تاریخ درج خبر : 1393/03/08
کد خبر : ۲۸۲۹۷۸
+ تغییر اندازه نوشته -

افکار عمومی در خوابی عمیق فرو رفته است

سایت استان: علی عابدی
افکار عمومی در ایران مانند غول مهربانی است که هر چهار سال یک بار سر بر می دارد و می پرسد چه خبر است، دولتها با ترس و لرز و التماس برایش قصه ای می خوانند، غول مهربان با خوش خیالی می خندد و به خواب چهارساله اش می رود. در تمام مدت این خواب عمیق دو گروه به رقابت بر می خیزند. یک گروه لمپنها، سواری بگیرها، مجیزه گوها، نان به نرخ روزخورها و اهالی محترم رانت خور( همان کسانی که به اطلاعات دست اول دسترسی دارند) و در مقابل این گروه متخصصان، مستقل اندیشان، مسأله داران و دغدغه ورزان ایستاده اند. گروه اول از هر جناحی و حزبی و در هر لباسی هستند و گروه دوم نیز.
فارغ از هر لباس و رنگ و نژاد. در این رقابت، گروه دوم در همواره در حاشیه اند، روایتشان انتقادی است و آمارهای کمی گروه اول را که:
«ماه نو را نیمه شب در آسمان دیدیم» و
ما اول شدیم
و هزار هکتار، آباد کردیم
و چند میلیون گردشگر داشتیم و اینجا بهشت آرمانی است و بهتر از این نمی شود و…
را باور ندارند. گروه دوم در انتظار روزنه ای و گروه اول در تلاش برای بستن همه سوراخ سمبه های بی مدیریتی.و اما در این کشاکش، افکار عمومی در حیرت و گیجی، میل به خوابی بی پایان در زیر پوست افکار و اذهان رسوخ کرده، می خوابند تا ببینند آنچه را که در واقعیت آرزویش را داشتند.
متخصصان علوم ارتباطات اجتماعی بر این باورند که خطرناک ترین مردم برای یک حکومت «بی تفاوت» ها هستند نه فعالین عرصه اجتماعی و سیاسی. اما به نظر می رسد که در ایرانِ پر مسأله، خواب این غول به ز بیداری است. یا به قول سعدی: وانکه خوابش بهتر از بیداری است. لیکن همین «بی تفاوتها» با دست خود چنان بلایی بر سر خود و حکومت خود در سوریه آوردند که تا صدها سال دیگر در تاریخ می نویسند. در لیبی همین مسأله است در افغانستان همین، در پاکستان همین و در مصر همین مسأله دارد همه چیز را از اساس به هم می ریزد زیرا دولت هایشان در دهه های استقلال، اجازه ندادند مردم خود دست به کار شوند، اجازه ندادند مردم گروه تشکیل دهند، نهاد مدنی بسازند، گروه اجتماعی راه اندازی کنند. دولتهای مذکور همه چیز را خفته می خواستند. اما بالاخره این خفتگی هم پایانی داشت و پایانش همین است که هر روز در رسانه ها می بینیم و می شنویم.
هفته گذشته پیرمردی که سالها در یاسوج خرج و مخارج خانواده اش را از یک دکه کوچک تنقلات و سیگارفروشی در می آورد به دلیل فروش سیگار خارجی به مبلغ ۲۵۰ هزار تومان جریمه کردند. خب. وقتی صادقانه رفت جریمه اش را پرداخت کند، کارمند اداره تعزیرات بدون هیچ رسیدی و سندی پول را از او گرفت. سؤال؟ آیا این پول درجیب شخص باید برود و یا به جیب خزانه؟ پول بدون رسید و مدرک به کجا می رود؟ مگه برای جریمه نباید رسید تحویل داد؟ اصلا این قضیه سیگار قاچاق چرا روشن تر نمی شود؟ چه کسانی وارد می کنند؟ چرا رسانه ها از آنها چیزی نمی گویند؟ مهم تر از این، اکنون چرا سازمان های نظارتی و مسئول آماری درباره گرانفروشی در استان به رسانه ها ارائه نمی دهند؟ راستی در این استان متولی تحول نظام سلامت با کیست؟ داروهای سرماخوردگی که تا چندماه پیش بیش از ده هزارتومان نبود چرا دوبرابر شده است؟ و ….
مثالها از این دست زیاد است. آیا قرار است جور این همه بی مدیریتی را مردم بکشند. مسئولان محترم!! این پای دیوار خویش کندن است. باز از سعدی بشنویم این دبیر صادق تاریخ و این شیرین سخن دوران که می گوید:
زگوش پنبه برون آر و داد و خلق بده
و گر تو مى ندهى داد، روز دادى هست
هر آنکه تخم بدى کشت و چشم نیکى داشت
دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست
و یا همو می می گوید:
اى زبردست زیر دست آزار
گرم تا کى بماند این بازار؟
به چه کار آیدت جهاندارى
مردنت به که مردم آزارى

یکی از بازاریان که خود را فردی به شدت اخلاقی معرفی می کرد برایم نقل می کند که در میانه بازار شهر قرار است جای مغازه ای را به مدت سه سال اجاره کند. میزان اجاره اش جالب است!!! رهن ۴۵ میلیون با ماهی ۶ میلیون تومان. به او گفتم تو چطور این پول را در می آوری.
جواب می دهد: از (جِر مردم) یعنی از دوش مردم. به همین راحتی. جالب اینجاست خودش از دست زمین و زمان شاکی است که جامعه خراب شده است. همین فرد نقل می کرد که وسیله ای را درمغازه به قیمت ۱۸ هزار تومان فروخته است و پس از شش ماه که وسیله تمام شد، متوجه شد که قیمت ۱۸ هزار ریال است یعنی ۱۸۰۰ تومان.
چرا کسی به این قیمت اعتراض نکرد؟ چرا مردم به این وضعیت اعتراض نمی کنند؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دوستان می‌گه:

    خواستی یه چیزایی بگی اما اینقدر مسایل و مشکلات زیادن که یه جور قاطی شدن همه چیز به هم. خیلی ساختارمند اشاره نکردی

  • عابدی می‌گه:

    خانم فریبا با دیدگاه شما موافقم
    1)ما ساختارهایی قانون مند برای ابراز هویت نداریم
    2)نظام حاکمیتی ما در بیشتر عرصه ها تمرکز گرا است

  • فریبا می‌گه:

    اهل سیاست نیستم اما بیرون از گود تماشا میکنم هر کسی که سنگ اصول گرا واصلاح طلب رو به سینه زده کسانی هستند که برای رسیدن به قدرت وپست در تهران بوده بعدشم که رسیدن حتی حاضر نمیشن برا تفریح هم به استان بیان پس احمقانه است با ساز چنین کسانی رقصید این اخریش هم که سفر خانم رفسنجانی که فقط عده ای محدود رو خبر کردن اینا افراد اتحصار طلبن که فقط موقع انتخابات از مردم یاد میکنند وگرنه چرا موقع جلسات افراد مورد نظر خودشون هستندفقط؟!

  • عابدی می‌گه:

    سپاس از نظرشما جناب رسایی

  • اسلام رسايي نسب می‌گه:

    اشاره بسیار درست و به جایی است. مادام که امکان تعریف و ایجاد گروههای مدنی آزاد برای رصد اقدامات طبقه حاکم نباشد و نتوان براحتی و آزادانه پیگیر مطالبات شد هر روز بیش از روز گذشته شاهد فرو رفتن در فساد و بی قانونی و ویرانی زیر ساخت اعتماد و اعتقاد مردم خواهیم بود.

200x208
200x208