تاریخ درج خبر : 1393/03/02
کد خبر : ۲۷۸۷۸۶
+ تغییر اندازه نوشته -

علل خودکشی در میان نوجوانان و جوانان استان

سایت استان: حمزه میرزایی

چکیده :

هر کسی باید ایمان پیدا کند که حیات ودیعه و امانت الهی بوده و نقطه عزیمت اعتلا و کمال آدمی است.
خیانت در این امانت از نظر عقل و مذهب و البته اخلاق جنایتی غیر قابل بخشش می باشد. خودکشی اهانت به خداوند متعال است و اسلام نیز به این دلیل چنین اهانتی را نسبت به خالق تحمل نکرده و آن را گناهی نابخشودنی اعلام نموده است.
شریعت الهی حقوق افراد در عطیه ای از جانب خداوند متعال به بندگان می داند و هر گونه تصرف و استفاده از این حقوق را چنانچه در تضاد و با شریعت و مقاصد شارع باشد باطل و به حساب می آورد.

مقدمه :

بروز خودکشی در میان نوجوانان و جوانان استان مسئله‌ای است چالش بر انگیز که ذهن بیش‌تر روان‌شناسان، روان‌پزشکان، والدین، مربیان و مشاوران و عموم مردم را به خود معطوف داشته است. هنگامی که نوجوانی در مدرسه یا خانه اقدام به خودکشی می‌کند، مشکل‌ترین وضعیت را برای اطرافیان به‌وجود می‌آورد. مدرسه مجبور است برای نجات دانش‌آموز به اقدامات فوری پزشکی دست بزند و از طرفی بلافاصله اعضای خانواده را، اگر در دسترس باشند، با خبر کند. وضعیت مدرسه نیز دگرگون شده، گاه واکنش شاگردانی که به‌وسیله‌ی فرد اقدام کننده در جریانند، خود مسئله‌ساز است. همچنین، اگر خودکشی در منزل اتفاق بیافتد، اقوام دچار سردرگمی شده، اضطرابی شدید پیدا می‌کنند. برخی از خودکشی‌ها بدون طرح و برنامه است، اما بسیاری از آن‌ها پس از تفکر و برنامه‌ریزی و در پی یک بررسی طولانی روی داده است برای اقدام به خودکشی هرگز نمی‌توان علتی واحد را جستجو کرد، ولی تحقیقات نشان داده است که عواملی چون: مشکلات و فشارهای خانوادگی، از دست دادن نزدیکان، بحران هویت، قابل دسترس بودن الکل و مواد مخدر، رد شدن در کنکور یا سایر امتحانات، داشتن نیاز‌ها و هدف‌های غیر قابل وصول و … در ارتکاب خودکشی موثر بوده‌اند. (فونتله، ترجمه‌ی حاجی‌زاده، 1378، ص 159) با توجه به این که خودکشی اقدامی است که اغلب جوامع آن را منع کرده، بسیاری از مذاهب آن را گناه می‌دانند و هیچ عملی چنین یادبود تلخ و ماندنی برای دوستان و خویشاوندان برجای نمی‌گذارد، این اقدام، حیرت، احساس گناه و لکه‌ی ننگی از خود به جای می‌گذارد که ممکن است خویشاوندان آن را تا دم گور با خود به همراه داشته‌ باشند. (روز نهان وسلیگمن، ترجمه‌ی سیدمحمدی، 1379، ص 89) لذا مقاله‌ی حاضر بر آن است تا با شناساندن بیش‌تر این پدیده و بررسی علل و عوامل بروز آن، راه‌کار‌هایی را برای پیش‌گیری ارایه دهد.

تعریف خودکشی :

آدلر می‌گوید: خودکشی حرکت جبرانی شدید است که در برابر اعتراضات، از فرد بروز می‌کند. گویی فرد نیاز دارد که بر اطرافیان تسلط یابد و احساس کهتری خود را کاهش دهد. نوجوان ، مرگ برای آن انتخاب می‌کند که ارزش خود را به اطرافیان نشان دهد. (خدیوی‌زند، 1374، ص 54) «اشنایدمن» در تعریف خودکشی می‌گوید: خودکشی عملی است که به منظور خلاص شدن از یک مسئله، بن‌بست، مشکل و بیرون آمدن از یک دوراهی، بحران و وضعیت غیر قابل تحمل صورت می‌گیرد. (اشنایدمن، ترجمه‌ی فیروزبخت، 1378، ص 136) همانگونه که بررسی‌ها نشان می‌دهند، خودکشی عملی است که فرد به دست خود و به عنوان یک اقدام ارادی و به طور عمدی با هدف از بین بردن خود، انجام می‌دهد. اگر چه عوامل زیربنایی، که شخص را وادار کرده تا خود را از بین ببرد ممکن است برای خود شخص نامفهوم باشد و حتماً لازم نیست که فرد آن‌ها را کاملاً خوب شناخته باشد، عمل و اقدام به خودکشی به عنوان یک اقدام ارادی و عمدی مد نظر قرار می‌گیرد. (فرقانی رئیسی، 1374)

خودکشی نوجوانان و جوانان :

مرگ ناشی از خودکشی اغلب در سنین بین 15 تا 30 سالگی روی می‌دهد. فشارهای خانوادگی، جدایی از والدین، مردودی، عشق‌های دوره‌ی نوجوانی، و حتی وابستگی به جنس موافق، گاهی به‌عنوان عامل، نقش پیدا می‌کند. در اقدام به خودکشی‌ها معمولاً 50٪ درصد آن انجام می‌پذیرد. نوجوانان در واقع قصد کشتن خود را ندارند بلکه آن‌ها به تهدید و اقدامات تازه دست می‌زنند تا توجه اطرافیان را جلب کنند. حتی در این مواقع نباید ساده‌اندیشی کرد و نوجوان را مورد تمسخر قرار داد یا بی‌اعتنا از مسئله گذشت. زیرا بیان خودکشی می‌تواند نشانه‌ای از افسردگی یا فریاد « کمک‌خواهی» باشد. نوع اقدامات نوجوانان معمولاً خوردن قرص یا پرت کردن خود از بلندی است. هدف آن‌ها می‌تواند رها سازی خود از فشارهای محیطی و اجتماعی که به‌نحوی آنان را عذاب می‌دهد یا جلب توجه یا محبت و رسیدن به خواست‌های نامعقول از طریق دیگران باشد. همچنین خودکشی ممکن است به‌دلیل انتقام جویی، یا حفظ عابرو یا احساس ناامیدی در زندگی انجام شود. البته بایستی بین گرایش به خودکشی و اقدام به خودکشی تفاوت قایل شد. گرایش به خودکشی اگر با بیان آن برای دیگران باشد، علامتی برای جلب توجه است و اعلام خطر تلقی می‌شود و قصد اصلی فرد از بین بردن خود نیست، بلکه نوعی موضع‌گیری در ارتباط با گروه و اطرافیان محسوب می‌شود. درحالی‌که در اقدام به خودکشی، به طور مستقیم با غیر مستقیم فرد از نتیجه رفتارش که مرگ است و نابودی خود، آگاهی دارد و معمولاً در فرصت مناسب هم اقدام به خودکشی می‌کند، نظیر خوردن قرص یا پرت کردن خود از بلندی و غیره. (همان منبع) در مورد کودکان ونوجوان، به طور کلی دو نوع خودکشی می‌توان تشخیص داد :

1- خودکشی به صورت عملی برای بیان و انتقال خواست‌ها.
2- خودکشی به صورت نوعی سازمان یابی شخصیت که منجر به تخریب خود می‌گردد.

در نوع اول تلاش‌ها برای خودکشی به صورت سخنانی است که با واسطه‌ی عمل انتقال می‌یابد و به اشکال یاری طلبیدن، اعتراض کردن، انتقام گرفتن یا مقابله کردن بیان می‌شود. افرادی که به این شکل خودکشی، حرص زیادی برای خشنود‌سازی خود دارند، ولی در جستجوی خشنودی، مرتباً ناکام می‌شوند. این نوع خودکشی در کودکان و نوجوانانی‌که رشد عاطفی کمتری دارند، وقوع می‌یابد. در نوع دوم، یعنی سازمان یابی شخصیت به صورت تخریب خود، در واقع، قطع سخن و ارتباط با اطرافیان است. در این حال خودکشی تنها راه گریز از واقعیت خصمانه، عمل واپس زنده‌ای است که برای مقابله بروز می‌کند. در دوره‌ی نوجوانی یعنی هنگامی که نیاز به استقلال و طغیان‌گری با لفط لذت‌گرایی همدوش می‌شوند، جوان در برابر نیروهای تخریب خویشتن خود را محروم از لذت می‌یابد. در چنین حالتی خودکشی راه‌حلی است برای تقلیل تنش انفجارزایی که در درون به‌وجود آمده است. فردی که احساس می‌کند ترکش کرده‌اند سراسر از کینه است، کینه‌ای که بیش‌تر علیه خود اوست، تا علیه دیگران. (خدیوی‌زند، 1374، صص 56-55)

انگیره برای خودکشی :

در اولین بررسی جدید خودکشی، جامعه‌شناس فرانسوی امیل دورکیم2، سه انگیزه را برای خودکشی متمایز کرد که همه‌ی آن‌ها با نحوه‌ای که فرد جایگاه خود را در جامعه می‌بیند رابطه‌ی نزدیکی دارند. او این انگیزه‌ها را انگیزه‌ی هنجار گسستی، انگیزه‌ی خودخواهانه وانگیزه‌ی نوع دوستانه نامید. خودکشی هنجارگسستی به وسیله‌ی گسستی ویرانگر در رابطه‌ی فرد با جامعه‌اش ایجاد می‌شود، مانند: از دست دادن شغل، رکود اقتصاد، حتی دستیابی ناگهانی به ثروت.
خودکشی خودخواهانه زمانی روی می‌دهد که فرد پیوندهای بسیار اندکی با هم‌نوعانش دارد؛ و بالاخره خودکشی نوع دوستانه که به درخواست جامعه صورت می‌گیرد. فرد زندگی خود را می‌گیرد برای این که به جامعه‌ی خود منفعت برساند. متفکران جدید دو نوع انگیزه‌ی دیگر را نیز برای خودکشی در نظر می‌گیرند: انگیزه‌ی پایان و دست‌کاری. آن‌هایی که آرزوی پایان دارند، صرفاً از زندگی دست‌کشیده‌اند. پیشانی‌ هیجانی آن‌ها غیر قابل تحمل است و راه‌حل دیگری نمی‌بینند آن‌ها پایان مشکلاتشان را مرگ می‌بینند.
56٪ از اقدام کنندگان به خودکشی که در یک بررسی منظم مورد مطالعه قرار گرفته‌اند تحت عنوان افرادی که سعی داشتند به پایان دست یابند، طبقه‌بندی شدند. این اقدامات خودکشی، افسردگی و ناامیدی بیش‌تری در بر داشتند و از اقدامات خودکشی دیگر، مهلک‌تر بودند. (بک، 1976) انگیزه‌ی دیگر برای خودکشی، میل به دستکاری کردن دیگران از راه اقدام به خودکشی است. برخی افراد دوست دارند، با مردن، دنیایی را که باقی می‌ماند دستکاری کنند: برای این که حرف آخر را در یک مشاجره زده باشند، برای این که از دلباخته‌ای ترد کننده انتقام بگیرند. برای این که زندگی دیگری را به نابودی بکشند و … آن‌چه بیش‌تر در خودکشی از راه دست‌کاری متداول است. این است که فرد در نظر دارد زنده بماند، اما با نشان دادن جدی بودن مشکل خود، از کسانی‌که برای او اهمیت دارند تقاضای کمک می‌کند. سعی در جلوگیری از ترک کردن یک دلباخته، بستری شدن در بیمارستان و داشتن فراغت موقتی از مشکلات و جدی گرفته شدن، همگی انگیزه‌های دست‌کاری برای خودکشی به قصد زندگی کردن به شمار می‌آیند. (روز نهان وسلیگمن، ترجمه‌ی سید محمدی، 1379، ص 97) همان‌طور که اکثر یادداشت‌های خودکشی نشان می‌دهند، متاسفانه اکثر خودکشی‌ها، مضامین دینی ندارند به این معنی که اکثر خودکشی‌کنند‌ه‌ها به این که کجا خواهند رفت، فکر نمی‌کنند. آن‌ها فقط می‌خواهند از این دنیا فرار کنند. هدف آن‌ها از خودکشی، خاتمه بخشیدن کامل به فکر و خیال‌هایشان است و دوست ندارند بازهم به زندگی پس از مرگ و آخرت فکر کنند. آن‌ها دوست ندارند از مخمصه‌ای به مخمصه‌ای دیگر بیافتند. هدف از خودکشی، دست‌یافتن به آرامش و عدم دغدغه‌ی خاطر است. (اشنایدمن، ترجمه‌ی فیروز‌بخت، 1378، ص 164) «اشنایدمن» اظهار می‌دارد که: محرک‌ تمام خودکشی‌ها، درد روانی است و هدف مشترک آن‌ها حل یک مشکل یا قطع فکر و خیال می‌باشد. (همان منبع، ص 140)

علائم یا مشخصات خطرناک :

علائم یا مشخصاتی که می توانند نشان دهنده خطر بروز خودکشی باشند به سه دسته قابل تقسیم هستند:
لفظی ، رفتاری- روانی ، موقعیتی.

*مشخصه های لفظی :
تمام سخنانی که نشان دهنده تمایل به خودکشی هستند؛ باید جدی انگاشته شوند.
1) اظهارات صریح
می خواهم خودم را بکشم
کاشکی بمیرم
می خواهم دربهشت به پدربزرگم ملحق شوم

2) اظهارات غیرمستقیم:
به زودی از شر من خلاص خواهید شد
همه از نبودن من خوشحال خواهند شد
من باعث تمام مشکلات خانوادگی مان هستم
دیگر بیش ازاین نمی توانم سختی ها را تحمل کنم
احساس می کنم سربار والدینم هستم
خیلی دست وپاچلفتی هستم، دوستانم نیازی به من ندارند

* مشخصه های رفتاری – روانی
مشاهده تغییرات ناگهان در رفتار یا روحیه یک نوجوان می تواند نشانه تمایل به خودکشی باشد:

1- گوشه گیری.ارتباط فرد با والدین،دوستان وآشنایان کاهش می یابد وتمایلی به فعالیت های روزانه وصحبت کردن نشان نمی دهد.
2- افسردگی، گریه وناراحتی،ناامیدی و احساس بی لیاقتی.
3- اضطراب،سردرگمی،بی حوصله گی وسایر اختلالات روحی- روانی.
4- افت تحصیلی.
5- پر خوابی یا کم خوابی.
6- کاهش یا افزایش اشتها.
7- اشتغال فکری ویا سوالاتی درباره مرگ،مردن،آخرت،از دست دادن بستگان،بهشت وسوالاتی از این قبیل.
8- خاتمه دادان به فعالیت ها وانجام کارهایی از قبیل فروش یا توزیع لوازم شخصی(استریو،کتابهای،وسایل اسباب بازی)، تصفیه حساب بدهی ها ،کمک کردن به کسانی که پیشتر با آنها بدرفتاری کرده بود،یادداشت های مکرر و جمع وجور کردن وسایل شخصی.
9- آغاز مصرف الکل یا مواد مخدر و نا امیدی و یاس از آینده.

*مشخصه های موقعیتی :
شرایط وموقعیت هایی که به طور معمول نشانه اقدام به خودکشی هستند، عبارتند از:
تهدید یا اقدام قبلی به خودکشی.
داشتن تاریخچه روان درمانی یا بستری شدن در تیمارستان.
آشفتگی های در خانواده،بحران خانوادگی یا از هم پاشیدن کانون خانواده از طریق مرگ،طلاق وجدایی و…
تحت فشار قرار داشتن از سوی خانواده برای احراز موفقیت.نوجوان فکر می کند باید کامل باشد تا بتواند والدین خود را خشنود سازد.
ناراضی بودن از وضعیت خانوادگی،قوانین یا محدودیت هاونوجوان احساس می کند قادر به تغییر دادن این شرایط نیست زیرا قوانین،رفتار ها و واکنش والدین او قطعی هستند.
نوجوان احساس می کند که والدین او نمی توانند فرزندشان را درک کند،به او احترام بگذراند یا از او قدردانی کنند.والدین نیز نمی توانند ناراحتی،اضطراب یا ناتوانی فرزندشان را بپذیرند و او را انکار می کنند.
زد وخورد با دیگران و یا اعضای خانواده.
متحمل شدن فشار،رقابت و تقاضای پیاپی از طرف مدرسه یا دوستان. دست نیافتن به موفقیت در درس ها.
از دست دادن بستگان نزدیک.
مشکلات روحی –روانی مربوط به انتقال از دوران کودکی به بلوغ.
نقشه های خودکشی که احتمال موفقیت انها قطعی باشد مثل دارزدن،گلوله ،پریدن از برج های مرتفع.
خودکشی کردن یکی از دوستان،بستگان یا شخصیت مورد علاقه.

هر چه احتمال وقوع شرایط یاد شده بیشتر باشد،احتمال خطر ارتکاب به خودکشی نیز بالاتر است،عواملی چون نا امیدی،ناراحتی و یاس از آینده ، اغلب در هر دو نوع خودکشی ( بدون برنامه یا برنامه ریزی شده از قبل) نقش موثر دارند.

علل خودکشی :

درباره‌ی علت خودکشی تحقیقات زیادی انجام شده و عوامل ارثی، خانوادگی، اجتماعی، روانی، روان نژندی و روان پریشی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. آن‌چه مسلم است عمل خودکشی را نمی‌توان تنها به یکی از این عوامل منتسب کرد، بلکه همیشه دسته‌ای از عوامل در تعامل با یکدیگر در کار بوده‌اند، برخی از محققان، خودکشی را یک سندرم دانسته‌اند، اما در عوامل سازنده و مکانیسم آن نظر و کشفیات جداگانه داشته‌اند. نزدیک به همه‌ محققین فراوانی گسیختگی خانوادگی، خانواده نداشتن، عدم تفاهم پدر و مادر، طرد شدن به‌وسیله‌ی مادر، فقدان پدر، عدم ارتباط پدر با فرزندان، ارزشمند و اطمینان بخش‌ نبودن پدر و … را جزء عوامل قطعی خودکشی دانسته‌اند. «سوتر» (1959) خودکشی را چارچوب «سندرم کمبود اقتدار» می‌داند. این سندرم موجب کمی پیوستگی و ضعف اتصال شخصیت و سلوک7 فرد می‌شود. موقتی بودن روابط بین انسان‌ها موجب آن می‌شود که فرد خودکشی را، راه‌حلی آسان برای رفع مشکلات خود بداند. «هیم» (1969) سندرم خودکشی را حاصل بازی ظریف و شکننده‌ی فرایند‌های همانندسازی و یکپارچه‌ کردن تعارض‌های کودکی دانسته است. افراد جوانی که خودکشی می‌کنند دچار حالات افسردگی، شیزوفرنی ساده تا بیماری روانی بوده‌اند. اکثر آن‌ها حالات غیر عادی خود را در حدی نشان می‌دهند که نمی‌توان آن‌ها را در طبقه‌ی خاصی از بیماری‌های روانی قرار داد. (خدیوی‌زند، 1374، صص 52-51) افراد افسرده تنها گروهی‌اند که بیش‌ از همه در معرض خودکشی قرار دارند. یعنی اگرچه خودکشی گاهی در غیاب افسردگی روی می‌دهد و اکثر افراد افسرده مرتکب خودکشی نمی‌شوند، اما افسردگی عامل مستعد کننده‌ی نیروی برای خودکشی است. برآورد شده است که هشتاد درصد بیماران خودکشی‌گرا به طور قابل ملاحظه‌ای افسرده‌اند. بیماران افسرده حداقل 25 برابر بیش‌تر از جمعیت‌های گواه دست به خودکشی می‌زنند. (روزنهان و سلیمگن، ترجمه‌ی سید محمدی، 1379، ص 92) خودکشی به طور کلی محصول و نتیجه‌‌ی درد روانی است و منبع اولیه این روان درد نیز نیازهای نابرآورده‌ی روان‌شناختی است. اساس رفتارهای انسان به طور بدیهی مبتنی بر نیازهای زیست‌شناختی اساسی و بنیادی است. مثل نیاز به اکسیژن، غذا، آب و درجه‌ی حرارت مناسب، اما پس از رفع این نیازها، نیاز انسان به کاهش تنش‌های درونی پیش می‌آید که آن هم از رهگذر ارضای نیازهای روان‌شناختی تحقق می‌یابد، از جمله: نیاز به پیشرفت، پیوند و رابطه، تسلط یافتن، سالم ماندن، خود مختاری، دوست داشته شدن، کمک، شناخت مسایل و بسیاری نیازهای دیگر به طور کلی، مابخش عمده‌ای از زندگی خود را برای رفع نیازهای روان‌شناختی خویش صرف می‌کنیم. وقتی فرد خودکشی می‌کند، در واقع می‌خواهد درد روانی خود را از بین ببرد؛ دردی که ناشی از ارضاء نشدن نیازهای حیاتی او است. (اشنایدمن، ترجمه‌ی فیروز بخت، 1378، ص 31) تعیین این که چه نوع جوانانی ممکن است به خودکشی مبادرت کنند، دشوار است؛ زیرا هر نوجوانی ممکن است این کار را انجام دهد با وجود این، افرادی که گوشه‌گیر بوده مزاحمتی برای دیگران ایجاد نمی‌کنند، بیش‌ از دیگران در معرض خطر اقدام به خودکشی قرار دارند. این نوجوانان اغلب علاقه‌ دارند. مورد توجه قرار گیرند اما رفتار آن‌ها در خانه و مدرسه به گونه‌ای است که نمی‌تواند توجه کسی را جلب کند. گرچه تعیین کردن نشانه‌هایی که زنگ خطر مبادرت به خودکشی‌اند دشوار است، اما پاره‌ای از نشانه‌ها می‌توانند زنگ خطری جدی باشند.

چه باید کرد؟

اگر فرزندتان آرزوی مرگ کرد،تهدید او را جدی بگیرید.اولین چیزی که باید به آن توجه کنید،شرایط و موقعیت هایی است که چنین اظهاراتی را موجب می گردد.آیا این تهدید زمانی انجام می گیرد که فرزندتان به خواسته اش نمی رسد(مثلا وقتی که شما تقاضای اورا برای خریدن چیزی رد می کنید یا به او اجازه نمی دهید با دوستانش به تفریح برود)؟ آیا این تهدید بعد از تنبیه کردن او روی می دهد؟آیا به دنبال عصبانی کردن شما واین که به نشان دادن یک عکس العمل وادار شوید،روی می دهد؟آیا می توانید پیش بینی کنید که او چه زمانی از چنین تهدیدی استفاده خواهد کرد؟یا این که قابل پیش بینی نیست مثل مواقعی چون تماشای تلوزیون،اتومبیل سواری،هنگام صحبت درباره مدرسه ودوستانش؟میزان تکرار این تهدید چقدر است وتحت چه شرایط روی می دهد؟
بعضی عوامل یاد شده می تواند به طور آگاهانه از سوی فرزندتان مورد استفاده قرار گیرد تا شما را وادار سازد که تسلیم خواسته های او شوید.هوشیار باشید که فریب نخورید.صرف نظر از این که تهدیدهای فرزندتان به خودکشی جدی است ویا ساختگی،مرحله بعدی عبارت است ازتوجه به علائم خطر.اگر شما چند مورد از عوامل هشدار دهنده ی پیش گفته را مشاهده کردید، بی درنگ آنها را جدی بگیرید.با فرزند خود در مورد احساس او نسبت به خودکشی صحبت کنید.هیچ گاه به سوالات جدی وعمیق پاسخ هایی سطحی وساده ندهیدو سعی نکنید با نصیحت کردن اورا قانع سازید که خودکشی کار ناپسندی است زیرا این کار شما ممکن است موجب شود تا او احساس کند که آدم گناهکاری است فلذا ناامیدی او تشدید شده و احتمال خودکشی تقویت شود.بکوشید موقعیت او را درک کرده و کاری کنید که به راه حل هایی غیر از خودکشی برای حل مشکل خود بیندیشد.برای تسهیل در این امر می توانید به یک روانکاو مراجعه کنید.

فهرست منابع:
1- اشنایدمن، ادوین اس (1387)؛ ذهن خودکشی گرا / روان‌شناسی خودکشی، ترجمه‌ی مهرداد فیروز بخت، تهران، نشر شناخت.
2- خدیوی‌زند، محمد مهدی (1374)؛ پرخاشگری و ناکامی، تهران، انتشارات تربیت.
3- فونتنل، دان (1378)؛ کلیدهای رفتار با نوجوانان، ترجمه‌ی مسعود حاجی‌زاده، تهران، نشر صابری، کتاب‌های دانه.
4- روز نهان، دیوید و سلیگمن، مارتین (1379)؛ روان‌شناسی نابهنجاری و آسیب‌شناسی روانی، ترجمه‌ی یحیی سید محمدی، چاپ اول، تهران، نشر ارسباران.
5- فرقانی رئیسی، شهلا (1374)؛ شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان چاپ دوم، تهران، انتشارات معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش.
6- ترجمه کلینیک الکترونیکی روان‌یار “Suicide”, Matthew K. Nock, PhD, March 2006,2-
7- کلید های رفتار با نوجوانان اثر دکتر دن فونتنل.ترجمه مسعود حاجی زاده –اکرم قیطاسی
8- حسن زاده، سید مهدی، چرا بعضی خودکشی می کنند؟، نشر قطره، سال 1386
9- مایکل گلدر و دیگران، ترجمه دکتر مجید صادقی و دکتر خسرو سبحانیان، آکسفورد روانپزشکی، انتشارات ارجمند
10- خادمی، علی و دیگران، خودکشی با سلاح گرم، مجله علمی پزشکی قانونی، شماره 34، تابستان 83
11- کی نیا، مهدی، مبانی جرم شناسی، انتشارات دانشگاه تهران، ج اول، سال 1370.

* کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی و کارشناس حقوق شهروندی و امور بازداشتگاهها در اداره کل زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی استان تهران

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بهاره می‌گه:

    خیلی ممنون

  • بهاره می‌گه:

    خیلی ممنون از اینکه به این مطالب خوب اشاره کردید.

  • ناشناس می‌گه:

    ای کاش بابا بزرگ ها به اهمیت کاربرد این نظرات در ارتباط با مواد مخدر توجه داشتند/ای کاش به نصایح نوه هایشان …… ای کاش…..سرسبز و موفق باشید/مقاله موثری است.

  • سعید می‌گه:

    با سلام خدمت نویسنده عزیز، عنوان خوبی بود، واقعاً جای کار زیادی دارد، هم در استان هم در سطح کشوری، ولی آقای نویسنده ما حق نداریم تجربیات شخصی خود را تعمیم دهیم. هر حرفی که ما می زنیم تبعات زیادی دارد. با ید دلایل مبتنی بر داده و آمار باشد و الی فاقد وجاهت علمی است.

    • حمزه میرزایی می‌گه:

      با سلام خدمت شما برادر بزرگوارم
      هدف از نگارش این مقاله بیان کلیات(نه مصادیق) بحث خودکشی بود با وجود اینکه این مقاله مبتنی بر نظریات علمی و تجربی پژوهشگران بوده لیکن قبول دارم که خیلی از مباحث و موارد دیگری هستند که از اسباب طولی موجبات خودکشی به حساب می آیند.

  • ن. مهدوی صفت می‌گه:

    باسلام
    مقاله ای بود عالی و جامع ؛ بنده مطالعه زیادی در این موضوع که شما اشاره کردید داشتم، ولی به نظر میرسد این مقاله که شما نوشته اید به صورت نظری و کاربرد آن برای عامه جوانان و نوجوانان می باشد و اختصاص پژوهش به جوانان و نوجوانان این استان نیست چرا که نیاز به بررسی و پژوهش میدانی و داشتن جامعه و نمونه آماری دارد .. و عامل خودکشی دربین جوانان و نوجوانان این استان اگه به طور تصادفی هم تحقیق و بررسی کرده باشیم بیشتر به عوامل بیکاری و مواد مخدر و مسائل ازدواج به قولاً(عشق عاشقی) مربوط می شود… به هر حال مفید بود . تشکر

    • حمزه میرزایی می‌گه:

      با سلام خدمت شما برادر بزرگوارم
      هدف از نگارش این مقاله بیان کلیات(نه مصادیق) بحث خودکشی بود با وجود اینکه این مقاله مبتنی بر نظریات علمی و تجربی پژوهشگران بوده لیکن قبول دارم که خیلی از مباحث و موارد دیگری هستند که از اسباب طولی موجبات خودکشی به حساب می آیند.

  • ممو می‌گه:

    واقعا زیبا بود مسیر زندگیم دچار تحول شد

  • تنگ رواق می‌گه:

    با عرض سلام وخسته نباشید خدمت هم ولایتی
    چند نکته را خدمت جنابعالی عرض کنم: 1- از اینکه به مطلب به جا و مفید و کاربردی اشاره کردید سپاسگزاریم .2- به عنوان یک دلسوز عرض کنم که هیچ گاه آدرس خود را به جزئیات کامل در محیط مجازی وارد نکن ..من شما را کاملاً می شناسم و تا جایی که در بعضی از سایت ها بنده مشاهده نمودم که جنابعالی شماره تلفن همراه محل تحصل محل کار و… را در زیر کامنت خود وارد می کنید که این کار از لحاظ امنیتی وحفاظتی صددرصد اشتباه است .توصیه می کنم این کار را نکنید ….. …………؟؟؟!!!

    • حمزه میرزایی می‌گه:

      ممنونم از شما دوست عزیز
      هدف من از گذاشتن موارد ذکر شده این بوده که بتوانم از این طریق با دوستان هم استانی بیشتر در تماس باشم و اگر بتوانم در جهات مختلف علوم انسانی بالاخص در حوزه علم جرمشناسی و مباحث حقوقی برایشان خدمتی ارائه دهم.
      زکات العلم نشره

  • هدایت الله جهانیانی پور می‌گه:

    منم به نوبه خودم از این جوان هم استانی کمال تشکر و قدردانی رو دارم واقعا به این مطلب نیاز بود.
    ان شاءالله که موفق باشی

  • ا.ش می‌گه:

    بد نیست مبنای علمی اصل مساله رو ذکر کنید ببینیم واقعا آمار این پدیده تا چه حدی است.
    جالبه تو شروط نظرات سایت اومده نظرات حاوی موارد زیر منتشر نمی شود:
    “2. صحت نظر نیاز به اثبات یا سندی داشته باشد که در اختیار ما نیست.” اون وقت برای اصل مساله ای که قلم فرسایی شده سندی نیست! البته سواد علمی و رسانه ای دوستان انگار در همین حد وحدود است.

    • حمزه میرزایی می‌گه:

      با سلام خدمت این دوست هم استانی و آرزوی موفقیت برای ایشان
      هر روزدر جای جای استانمان شاهد خودکشی های زیادی هستیم و آثار مخربی بر اذهان اقربا ، خویشاوندان و همچنین مردم گذاشته است که از لحاظ روانی یک حرکت غیر قابل تصور برای ما به حساب میاد که فلان شخص در فلان روستا یا شهر دست به خودکشی زده و با شنیدن آن مات و مبهوت می مانیم و در ذهن خود به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که چرا و به چه دلیل خودش را کشت؟در واقع هدف از نگارش این مقاله بیان کلیات بحث خودکشی بود که این مساله را بهتر بشناسیم و با مطالعه آن شاید بتوان از طریق شناخت موضوع ذکر شده و راهکارهای ارائه شده جلوی دیگرانی را بگیریم که مرگ خاموش(خودکشی) بر آنان سایه افکنده و میخواهد آنانرا به سمت خویش بکشاند.همچنین ذکر آمار خودکشی ها نیاز به تحقیقات میدانی دارد که وقت کافی برای آن را نداشتیم.لذا دغدغه فکری ما اینست که تا کی شاهد این اتفاقات در استانی باشیم که مردمش با ایمان و با اصالت غنی هستند؟

  • ناشناس می‌گه:

    تشکر از نویسنده محترم که به مطلب به جایی اشاره کردند . پدیده ای که در استان به شدت درحال رشد است.

200x208
200x208