تاریخ درج خبر : 1393/03/19
کد خبر : ۲۸۸۹۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

نبرد فرهنگی فرصت طلبان

سایت استان: حسن اکبرپور شیخ‌حسین*

سپاس خدای را عزوجل که سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر به خواست خودشان. گرچه گهگاهی به نیتی فعالانی شمع فرهنگ می‌شوند تا راه را به پروانه‌های بی گناه بیاموزند اما اگرچه سخندانی و مصالح‌گویی هنر است اما به قول سعدی به عمل کار براید به سخنرانی و سخندانی نیست. آنهم در دنیایی که صاحبان قدرتهای برتر صنعتی و نظامی با تکیه بر برتری‌های مادی، خود را مکلف می‌دانند تا فرهنگ خود را سرآمد فرهنگ ملل معرفی کنند و از این راه اقتدار فرهنگی خود را نمایان سازند و سفره‌ی سودای سلطنت فرهنگی را در قالب مغولهای با فرهنگ عصر حاظر و صلیبیون قرن اتم می‌گسترانند اما به جای شیهه اسب و برق شمشیر و غبار لشکر، تبلیغات توانای رسانه‌ای را در پیش گرفته‌اند. پس در فضایی که چنین مطبوعات و سخنگویان توانا و بزک شده‌ و بزرگی وجود دارد آیا در سمت مقابل امکان پیش‌برد اهداف تنها با وعده و وعید و چخان و شعار و سلام و صلوات وجود دارد؟؟ گرچه متاسفانه جامعه ایرانی همواره قربانی وعده و وعیدهای دو روز دلخوش‌کن مسئولانش بوده است و جالب که مردمانش همواره حافظه تاریخی بسیار ضعیفی داشته‌اند!!

سوال اینجاست که چه عاملی باعث شده که با توجه به سابقه جریانات و نهضت ملی- مردمی با سابقه بیش از 120سال از بروز جنبش تحریم تنباکو هنوز در کشاکشی عظیم قرار داشته باشیم و هنوز بعد از 1400سال نه به نام حکومت دینی و نه در نبردهای مینی نتوانیم فرهنگ ناب علی منشانه را جایگزین ضدفرهنگهای ددمنشانه¬ من درآوردی و تحمیلی نماییم و برای دو روز دوام بیشتر بر کرسی قدرت آدرسی اشتباهی برای دنیا و آخرت خود و دیگران میدهیم؟!

اگر گمان میکنیم که با شعار دادن و برانگیختن احساسات در مناسبتهای مختلف میتوان قبله عالمی را به سمت خود تغییر داد سخت در اشتباهیم. زهی خیالی باطل که اگر خود را مجهز به علم و عمل ننماییم و با خدایگان باطل زر و زور و تزویر به مقابله برنخیزیم هرگز فریاد واسفای دلواپسیمان ره به جایی نخواهد برد و رسوای دو جهانیم.

راه حل معضلات و نارسایی¬ها و مشکلات جامعه واپسگرای ما این نیست که جلوی نشر ایده¬ها و افکار و اقلام و کتب را بگیریم بلکه به قول مک یوهان دنیای امروز دهکده جهانی¬ست که باید در آن از برخور فرهنگها استقبال کنیم و راه حل ارایه دهیم کما اینکه استاد شهید مطهری چنین اعتقادی داشتند.

سوال دیگر اینجاست که چرا در جامعه¬ی سیاست زده¬ای که صداقت در آن به مرگ تدریجی مبتلا شد و سیاستش حتی فرهنگ را بلعیده نه کارگزاران سازندگی و نه مدعیان خرداد میلیونی و نه پرچم داران اصول ولایی نمی¬توانند با موضوع فرهنگ ریشه¬ای برخوردکنند و جالب اینکه تمامی آنها مدعی استراتژی نو برای یک تمدن بوده¬اند. و اتفاقا موضوع کربلا و ظهور که شاه کلیدهای فرهنگند هر دو فقط ابزاری برای قدرت و ثروت اندوزی بوده¬اند و گاها تریبون بدستان نیز از این سفره متنعم شده¬اند.

اینجاست که میتوان به ریشه اصلی این همه ابتذال فرهنگی پی برد ابتذالی که دامنه آن به لایه لایه زندگی اجتماعی از اقتصاد تا سیاست و از جامعه تا خانواده سرایت کرده است. و آن را باید در میان دولتمردان از زمان قاجاریه تا کنون و در میان گروه¬های سیاسی از زمان آخوندزاده و ملکم خان و تقی زاده در نبود احساس مسئولیت ملی تعبیر کرد و یقین تا زمانی که من های تک خور و تک رو به مای جمعی نسازند گرفتار این تراژدی خواهیم بود و برگزاری همایشهای مصلحتی هم هرگز گرهگشا نخواهد بود.

خطر دیگر متوجه کسانی است که عقاید را ابزار دانسته¬اند و به نام مذهب سوار فرهنگ شده¬اند تا بعد از کسب محبوبیت فرهنگی قدم در مسیر سیاست بگذارند که اینان در ادامه راه با رونق کسب و کار خود استعمار فرهنگی را بزرگترین خطر مینامند حال آنکه سرمایه¬های ناپاکشان در فرنگها بودجه جشن الیزه هاست و هم اینانند که با شستشوی اذهان سرپوش بر ناکارآمدی خود و واقعیات موجود میگذارند.

به عقیده اینجانب آنچه امروز جامعه واپسگرای ما در طی قرون متمادی از آن رنج برده است و میبرد هرگز استعمار نبوده است بلکه آن خوی استبدادی حاکم بر لایه¬ها بوده که عمری بالغ بر 2500 سال دارد نه استعماری که هیچوقت عینی و کامل نبوده و سابقه آن 200سال هم نمیشود.

پس قطعا در جامعه¬ای که فرهنگ مسئولیت پذیری حاکم نشود و واقعیات به نفع اقشار و افراد به عکس جلوه داده شود باید روزانه میلیاردها تومان خورده و برده شود و آب از آب تکان نخورد، باید همواره اندکی اقتدارگرا در رفاه کامل و جمع کثیری در فقر مطلق باشند و جالب که چنان مهره چینی¬ها خوب انجام شده که اکثرا از وضع موجود یا راضیند یا سکوتی اجباری به نفع غوغاسالاران کرده¬اند، باید جاهلیت مدرن به نام مدرنیسم عروس هزارداماد شود و قادر و مدعی و ضدفرهنگ همه سکوت کنند تا مبارزان راستین به سخره گرفته شوند…

عالیجنابان، مدعیان، دولتمردان، مذهبیون و سروران معظم امروز چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، چه باور کنیم و چه باور نکنیم در دنیای امروز مسائلی در جریان و فعال است و اتفاقا طرفداران زیاد و پر و پاقرصی هم دارند که با کنفرانس و حرف و حدیث و دعا وسلام و صلوات نمی¬توان با آنان مقابله کرد و باید راه حل عملی ارایه شود. شب نشینی ها و آلات لهو و لعب و قمار و عروسی¬های گناه¬آلود و ماهواره¬ها و رسانه¬های توانا و کاریزماهای پرطرفدار وجود دارند آن هم در سطح وسیع که جوانان بیکار و بی جا و مکان مناسب طرفداران قدرتمند و پر انرژی آناند. فساد و فقر و فحشا از همه نوع در قالب نیاز و گاهی بی¬بند و باری فراون است، پدیده دوست پسر و دوست دختری به سن زیر 14سال رسیده و بنیان ها و سنن خانوادگی در حال فروپاشی است، دانشگاه و خارج آن سرشار از روابط ناسالم است و به لایه¬های باورنکردنی سرایت کرده است. طرف مقابل خریدار قلم من با قیمت مناسب و دلربا در جهت اهداف خود است و در این سمت هم ما آخوند و آخوندزاده و مدعی و حرف و حدیث و پول و سرمایه و منابع خدادادی زیر زمینی و رو زمینی کم نداریم که بخواهیم بهانه¬اش کنیم…

همگان می‌دانیم که نقش فرهنگ در ارتقا و پیشرفت هر کشور بی‌بدیل و غیرقابل انکار است و اساسا همین فرهنگ امروز و نوع برخورد با فرهنگ است که تمدن را برای آیندگان برجا میگذارد لذاست که حفاظت از فرهنگ ناب و ترویج آن در اجتماع از اوجب واجبات در مسئولیت¬های اجتماعی است و کوتاهی در قبال مسئولیت اگر عمدی باشد که نابخشودنی است و اگر سهوی باشد بعد از آگاهی یقین نباید تکرار شود. از طرفی متاسفانه موج حرکت به سمت ابتذال فرهنگی که ندای برهنگی سرمیدهد حرکتی نامقدس را آغاز نموده است و ترازوی ناکجا آبادش گوئیا نامیزان است. اینجاست که باید آن حس مسئولیت¬پذیری در سرسرای خدمت چندین و چندین برابر شود تا انشاءالله بتوانیم دست در دست هم از گردنه¬های گردن کشان فرهنگ کش و مستبد به سلامت عبور نماییم اگر نه صبری باید تا سحر بیداد سر رسد.

به امید آن روز که دست من و تو در بستن روزنه¬های شیطانی بر فرصت¬طلبان پطروسی فداکار شود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مهدی می‌گه:

    با عرض سلام
    حسن جان خوب نوشتی اما کجاست آن مسئولی که بر صندلی هدایت فرهنگ جامعه نشسته و واقعا سواد کار فرهنگی داشته یاشد ؟
    واقعا تیتر جالب انتخاب کردی . زد و بند های سیاسی کی اجازه ساختن فرهنگ را به ما داده .تا بوده و هست بی فرهنگی نصیب ما شده و روز به روز فرهنگ اصیل ایرانی برهنه تر می شود.

  • سعید سنایی از مندان می‌گه:

    با سلام

    تلاش خالصانه و صادقانه شما آینه وظیفه شناسی و پژواک دانایی و تعهد است .

    نتیجه بذر تلاش و کوشش شما ، درخت امیدی است که به بار می نشیند ونوید بخش آینده ای پرنشاط و زیبا است . درود بر همت بلند تان

    بدینوسیله ضمن تبریک از زحمات و تلاشهای بیدریغ شما صمیمانه تقدیر و تشکر بعمل می آید.

    توفیق و سلامتی شما را از درگاه ایزد منان مسئلت داریم.

  • رضا می‌گه:

    خوب بود با یادآوری تصحیح «مک یوهان» به «مک لوهان»

  • احمد می‌گه:

    ببخشید مطلب عالمانه نوشته شده است تصحیح شود

  • احمد می‌گه:

    مطلب کاملا درست و عاملانه نوشته شده است
    امیدوارم در مطالب آینده مصداقها را بیاورید
    مخاطب به مطالب عینی و مصداقی نیاز بیشتری دارد

200x208
200x208