تاریخ درج خبر : 1393/03/09
کد خبر : ۲۸۳۶۷۳
+ تغییر اندازه نوشته -

اجازه هست شک کنیم؟

zarrin

سایت استان: محمد زرین

یادش بخیر و روحش شاد کیومرث صابری فومنی! گل آقای ملت ایران. در یکی از شماره های مجله اش خبری را به باد طنز گرفته بود.

فردی که برایش در یک روز به فاصله یک ساعت در تهران و تبریز برگ جریمه صادر شده بود در حال اعتراض بود. افسر پلیس به فرد معترض گفته بود: مرد حسابی ! تهران – تبریز را یه ساعته اومدی! اعتراض هم داری؟

هیچ کس منکر ضرورت اجتناب ناپذیر تصویب قانون اجرای آن و خصوصا وجود ضمانت اجرای لازم برای پشتیبانی از اجرای قانون نیست.تا آنجا می توان گفت شرط لازم و حتی کافی هر تمدن است.از جمله قوانین واجب الوجود هم قوانین راهنمایی و رانندگی است.(اینجا بحث حول قانون راهنایی و رانندگی مصوب فروردین 90 می باشد.)

ماجراهای بیشتر تلخ مردم با افسران پلیس راه و راهنمایی و رانندگی هم زیاد است و هم متنوع. با ذکر خدا نصیبتان نکند یکی را ذکر می کنم.

هفته قبل خسته از گرفتاری های این روزها و سال ها خواستم وارد خیابان فرعی شوم بخاطر عملیات آسفالت ورودی مسدود بود از سر ناچاری ۱۰-۲۰ متر مانده به تابلو جرثقیل پارک کردم. ۱۰-۲۰ دقیقه بعد برگشتم ماشین را نیافتم. کیف دستی ٬ گوشی٬ کت و … داخل ماشین بود. جالب تر اینکه کیف پول هم داخل کت بود. اولین گزینه که به ذهنم رسید همان بود که بود. پلیس و پارکینگ.(مشمول ماده 12 و 13 قانون فوق شده بودم)

واقعا خدا نصیب نکند. برای خارج کردن ماشین از پارکینگ باید اولا یکی دوبانک بروید٬ پول واریز کنید. یک جا ۴۰ هزار تومان برای جرثقیل. بعد هزینه پارکینگ و در آخر و مهم تر خلافی خودرو. تازه بعد از این همه باید مالک خودرو شخصا مراجعه کند یا اگر خریدار هستید وکالت نامه یا برگه انتقال ارایه دهید.

همه این ها را تصور کنید در شرایطی باشد که شخص مورد نظر در شرایط خاصی از هفته باشد. یکی بچه اش مریض است. دیگری گرفتار کار اداری و بانکی است . دیگری همان شب مهمان داشته است. آن یکی آماده سفر بوده و …

حالا چند تا نکته:

۱. به جز تخلفات رانندگی اعمال هر مجازات باید طی فرایند قانونی باشد که در دادگاه های دادگستری یا مراجع شبه قضایی در نظر گرفته شده است. و معمولا چند مرحله دارد. بدوی٬ تجدید نظر٬‌ گاه دیوان و در آخر اجرای حکم که در دادگاه ها توسط اجرای احکام است. در حالی که اینجا قاضی و کارشناس و مجری حکم همه یکی است و هر سه مرحله در کسری از ساعت انجام می شود و فرد خاطی تا خبردار شود یک حکم اجرا شده را جلوی خود می بیند.

۲. در اصطلاحات راهنمایی و رانندگی از واژه اعمال قانون در قبال متخلفین زیاد استفاده می شود. اگر … نکنی درباره شما اعمال قانون می کنم. پوسته ظاهر این اقدامات اعمال قانون برای حفظ نظم عمومی است.

حالا از آقایان افسران و سرداران عزیز می پرسیم آیا ما قانون شکن ها اجازه شک کردن داریم؟ از جمله این شکیات:

کمی به هسته و مافی الضمیر ماموران و نحوه رفتارهای بعضی از این عزیزان و حتی انگیزه بالا ی مامور حین اعمال قانون همچنین میزان و گستردگی نصب تابلوها که می نگریم انگار هدف چیز دیگری است و آن همان کسب درآمد برای دولت است و بس.

آیا در سایر ممالک که به رعایت قانون و اصلا حکومت قانون شهره عالم اند رویه همین است؟

آیا در شرایطی که مرکز استان یک پارکینگ درست و حسابی ندارد خود مسولین زمینه ساز تخلف نیستند؟

این مرکز استان بین مراکز استان به لحاظ تامین ناوگان حمل و نقل عمومی رتبه چندم را داراست؟ آیاروزی می شود اکثر افراد بدون نیاز به خودرو شخصی یا آزانس به کارهای خود برسند؟

یک شک دیگر:

با مراجعه به اداره راهنمایی و رانندگی مردمان ناراضی را می بینیم که هر کدام پرینت خلافی خودرو خود را به همراه دارند و به یکی دو مورد از تخلفات خودرویش معترض است و قسم والله و بالله می خورد که حتی در خواب هم به آن شهرها سفر نکرده است. اما گوش شنوایی نمی بیند. اولا این اعتراض هیچ گاه به جایی نمی رسد. چرا که مالک گرفتار خودرو که از مرکب به زور و جفا پیاده شده است فقط به یک چیز فکر می کند٬ آزاد کردن خودرو. لذا مالک خودرو اول نوشتار هم که تهران – تبریز را یک ساعته رفته است هم آن جریمه را می پردازد.

ما مشکوکیم٬‌ مشکوک به تخلف افسران نویسنده برگ جریمه. چرا که تنها در یک صورت ممکن است برای خودرویی که هیچ گاه اراک نرفته جریمه در شهر اراک رد شده باشد. آن هم به این صورت که پس از نوشتن برگ جریمه مثلا دایی مالک خودرو ا افسر تماس بگیرد که مشکل این خواهرزاده مرا حل کن. افسر هم با نوک خودکار 1 را به 9 و یا ۲ را به ۳ تبدیل کند. (که پلاک یک شهر دیگر و در نتیجه فرد ی دیگر هدف قرار بگیرد)

مورد بعدی ابهام و تردید در باب محل مصرف درآمد های حاصل از برگه های جریمه است.

بر اساس ماده 23قانون راهنمایی و رانندگی مصوب 90(بند الف) شصت درصد از کل وجوه حاصله به تفکیک درآمدهای ناشی از تخلفات رانندگی خارج از شهرها و داخل محدوده شهرها و روستاها حسب مورد به وزارت راه و ترابری (سازمان راهداری وحمل نقل جاده ای کشور)به صورت متمرکز و در شهرها به شهرداریهای محل از طریق استانداری همان استان به تناسب هفتاد و سی درصد اختصاص می یابد تا حسب مورد صرف استاندارد سازی وسایل و تجهیزات ایمنی راهها خط کشی و نگهداری آن تهیه و نصب و نگهداری علایم راهنمایی و رانندگی و تجهیزات ایمنی احداث پلها ی عابر پیاده احداث توقف گاهی عمومی و اصلاح راههای روستایی معابر و نقاط حادثه خیز در شهرها و روستاها نمایند.))عجب ماده قانونی بجا و مفیدی!اگر واقعا هدف به این زیبایی دارید که اصلا چه نیازی به برگ جریمه.؟مردم هر ناحیه با رضا و طیب خاطر پول می دهند. اما بازهم ما تردید داریم.چرا که اگر واقعا هفتاد درصد این درآمد سرشار صرف موارد بالا می شد که الان نه وضع راههای روستایی این بود نه شهرها اینقدر مصیبت در حمل و نقل و معبر داشت.برادران اعمال قانون! لطفا این ماده قانون را هم اعمال کنید.

گلایه دیگر شهروندان از کمین کردن افسران و خودرو های پلیس است. گاهی در پشت درختان و بوته و تپه های کنار جاده٬ گاهی در نبش یک کوچه.

باور بفرمایید همانقدر که تخلف رانندگی خطرناک است به همان نسبت هم کمین کردن برای مچ گیری زشت و ناپسند است.

یکی دیگر از دلایل برای شک و تردید این است که بعضی از ایام هفته سهل می گیرند.بعضی روزهای دیگر سخت.تا فرد خام شود و تخلف کند. یا بعضی ایام خاص سال سخت گیر و اعمال قانون نمود بیشتری دارد. مانند اسفند هر سال. که بوی کسری بودجه از هود خزانه به بیرون می جهد.

اگر زنده بودیم اسفند امسال دقت کنید و افزایش جرثقیل ها را ببینیم. شهری نوپا مانند یاسوج انگار روزی که بنا نهاده شد برایش این همه ترافیک در نظر گرفته نشد. چند برابر حالت عادی خیابان یکطرفه داریم اکثر بریدگی ها مسدود شد گاهی برای رفتن از مسیری به ۵۰ متر آن سوتر باید مسیری ۲ کیلومتری را پیمود تا با جریمه مواجه نشد. یعنی اینجا هم به جای حل مساله صورت مساله پاک شده است. و این خود زمینه ساز بی حوصلگی ودر ننتیجه تخلف رانندگی می گردد.

اما سخن آخر:

برادران عزیز اعمال قانون !کمی مهربانی هم بد نیست. گر حکم بر دست گیری مستان باشد شهر خالی از آدم می شود. اعمال قانون هم وظیفه فرمانرواهاست و هم فرمانبرها. در حالیکه مردم خسته از این همه قانون گریزی و سومدیریت در دستگاههای مختلف قرص جو آلوده در خون گاز می زنند انصاف به خرج دهید وبدانید مردی نبود فتاده را پای زدن.

شما اقلا نمک بر زخم ها نریزید. مرهم باشید. باور کنید دلهای خستگان بیشتر با آن نوجوان چهره سوخته ایست که ساز ناکوک خود را به سختی می نوازد تا فضای پر ازدحام و ساکت بی آر تی را عوض کند. یا که پیرمردی که سالهاست بر مسیر رهگذران سه راه پازنان گچساران سرنا می نوازد. بنگرید نان او خوردنی تر است یا نان جرثقیل داری؟ اگر به لحاظ دینی هم باورمندی حساس هستید بدانید که خدا بعد از دعوت همه ما به مشارکت در خیر٬ همه را از مشارکت در شر (حالا شر از هر نوعی که باشد حتی اعمال قانون)٬ باز می دارد.

تعاونوا علی البر و التقوا ولا تعاونوا علی الاثم و العدوان.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بخشوده می‌گه:

    تشکر فراوان از اقای زرین که گاه و بیگاه دست بروی مسائل بسیار حیاتی گذاشته و تلنگری به وجدان انسانه های نا اگاه میزند.در جواب اقای شهروند و سعید >معلومه که چقدر از این حرف حق نارحتید حتما دستی بر اتش رشوه گرفتن و بردن ماشین مردم بدبخت بی دفاع دارید .ماشین بنده را در خیابانی که صد ماشین پارک کرده بود بردند میدانی چرا چون پلاکش مال استان نبود .اما در موردی مشابه خواهر زاده ام زودتر رسید بیست تومن به مامور و بیست تومن به جرثقیل داد تا از بردن ماشینش صرف نظر کردند .یکیتون هم اصل مطلب را ول کردی و کلمات را هدف گرفتی و املا اصلاح میکنی برادر من خانه از پای بست ویران است خواجه در بند حفظ نقش ایوان است

  • فرهاد می‌گه:

    سپاس آقای زرین
    بسیار بجا و خوب به مسئله پرداختی

  • سعید می‌گه:

    درست بخونی بهتر نیست که دنبال سایت و رسانه هستی بعد این پایین به نام دیگری از خودت تعریف میکنی؟؟؟

    • محمد زرين می‌گه:

      برادر سعید جان.الان که دیگر برف پیری بر سر نشسته. وگرنه اون زمانها این موقع شب درسامو خونده مشقامو نوشته و….
      آخرش شدم این.
      حتی اینترنت باز هم نشدم. شوربختانه
      ضمنا شوخی خوبی کردی در آخر نوشته.((بروهی))

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    متشکر که به این مسئله پرداختی دوست خوبم. پرداختت نسبت به یک ضلع از اضلاع سه گانه قانون، ناظران قانون و مجریان و تبعیت کنندگان قانون، مبسوط بود. در مورد دو ضلع دیگر هم زیاد گفته شد. این که چقدر منتج به نتیجه شد بحث پردامنه ی دیگری است.
    دوستان هم باید ملتفت باشند که آسیب شناسی یک بخش از مسئله به معنای نادیده گرفتن آسیب های بخش های دیگر نیست. ضمن آرزوی توفیق برای مجموعه پلیس راهنمایی، خود و خانواده ام یک بار نزدیک بود قربانی نحوه نامناسب برخورد پلیس شوم. رسیده بود بلایی،امابه خیر گذشت! خدا رو شکر! البته اثرات روانیش شاید تا زمان درازی تداوم یابد.
    اطلاعاتی نسبت به نحوه هزینه کردن عوارض ناشی از جریمه ها ندارم. دستگاه ذیربط می تواند و بایسته است،روشنگری نماید تا سوء تعبیرها برطرف شود.
    می توانم فقط خود را توصیه نمایم به قانون پذیری و رعایت حقوق شهروندی. سلامتی هموطنامم و مجموعه پلیس راهنمایی نیز آرزویم است.

  • نعمت پیرای می‌گه:

    سلام بر شما دوست عزیز گل گفتی به قول اقای مصباح در درد دل درد مندان گفتی

  • شهروند می‌گه:

    من خط اول رو که خوندم دیگه بقیشو نخوندم. چون از همون خط اول معلومه که ارزش خوندن نداره و البته اینم بگم که ما بی سوادا نمی تونیم با همچین مطالبی ارتباط برقرار کنیم. خط اول را می نویسم برات بعد خودت قضاوت کن که منه مخاطب عادی با چه ادبیاتی باید این مطلب رو بخونم و بفهمم.:
    هیچ کس منکر ضرورت اجتناب ناپذیر تصویب قانون اجرای آن و خصوصا وجود ضمانت اجرای لازم برای پشتیبانی از اجرای قانون نیست.

    • محمد زرين می‌گه:

      با درود به همه مخاطبان آشنا.جناب سعید حق با شماست.آن سطر اشکال نگارشی دارد.در واقع نقطه ویرگول ندارد.صحیح آن این است
      هیچ کس منکر ضرورت اجتناب ناپذیر تصویب قانون ،اجرای آن ،و خصوصا وجود ضمانت اجرای لازم برای پشتیبانی از اجرای قانون نیست.خلاصه می شود لازمه مدنیت 1 تصویب قانون2اجرای قانون3 ضمانت اجرای قانون مانند تشویق و تنبیه

  • ناشناس می‌گه:

    صحیح است

  • مصــــــــــــــــباح می‌گه:

    ولی باز من مینویسم جناب زرین آی گفتی……………. به خدا گفتنت بیست نوشتنت بیست از ته دل دردمندان نوشتی وگفتی خدا خیرت بده

  • مصــــــــــــــــباح می‌گه:

    جناب 24 عیار با همه ی این وجود دلیل تخلف راننده مشهوده و سزاواره برگ جریمه هس
    ولی تخلف مآمور رو به کی گزارش کنیم آن اعداد 1به 9 و……. را کی جریمه اش را بنویسه مآمور متخلف صادر کننده قبض کیست ؟
    آقا جان یارو میگه من عمرا که تبریز رفته باشم خودرو را هم از صفری خودم خریدم
    جریمه بزرگراه تبریز تهران را به کی بگم که حاشا من تو خواب هم دیده باشمش

    • 24عیار می‌گه:

      بالاخره قانون بد بهتر از بی قانونی هست و قطعاً اگر شما قوانین را رعایت کنید هیچ ماموری نمی تواند از شما طلب رشوه کند. در ثانی متخلف همه جا هست دکتر، مهندس ، وکیل و… مامور متخلف هم هست.
      و قطعاً اگر ما رعایت کنیم باج خواهی مامور هم از بین می رود.
      نکته آخر اینکه همین سلسه تخلفات هست که رتبه سوم مرگ و میر ناشی از تصادف را در دنیا داریم.
      گناه کسانی که قوانین را رعایت میکنند و با بی قانونی و لاابالی رانندگان دیگر کشته یا مجروح می شوند چیست؟
      همه ایرانیان در رعایت قوانین رانندگی مشکل دارند و ایران 4چماق ها (49ب،ط،ص،ج،ق) بیشتر.

  • از ملت ایران می‌گه:

    واقعا گل گفتی آقای حقوقدان.

    1- جریمه کردن متخلف کاری بار مثبت دارد و ارزنده است، اما،

    2- متاسفانه خیلی از این غیر عزیزان مامور که خود را معذور هم می دانند دنبال منافع مادی و جیب خود هستند و اگر توسط راننده متخلف تامین نشوند، بدا به حال راننده متخلف که چندین برابر جریمه می شوند.

    3- تا کی باید مدیران و رییس راهنمایی و رانندگی کشور سر زیر برف کنند و خود را به بی خیالی بزنند از این همه فساد و اجحاف به مردم و فرهنگ و شعور ملت اظهار بی اطلاعی کنند.
    پس ملت عزیز، برادر و خواهر عزیز با تخلف نکردن بهانه بدست این ماموران راهنمایی ندهید.

    4- ماجراهای بیشتر تلخ مردم با افسران پلیس راه و راهنمایی و رانندگی هم زیاد است و هم متنوع که حتی شرم است از بیان آنها داریم و زیبنده این ملت بزرگ و فهیم نیست.

    5- تا که تواند این درد را مرهم نهد.

  • ناشناس می‌گه:

    واقعا گل گفتی آقای حقوقدان.

    1- جریمه کردن متخلف کاری بار مثبت دارد و ارزنده است، اما،

    2- متاسفانه خیلی از این غیر عزیزان مامور که خود را معذور هم می دانند دنبال منافع مادی و جیب خود هستند و اگر توسط راننده متخلف تامین نشوند، بدا به حال راننده متخلف که چندین برابر جریمه می شوند.

    3- تا کی باید مدیران و رییس راهنمایی و رانندگی کشور سر زیر برف کنند و خود را به بی خیالی بزنند از این همه فساد و اجحاف به مردم و فرهنگ و شعور ملت اظهار بی اطلاعی کنند.
    پس ملت عزیز، برادر و خواهر عزیز با تخلف نکردن بهانه بدست این ماموران راهنمایی ندهید.

    4- ماجراهای بیشتر تلخ مردم با افسران پلیس راه و راهنمایی و رانندگی هم زیاد است و هم متنوع که حتی شرم است از بیان آنها داریم و زیبنده این ملت بزرگ و فهیم نیست.

    5- تا که تواند این درد را مرهم نهد.

  • 24عیار می‌گه:

    اصل موضوع را فراموش کردیده اید تخلف تخلف تخلف ، ککایل بویراحمدی.
    احتمالاً تخلفات همشهریان را در جاده ها و خیابان ها ندیده اید. که چه آسان و بدون دغدغه جان دیگران را به خطر می اندازند. ای کاش قوانین سختگیرانه تر میشد.
    آقای حقوق دان بالاخره شما جدای از هر نیتی که در صدور قبوض و موارد مصرف آن هست شما تخلف کردیده اید و این نوشته از شخصی که مدعی رعایت حقوق شهروندی از نوع شدیدش را دارد یعید است.
    و کلام آخر که این قوم دلیر ایران زمین ذاتاً قانون گریز است. چه مدیر کل چه حقوق دان چه شهروند عادی.

200x208
200x208