تاریخ درج خبر : 1393/02/30
کد خبر : ۲۷۸۰۶۷
+ تغییر اندازه نوشته -

پروین اعتصامی؛ سنتی یا مدرن؟

سایت استان: سیده فروغ آرامش

بهارامسال ، 73 سال از مرگ نابهنگام پروین اعتصامی بزرگترین شاعره شعر کلاسیک پارسی می گذرد. پروین دختر یوسف اعتصامی یا اعتصام الملک است، از اولین مترجمین زبان فرانسه و روزنامه نگار و ادیب و دانشمند و ………………… پروین در محضر چنین پدری آنچه را که باید سالهای بعد با زحمت و ممارست فراوان می آموخت در همان اوایل کودکی و جوانی یاد گرفت . دیوان اشعار او اولین بار در سال 1314 به چاپ رسید. ملک الشعرا بهار مقدمه زیبایی بر دیوان او نوشته است که خواندنش را به همه ی خوانندگان عزیز توصیه می کنم. پدر پروین نسخه ای از دیوان او را برای علامه محمد قزوینی به پاریس فرستاد. قزوینی هم با اعجاب فراوان به آن مجموعه نگریست. و نامه ای سراسر تحسین برای او فرستاد. وی در این نامه تاریخی اعجاب خود را پنهان نکرد. پروین را خنساء عصر و رابعه ی دهر نامید. وقتی بدانیم که قزوینی بزرگترین محقق چند صد سال اخیر،اصلاً اهل مبالغه گویی نبود، پی به علو مقام ادبی پروین می بریم . پروین در قصیده به ناصر خسرو و در قطعات به این یمین و انوری اقتدا کرده اما در این آثار استقلال رأی و سبک خود را نشان داده است . او در کالج آمریکایی هم تحصیل کرد. وی هنگام فراغت از تحصیل قطعه ی زیر را سرود و خواند : از کشف حجاب در زمان رضا شاه استقبال کرد و قصیده ی زیبای زیر را سرود: پیش از این گوئی در ایران زن که ایرانی نبود– پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود. پروین هم مانند فروغ و نادیا انجمن و ژاله و ……… ازدواجی ناموفق داشت. با پسر عموی پدرش که فردی نظامی بود،ازدواج کرد و با او به کرمانشاه رفت. اما شش ماه بیشتر دوام نیاورد و عطای زندگی زناشویی را به لقایش بخشید و به خانه پدری برگشت. وی به این مناسبت شعر ذیل را سرود: ای گل تو زجمعیت گلزار چه دیدی – جز بدسری و سرزنش خار چه دیدی . ای لعل دل افروز تو با این همه پرتو جز مشتری سفله به بازار چه دیدی رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی – او فرزندی نداشت. حسرت فرزند نداشتن آنجائیکه از مهر مادری سخن می گوید در کلام او آشکار است : نظیر : مادر موسی چو موسی را به نیل – در فکند از گفته ی رب جلیل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه – گفت کای فرزند خرد بیگناه ……………………… پروین زنی محجوب و خجالتی و کم رو بود .او بر خلاف فروغ و سیمین ،از معاشرت با مردان دوری می جست. با اینکه خانه پدرش میعادگاه شاعران و نویسندگان و ادیبان و سایر دانشمندان عصر خود بود، در مجالس آنها شرکت نمی کرد. به همین دلیل شخصی بنام فضل الله گرکانی که آوازه پروین را شنیده بود در کتابخانه چندین بار به دیدارش رفت. ولی با بی اعتنایی او مواجه شد. وی بعداً کتابی نوشت بنام تهمت شاعری. و در آن ادعا کرد که اشعار پروین را علی اکبر دهخدا سروده است!! البته دلیلی بیان نمی کند که چرا دهخدا چنان اشعار زیبا و طراز اولی را بنام دیگری چاپ کرده است. روح زنانگی و ظرافت آن در اشعار پروین موج می زند. سبک شعری دهخدا متفاوت با پروین است. اما چه می توان کرد که بقول مرحوم دکتر صدیقی، مهمترین صفت ما ایرانیها بی انصافی مان است . بی انصافی در قضاوت نسبت به دیگران. و بقول مرحوم عارف قزوینی : ایران سرزمین حسد است همه به هم حسادت می کنند. برادر به برادر، خواهر به خواهر و … این هم یکی از نشانه های فراوانش . پروین قیافه ای معمولی داشت. برای یک زن هیچ صفتی مهمتر از زیبایی نیست. حتی زنان دانشمندی چون ماری کوری هم به ظاهر خود زیاد اهمیت می دادند.اشعار پروین سراسر پند و اندرز حکیمانه است. مانند مولانا جلال الدین از خود قصه هایی میسازد که در آن حرفهای خود را بزند. گفتگوی سیر و پیاز، نخ و سوزن و…. نمونه هایی فراوان از تمثیلاتی زیبا هستند. مانند مولانا او هم قهرمان تمثیل است . قطعاتی چون محتسب و مست و … از آثار جاودانه و ماندگار زبان فارسی اند. مثنوی ] گنجور پیر [ شاهکاری کم نظیر است. آن را بخوانید تا ببینید چه زیبا به رابطه انسان و خداوند می نگریسته است . وی منظومه هایش را از هر نوع با ابیاتی حکیمانه و پند آموز خاتمه می دهد. پروین عمر چندانی نکرد. اسفند 1285 همزمان با انقلاب مشروطه در تبریز بدنیا آمد. در پانزدهم فروردین 1320 هم از دنیا رفت. سی و سه سال در این دنیا زیست. او بسیار به پدرش وابسته بود. وقتی در سال 1316 پدرش وفات یافت، برای پروین زندگی هم تمام شد. گویی بخش اعظم وجودش را از دست داد. قطره قطره آب شد. دیری نگذشت که بر اثر بیماری حصبه که لاعلاج هم نبود بدلیل سهل انگاری پزشک معالج و بی توجهی خودش جان به جان آفرین تسلیم کرد. قطعه زیر را در رثای پدر سروده است : پدر آن تیشه که بر پای تو زد دست اجل- تیشه ای بود که شد باعث ویرانی من. یوسفت نام نهادندند و به گرگت دادند- مرگ گرگ تو شد ای یوسف کنعانی من. از ندانستن من دزد قضا آگه بود- چون تو را برد بخندید به نادانی من بی تو اشک و غم و حسرت همه مهمان منند قدمی رنجه کن از مهر به مهمانی من. دهر بسیار چو من سر به گریبان دیده است چه تفاوت کندش سر به گریبانی من. رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی بی تو در ظلمتم ای دیده نورانی من من که قدر گهر پاک تو میدانستم زچه مفقود شدی ای گهر کانی من کاملاً در این قطعه نشان می دهد که بعد از پدر دیگر زندگی ارزشی برایش نداشت. پس از مرگش، در میان نوشته هایش شعری را دیدند که بالای آن نوشته بود این شعر را برای سنگ مزارم سروده ام . این که خاک سیهش بالین است -اختر چرخ ادب پروین است. گر چه جز تلخی از ایام ندید تا بخواهی سخنش شیرین است. دوستان به که ز وی یاد کنند دل بی دوست دلی غمگین است. خاک در دیده بسی جانفرساست سنگ بر سینه بسی سنگین است بیند این بستر و عبرت گیرد هر که را چشم حقیقت بین است هر که باشی و زهر جا برسی آخرین منزل هستی این است اندر آنجا که قضا حمله کند چاره تسلیم و ادب تمکین است زادن و کشتن و پنهان کردن دهر را رسم و ره دیرین است خرم آن کس که در این محنت گاه خاطری را سبب تسکین است او را در قم، در مقبره خانوادگی، در کنار پدرش در جوار حضرت معصومه بخاک سپردند. در طول هفتاد سال اخیر بیشترین تجدید چاپ مربوط به دیوان پروین است. شاعران بزرگی چون بهار و شهریار و ….و مرثیه هایی برایش سرودند . در پایان می توان گفت که پروین زنی بود با اخلاقی سنتی، که نگاه و اندیشه ای کاملاً انسانی ولی مدرن به جامعه و زندگی داشت. یادش گرامی باد. که می تواند الگوی خوب و مناسبی برای زن ایرانی در عصر مدرنیته و پسامدرن باشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سیمین فتاحی می‌گه:

    آقای رسائی نسب درست میگوید. اما امروزه بیشترین خط کشی جنسیتی را داریم.از صف نانوائی گرفته تا اتوبوس و ………….

  • بئاتریس می‌گه:

    یاد کردن از بزرگان گذشته کاری پسندیده است.اشعارش اگر به صورت ستونی نوشته میشد بهتر بود.منظومه گنجور پیر اگر در نوشته بیان میشد برای خوانندگان قابل استفاده بود.کاری کردید کارستان. .منتظر مقالات دیگرتان میمانیم.بیشتر بنگارید تا مشتاقان بی بهره نمانند.موفق باشید.

  • معلم می‌گه:

    بسیار زیبا بود .موفق باشید خانم آرامش.

  • اسلام رسايي نسب می‌گه:

    علاقه خاصی به سبک ساده و حکمی اشعار پروین داشته و دارم. خوب خاطرم هست کلاس دوم راهنمایی شعر “مست و هشیار” او را معلم ادبیاتمان قرائت کرد و پس از دو بار تکرار تنها با یک بیت اشتباه از بر خواندم(یاد باد آن روزگاران …یاد باد!) .
    شعر پروین سرشار از نکات اخلاقی و ظرافتهای شیرین بخصوص در مناظراتش است. در کنار پرداخت به مسائل اخلاقی و انسانی نسبت به جامعه و اطرافش غافل نشده و علیرغم سن کم تجربه خوب و پختگی مناسبی نشان می دهد.
    دوری از شعر روح انسان را خشک و خشن می کند. یادآوری شما و اشاراه به برخی ابیات و اشعار زیبای این شاعر! بزرگ تلنگری شد برای مراجعه و بازخوانی اشعار دلنشین پروین!سپاس
    ***
    با توجه به عدم تمایز مونث و مذکر در زبان و نگارش فارسی به نظر بنده استفاده از عنوان “شاعره” صحیح نیست و این غلطهای مصطلح بهتر است به کار برده نشود. مثل برخی مکاتبات اداری که تحت عنوان “اینجانبه!!! و….” نوشته و استفاده می شود که حتی از نظر ظاهری هم نازیبا و بدقواره نشان می دهد.

200x208
200x208