تاریخ درج خبر : 1393/05/02
کد خبر : ۲۸۹۷۸۵
+ تغییر اندازه نوشته -

شرایط مهیا شود بی‌شک به استان برمی‌گردم/ همیشه از نمادهای فرهنگی استان در کارهایم استفاده می‌کنم/مسئولین کم لطفی‌های زیادی به من کردند

سایت استان: علی نرگس‌نژاد در سن 6 سالگی برای اولین بار سر صحنه تئاتر حاضر شد و به گفته خودش کار سختی است و مشخص نیست کدام روز یا کدام اتفاق شروع کار هنری وی بوده است. نرگس‌نژاد معتقد است تئاتری که طی سالهای 77 و 78 بدون هیچگونه امکانات اولیه‌ای در دهدشت روی صحنه می‌رفت با تمام ویژگیهای کار حرفه‌ای هماهنگ بود. در درس انشای مقطع ابتدایی در پاسخ به سئوال می‌خواهید چه کاره شوید، می‌نویسد: می‌خواهم، نویسنده شوم. می گوید هنر به شدت مرز شخصی دارد و اگر روزی شرایط در استان مهیا شود، حتما باز می گردد. این هنرمند هم‌استانی با حضور در دفتر سایت استان پاسخگوی سئولات خبرنگاران بود که در پی می‌آید.

تئاتر را از چه زمانی شروع کردید؟‌

از دوران ابتدایی علاقه زیادی به خواندن داشتم ولی از دوران راهنمایی علاقه به نوشتن را در خودم حس کردم. اولین بار در متن انشایی با موضوع “می‌خواهید چه کاره شوید؟” نوشتم “می‌خواهم نویسنده شوم”، و این اولین مورد خود آگاهی است که در جواب به این سؤال که “چه شد به این سمت آمدم؟” دارم.

03

من در هنر قائل به کمک نیستم

خانواده شما چطور به تئاتر نگاه می‌کردند؟

خانواده‌ای حدودا دموکرات دارم و برای انتخاب‌هایم آزادی داشتم. با این حال دوست داشتند شغل دیگری داشته باشم اما مخالفتی هم برای ورود به این کار ندیدم.

با چه کسانی کار تئاتر را شروع کردید؟

عده زیادی بودند از جمله سیدمجید پرهیز، قربان موسوی و … . کار می‌کردند اما امکاناتی واقعا نبود و ما هیچ پیش زمینه‌ای عملی از تئاتر نداشتیم. شخصا با مطالعه شروع کردم و با وجه اندیشه‌ای تئاتر بیشتر آشنا شدم. چند نفری هم که کار می‌کردند فقط شنیده می‌شد فلان اثر کار شد اما امکانات و فضایی نبود که بتوانیم استفاده کنیم. با این حال عده‌ای جمع شدیم و چیزی به اسم تئاتر برای ما شروع شد.

چه کسانی در این راه به شما کمک کردند؟

من در هنر قائل به کمک نیستم، هنر مرز به شدت شخصی دارد. آرتیستی که نیاز به کمک دارد پا به این عرصه نخواهد گذاشت و یا اگر گذاشت ماندگاری ندارد. به نظر من هنر عرصه آدمهای سرکش و یاغی است. هنرمند کسی است که فهم دگرگونه‌ای از زندگی را می‌خواهد نشان دهند یا پیدا کنند. با این دیدگاه نباید کسی را در ذهن داشته باشم که برای رسیدن به این جایگاه به من کمک کرده و یا حتی مانع شده باشد.

آیا این سرکشی نیست که هنرمند تا به این حد کسی را برای قدردانی یا حتی اسم بردن به یاد نداشته باشد؟

من واقعا کسی را به یاد ندارم که در جواب به سؤال شما بتوانم نام ببرم. معتقدم احساسی و عاطفی وارد بحث فنی شدن “سَم” است، اگر قرار بر تشکر باشد می توانم از همه مردم استان تشکر کنم که درکنارشان به فرهنگی غنی رسیدم.

هنر دارای تقسیم‌بندی‌های طایفه‌ای و استانی نیست

چقدر از ظرفیتهای استانی در کارهایتان استفاده می‌کنید؟

از مجموع 20 کاری که تاکنون انجام دادم تنها 7 کار را در تهران تولید کردم که 2 تا 3 نفر از بازیگران و دست‌اندرکاران آن از نیروهای بومی بودند. با این حال اعتقاد دارم در هنر اساسا از این دست تقسیم‌بندی‌های طایفه‌ای و استانی نیست و نباید باشد چون خود اثر هنری به تو می‌گوید که کجا و به چه چیزهایی نیاز دارید. کارها و برنامه‌هایی دارم که نمی‌شود هیچ جای دنیا جز کهگیلویه و بویراحمد انجام داد و نمی‌دانم این به معنی استفاده از پتانسیل بومی می‌تواند باشد یا خیر؟! در این مدت کمتر نمایشنامه‌ای را دارم که در آن اشاره به فرهنگی که از آن آمده‌ام، نشده باشد و این یعنی استفاده از همین ظرفیتها.

اشخاص و شرایطی که بیشترین اثر مثبت را برای حرکت شما داشتند، چه کسانی بودند؟

01

هر چقدر بخواهم طوری جواب بدهم که کسی را ناراحت نکنم ولی گاهی واقعیت بسیار بی‌رحم‌تر از آن است که توی رودربایستی‌ها جای شود. جواب واقعا همانی است که قبلا نیز داده‌ام. ما 6-5 نفری بودیم که تئاتر کار می کردیم، تئاتر را از کسی یاد نگرفتیم چون کسی هم نبود. اگر بخواهم از کسی تشکر کنم باید از “اورلی هولتن” کسی‌ که ” تئاتر به مثابه آئینه طبیعت” رو نوشت، از “لاجوس ایگری” تشکر کنم که 100 سال پیش کتابی نوشت که نمایشنامه‌نویسی را از آن یاد گرفتم. از “دیوید سیرزمن” که بخش زیادی از برخورد و شیوه کار یک نویسنده را در ارتباط با زندگی روزمره را از ایشون یاد گرفتم. برای این کار باید ارجاع بدم به کاغذها و کتابها، کسی که به ما بگوید مثلا روی صحنه فلان کار را انجام دهید و یا چطور کار کنید واقعا نبود، کسی که پیش از ما تئاتر حرفه‌ای کار کند و ما از آنها خط بگیریم حقیقتا برای ما این اتفاق نیفتاد.

برای همین هم جواب من خیلی واضح و صادقانه است. اگر قرار باشد از کسی تشکر کنم باید از همان 6-5 نفری که کار تئاتر را با هم شروع کردیم تشکر کنم که در بدترین شرایط کار کردند اما اگر منظور مسئولین و جای خاصی باشد که نه.

به این موضوع که کسی هم مانع ما در این راه نشد هم خیلی خوش‌خیم نگاه می‌کنم و حقیقتا کسی هم ما را تشویق نکرد. من نه به هوش آن چنانی اعتقاد دارم و نه به نبوغ‌های پیچیده و تعریف نشده، نگاه من عملگراست و آدمی با هوش متوسط هم می‌تواند با کار زیاد به نتایج خوب برسد.

اولین اجرای حرفه‌ای نمایش “ایلناز” بود

اولین اجرای حرفه‌ای را در کجا داشتید؟

نمایش “ایلناز” که برای اولین بار در دهدشت اجرا و بعدها جشنواره‌ای هم شد. تمام مشخصه های یک کار حرفه ای از جمله مجوز اداری، پوستر و اجرای عمومی را داشت و با تمام توان، فکر و شعور کار شد.

تمام کارهایتان مجوز گرفته‌اند؟

کارهایی مربوط به سالهای اولی بودند از جمله “در انتظار گودو” که مشکلاتی در این راه داشتند. همیشه کارهایم اصلاحیه خوردند ولی به نظر من در جامعه ما چشم پوشی از بعضی واقعیات دور از هوش معمول یک آدم است. شکی نیست که دوست داشتم شرایط و فضای بازتری بود و هنرمند با خیال راحت‌تری کار می‌کرد ولی هیچ ممیزی نتوانست هیچ کدام از کارهایم را زمین‌گیر کند.

بی‌شک به استان برمی‌گردم اگر…

02

اگر شرایط برای کار در استان برای شما مهیا شود، چه انتخابی خواهید داشت؟

بی‌شک به استان برمی‌گردم.

روحیه و برخورد مردم با تئاتر در شهرستانهای استان و همچنین تهران چطور بود؟

حکم صادر کردن درباره چند هزار نفر کار بسیار مشکلی است. بکر بودن واکنشهای انسانی همیشه در دهدشت برایم جذاب بود. آنجا رشد کردم و شکل گرفتم اما هنوز واکنش مردم دهدشت به پدیده‌های مختلف برایم به شدت، دست اول است. مردمی بی‌پیرایه که ممکن است جوابت را در برخورد با مسایل مختلف ندهند ولی دروغ نمی‌گویند. در برخورد با تئاتر هم همین طور بود، برخورد جدیدی با این اتفاق داشتند اگرچه قبلا هم دیده بودند اما به صورت متداول و روزانه با این امر سر و کار نداشتند.

به نظر من مردمی که توی دهدشت فکر می‌کنند، بیشتر، مردمی که توی گچساران کار می‌کنند بیشتر و مردمی که توی یاسوج زحمت می کشند بیشتر هستند، با این حال مردم یکدستی داریم و تفاوت آنچنانی حس نمی‌کنم.

زن در کارهای من، دو سوم کار است

نگاه شما به زن در کارهایتان چطور است؟

زن در کارهای من، دو سوم کار است و هیچ قصه‌ای را تعریف نکردم که بر مبنای حضور زن در جهان نباشد.

اگر مدیر تئاتر کشور در استان بودید چه برنامه‌هایی داشتید؟

دهه 40 در دهدشت کار تئاتر انجام می‌شد و این موضوع نشان دهنده این است که جای کار دارد و می‌توان سرمایه‌گزاری کرد. بی‌شک 3 سالن خوب و حرفه ای با تمام امکانات در استان می‌ساختم و حداقل یک دانشکده هنر تأسیس می‌کردم تا زیرساختهای رشد تئاتر در استان آماده شود.

تنها مدیری که در استان با من قرارداد بست، قادر آشنا بود

معضل تئاتر استان را در چه چیزی می‌بینید؟

کارهایی در استان صورت می‌گیرد که گاهی از کارهای تهران هم قوی‌تر و حرفه‌ای ترند و برعکس گاهی امکاناتی در تهران هست که برای بعضی کارها امکان انجامش در شهرستان نیست. اما در مورد استان اینکه امکانات نیست و هنر به آموزش مدام نیاز دارد. این ذهنیت که آموزش یک هنرمند زمانی تمام خواهد شد، تیر خلاص است. تفاوتی که طی این سالها اتفاق افتاده و هم وجه منفی و هم مثبت دارد این است، زمانی که ما کار می‌کردیم به کلی روی کار متمرکز بودیم و مشکلات حاشیه‌ای را وارد کار نمی‌کردیم، اما امروز می‌بینیم که بچه‌های هنری در مورد حتی رفتن یا ماندن فلان مدیر هم ابراز نظر می‌کنند. من زمانی که کار می‌کردم حتی استاندار وقت را نمی‌شناختم. از این منظر که هنرمندان ما در مناسبات اجتماعی حضور دارند جنبه خوب ماجرا است اما وقتی بد می‌شود که این حضور به واسطه کارهایت نباشد بلکه به واسطه فردیت است که وارد حواشی می‌شوند. جایی که به واسطه هنر حضور داشته باشیم خوب است، مثلا مدیران هنرمند را به واسطه کارش بشناسند نه به واسطه نقدی که عیله کارش ایراد می‌کنند.

مسئولین طی سالهای گذشته کم لطفی‌های زیادی کردند که بحث عمیقی می‌طلبد. در تمام مدت کارم تنها مدیری که در کهگیلویه وبویراحمد با من قرارداد بست، قادر آشنا بود. اینکه کمک کرد یا نکرد بحث دیگری است، ولی برای شروع خوب بود و به نظرم وی کسی است که برای مدیریت باید زمان طولانی داشته باشد.

اینکه در استان اولویت با کارهای بومی است، خوب است یا…؟

این یک معضل است که انتظار داشته باشیم در کهگیلویه و بویراحمد فقط تئاتر بومی ببینیم. بارها این مورد تجربه شده و جواب هم نگرفته و تئاتر بومی رشد نکرد. هنر این طور رشد نمی‌کند. هنر خودش راهش را پیدا می‌کند و طبق سفارش و خط و مشی دادن کار به جایی نمی رسد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • خانم ک د می‌گه:

    سلام علی آقا خوبی مشتاق دیدارتون توشهرخودتون هستیم برات آرزوی موفقیت دارم

  • خانم ک د می‌گه:

    به امیدروزی که برگردید

  • دایه ناکام نمایش ایلناز می‌گه:

    سلام علی آقا مشتاق دیداریم براتون آرزوی موفقیت داریم

  • امرالله کریمپور می‌گه:

    سلام علی جان همیشه عاشق بازی تنیس روی میزت بودم بااوتکنیکی که داشتی وخاطره چندبارگیمی که زیرزمین پاساژقلندر باهم بازی کردیم یادم نمیره امیدوارم هنوزبازیت به خوبی گذشته باشه.

  • محسن شاهسوند می‌گه:

    سلام دوست عزیز هرکجا هستی در پناه پاکی ها باشی به امید دیدار

  • حسینی الوند کتابخانه می‌گه:

    سلام علی آقاازآن سختیها وکمبودجا درسالهای 73الی78که درپشت ساختمان کتابخانه کارمی کردی بگو ازدیروقت هاوهمه وقتها حتی ازشبها ونیمه شبهایی که بانگهبان کتابخانه بسرمیبردی انشاءالله هرجایی که هستی موفق باشی

  • نعمت پیرای می‌گه:

    سلام کا علی دوست خوبم و بچه محلمون انشالا هر جا باشی سلامت و موفق باشی

  • ناصرمظلومی می‌گه:

    سلام یاد سالهای بسیار دوری که میرفتم خونه خاله و فیلم های جذاب و نشریات هنری همیشه تو اتاقت پهن بود حس میکردم یه سینمای خانگی اومدم بخیر یاد اون روزا که علی عکسش با تیپ ایرانی قدیم رو زده بود تو ساعت دیواری وبرام جالب و عجیب بود بخیر یاد حمید بخیر یاد احمد بخیر….

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد نرگس نژاد.علی جان تو مایه افتخار مایی چه در استان چه خارج از استان

  • کوروش پورک پور می‌گه:

    درود بردوست قدیمی آقای نرگس نژاد
    ضمن آرزوی موفقیت برای جنابعالی یادخاطرات دهه شصت وهفتاد دهدشت افتادم واقعاهیچ فردی به جز بچه های اون نسل اطلاع ندارن که رشد فردی واجتماعی این نسل مدیون هیچ مقام ومدیری نیست چراکه اساسا چیزی نبود وبه جز خاطرات بدوخشن ودوران سیاه جنگ
    پس نسل ما هیچ خاطره ای مبنی برآموزش وامکانات درذهن ندارند درست که خوشحال میشیم بااومدن دوستان قدیمی مثل شمابه این استان دوباره جمع میشیم ومیتونیم خدمتی به این مردم داشته باشیم اما متاسفانه شرایط برای خدمت اینجا مهیا نیست.
    علی جان دهدشت هم دیگه دهدشت سابق نیست دیگه خبری ازجنب وجوش نسل خودمون نیست دیگه همه غریبه شدن خودت بهترمیدونی بچه های هم نسلی یه تعدادکه ازدواج کردن و دنبال زادولد هستندیه عده هم که کم نیستند گرفتاراعتیاد هستندیه تعداد هم افسرده وخسته دنبال کودکی نداشته خود هستند .
    حالا دوست عزیز لب کلام قصد داری باآمدن خودت به این استان
    همین داشته هایی که باسختی ومشقت داری گرفتارحاشیه کنی
    وبعد از یه مدت خستگی روحی وجسمی دوباره از این دیار مهاجرت کنی .
    درپایان دوست عزیزضمن خوشحالی ازرشدوموفقیت شما وهمه دوستان درهر موقعیت وجغرافیایی فکر برگشتن به این استان را
    درمغز خودت بیرون کن چراکه باشناخت من ازشما وآشنایی باکارهای شمابامشکل مواجه می شوید ارزش نخبه هاونیروهای متخصص ومستعدراداخل این استان کمترمدیری می داند
    هر کجاباشید موفق وسلامت باشید

  • پارسوا پاکیزه می‌گه:

    علی نرگس نژاد را نه با نوشته ها و کارهایش بلکه با اندیشه ژرفناک و عمیقش باید شناخت.علی انسانهای بزرگی را در تئاتر استان معرفی کرد و به جرات می گم علی پدر مدرن تئاتر استان و در روزگاری نردیک کشور خواهد بود

  • دلخسته61 می‌گه:

    باسلام خدمت شما استادگرامی.من هم به وجودشما افتخارمیکنم که بعدازبزرگ شدن کوچک نشدی وهرگز مغرورانه قومیتت رافراموش نکردی ..متاسفانه استان کم لطفی نسبت به هنرمندازیاد داره.من هم باعث افتخارمه که ازخانواده ی بزرگ هنرهستم وارزومه روزی ازنزدیک باشمااشنابشم.وجاداره اینجاازهنرمند بزگ ومحبوب استانم مرحوم حسین پناهی یادکنم.روحش شادوقرین رحمت حق…….نه به عنوان هم استانیتون بلکه به عنوان یک ایرانی که غیرت وشرفشوبه غربزدگی نمیفروشه ازتون تشکرمیکنم جناب نرگس نزاد.خیلی مشتاقم افتخاربدین وبه شهرستان چرام تشریف بیارین.سیده لیلا فضیلت نیا ملقب به دلخسته…

  • صفادوست می‌گه:

    درود بر شما آقای نرگس نژاد لذت بردم از صراحت کلامتان انشالله که در تمام امور موفق باشید.

  • ناشناس می‌گه:

    عالی بود حرفاتون..

  • بوذری می‌گه:

    لذت بردم از آنچه گفتی پاینده باشی بعضی ازاین حرف ها فقط وفقط از یک نویسنده ی مبتکر وخلاق ومجرب چون نرگس نژادبرمی آیدآموزنده بود.به امید موفقیت بیش از پیش آن دوست دیرین

  • jjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjj می‌گه:

    آقای نرگس نژاد ما منتظر نمایش جدیدتون که قراره توی یاسوج با بازی پژمان جمشیدی و بهاره رهنما اجرا بشه هستیم……………..

  • میر رضا رفیعی می‌گه:

    علی نرگس نژاد بزرگی است در عرصه تئاتر ملی که سه سال جلوتر از چشم انداز هنری خود حرکت کرد چرا که نشان داد زودتر از برنامه ریزی به اهداف بلند مدت رسید
    پس علی در هرکجا باشی وجودت مایه افتخار و سربلندی بلاد شاپور است…..
    مانا باشی علی جان

  • قاصدک می‌گه:

    درود زیبا وخواندنی بود .هنر بی مرز است و هنر مند ماندگار

  • ناشناس می‌گه:

    کارگردان خوب و با فرهنگ لر ما به وجود کسانی مث شما که اصالت خودشونو فراموش نمیکنن افتخار میکنیم و شک نمیکنیم که اینقدر بزرگ و بزرگ میشوی که استان کهگیلویه و بویر احمد به داشتن همچین نویسنده ای و کارگردان خوبی میبالد…

  • حسن غفاری می‌گه:

    دوست من، نرگس نژاد عزیز
    به استان که در آمدی برایت نوشابه باز می کننداما به خوردت نمی دهند. گویی به سرزمینی آمده ای که خوب تورا می شناسند وشما زبانشان را برای گفتگو نمی دانی، چه زود سرشوق می شوی وچه دیر به بیان ، بیا وحتما بیا با این دانسته ها بیا که در این دیار هنر وهنرمندی شغل وشرایطی است کاربردی به مصلحت با مدعیان بسیار، اینجا هنر مدال افتخار منیت است ، اینجا هنر بهانه سلام های خیابانی است، اینجا هنر ۱۵۰ حامی خبرنگاردارد و۱۰۰۰ قلم دار اهل قلم ، بیا که اینجا صدها پیتربروک را ملاقات خواهی کرد ، بیا شاید در بازگشتت دوباره کمی نوستالوژی با خودت ببری.

  • امیر می‌گه:

    فارغ از موفقیتهای چشمگیر آقای نرگس نژاد و سایر هنرمندانی که خود ساخته بدون پشتوانه راه خود را طی نمودند و جای ستایش دارد. هنر میبایست در راه مردم خرج شود امریست مهم که آقای نرگس نژاد بر آن تاکید داشتد. ولی متاسفانه ما شاهد هنرمندانی هستیم که حتی در معاشرتهای ساده مردمی که بر موفقیت این عزیزان هم استانی می بالند و به انها عشق میورزند با غرور و گاهی با تمسخر می نگرند اینکه تنها از الگوهای سنتی و فرهنگی مردم این استان استفاده کنند تا اینکه اثری زیباتر و نو تر میان اهالی هنر ارائه نمایند و خود مردم که اصل قضیه هستند فراموش شوند به نظر من پذیرفته نیست. هنرمندی که جایگاه مردمی خود را نشناسد و مهمترین رسالت هنر که همان مردم اند را رعایت نکنند بهتره بره همون تهران کار کنه تا اینکه بیاید تو استان منت کارشو بگذاره روی دوش مردم و مدام از بی فرهنگی عوام و بی توجهی مسئولین گلایه بکند.

  • صمد می‌گه:

    بدون شک علی نرگس نژاد یکی از بزرگترین کارگردان های کشور چه در تاتر و چه در سینمای ایران خواهند شد..البته در حال حاضر از بزرگان تاتر کشور هستند…

  • محسن تباری می‌گه:

    خسته نباشید استاد نرگس نژاد الان یاد ان روزهای که با چه علاقه ای می امدی دنبال نشریات افتادم هر جا هستی افتخار دهدشتی دوستت داریم

  • اردوان زینی سوق می‌گه:

    علی آقای نرگس نژاد تئاتر کارکردن را و تئاتر آموختن را بلد است و اهل حاشیه نبود و به همین دلیل هم کارهایش خوب پیش میرفت از طرف خواص و عموم هم به نسبت خوبی پذیرفته می شد
    علی نرگس نژادها بیشتر نیاز به تخریب نشدن دارند تا حمایت……….

  • علی از دهدشت می‌گه:

    واقعا افرادی مانند نرگس نژاد کم دارم خسته نباشی
    اگه یه …. یه مطلبی نوشته بود الان چنتا کامنت زیرش داشتیم ولی برای یه هنرمند با ارزش کامنتی نداریم

200x208
200x208