تاریخ درج خبر : 1393/03/10
کد خبر : ۲۸۳۹۸۹
+ تغییر اندازه نوشته -

بهشت سوزی ها و جهنم سازی ها !

vakili-222x300

سایت استان: محمدعلی وکیلی

واکنش ها به اظهارات دکتر حسن روحانی در همایش سلامت که گفتند :« سرک کشیدن به زندگی مردم درست نیست و بگذاریم مردم راه بهشت را انتخاب نمایند و به زور شلاق نمی شود مردم را به بهشت برد»؛ همچنان ادامه دارد. حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی دیروز در خطبه های نماز جمعه تهران فرمودند «وظیفه داریم جاده را برای بهشتی شدن مردم هموار کنیم.» حجت الاسلام علم الهدی، امام جمعه مشهد نیز فرمودند:«شلاق که سهل است با هم قدرت جلوی کسانی که مانع بهشت رفتن مردم می شوند خواهیم ایستاد.» هر کس چنین پاسخ هایی را می شنود، این تصوربرایش به وجود می آید که روحانی مدعی شده که باید راه بهشت را بست. در حالی که او مدعی یک مسئل بدیهی معرفتی در اسلام شده است. او اصل روشن معرفتی اسلام، که اجبار و اکراه در اسلام وجود ندارد، را یادآوری کرده است. واکنش ها نشان میدهد که برخی گمان می کنند منتقدان روحانی مدعی بهشت اجباری هستند، در حالی که وقتی جملات طرفین در کنار هم قرار می گیرند تعارض ماهیتی با هم ندارند. بهشت اجباری بی معنی است، چرا که دین جزو امور قلبی و اعتقادی است و امور قلبی و اعتقادی با اجبار محقق نمی شوند؛ آنچنانکه محبت و تنفر با اجبار دست یافتنی نیست.

نمی توان محبت را با اجبار صید کرد، همچنانکه امکان ندارد با اجبار تنفر را زدود. از اصول روشن اسلام اینست که سعادت و شقاوت، بهشت و جهنم و کفر و ایمان با اجبار و اکراه به دست نمی آیند. مفاد آیاتی چون «انَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرً‌ا وَإِمَّا کَفُورً‌ا» و« لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ.»این است که انسانها در انتخاب راه مختارند و کسی نمی تواند دیگری را وادار به پذیرش دین نماید. کما اینکه وادار کردن مردم به انکار دین نیز غیر ممکن است. در حکایتی آمده است کشیشی با سوء استفاده از سادگی مردم زمانه اش بهشت را با متر معامله می کرد و می فروخت. مردم صف می بستند و زمین های خود را به نام کشیش کرده و در عوض سند منگوله دار بهشت دریافت می کردند. رندی رسید و کشیش شیاد را فریب داد و گفت کل جهنم را می خرم و با دریافت سند شش دانگ جهنم اعلام کرد که مردم زین پس شما را به جهنم راه نمی دهم و مجبور هستید که به بهشت بروید. با این کار توانست کاسبی کشیش را کساد کند. بهشت اجباری، بهشتِ قابلِ خرید و فروش است، ولی بهشت واقعی با اجبار دست یافتنی نیست. حال این که چرا حرف روشن رئیس جمهور این طور بازتاب می یابد و چنین واکنشی هایی به آن نشان می دهند، خود جای تامل دارد. اگر آقای رئیس جمهور، آنطور که برخی منتقدان ادعا می کنند، خواسته با این حرف وظیف فرهنگی دولت را نادیده بگیرد، حق با مخالفین است. در جامع اسلامی، دولت در قبال سعادت و بهروزی مردم مسئولیت اجتماعی دارد و بایست راههای ورود به بهشت را برای مردم هموار کند و راههای جهنم را بر روی مردم ببندد. اما هیچ کجای صحبت آقای روحانی نشان نمی دهد که او خواسته وظیفه دولت را نادیده بگیرد و به زعم منتقدین پا در جاده سکولارها گذاشته باشد. نکته دیگر این جدال ها این است که دولت ها همانطور که وظیفه تسهیل سعادت مردم را بر عهده دارند، وظیفه مهم ترشان جلوگیری از جهنم سازی است. مردم نباید تحت فشار و اجبار راه جهنم را برگزینند. اگر راه صداقت و درستی برای مردم پر هزینه شود و مسیر زندگی از معبر نفاق و ریا و دزدی و دروغ بگذرد، به ناچار راه جهنم بر مردم هموار شده است. بنابراین همچنانکه نباید راه دین گریزی تسهیل شود، راه جهنم روی نیز نباید هموار گردد. در دین آمده که نجات در صداقت است؛ اگر ساختار مالی و اداری کشور به گونه ای شود که مردم راه نجات را در دروغ گویی، رشوه خواری و ربا خواری ببینند، آنگاه به جای بهشت، جهنم را ارزانی کرده ایم. واضح است که رساندن مردم به بهشت و تامین سعادت مردم هدفِ رسالت و ماموریت ائمه بوده است. اما شرط لازم برای تحققِ این مهم، انتخابی بودن و آزادی عمل مردم است. با اعمالِ اجبار، بهشت سوخت می شود و جهنم ساخته می شود. تمام هستی برای سعادت اختیاری بشر خلق شده است و تمام زحمات انبیاء و اوصیاء به خاطر هزین اختیار آزادی آنان می باشد. دین اجباری و بهشت الزامی هزینه ای ندارد و البته معنای این اصلِ روشن این نیست که دولت ها در قبال سرنوشت و سعادت آحاد مردم بی تفاوت و بی طرف باشند، بلکه اتفاقاً سعادت خواهی و بهشت طلبی برای تک تک مردم ماموریت کل نظام و هدف آن می باشد. اما مرز بهشت سوزی و جهنم سازی بسیار نزدیک و در مواردی تشخیص هر کدام از دیگری بسیار مشکل است.

*سرمقاله ابتکار – شنبه 10 خرداد 93

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مرغ حق می‌گه:

    با سلام.

    نصیب من است بهشت ای خدا شناس برو
    که مستحق کرامت گناه کارانند
    حافظ
    کدام بهشت و کدام جهنم؟
    داستانی که از مارتین لوتر نقل فرمودید در اواخر قرون وسطی و غایت تسلط کج روان کلیسا نشین بر اذهان نا آزموده مردمان آن روزگار اروپا است. که مقارن با آن دوران ادبیات و فلسفه و به ویژه حکمت در ایران در نهایت طنازی و باروری است.
    حال و در این زمانه تکرار روایت نخ نمای بهشت و جهنم و صیقل آن با ماله ای از جنس فرافکنی در کجای اذهان پاک و نجیب این ملت جای دارد؟
    جریان جوجه خروس را هوار می کنید که مردم خون به پا شدن در بازار را فراموش کنند؟
    اگز این مبحث در حوزه های علمیه و یا دانشکده های معارف اسلامی از زبان استادی مطرح می شد و اساتید دیگری به مقام پاسخ در می آمدن و حضرتعالی هم در نشریه ای که به صورت تخصصی به علوم حوزوی می پردازد آنرا شرح و بسط میفرمودید، جای هیچ صحبت و سوالی نبود.
    ولی متاسفانه در تریبونی ملی مطرح شده است.
    برادر بزرگوار در زمانه ای که تورم کمر شکن و اقتصادی میرا، حلقوم صاحب نفس را می فشارد، نه از مقام محترم رییس جمهور انتظار چنین افاضاتی هست و نه از شما که در ژست صاحب روزنامه ای وزین، که ماله تفنن بر آن بکشی.
    مردمی که نان ندارند، نیاز به مباحث نظری ندارند.
    خوب بیندیشید ببینید ایراد کارتان در کجاست
    در زمانه تورم کمر شکن و

  • دیدار می‌گه:

    وکیلی جان
    سلام
    شما درسته اسمت وکیلیه ولی قرار نیست وکیل مدافع هر حرف بی ربطی باشی
    ایشون تو فضای خالی از سکنه صحبت نمی کنه؟ می کنه؟
    شما یه لحظه خودت فکر کن چه کسی تو این مملکت شلاق گرفته و داره مردم را میزنه که الا و لابد باید به بهشت بروید؟
    یه سر تو خیابون ها بزن اگر جنین موجودی یاقتی به همه نشونش بده .
    این مردم بی کار از نظر دکتر روحانی چه کسانی هستند ؟
    من فکر می کنم لازم نیست من و شما هر اراجیفی که هر کی می گه توجیهش کنیم.

  • نیازی می‌گه:

    باتشکرمثل همیشه شیواومنصفانه بود

  • مصــــــــــــــــباح می‌گه:

    خدا رو شکر که کشور ایران عربستان نیست
    ورنه قلم به دستان را با فلز یاب باید دنبالشون میگشتیم

  • امیر می‌گه:

    سلام خدمت جناب وکیلی .من که سخنرانی های آقایان را نشنیدم ولی اگه چنین فرمایشاتی را فرمودند بدان وآگاه باشید وشک وتردید نداشته باشید که یا حضرات خود را از دین وقرآن فراتر میدانند یا آنکه اینها فقط مسول خواندن دست نوشته های قدرتمند اصلی سیاسیون هستند.وگرنه همان طور که نویسنده محترم اصل آیه را تایپ کردن آمده که اجباری در پذیرش دین نیست.حا لا اینها میخواهند استغفرلاپا از کلام خدا فراتر بگذارند؟به نظر من کسی را باید شلاق زد که کلام خدا را نهی میکند نه کسی که دوست ندارد به بهشت برود.متاسفم که آنهایی که دم از قانون میزنند خود عبور از چراغ قرمز را زرنگی میدانند.

200x208
200x208