تاریخ درج خبر : 1393/03/03
کد خبر : ۲۷۹۱۲۲
+ تغییر اندازه نوشته -

” روحانی تنهای تنهای تنها “

vakili-222x300

سایت استان: محمدعلی وکیلی

دو سال پایانی دوره دوم ریاست جمهوری در ایران همواره با سقوط آزاد منحنی محبوبیت رؤسای جمهور همراه بوده است. نگاهی به منحنی محبوبیت احمدی نژاد در هشت سال ریاست جمهوری اش، در میان هواداران خود، گواه این موضوع است. در این مقاله فرصت پرداختن به چرایی آن نیست؛ ولی روشن است روسا هر چه به پایان دو سال آخر نزدیک می شوند از تعداد یارانشان کاسته می شود و سرعت ریزش همراهان بیش از سرعت رویش اولیه آنان می باشد. به عبارتی کسانی که در روزهای اولیه ریاست جمهوری احمدی نژاد با سرعت برق خود را در لایه اولیه همراهانش جای دادند و ماراتن نفس گیر نزدیک شدن به وی را استارت زدند، در دو سال آخر معکوس آن عمل کردند و این بار ماراتن فاصله گیری از وی را شروع کردند. زبان مدح و ستایش روزهای اولیه به زبانش نکوهش و سرزنش تغییر یافت. وضع آنچنان شد که احمدی نژاد ماند و مشایی و تنهایی رقت بارش. آنان که از نردبانش بالا رفته بودند در همان بالا ایستادند و جار زدند که راه ما این نبود و ما را با وی نسبتی نیست. البته تنها شدن احمدی نژاد با خاتمی متفاوت بود. احمدی نژاد نه فقط یاران و همراهان را از دست داد، که از نظر پایگاه اجتماعی نیز دستش خالی شد. او وقتی به پشت سر نگاه کرد، نه یاری در میدان دید و نه یک پایگاه مشخص اجتماعی که حامی اش باشد. تنها یار وفاداری که همچون سایه در کنارش ماند، مشایی بود. سید محمد خاتمی هم در دو سال آخر پایان دوره اش گرفتار سیر نزولی محبوبیت شد و ریزش یاران دامنش را گرفت؛ ولی پایگاه اجتماعی خاتمی ریزش یاران و همراهانش را جبران کرد و عامل ماندگاری و مصونیتش در ساحت سیاست ایران شد. اکنون روحانی به شکلی دیگر گرفتار تنهایی زود هنگام شده است. هنوز زود است که گفته شود محبوبیت روحانی رو به کاهش است چرا که مردم همچنان امید به تدبیرش دارند و نگاهشان به روزهای آفتابی آینده است. ولی بی شک روحانی از نظر یاران هم گفتمان، تنها مانده است. از جمله دلایل تنهاییش اینکه خود مجبور شده یک تنه وارد صحنه شود و پاسخگوی سیل انتقادات،اعتراضات و فشارهای مهندسی شده باشد. در میدان رویارویی نفس گیر و در مقابل فشار بی امان گروههای خاص، هیچ صدایی به جز صدای شخص روحانی به گوش نمی رسد. گو اینکه دولت به تمامی در شخص خودش خلاصه شده است. او هم باید پاسخگوی ضعف اجرایی تیم همکاران باشد و هم یک تنه در برابر عهد شکنی غربیها بایستد؛ همزمان نیز باید نگران وضعیت و موقعیت بدنه اجتماعی باشد.
باری، می بایست خود به تنهایی در پشت صحنه در مقابل حملات، سینه سپر کند و بر روی صحنه نیز مدافع سیاست های فرهنگی، اقتصادی، سیاست خارجه وسیاست داخلی دولتش باشد.

این نوع تنهایی، خاصِ روحانی است؛ چرا که یاران خاتمی هر کدام در قامت شخص خاتمی قادر به پیشبرد گفتمان دوم خرداد بودند و فشار وارده توزیع می شد؛ در نتیجه درآن دوره گفتمان اصلاحات در مقابل فشارهای وارده قدرت هماوردی داشت. همراهی دستگاههای مختلف نظام با احمدی نژاد در چهار سال اول نیز موجب شد تا احمدی نژاد گرفتار تنهایی زود هنگام نشود.

اما روحانی نه آن یاران هم قامت را دارد و نه آن همراهی دستگاههای مختلف را. بخش مهمی از دولتمردان کنونی چنان در لاک خود فرو رفته و آن چنان بی رنگ شده اند که هیچ تفاوتی با دولتمردان دولت احمدی نژاد یا رقبای آقای روحانی ندارند. هیچگونه تعصب، غیرت، وموضع گفتمانی در بخش مهمی از دولتمردان فعلی مشاهده نمی شود.

مشی آنان، به بهانه اعتدال، آنچنان است که به آسانی با هر گفتمان و پاد گفتمان دیگری نیز قابل جمع می باشد. گر چه صدای حمایت آقایان هاشمی و خاتمی لاینقطع در دفاع از دولت روحانی تیتر روزنامه ها می شود، ولی بی تفاوتی و بی تعصبی برخی از دولتمردان، تنهایی روحانی را تشدید کرده است.

روحانی یا باید به مانند احمدی نژاد و خاتمی روی صحنه بازیگر باشد و یا باید همچون هاشمی پشت صحنه نقش آفرینی کند. او نمی تواند همزمان پشت صحنه بر سر شعارهایش بماند و آن ها را عملی کند و در عین حال روی صحنه هم ترکش ها را به جان بخرد. همکاران و تیم همراهش باید ضربه گیر روی صحنه باشند. او نبایست به تنهایی تمام اضلاع گفتمانی اش را فریاد بزند.
هرکدام از وزرا، معاونین، استانداران و…. باید ضلعی از گفتمان اعتدال را بر عهده گیرند و به پیش ببرند. اما واقعیت صحنه نشان می دهد که او خود به تنهایی در جایگاه گفتمان سازی و همزمان مهندسی گفتمان و مجری نقش آفرینی می کند. به طور طبیعی این وضع تداومی ندارد، چرا که انرژی وی محدود و هزینه این تنهایی سرسام آور است. بخشی از بی رحمی و بالا گرفتن حملات مخالفین دولت، نتیجه تنها ماندن روحانی است.

به نظر نگارنده درمان این تنهایی در دست خود روحانی است. او باید برای برون رفت از شرایط کنونی، تدبیری بیندیشد و هزینه سرسام آور ادامه راه را نپردازد و این بار را یک تنه بر دوش نکشد. روحانی خوب می داند که هنوز وقت باقی است.
او به درستی آگاه است که مردم صبور هستند و به او به شرط اصلاح مسیر فرصت خواهند داد. مردم همچنان امید به اعتدال و تدبیر دارند و نمی خواهند که نا امید شوند و البته دود نا امیدی مردم نسبت به روحانی به چشم همگان می رود. پس باید گفت آقای روحانی به حرمت امید مردم، کاری متفاوت و راهی امید آفرین و نتیجه بخش پیشه کن.
یا علی .

*سرمقاله ابتکار – شنبه 3 خرداد 93

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • الف می‌گه:

    دکی جون باز هم دمت گرم …چاکرتیم

  • امیر می‌گه:

    بادرود فراوان خدمت جناب وکیلی عزیز.حرف حق را به زبان کسانی بشنو که نه وابسطه به جناهیند ونه بدنبال رسیدن به قدرت از طریق احرم سیاست وغیره.ذات وطبیعت انسان همین است که فل حال شاهد آن هستیم،انتقاد از هم ؛ چه درست واقلانی وچه نادرست غیره منصفانه وبعضآ افراطانه.واما انتخاب آقای روحانی؛ایشان فقط وفقط به لطف بی اعتمادی مردم از دولت قبل بوده ولا غیر.وچنانچه هر یک از کاندای رقیب ایشان زرنگی ایشان را داشتند ومیتوانستند با ادبیا فراتر از ادبیات کلامی وبلکه غیره عملی ایشان خود را معرفی میکردند شاید العآ ایشان رییس جمهور نبودند، واما اینکه ایشان در آخر تنها میشوند یا نه ؛یک امر طبیعی است ومسلمآ همانگونه که قبل از آن همینگونه بوده حالا هم خواهد بود .چرا؟ چون از خصایص این سیاستمداران همین است که در ضرب المثل ما هست که میگویند تا پول داری رفیقتم قربون بند کیفتم.واینجور عرض کنم البته به گویش شیرین لری (زمانه نمونه بی کخیا ای یکیش ایروو او یکیش ایا)

  • ح م می‌گه:

    پاسخ برادر عزیزمان فارغ از محتوای کلیشه ای بودنش که می توان روی آن دقت کرد نمود خیلی زیبا و ادبی است

    • ترانه می‌گه:

      عاغا به نظرمن دولت تدبیر وامید…فقط اولای رسیدنش به قدرت عین گیتاری نو نوای خوش ومطبوع صدای دلنوازی داشت…بعدازرسیدن به قدرت دیگه اون نوای امیدوارانه وخوش صدا به گوش نمیرسد….

      ….شاید گیتارمان نیازی اساسی به کوک کردن داشته باشد تا مثل روز اول همهن صدای پرامید وسرخوش را بدهد….

      وشایدم …تارهای گیتار ما…برای همیشه بریده باشد …
      وباید تا آمدن گیتارجدید همه صبر کنیم…
      وشاید این میان…بسیاری از شنوندگانی ک به صدای این گیتار خوش صدادلخوش کرده بودند…رنج ببینند…

      ولی خدا وند همان اولی درست باشد…خدا به خیر کند

  • حسین می‌گه:

    برادر وکیلی ضمن تشکر از جنابعالی معایب اصلاحات بیش از محاسن انها بوده به همین خاطر هر رییس جمهور اصلاحاتی باید توان تحمل بالایی داشته باشد حجاب کم کم به روزهای رضا خانی نزدیک میشود

  • منصور می‌گه:

    جناب آقای وکیلی
    طبق نوشته درست شما، آقای خاتمی پایگاه اجتماعی داشت ایشان با خود دو بار تاریخی را حمل می کردند یکی بار سنگین روحانیت و دیگر ظلم ستیزی تاریخی ایرانیان. این بار در قالب(اصلاحات) که دیدیم آنچه دیدیم.
    درباره هاشمی که جنابعالی هوشمندانه وی را به عنوان یک مرجع سیاسی مذهبی انتخاب کردید نیازی به تحلیل نگارنده در کوتاه نوشته ای نیست. اما درباره گروه ابادگران که سازه ای برای واکنش به وضع موجود بود نمی توان پذیرفت که دوستان و دشمنانی پایدار داشته باشد زیرا این گروه به مانند ستونهای آهنی که بعد از ساختن سقف به زیر آن می بندند و پس از محکم شدن سازه سقف از زیر آن در می اورند بوده، چنانچه با یه شل کن سفت کن حاکمیت برای مصرف بعدی به گوشه ای کنار نهاده شدند. پس بر خلاف نظر شما آن اجماع یاران و ریزش دوستان موسمی بوده و این موسمی بودن یکی از ویژگی های تاریخی ما ایرانی هاست.
    درباره جناب روحانی،نیز تحلیلتان چندان عمقی ندارد. ایشان می بایست در مصالح این ساختمان قدرت به کار می رفت که نرفت. به جای حوزه نجف رفت انگلستان و به جای درس خارج رفت خارج. روحانی را برخلاف خاتمی که می گفتند سید محمد خاتمی می گویند دکتر روحانی. اما چنانچه دانی و دانیم نه دانشگاه با کاروان امیدبخش وی همراه است و نه تدبیر روحانیت در هدف نهایی ایشان. وی به جای اینکه پاگرد ساختمان حاکمیت باشد پله چوبی است که همیشه به درد می خورد ولی هر چه هم به درد بخورد اخرش یدکی است و چیز یدکی مانند فرزند ناخواسته است که نمی توان مهجورش کرد و نه می توان به او دل بست. روحانی چون احمدی نژاد می بایست می اومد و ما منتظرش بودیم و هم می توان اینده سیاسی اش را از همین الان خواند. وزرایش پیرند، هر چند افتاب و مهتاب دیدند اما افتاب لب بومند، معلوم است که استفاده ار نیروهای ته انبار ته پستو یعنی چه. یعنی بدبینی حاکمیت به نو شدن جوانانی که اختلاف فکری، اختلاف سلیقه و اختلاف … روحانی می بایست این تنهایی را بپذیرد هر چند معتقدم تنها نیست اصلا تنها نیست. چون این نوع تنهایی مختص همه اهالی قدرت در ایران است. در تحلیل احمدی نژاد و روحانی شما کمی دم دستی فکر می کنید. این دو دولت رفتار سیاسی استخوان داری ندارند. پایگاه اجتماعی قوی ای ندارند. گروه های موازی از اینها بیشتر پایگاه و جایگاه دارند. به نظر می رسد روحانی و امثال ایشان باید فکری جدی تر، تاریخی تر به جهان پیرامون داشته باشند و گرنه زباله دان مشهوری که در تاریخ ایران هیچ وقت سیر نشده دهان باز کرده تا اینان رانیز ببلعد این زباله دان منتظر ایشان است هر چند وزرایش مانند آن سوسکی که رفت سربه سر دمپایی گذاشت به دلیل کهولت سن و زوال مزاج، خودخواسته باید تا دو سال دیگر بروند و سر به سر دمپایی اجل سیاسی بگذارند

200x208
200x208