تاریخ درج خبر : 1393/03/18
کد خبر : ۲۸۸۸۲۵
+ تغییر اندازه نوشته -

تدبیر روحانی؟ یارانه احمدی نژاد؟ آزادی خاتمی؟ سوبسیدهای رفسنجانی؟ کدامین؟ چرا؟

سایت استان: مجتبی قلی پور

جمهوری اسلامی ایران تا به امروز 35 بهار شکوفایی خود را تجربه کرده است. بهارهایی که در یک تکرار رفاه و آسایش و امنیت بودن ها را تجربه کرده و در یک تکرار باران گلوله ها ترکش ها و در بهاری دیگر چالش های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی در بهارهایی هم فشارهایی بیرونی را به ستون خود کشیده است. به راستی اون روزها چطور گذشته اند؟؟ آیا مشکلات امروزی نبوده اند؟؟ آیا فرآیندهای مدیریتی تغییر کرده اند؟؟ آیا شهرام جزایری ها، بابک زنجانی ها، مرحوم مه آفرید ها و.. متولد نشده بودند؟؟.. جواب این همه آیا و چراها کجاست و کَی و چه کسی پاسخ خواهد داد؟ تا کی باید بشینیم و انفعالی عمل کنیم؟؟ تا کی باید منتظر باشیم که اشتباهی رخ دهد و بعد اقدام کنیم؟؟ .. واقعیت این است که مشکلات دیروز؛ امروز و فردای ایران اسلامی تا آن زمان که مسئولان ما توان تبدیل مسائل را به مشکلات نداشته باشند، نمی توانند برای آن ها راه حل ارایه دهند. واضح بگویم؛ پرده ای که سال هاست مسئولان متوالی ایرانی و دارای اندیشه های متشابه پشت آن خود را از حقیقت نگاری(نه واقع نگاری) خدمت به مردم پوشانده اند؛ “این است که مثلاً: بیکاری یک معضل و مساله است.. تحریم و فشارهای سیاسی یک مساله است.. و هزاران مساله دیگر که در این کشور در حال افزونی است و هیچکدام تحلیل نمی شوند، تبدیل به مشکل نمی شوند و راه حل برای آن ها پیدا نمی شود.. راستی مساله چیست؟؟ مشکل چیست؟؟ و تفاوت بین این دو مبحث؟؟ مساله؛ صورت کلی یک وضعیت بحرانی تعریف می شود که می تواند دلایل زیادی داشته باشد.

مثلاً بیکاری جوانان تحصیل کرده..// مشکل جستجوی علت و دلیل اصلی وضعیت بحرانی پیش آمده است. مثلاً علت بیکاری جوانان تحصیل کرده عدم تخصیص برندهای کارآفرینی به صورت مساوی در استان های کشور است. مثلاً در استان یزد؛ تنها نرخ جذب کسانی که از بیرون این استان می آیند و در فرصت های شغلی آن مشغول به کار می شوند؛ برابر نرخ بیکاری در استان کهگیلویه و بویراحمد با مشخصه دارا بودن صنعتی به بزرگی صنعت نفت در این استان؛ است. راستی مشکل از کجاست؟؟ واقعیت که نه، حقیقت چیست؟؟ حقیقت این است که مسئولین ما قدرت و توان تبدیل مساله های دیروز و امروز به مشکل و پیدا کردن راه حل اصلی برای آن را ندارند. واقعیت این است که سفسطه قوی کردن قوی تر و عدم توجه به قشر و موقعیت های جغرافیایی ضعیف تر جامعه؛ جای قوی تر کردن قوی و قوت بخشیدن به ضعیف تر ها را گرفته است.. واقعیت این است که اندیشه من؛ ما؛ و ضعیف ترهای ما در نیازمندی های اولیه سوخته و دفن شده است. و در این صورت حق من از کشورم چیست؟؟ از تحصیل رایگان تا دیگر سوبسیدهایی که فقط زیبا گفته شده اند و آیین نامه ای گشته اند؛ کدامین به عمل منجر شده اند. برای تحصیل م میلیون ها تومان هزینه کرده ام.. برای نفتی که در شهرم بود، سوبسیدم؛ بیماری های تنفسی بوده است.. و پول نقدش باید در جیب بابک زنجانی و دیگر پشت صحنه ها باشد.. پس حق من چیست؟؟ کجا و کَی به من داده می شود؟؟ اندیشه ایرانی امروز؛ تجربه ایرانی دیروز؛ توانمندی فردای ایرانی: بیایید از امروز بهینه سازی کنیم. اصول ساده است، فقط انسان های ساده می خواهد.. به سادگی آن هایی که در جلوی گلوله های بیگانه لبیک یا حسین می گفتند.. تنها خودمان هستیم که می توانیم چاره اندیشی کنیم. نه سوبسیدهای هاشمی، نه آزادی های خاتمی، نه یارانه های احمدی نژاد و نه تدبیرهای روحانی هیچ بهبودی برای ما در پی نخواهد داشت. آن ها فقط تسکین می دهند.. بیایید از ریشه مشکل را حل کنیم.. فردا دیر است؛ امروز را دریابیم.. **اندیشه ای خواهم نمود، آستینی بالا خواهم زد، آبادی خواهم ساخت، تعالی اش خواهم داد و سال ها بر ستون های استوارش با جسم و یا با یاد زندگی خواهم کرد**

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • امیر می‌گه:

    با سلام خدمت نویسنده محترم.میخواهی واقعیت اینهمه سوال ها و چراهایت را بدانی؟جواب این همه چرا؟چرا؟چراهای شما و خواستن واقعیت نهفته است در عدم درک و……………………………………………………………………ما آدمهای به ظاهر عاقل ودانا که مثل کبگ سرمان را زیر برف کردیم واز واقعیتهای واقعی گریزانیم.یک مثال ساده برای شما میزنم.میگن آدم عاقل 2بار از یک سوراغ گزیده نمی شود ولی ما چی؟چند بار پشت سر هم از یک سوراخ که چه عرض کنم از هزاران سوراخ که همه به یک تونل راه دارند گزیده شده ایم ودریغ از اندکی فکر مثبت که چرا ؟چرا؟چرا؟نمیخواهیم قبول کنیم خیلی بدبختیم بدبختتر از آنکه فکرش راهم نمی توانیم بکنیم./(هر چه را از پروردگارت طلب کنی همان را به تو خواهد داد.خواستمان از خدا همین است که فلحال به ماداده وگر نخواهی چیز دیگری طلب کن به تو خواهد داد.اما بخواه ودنبالش کن نه رهایش)

200x208
200x208