تاریخ درج خبر : 1393/03/02
کد خبر : ۲۷۹۰۹۸
+ تغییر اندازه نوشته -

این است «اعتدالی» که به آن «امید»وار بودیم؟

سایت استان: سیدعلی عباس محدث

رشد فوق العاده علوم، واقعیت غیر قابل انکار در مقطع کنونی تاریخ است. در عین حال کمتر کسی است که با رشد علم مخالف باشد و اگر بحثی هست بر سر چگونگی این حرکت است. بعد از رنسانس، جامعه شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی با ایده تکاملی، تطورگرایی را لازمه علم خود دانستند ولذا نگرش های پدیدار شناسانه ای در تحقیقات علوم انسانی وارد نموده و صنعت و تکنولوژی نیز گامهای تحول را در نوردیدند تا مدنیت و شهرنشینی، گستردگی خود را با انفجار جمعیت و توسعه امپراطوری صنایع در مرحله جدیدی از ساختار مدیریتی ببیند. مدیریتی که می بایست تا مرز دانش نوین پیشروی کرده و برای ایجاد تحول و برنامه ریزی، بیاموزد که چگونه انسجام بین صنعت و انسان را بوجود آورد تا جامعه انسانی علاوه بر رفاه و آسایش عمومی، قانونمند و تحولگرا باشد. البته این توسعه و پیشرفت، تلفاتی هم داشت. چرا که این توسعه یافتگی به خودی خود مانعی برای پیشرفت علوم بود. بنابراین لازمه گسترشِ مرزهای دانش، رسیدن دانش پژوهان به مرزهای علوم است که خود نیازمند یک برنامه آموزشی سنگین است. با توجه به توانایی و فرصت محدود انسانی برای گذراندن این دوره آموزشی سنگین، باید برنامه ریزی دقیقی برای آن انجام داد. به همین دلیل است که با گذشت زمان، روال آموزش به سمت تخصصی شدن پیش رفته است. به این معنا که فرد به محدوده کوچکتری از علوم، اما با جزئیات خیلی بیشتر احاطه خواهد داشت. این روند همان چیزی است که از آن با عنوان فرایند تخصصی شدن یاد می کنیم.

در کشورهای جهان سوم و کمتر توسعه یافته، صنعت مونتاژ، مدل های نوسازی وابسته، مدیریت های سنتی و جایگزینی فرهنگ مصرف گرایی به جای صرفه جویی، تمامی فرصت ها را به تهدید و چالش ها را به نزاع های سیاسی و نظامی تبدیل نمود. اینکه در جامعه شناختی نابرابریها و قشربندیهای اجتماعی، جهان را به عقب مانده، در حال توسعه و توسعه یافته، تقسیم بندی، و اکثریت مردم کشورهای جهان سوم را فقیر و زیر خط فقر تعریف می کنیم، باید آسیب شناسی آن را در بحران مدیریتی و نظام سیاسی این کشورها، ملاحظه کرد.

سیستم سیاسی در کشورهای کمتر توسعه یافته به گونه ای است که نه از دانش سیاسی و مدیریتی برخوردار است و نه از شاخص های توسعه استفاده می کنند. مدیریت سیاسی دنیای امروز به تبع سایر علوم انسانی و اجتماعی، در پی فهمیدن دانش است. به قولی بیسوادان سده۲۱ کسانی نیستند که نمی‌توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی‌اند که نمی‌توانند بیاموزند وآموخته‌های نادرست را دور بریزند و دوباره بیاموزند. این تفاوت کشورهای جهان سوم و جهان اول است.

در کشور ما نیز قاعده بازی سیاسی در دستان مطمعین اقتصادی و بازیگران متکبر سیاسی است که یا مشق لیبرالیسمی را ناقص خوانده اند و یا مشی کاپیتالیسمی سیری ناپذیر را عقیده دارند. در حالیکه جامعه اسلامی برخوردار از نظامی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است که آن را به شیوه تکاملی و همراه با فراز و فرودهایی که در طول تاریخ داشته، پویایی و حاکمیت خود را در مسیر توسعه یافتگی و برچیدن نظام طبقاتی منظور داشته است. اول اینکه مدیریت های ناکارآمد امروزی که می بایست تعامل و تبادل اندیشه های مدیریتی با دنیا را تجربه کنند، شکاف طبقاتی را ناخواسته عمیق تر کرده اند. دوم اینکه قانون هایی که در هر دوره مجلس به جای اصلاح و پویایی ماهیت آنها متأسفانه با غرض ورزی سیاسی، موجب حذف، تبصره های اضافی و یا خارج کردن آنها از مرحله اجرایی، منجر به اندیشه های ناهمگون سیاسی و سطحی نگری در انتخاب مدیران شده و هزینه این سطحی نگری را باید مردم بینوا بدهند.

از منظری دیگر در استانهای کمتر برخوردار مثل استان ما، شعبده بازی های سیاسی، مردم را در فهم مدیران خود متحیر کرده است. مدیرانی که نه منش سیاسی شان مشخص است و نه استقلال فکری دارند و نه در چرخه صلاحیت نگری و شایسته سالاری انتخاب می شوند. مدیران یک شبه انتخاب شده ای که نه دانش آموخته نظام عالی پرورش مدیریت هستند و نه بر استقرار و استمرار تجربیات ماقبل خود اعتنا و اعتمادی دارند و متناوباٌ آزمون و خطا را محور برهم ریختگی نهادهای اجتماعی قرار داده اند. شاید این نقد را برنتابند لیکن، اعتراض های مکرر مردمی و آراء بسیار پایین جناح های در حال قدرت، ضعف بروکراسی اداری و انحصارگرایی مدیریتی تنها اولویت قابل انتقال در بین نخبگان سیاسی و چرخش مدیران است که در این سالها تجربه می کینم. باور هم بر این است که مدیران در راستای شعارهای دولت مرکزی انتخاب می شوند. منتهی وقتی پزشکِ متخصصِ متعهد و قانون گرا را به واسطه گرایش سیاسی مخالف و به بهانه تغییر مرسوم مدیریتی، در بداخلاقی ترین شیوه ای که تاریخ نظام های سیاسی و مدیریتی دنیا نیز به خود ندیده است، از صندلی مدیریت دستگاهی مثل حوزه درمان و خدمات پزشکی، پیاده کرده و لیسانس الهیات را جایگزین کنیم، یعنی تفاوت بین سنتی و مدرن، یعنی تفاوت بین محرومیت از دانش و بی لیاقتی در استفاده از دانش، یعنی عدم تلاش برای رفاه و آسایش بهتر مردم و تحقیر و محرومیت مطلق آنها از کمترین خدمات و رفاه اجتماعی، یعنی چنگ زدن به دامن مدیریت انگلی که این در تاریخ دولت اعتدال ماندگار خواهد ماند. اصلاً جای تعجب نیست که چرا چرخه مدیریت استان، در خلاء بین اصلاح طلبی و اصول گرایی، مدرنیته و سنتی،خودبینی و دگرخواهی، مردم داری و مردم آزاری، شک و واقعیت و در یک کلام، بی هویتی سیاسی اجتماعی دست و پا می زند؟ البته این رویه در بی محتوایی سیاسی، استان ما پذیرفتنی است لیکن وقتی از بدنه دولت، حامیان این نابسامانی های سیاسی سر برآورند، باید شیخ اعتدالیون متوجه ترک خوردن هندوانه های اصلاحاتی و اصولگرایی که با یک دست بلندکرده، باشد. لازم است به خود بگوید که چرا برای مدیریت در استانی که باید باید دانش، تخصص، تعهد و مسئولیت پذیری بر محدودیت ها و محرومیت ها فائق آید، تخصص از حَیّز انتفاع ساقط شوه و سواد خواندن و نوشتن نیز کفایت دارد؟ پس فهمیدیم آن بیسوادهایی که رهبر اعتدالیون خطاب می کرد، دگر اندیشان، قانون مداران و علم گرایان جامعه هستند که باید وا مصیبتا گفت و اذعان نمود که این است مشی «اعتدالی» که به آن «امید»وار بودیم.

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شمشیر می‌گه:

    گردو گرونه عسل هم گیر نیا کنگر هم کم یاب شده بیلهر که فاتحه …….اقای محدث اسیب شناسی کن چرا اینگونه شده ؟؟؟نکنه بی رویه از استان خارج می شود این خورکی های مخصوص استان؟؟؟؟

  • امید می‌گه:

    مخالفم

  • محمد رضا می‌گه:

    شنیدی که میگن آشپز که دوتا شد آش یا شور می شود یا بی نمک. حالا حکایت این دولته. من که خیلی دلم برای زارعی و روحانی میسوزه. این دوتا بیچاره یه اشتباهی کردند و رأی اصلاح طلبان را دریافت کردند و آلان نمی دونند بگن راستی هستند یا چپی. شما هم آقای محدث یه کاری را که افتادی دنبالش تا پدر پدرشو در نیاری ول کنش نیستی.

  • ناشناس می‌گه:

    بارک اله . منطقی بود. به خصوص قسمت آخر

  • بویراحمد علیا می‌گه:

    اینقدر حاشیه نمی رفتی مستقیما نحوه انتخاب مدیرکل بیمه خدمات درمانی را به نقد می کشیدی ککی جونی!

  • امیر می‌گه:

    بسیار خسته کننده بود اگر سعی میکردی خلاصه بنویسی خیلی بهتر بود

  • جمشیدیان می‌گه:

    بس کن محدث چه سخنها که نگفتی …ای کاش یکی زین همه گفتن اثری داشت؟؟؟؟

  • محمد حسین می‌گه:

    والله این همه خودمحوری و یکه تازی هم حدی دارد. آقای تاجگردون دیگه بس کن. ای کاش استانداری مثل دکتر صابری در استان بود تا جرأت این همه میدان داری به تو نمی داد. فعلاً که چهار نعل بتاز. استاندار ما هم فقط داره نگاهت می کنه.

200x208
200x208