تاریخ درج خبر : 1393/03/24
کد خبر : ۲۹۰۸۴۹
+ تغییر اندازه نوشته -

یکسال گذشت!

امروز، مصادف با یکمین سالگرد پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری است. در اهمیت انتخابات 24 خرداد 92 بسیار گفته و نوشته اند.
اما ارزش و جایگاه این انتخاب وقتی نمایان می شود که شرایط روزهای قبل از 24 خرداد را به یاد آوریم. روزهایی که به دلیل سوءمدیریت و فشار سنگین تحریم ها به نحوست تعبیر می شوند.
ناامنی، دلهره و اضطراب بر زندگی مردم سایه انداخته بود. کولاک حوادث، روابط انسانی را دچار انجماد کرده بود. حوصله ها لبریز شده و تحمل مردم به صفر رسیده بود.
افسردگی چهره تک تک مردم حکایتی نانوشتنی است. نتیجه شکستن اعتماد عمومی، ایجاد شکاف در حوزه های دیگر بود. در چنین شرایطی، انتخابات 24 خرداد زمینه ساز دمیدن برق امید و نشاط گردید. مردم جانی دوباره گرفتند و برای تغییر وضعیت دست به انتخاب زدند. انسجامِ اجتماعی بازیابی شد و نشاط به زندگی اجتماعی مردم بازگشت.
پیام تغییر نه در قالب یک خواست سیاسی، که به شکل مطالبه ای اجتماعی شنیده و به عنوان یک واقعیت پذیرفته شد. اجماعی از نیروهای اجتماعی و شخصیت های صاحب نفوذ شکل گرفت و حاصل آن انتخاب حسن روحانی بود. مردم دست به کار بزرگی زدند و در بین نامزدهای موجود به کسی اقبال نشان دادند که مهم ترین وعده اش تغییر بود. این که چه مقدار از وعده ها ظرف نه ماه پس از استقرار دولت جامه عمل پوشید، خود نیازمند تحلیلی مستقل است؛ هرچند این زمان برای ارزیابی تک تک وعده ها کافی و وافی نیست. ولی با نگاه به رویکردها می توان افقها را بهتر شناخت. واقعیت این است که آرامش از دست رفته به ساحت اقتصاد، سیاست و فرهنگ بازگشته است.
در گذشته کمر فرهنگ زیر سایه نظارت امنیتی و سیاسی خمیده بود و اکنون با سیاستهای دولت تدبیر، در حال قدبرافراشتن است.
اقتصاد نیز زیر ضربات چکمه های رانت و فساد له شده و در حال احتضار بود و حالا در حال نفس کشیدن دوباره است. اگر چه چاه ویل مشکلات اقتصادی با این میزان از تدبیر پرناشدنی است، ولی گامهای برداشته شده همچنان امید آفرین است. به همین مناسبت و با تکیه بر تجربه به دست آمده، توجه دکتر روحانی را به چند نکته و برخی باید ونبایدها جلب میکنم:
1)آقای روحانی به جای واکنش نشان دادن به بازیگران صحنه سیاست، میبایست میدان بازی را به درستی و با منطق اعتدال مدیریت نماید. مخالفین دولت تلاش می کنند در قالبهای مختلف، مانند دلواپسی، انرژی و وقت دولت را به امور حاشیه ای مصروف دارند. توجه بیش از حدِ دولت به مخالفت این گروهها، بازی در زمینشان و البته با قواعدی است که آنان تعیین می کنند. رفتار واکنشی در مقابل رفتار گروههای معلوم الحال وقت کشی و فرصت سوزی است.
2)مشکل دولت روحانی رفتار آنارشیستی گروههای فشار نیست، اگر چه در جامعه ایرانی آنارشیسم مقدمه فاشیسم می باشد، ولی “بایدِ” دولت در جای دیگری است. مشکل دولت در رفتار برخی از دولتمردان نهفته است. البته که دولت هماهنگ می باشد ولی هم آهنگ نمی باشد. هم آهنگی از رهگذر حضور چهره های همفکر و از خود گذشته و پایبند به شعار های دولت به دست می آید. حضور برخی چهره های خاکستری در بدنه دولت نه فقط باری از دوش دولت کم نکرده، که خود باری بر بارهای دولت افزوده است. اینان به هیچ وجه آماده پرداخت هزینه نیستند، چرا که دل در گرو مأموریتها و مسئولیتها ندارند. حضور در دولت را برای خود فرصتی شخصی میدانند و نگاه غنیمتی به جایگاههای تصرف شده دارند. بر این اساس خطر دولت روحانی دلواپسان و مخالفانش نیست، بلکه نفوذ و رخنه فرصت طلبان و نیروهای خاکستری در درون دولت است. حضور این دسته از نیروها به جامعه القاء می کند که گویا ” نه خانی آمده و نه خانی رفته است.”
3)در گذشته صداقت در رفتار دولتمردان کیمیا بود. هیچ مصلحتی نباید دولت کنونی را از مسیر صداقت خارج کند. دولتمردان نباید تحت هیچ فشاری تن به دروغ و آمارسازی کاذب دهند. مردم ایران مرز صداقت و دروغ و خدمت و خیانت را به درستی تشخیص می دهند. اگر جایی ناکامی وجود دارد و یا قصوری رخ می دهد، میبایست با صدای رسا با مردم در میان گذاشته شود و به جای توجیه و فرافکنی، از محضر مردم عذر تقصیر طلب شود.
4)نمره دولت روحانی در سیاست خارجی بیست است. دولت با گام هایی که در این حوزه برداشته نمره خوبی کسب کرده است. جنجال های داخلی و شیطنت های خارجی هیچکدام قادر به کاستن از ارزش این اقدامات نیست، ولی زمان لازم و کافی صرف این حوزه شده است. لازم است دولت تمرکز و انرژی خود را بر مسائل داخلی از جمله اشتغال، مقابله با تورم و پویایی فضای کسب و کار بگذارد. خوشبختانه قطار سیاست خارجی بر ریل صحیح قرار گرفته است و مسیر را به درستی خواهد پیمود. ولی مسائل داخلی به ویژه معیشت مردم نیازمند عزمی جدی تر است.
محمد علی وکیلی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ميرت می‌گه:

    مرادپور درعین بی ادبی به قول رییس جمهور محبوبش ماهتتش سوخته که اینجوری آتیش گرفته مرادپور مثل بتی من چشمه …. شده که بگه من هم هستم سابقه مرادپور برهمگان مشخص هست نیازی به جواب نامبرده نیست ضمنا مراتب سپاس خودم را به دکتر افتخار قوم لر اعلام می کنم

  • احد می‌گه:

    درود بر قلم دکتر عزیز

  • سامان کرم نیا می‌گه:

    نمره من به سر مقاله آقای وکیلی همانند نمره ای که به سیاست گزاری خاجی رییس جمهور داده استٰ بیست است.و ایراد همه ی کسانی که نقدی بر سخنان آقای وکیلی داشته اند که همراه با طرح و ایده سازنده برای راه تعالی این دیدگاه نبوده است این بوده که:(رقابت همراه با تعامل را نمی شناسند)در تعجبم با این که در استان ما سعی بر این است و می شود که تعامل همراه با رقابت را نهادینه کنیم اما باز شاهد قصوری هستیم که زیبنده ی نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.به قول رییس جمهور راه گذشته دگر بازگشتنی نیست و پیشنهادم این است : گروه ها و جناح های سیاسی به دنبال تعامل باشید.باز هم در این رابطه مطلبی رو بزودی منتشر خواهم کرد که امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد.

  • اشنا می‌گه:

    هرچه درنوشته اقای مرادپوردقت کردم متوجه نشدم که اشکال ایشان به کجای سرمقاله دکتروکیلی می باشدنوعی تعارض وتشویش درمتن ایشان وجوددارد که می تواند درنتیجه حرحری مذهبی بودن وبنیان نظری نداشتن باشد به هرحال یاایشان به گفتمان اصلاح طلبی پایبند هست یااصولگرایانه می اندیشد موضع اقای وکیلی روشن است کلاس روزنامه اش رانه اقای مرادپپورکه مردم وکارشناسان رسانه ومراجع مربوطه تعیین می کنند میزان تاثیرابتکاررادررسانه های مرجع جهانی به خوبی می توان تشخیص داد اتفاقا دلیل اصلی میزان تاثیرابتکارسرمقاله های خوداقای وکیلی میباشد حال می خواداقای مرادپوربپسنددیانپسندد ولی یادمان نرودکه مرغ همسایه همیشه غازاست

  • علی می‌گه:

    بر فرض که مرادپور و افشین هر دو یکی باشندٰٰ بیایید جوابشان را بدهیم. وکیلی شخصیتی فعال و حامی استان است. اجازه ندهیم که خادمان استان را تضعیف کنند. مرادپور خوب می نویسد ولی خوب نمی گوید. کاش یک نفر در این سایت به خوبی او می نوشت. این تقصیر خودمان است. بنده اگر می توانستم مثل مرادپور بنویسم جوابش را می دادمٰ ولی با روحیه لری میگویم: هر کس که برای این استان به اندازه کمی هم زحمت بکشدٰ مورد حمایت تمامی مردم استان است. آقای دکتر وکیلیٰ دمت گرم و موفق باشید.

  • همشهری می‌گه:

    شکی نیست این کامنتا از طرف مدیر سایت بوده است زیرا از محتوای دوتا کامنت مشخصه که یک نفر کامنها رو فرستاده ووقتی یه نفر دو کامن بفرسته از یک آی پی استفاده کرده در چنین موقعی مدیر سایت میتوانست بفهمد ویکی از کامنتها رو حذف کند ولی وقتی اینگونه نبوده بلا شک این کار از کارهای مرموزانه ای است که از مدیر سایت بر می آیید. واین کار روش درستی نیست زیرا وکیلی از معدود مردان بزرگی است که همیشه با شهامت قلم رانده است. اگر چنین نیست پس این کامنت را انتشار دهید

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      سلام
      هر کامنتی که قرار باشه از طرف مدیر سایت ارسال شود به نام ادمین و یا نام سردبیر درج می شود. وکیلی از پیشکسوتان عرصه روزنامه نگاری کشور است که با سوابق مشخص و حرکت در یک مسیر درست توانسته راه را بر افراط و تفریط ببندد.
      موفق باشید.

  • ناصر می‌گه:

    شک ندارم که نظری ومرادپوریکی هستند

  • ایمان می‌گه:

    من هم مخالف دیدگاههای دکتروکیلی هستم ولی بغض وخصومت درمتن اقای مرادپوروافشین نمایان هست اولاروزنامه جای مقالات نظری نیست ثانیا صراحت درمواضع جزوامتیازات یک روزنامه میباشد ثالثا سوزاین دوبرادرمنتقدنشان می دهد که روزنامه ابتکاربسیارموفق بوده پس بجای انکارواقعیت بیایم به روش خودافای وکیلی مقالاتش رانقدکنیم

  • افشین نظری می‌گه:

    مرحبا بر مراد پور.
    هنگامی که نقد شما بر تعطیلی روزنامه ابتکار را خواندم، تا این حد که امروز این نظریه ی شما را مطالعه کردم بر این باور نداشتم که ابتکار روزنامه ای است با دغدغه های شخصی و نه ملی.
    هر روزنامه ای مختار است که برای تبیین و تشریح نقطه نظرات و دیدگاه های خویش از یک شخص خاص هم حمایت کند. شخصی که نماد یک جریان فکری یا تشکل سیاسی و یا یک حوزه اجتماعی است.
    روزنامه ابتکار این شاخصه را ندارد، با تمام احترامی مه برای دوستان قلم زن در ابتکار دارم باید بگویم تا کنون یک مقاله نظری علمی که مبحثی تئوریک را بی طرفانه و از نگاه کارشناسی محض بررسی کند را ندیده ام. بیشتر جانبداری بی منطق و سنتی است.
    این نوشته اخیر جناب وکیلی به عنوان یک سال گذشت، تیر خلاصی بر ذهنیت نیم جانم به جهت تطهیر روزنامه ابتکار از تمامی اتهامات پوپولیستی و کوچک مدارانه بود.
    آقای مراد پور، هرچند که شما را نمی شناسم، ولی احساس می کنم که ذهنیتمان بسیار به هم نزدیک شده است. باز هم جناب وکیلی، سرناچی شخصی شخصیت خاصی گشته اند.
    به فرمایش شما، بهتر اینکه ایشان همان خرقه تقوا برتن کنند و در مدارس و حوزه های علمیه، مشغول عبادت گردند و ذهنیت پاک مردم نسبت به ژورنالیست و روزنامه نگار را مخدوش نفرمایند،
    نه آنکه سر تراشد قلندری داند.
    عالم روزنامه نگاری، وادی تعهد و پاک دستی است.که متاسفانه ابتکار تا این وتدی فرسنگ ها فاصله دارد.

  • مرادپور می‌گه:

    با سلام،
    جناب آقای وکیلی، چندی پیش در جوابیه ای به مطلبی نگاشته شده از جانب دوستانتان بود عرضه داشتم روزنامه ابتکار در حد و قواره ملی نیست. دلایلی را هم عرضه داشتم. این مکتوبه حضرتعالی، دلیلی مضاعف و برهانی مزید بر ادعای حقیر است. نگاشتن مطلبی در نقد و شرح احوال و اوضاع مملکت، سخن راندن در وادی ملی نیست بلکه نوع نگاه ، وجاهت کلام و طرح ایده و راهکار باید به فراخور موضوع به بحث گذاشته باشد.
    این گونه پوپولیستی در باب دولت دهم سخن راندن، از احساسات جوانان شاعر مسلک انتظار می رود نه از یک مدیر مسوول روزنامه. شما ژورنالیستی! شاعر که نیستید. حتی اگر شاعر هم باشید نباید شاعرنه نقد کنید. انتقاد حضرتعالی باید در یک فضای متریک، قابل اندازه گیری و استاندارد مطرح گردد نه با زبانی شبه منظوم و مسجع.
    جملاتی مانند (( تحمل مردم به صفر رسیده بود)) و امثالهم، از فاق قلم روزنامه نگار جاری نمی گردد.
    از فرهنگی یاد کرده اید که زیر سایه امنیت و سیاست کمر خم کرده بود و اینک قد برافراشته است. شما که فریاد وا فرهنگا سر می دهید، با تتبعی اجمالی به سادگی تغییر محسوس در فضای فرهنگی کشور را حس خواهید نمود. روزنامه حضرتعالی در همین دولت یازدهم توقیف شد. از کنسرت لغو شده رضا روحانی تا تاتر تعطیل شده هادی مرزبان که ماحصل فعالیت همین دو هفته گذشته دولت معزز یازدهم است که اطلاع دارید! تعداد کنسرت های مجوز گرفته و در نهایت لغو شده در 9 ماهه اول زمامداری دولت یازدهم با تمامی کنسرت های لغو شده دولت دهم برابری می کند. با لبخندی بر چهره برگوش هنرمندان سیلی می زنند و با آغوشی گشاده، از جوابگویی صریح به مطالباتشان شانه خالی مس کنند.
    حال زود است و عجله نفرمایید، دمتولی فرهنگ در دولت هفتم و هشتم که ژست و فریاد هنرمند پروری اش گوش فلک را کر کرده بود با اصحاب فرهنگ چه کرد که دولت یازدهم چه کند!
    تعداد نشریات توقیف شده در دولت هفتم و هشتم، تعداد فیلم های مجوز نگرفته در این دولت ها خود مویدی براین ادعاست.
    در باب وضعیت اقتصادی که دیگر حاجت به بیان نیست، وضعیت زندگی مردم، گواه گویای این مقوله است.
    در باب سیاست خارجی و 1+5 که خود اظهر من شمس است. هم پیاز را خوردیم و هم شلاق را تحمل کردیم و هم جریمه نقدی را پرداختیم.
    مصوبات جلسات با 1+5 را دیگر گون به ملت عرضه داشتند که ها ماشاالله و هلهله ندارد.
    نمی دانم چه باید گفت
    در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
    این عوعو سگان شما نیز بگذرد
    واسلام

    • سید محمد بهشتی می‌گه:

      جناب مردادپور عزیز من از مشکل شما با آقای وکیلی بی اطلاعم که این چنین بر ایشان مغرضانه تاخته و می تازید.
      ولی در باب نوشتارتان بگویم که البته که به صورت دقیق و متریک نمی شود گفت که “تحمل مردم به صفر رسیده بود” ولی همانطور که بر جنابعالی واضح و مبرهن است تحمل مردم اگر به صفر نرسیده بود ولی طاق شده بود!! لابد می پرسید از کجا می دانید؟! از فضای مشمئز کننده دروغ و فساد که دولتی شده بود! مگر تحمل مردم با دروغ و فساد حکومتی به صفر میل نمی کند؟! از لغو امتیاز روزنامه ها و لغو کنسرت ها در دولت یازدهم و دولت اصلاحات فرمودید. نمیدانیم میدانید یا خود را به ندانستن زده اید!! به قول معروف کسی کسی خواب باشد میشود بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده است هرگز! ولی جهت اطلاع حضرتعالی تمام روزنامه هایی که در دولت اصلاحات به تیغ توقیف و محاق رفتند نه از طرف دولت که از طرف قوه قضاییه بود اصلا نام سعید مرتضوی بعد از بستن فله ای مطبوعات سر زبانها افتاد. حتما شما از لوایح دوقلو در دولت اصلاحات خبر دارید که با حکم حکومتی متوقف شد!
      از لغو کنسرت ها گفتید باز هم همانطور که شما هم میدانید در همین یاسوج دوستان دلواپس شما مانع لغو کنسرت شدن و روحانی که شما بهتر از من میشناسید. دولت نقشی در لغو این کنسرت نداشت چرا که اگر داشت اصلا مجوز برگزاری نمیداد.
      نوشته اید “متولی فرهنگ در دولت هفتم و هشتم که ژست و فریاد هنرمند پروری اش گوش فلک را کر کرده بود با اصحاب فرهنگ چه کرد”
      من از شما می پرسم چه کرد؟!! چند نفر ممنوع التصویر داشتیم در آن دولت؟
      تیغ سانسور در دولت مطبوع شما چند نویسنده را از کشور فراری داد و یا در کنج خانه هایشان منزوی کرد؟
      خواهش میکنم از هرچه می گویید در دولت دهم و یازدهم از فرهنگ حرفی نزنید مگر فراموش کرده اید اکثر هنرمندان محبوب و مطرح کشور در کمپین انتخاباتی میر حسین موسوی بودند؟
      نتیجه سیاست خارجی دولت مطبوع شما جز تحریم کمرشکن، بی ارزش شدن پول ملی، انزوای سیاسی در دنیا، گرانی و ده ها مشکل دیگر برای این مردم چه بود که حال از دیپلماسی یکساله این دولت برآشفته اید؟
      در پایان خواهش می کنم نه ملت را بپذیرید
      وسلام

  • ناشناس می‌گه:

    جناب دکتر ما که آثار اقدامات دولت رو در میان مردم ودر سطح زندگی مردم نمیبینیم قربونت

  • امیر می‌گه:

    با سلام خدمت آقای وکیلی .یا زنگی زنگ یا رومی روم.این حالت موضعگیری روحانی راهی بجایی ندارد و مشکلی از دوش مردم بر نخواهد داشت.ضرب المثل لری هست خطاب به کسی که واقعیت را نمی گوید و دوست دارد خود را برای طرفین عزیز نگه دارد . موافقین و مخالفین(فلانی سیل من اوو ایکنه)حالا آقای روحانی هم همین کار را میکند میخواهد اصولگرایان را دوست داشته باشد تا دوستش بدارند و اصلاح طلبان را عزیز بدارد تا عزیزشان باشد واین روش فقط وفقط برای خودش منفعت دارد نه دیگران ونه ما ملت خوشبین./

200x208
200x208