیته ویژه این انجمن مباحثی از قبیل تجارت، ذخایر ارزی، نرخ سود، استقراض خارجی و داخلی، خصوصی سازی، خرده فروشی، حمل و نقل بار به بنادر، وضعیت بار و مسافر در فرودگاهها، کیفیت تولیدات و نحوه صادرات کالا، جزئیات واردات کالا، ثبت شرکت های بازرگانی جدید، شناسایی شرکت های ورشکسته، وضعیت اشتغال، وضعیت پروژه های دولتی و حتی میزان برق مصرفی کشور را موشکافانه بررسی می کرد و پیشنهادات لازم برای تقویت بنیه ی اقتصادی را ارائه می نمود.

ما تلاش کردیم ابعاد مختلف مشکل را درک کنیم و بفهمبم که چگونه بازار تبدیل ارز کار می کند و مدتها بازارهای ارز خارجی را مورد مطالعه قرار دادیم. وضعیت رینگیت را در بازارهای خارج و انگیزه های تجار ارز را بررسی نمودیم. وقتی به درستی درک کردیم که بحران از نابسامانی در بازار تبدیل ارز شروع شده و صرافی ها و تجار پول عاملین اصلی بحران هستند، در حقیقت علت بیماری را تشخیص داده بودیم. لذا در این مرحله یافتن راه حل برای درمان بیماری و خنثی سازی آن مشکل نبود.”

امت اسلامی در عصر جهانی شدن و نظم نوین جهانی

ماهاتیر معتقد است نظم نوین جهانی را می توان بی نظمی نوین جهانی نامید و در مورد جهانی شدن به این باور معتقد است که  کشف جدید کشورهای شمال آتلانتیک است و موهبتی جدید برای کشورهای قدرتمند برای افزایش استیلای خود در سطح جهان. بحران سال 1977 که کشورهای جنوب شرق آسیا را به شدت تکان داد چنین نگرشی را در او بوجود آورد:

“وقتی مالزی به دنبال بحران اقتصادی جنوب آسیا دچار شوک شد ما بیدار شدیم و به مفهوم کارکرد نظام مالی بین المللی پی بردیم و فهمیدیم که چگونه غول های اقتصادی برای نابودی قدرت های کوچکتر متحد می شوند، از کجا پول می آورند، چگونه هزینه می کنند و چگونه منافع خود را تامین می سازند. ممکن است ما هم بتوانیم بازی مشابهی انجام دهیم. ممکن است بتوانیم مانند یک “ویروسی” وارد نظام بین المللی پولی بشویم و آن را فلج کنیم. آنها بزرگ هستند ولی بزرگی شرط  تداوم قدرت آنها نیست. آنها هم ممکن است ببازند”

“یک زمان اروپائیان مستعمرات زیادی داشتند اما افول کردند و مستعمرات را ترک نمودند. ما مسمانان نیز یک زمان کشورهای بسیاری را اداره می کردیم. ما نیز دچار زوال شدیم. منازعات ما به خاطر تفاسیر منحطی بود که از مذهب خود داشتیم، موجب این زوال بود. اروپائیان همیشه مردمی پرتکاپو و سلطه جو بوده اند. قبل از شناخت فنون کشتیرانی که آنان را قادر به به عبور از اقیانوسها می کرد، به طور مستمر با یکدیگر می جنگیدند و درصدد اشغال سرزمین های بیشتر در اروپا بودند. شالوده فرهنگ و اقتصاد اروپا بر جنگ و پیروزی استوار بود و اروپائیان برای کشتار یکدیگر، تسلیحات جدید تری اختراع می کردند. پس از آموختن فنون کشتیرانی، تمایلات استیلا جویانه خود را نسبت به بخش های دیگری از جهان ابراز کردند و با آغاز قرنی که گذشت تقریبا تمام نقاط جهان زیر سلطه آنان در آمد و هر ملت اروپایی بخشی از جهان را مستعمره خود نامید. تحولات بعد از جنگ دو جهانی موجب شد که سیاست اروپا بر ترک مستعمرات استوار شود. البته این سیاست برگرفته از از تغییر اعتقادات آنها نبود، بلکه از این وحشت داشتند که کشورهای مستعمره در دوره جنگ سرد تمایل به بلوک  شرق پیدا کرده و کفه ترازو علیه سرمایه داری غرب سنگین شود. البته با اتخاذ تدابیری سعی نمودند نفوذ خود را بر مستعمرات حفظ نموده  و سلطه خود را بر جهان ادامه دهند. برای تحقق این هدف اتحادیه اقتصادی اروپا که بعدا به اتحادیه اروپا تبدیل شد تاسیس گردید. تشکیل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) قدم بعدی آنان بودو این اقدامات پس از پایان جنگ سرد به تشکیل “اروپای واحد ” با حضور کشورهای صنعتی جهان منتهی گردید. 

امروز دیگر نگرانی از نفوذ سوسیالیسم وجود ندارد و بانیان مکتب کاپیتالیسم، به ترویج تفکر “آزادی تجارت” پرداخته اند. می گویند آزادی تجارت جهان را منتفع می سازد و بهشت جهانی را محقق می کند. بسیاری از آنها فراموش کرده اند که در دوره قبل کمونیست ها نیز شعار بهشت جهانی را سر می دادند اما امروز آنها رفته اند و طرفداران خود را منتظر گذاشته اند. امروزه عضویت در “گات” و “سازمان تجارت جهانی” و جلب نظر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی تقدیس پیدا کرده است. هر کس جرات مخالفت با تجارت آزاد را داشته باشد “مرتد” نامیده شده، به عنوان کسی که می خواهد فقر را اشاعه دهد، طرد می شود. ما معنی و مفهوم تجارت را نفهمیدیم تا اینکه در جریان کاهش پول رایج کشورهایمان در بحران مالی جنوب آسیا ورشکسته شدیم. در این بحران حامیان  تجارت آزاد با بکار گرفتن ارزهای قوی، پول های رایج کشورهای ما را در جهت منافع خود خرید و فروش کردند. تجارت ارز جایگزین تجارت کالا شد، ارزش پول های ما کاهش یافت و کشورهای جنوب آسیا که ببرهای اقتصادی نامیده می شدند، فرو ریختند.

امروز ما در عصر اطلاعات هستیم و به نظر می رسد داریم این انقلاب را نیز از دست می دهیم. ما هنوز هم با منازعات مذهبی و سیاسی سرگرم هستیم. ما ظرفیت مشارکت در توسعه و فن آوری اطلاعات و دیگر رشته های صنعتی را داریم. بسیاری از مسلمانان مجرب و دانشمند در کشورهای آتلانتیک شمالی مقیم هستند. آنها آنجا هستند چرا که ما شرایط لازم را برای حضور ایشان در کشورهای خود فراهم نکرده ایم. آنها در فرایند دانش و اطلاعات جهانی مشارکت دارندف ولی در کشور ما نیستند و این نیز یکی از آثار جهانی شدن است. در حالی که دیگران متحدند ما یک توده متلاشی شده هستیم و جهانی شدن درصدد تقویت تفرقه ماست. جهانی شدن تهدیدی علیه مذهب ماست و نباید ناراحتی خود را با خشونت ابراز کنیم. ما می توانیم مرزهای خود را بر روی دیگران ببندیم و فقط با یکدیگر کار کنیم و همکاری های اقتصادی میان خود را تقویت سازیم.”

اصرار ماهاتیر بر بستن مرزهای کشورهای اسلامی نسبت به ورود کالاهای غربی و تز یکپارچگی اقتصادی کشورهای اسلامی زیرکانه است اگر چنین ایده ای صورت اجرایی بر خود ببیند می توان تصور کرد تاثیرگذارترین کشور اسلامی که دست بالا را در افتصاد این کشورها خواهد داشت ، مالزی خواهد بود و در میدان مسابقه، رقیبی سرسخت از میان نفت فروشان اسلامی – خاورمیانه ای نخواهد داشت. حمله او به لیبرال دموکراسی و جهانی شدن و تاکید او بر عوارض ناشی از بازار مصرف بودن کشورهای مسلمان برای کالاهای کشورهای غربی در پشت خود سودایی را نهان نموده است. ماهاتیر محمد در سال 2003 برای همیشه صحنه ی رهبری مالزی را بعد از 22 سال نخست وزیری ترک گفت.

***

پی نوشت: همانطور که در آغاز اشاره رفت، کتاب مورد بحث، مجموعه ای از سخنرانی هاست و هر سخنرانی، مجموعه ای از نظرات ماهاتیر در باره موضوعاتی گاه متفاوت. بنابراین چون فصل بندی موضوعی در چنین کتابی موجود نیست، بررسی و گزینش نظرات ایشان تابع سبک های متداول نیست و خود را مجاز در به کارگیری سلیقه ی شخصی دانستم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • هدایت اله اکابر می‌گه:

    جناب نوروزی از خامه گهربارتان بسیار لذت بردم. پاینده باشید.

  • امراله نصرالهى می‌گه:

    درود بر نوروز گرامى خواندم و لذت. بردم. اما به گفته ى ابتهاج حکاىت از جه کنم سینه
    سینه درد اىنجاست

    • امید نوروزی اصل می‌گه:

      درود به شما آقای نصرالهی گرامی! وظیفه اخلاقی هر کس ایجاب می کند دست از عمل نکشد. البته عمل بی امل و به تعبیر هندوها کنش بی خواهش…

  • مهدى غفارى می‌گه:

    درود.
    ماهاتیر یک اصلاح طلب بود نه شبهِ اصلاح طلب.
    به همان اندازه هم در بیانِ آنچه که باور داشت و براى خود و سرزمینش مى خواست، صراحت داشت نه اینکه یکى به نعل بزند، یکى به میخ!

    سنگَش طلاست
    خاکَش گُهر
    و درختش، مزه ىِ شرابِ ناب؛
    این وطن!
    اگر
    آفتاب
    نه از مشرقِ همیشه
    که از بلنداى خرد، آزادى و اخلاق
    برآید
    و بر دشت و کوه و دریایش
    بتابد.

  • محمد زرین می‌گه:

    استاد درووووود.
    سپاس فراوان.سابقا آقای منطقیان هم نطق تاثیر گذاری ذر وصف دکتر ماهاتیر داشتند.
    و اما خبطی مرتکب شدم خنده دار.عنوان مطلب را در صفحه اصلی که دیدم خوندمش (مشی ماهاتیر.با گویش خودمان یعنی مشهدی ماهاتیر)
    خرذه مگیرید.قبلا که هوگو چاوز را نمی دانم با چه منطقی برده بودند حرم امام رضا و او هم با کفش وارد حرم شده بود من بهش می گفتم مشی چاوز.
    اینجا هم گفتم شاید ماهتیر هم اومده مشهد…

    • امید نوروزی اصل می‌گه:

      درود آقای زرین گرامی! فکر نمی کردم غلط انداز باشه! اما خوب این ریزبینی تویه عزیزه!

200x208
200x208