تاریخ درج خبر : 1393/03/23
کد خبر : ۲۹۰۴۴۹
+ تغییر اندازه نوشته -

دومین تغییر به سبک «اعتدال» که قرار بود «امید» وارمان کند

سایت استان: سیدعلی عباس محدث

در مطلب قبلی اشاره ای به این داشتم که چرا متخصص، متعهد و مرتبط را از حوزه خدمات درمانی بر می دارند و کارشناس الهیات را جایگزین می کنند. البته وقتی به دستگاه محل خدمت خودم نگاه می کنم، می بینم که حُسن تغییرات فعلی در این است که این مدیران حداقل تحصیلات دانشگاهی، ولو مرتبط را دارند. به هر حال اینکه بد فکر کنی و خوب عمل کنی یا خوب فکر کنی و بد عمل کنی، نتیجه آنچه مورد انتظار باشد، نیست. با اینکه اصلاح طلبی و اصول گرایی به شیوه ای که در استان ما و بلکه در این مملکت وجود دارد نوعی استعمارگری است، منتهی به تغییر پذیری و تحول به سوی ساختار سازی و توسعه را لازمه زیر بناهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می دانم. چرا که در مدیریت های سیاسی و حتی اقتصادی، اگر نتیجه بصورت تصاعدی به نفع مردم نباشد، بصورت تصاعدی از قافله توسعه یافتگی عقب می مانیم. در حوزه سیاسی اشتباهات فاحشی را مشاهده می کنیم که از هر دوطیف چپ و راست صورت می گیرد ولی باز دامنه بی تدبیری خود را به گردن دیگری می اندازند. در حوزه اقتصاد بینش های اقتصادی وابسته ای که قالب آنها در ساختار فرهنگی و زیر بنایی ما نبوده و گاهی ملت را تا حد مرگ برده اند نیز تدوین می شود ولی باز هم کسی ایراد را به گردن نمی گیرد. در استان ما نیز سیاست بازان و اقتصاد گردانان فقط مغلطه می کنند به نحوی که نه نفعی برای خود دارند و نه خیری به مردم می رسانند. اگر نسبت به مسائل گذشته نبش قبر نکنم و گذشته را به همان دوران بسپارم، باید از امروز بگویم. امروزی که نماینده مجلس ما مطالبی را در روز معرفی وزرای دولت اعتدال و امید برزبان آورد – و اتفاقاً یکی از منتقدان ایشان نیز خودم بودم – باید اقرار کنم که ای کاش در آن روز جمله بندی ها به ادبیات سیاسی آمیخته می شد تا نه آن نماینده در تیررس منتقدین قرار می گرفت و نه کسی از مسئولین تدبیر و امید، دچار خودبزرگ بینی می شد. اگر در آن روز حاج آقای بزرگواری به جای کلمات «چماق لری»، « صندقچه پوسیده»، «دله دزد»، « خاتمی و هاشمی»، »برخورد»، «سرُم» و …، به ترتیب می گفت « اصالت و رادمردی لری»، « دولت های حساب پس داده»، « افراد در معرض اتهام»، « رؤسای دولت های قبلی»، « نظارت و پیگیری»، «ضعف قوای جسمی و ناتوانی در بازدیدهای طولانی مدت» . …، یا واژه های اصولی تری بکار میبرد، آن وقت اقتدارش در کنار صداقت و دین داریش، مانع این بود که برای توجیح نظریه های دگماتیسمی خود بگویند، اگر می خواهیم اعتبارات کشوری بیشتری به استان تخصیص یابد، باید برای مسئولین کلان، پیشکشی کنیم. این چه تدبیری است که انتخاب می کنید؟ این چه منشی است که باید در سیاست، درایت و مدیریت استان ما باشد؟ مگر این مردم در طول تاریخ با فقر و نداری زندگی نکرده اند که آلان دارید عِرضشان را می بَرید و نمی فهمید که زحمت خود می دارید؟ کمترین درایت وکفایت سیاسی ایجاب می کند که نماینده مجلس را به احترام مردمی که به او اعتماد کرده اند را حرمت کنیم، مدیرانش را عزت بخشیم که این مِلک نه میراث پدری است و این مُلوک نه اراده خداوندی است که در ید قدرت شما ها باشد. اگر مسعود تقوی نژاد تحفه ی مدیر عامل بانک سپه باشد، که هست، نهایت بی تدبیری و کج اندیشی و انحصار طلبی است که بخواهیم به مردم، نماینده مردم و مسئول این نظام، هتک حرمت کنیم تا دل فردی به نام کامل تقوی نژاد را شاد نگه داریم. البته با وجود این همه نیروی تحصیلکرده و دلسوز بومی، وقتی قرار باشد کسی را از بیرون به عنوان مدیر وارد کنیم، انتظاری بیشتر از این هم نداریم. او(مدیر کل تربیت بدنی استان) که به صراحت می گوید فقط یکسال مدیر می مانم و می روم، باید له کردن شخصیت فرزندان استان در هر مقام و منصبی که باشند، ارزش چندانی نداشته باشد. در این مانده ام که مگر کامل تقوی نژاد چه منتی بر این مردم دارد که نمی شد چند لحظه ای تأمل شود تا آقای سید مسیح موسوی رئیس معزول تربیت بدنی کهگیلویه، در جلسه تودیعش شرکت کند و از عملکرد خود دفاع نماید؟ «امید»واری مردم به انتصاب فرزندان استان در پایتخت، نشاطی را ایجاد کرده بود که می توانست با «تدبیر» تصمیم گیرندگان استانی زمینه انتصابات آتی را مهیا کند. ولی این کج سلیقگی و بی«تدبیر»ی ، نه تنها مایه «امید» واری نیست که می تواند عامل نفاق و لبریز شدن آستانه تحمل طیفی دیگر از تصمیم گیرندگان استان شود. قطعاً کامنت های موافقین و مخالفین نیز نمی تواند در اراده مسئولین و تصمیمی که برای اداره استان دارند خللی ایجاد کند، منتهی هر چه فکر می کنم من نمی توانم ننویسم. چون نمی توان در طیف های چپ و راست خود را محصور کنم پس برخود لازم می دانم که بنویسم و از نوشتن حقایق نیز ابایی نداشته باشم. هرچند از روی بی تدبیری و ضعف دانش مسئولی تذکر خوردم و سپس تذکر دهند به مرجع رسیدگی کننده بنویسد که وقتی متوجه اشتباه خود شدم تذکر را برداشتم و به جایی دیگری استمداد طلبیدم.

علی ایحال این مردم خدمتگذاران خود از هر طیفی که باشد را تحمل می کنند مگر اینکه خلافش اثبات شود. عالیجنابان سیاسی و اعتدالی که باد به غبغب خود دارید؛ رفتار امروز شما، از منزلت اجتماعی بدور بود، از اخلاق سیاسی تهی بود و از حافظه مردم مغفول نخواهد شد. شاید خود ندانید که چه می کنید و حرمت ها را نگه نمی دارید و بی اخلاقی سیاسی را ترویج می دهید، ولی آنچه لازمه نگاه اصلاحاتی به جامعه است، خردورزی و اندیشه محوری است که در نهان خود اخلاق، قانون و تغییر را دارد. وابستگی های سیاسی یا عدم وابستگی رافع عقلانیت و مردم محوری نیست. چرا که در حکومت اسلامی و با داشتن اندیشه های لیبرالیسمی، رئالیسمی و رشنالیسمی هدف، منفعت طلبی و انحصارگرایی نیست بلکه عقل حکم می کند که هدفتان توسعه برای مردم و رهنمون کردن مردم در مسیر توسعه باشد. مخلص کلام اینکه، عزت و ذلت امثال دکتر انصاری، مهدی کشاورز، سید مسیح موسوی، من، شما و همه، دست خداست ولی به گفته پروین اعتصامی:

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه ****** گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208