تاریخ درج خبر : 1393/03/25
کد خبر : ۲۹۱۳۹۶
+ تغییر اندازه نوشته -

بحران رسانه در اینجا

سایت استان: محسن خرامین

نمی خواهم مقاله را با نیمه ی خالی لیوان شروع کنم و صرفا به معضلات و انتقاداتی که در حوزه ی رسانه( media ) وجود دارد بپردازم بلکه قصد دارم از نقاط مثبتی که احیانا هست آغاز کنم.

اگر بخواهیم نگاه حداقلی اعمال نماییم می توانیم همه ی اشکالات را نادیده بگیریم و به سادگی از کنار آنها بگذریم و برای هر کار و عملکردی توجیه بیاوریم .در حالی که نگارنده سعی می کند درحد و وسع خود ،نگاه انتقادی داشته باشد . هر چند در نهایت نیز نمی توان ادعا کرد مطلب ارایه شده کامل و جامع باشد .ضمنا باید اشاره کنم که تاکید ما در این مقاله بیشتر حول سایت های خبری و تحلیلی استان می باشد.

تاریخ ورود رسانه های مدرن همچون روزنامه ،رادیو و تلویزیون به ایران به قبل از مشروطه و دوران ناصری بر می گردد یعنی سال ها بعد از آن که اولین روزنامه در غرب شروع به فعالیت نموده بود . بعد ها نیز بعد از کشف و اختراع هر کدام از رسانه های دیگر آنها نیز با تاخیر زیادی به ایران می رسیدند و زمان بیشتری هم طول می کشید که این رسانه ها به کهگیلویه و بویراحمد برسند.

با این اوصاف چند سالی است که رسانه های مستقل و خبرنگاران و تحلیل گران منتقد در استان شروع به فعالیت نموده اند و هر روز شاهد پیشرفت های کم اما خوبی در این عرصه می باشیم . رسانه ها و بویژه سایت های خبری -تحلیلی خوب توانسته اند در میان مردم جایگاه پیدا کنند و به عنوان منبع خبری روزانه بارها و بارها در گوگل سرچ( search) شوند.

مدیران و شخصیت های استان حالا دست به عصا تر نسبت به گذشته مراقبت بیشتری در اعمال و گفتار خود به خرج می دهند و رسانه ها را چون شبح آرگوس* مدام در کمین خود می بینند.

فضای رسانه ای استان در حال حاضر مناسب ترین محل برای تمرین دموکراسی و بالا بردن آستانه ی تحمل و نقد پذیری و فرصتی برای تقویت فرهنگ نقادی و گفت و گو است.

مع الوصف حوزه رسانه در اینجا شبیه سایر بخش ها و حوزه ها تفاوت های زیادی با دیگر نقاط جهان و حتی کشور دارد.

چند وقت پیش در دهدشت برنامه ای با حضور مصطفی کواکبیان برگزار شده بود که جمعیت زیادی در سالن حضور داشتند به گونه ای که در سالن صندلی خالی دیده نمی شد . اما نکته جالب جلسه تعداد خبرنگاران و عکاسانی بود که دست کمی از جمعیت نداشتند و هر کدام هم یک دوربین در دست و «چلیک»،«چلیک» پشت سر هم از تک تک افراد عکس می گرفتند و نمی خواستند هیچ کسی از قلم بیفتد.

بعد هم که خبر بر روی سایت ها قرار گرفت مخاطبین به جای توجه به اصل خبر بیشتر دنبال عکس ها می گشتند ، عکس هایی که بسیار جالب و گویا بودند . عکس ها آدم را یاد عکس های خانوادگی می انداخت و از فیگور برخی نیز معلوم بود که قبلا با عکاسان محترم خود ساخته که به لطف دوربین های دیجیتال مدام خم و راست می شدند هماهنگ کرده اند.

موارد مشابه از این دست بی شمارند رفتارهایی که در ژورنالیسم اصطلاحا رفتارهای غیر حرفه ای خوانده می شوند.

مهم ترین خصیصه ای که به یک رسانه چه روزنامه ،شبکه تلویزیونی و یا سایت هویت و شخصیت می دهد ، استقلال و قدرت نقادی آن رسانه می باشد _اینکه رسانه بتواند تا جایی که امکان دارد خود را از مراکز قدرت و ثروت دور نگه دارد و واقعیات را بدور از سانسور و ملاحظه کاری ارایه نماید -نه آنکه رسانه ها به ایفای نقش روابط عمومی اشخاص و سازمان ها بپردازند و در چنبره ی صاحبان زر،زور و تزویر گرفتار گردند.

البته نمی توان برخی علایق و سوگیری های سیاسی و عقیدتی اهالی این حوزه را نادیده گرفت اما تعصب در این موارد رسانه ها را از هویت می اندازد .شدت تعصبات در اینجا به واسطه ی ساختار قومیتی و عشیره ای به مراتب بیشتر و تاکنون از موانع اصلی عدم توسعه در استان بوده است.

کسانی هم هستند کار رسانه ای را به مثابه کار سیاسی تلقی می کنند و تعریف دیگری برای رسانه قائل نیستند و به همین علت فقدان موضوعات و مباحث زیست محیطی،علمی و اندیشه ای در رسانه های استان مشهود می باشد.

برای اهالی رسانه کار سیاسی و سیاسی بودن و سیاسی نوشتن هیچ اشکالی ندارد اما این حوزه نیاز به فعالین حرفه ای دارد و حتی طرف نیز مجاز است به عضویت این گروه ها در بیاید کاری که محمد قوچانی روزنامه نگار مطرح انجام داد و به عضویت شورای مرکزی حزب کارگزان سازندگی در آمد و یا احزاب می توانند ارگان ویژه ی خود را داشته باشند .اما در کنار این حوزه سایر حوزه ها نیز نباید فراموش شوند و باید کسانی باشند که خلاء موجود در حوزه های دیگر را پر کنند . خوب است که از طرف سایت ها در استان به سایر بخش ها توجه گردد و حتی سایت های مستقلی در این بخش ها فعال گردند و به تعداد انگشت شماری که فعال حوزه های زیست محیطی و جامعه می باشند اضافه و یاری رسانند.

علی رغم خلاء در حوزه های مختلف،حوزه ی بحث مسائل سیاسی و نقد مدیریتی در سایت ها بسیار شلوغ می باشد و در این آشفته بازار هر کسی و با هر نامی می تواند بنویسد که این مسئله بیشتر ریشه های روان شناسانه و جامعه شناسانه دارد، اما این امر ممکن است در دراز مدت به واکسینه شدن اهالی قدرت و لوث شدن اصل نقادی و اطلاع رسانی منجر گردد؛ همان اتفاقی که بر سر برنامه ی «نود» آمده است و در حالی که در سال های ابتدایی این برنامه کارکرد انتقادی و اصلاحی خوبی داشت اما به نظر می رسد مدت هاست این برنامه تاثیرگذاری سابقش را از دست داده است و احتیاط و مراقبت قبلی اهالی فوتبال از این برنامه جهت افشای رفتارها و گفتارهای نادرست شان کم شده است.

ویژگی های مثبت بسیاری در بطن رسانه ها وجود دارد اما ذات رسانه ها نیز واجد اشکالاتی است که نمی توان آنها را نادیده گرفت.

سورن کیرکگور فیلسوف دانمارکی قرن نوزدهم که در زمان حیاتش هنوز خبری از اینترنت نبود و مطبوعات رسانه ی آوانگارد محسوب می شدند معتقد بود :«مطبوعات با هم سطح کردن همه چیز باعث بی تعهدی و بی تفاوتی می شوند» که درکنار تکثیر مکانیکی و رشدقارچ گونه خود به تولید و بازپروری یک جور افکار عمومی علیل و بی مسئولیت منتهی خواهند شد که کیرکگور آنرا «وراجی » می نامید . جایی که در آن گفت و گو وجود ندارد و همه فقط حرف می زنند.

البته کامنت گذاری در سایت ها اتفاقی خوب و بستری مناسب برای گفت و گو است که متاسفانه همین بستر و فضا یا گرفتار سانسور است و یا مورد سوءاستفاده ی کاربران قرار می گیرد و بیشتر جای فحاشی و عقده گشایی است . ولی با اینهمه باید تقویت شود و به مخاطبان فرصت ابراز عقایدشان داده شود که سعی خواهد شد در مقاله ای مستقل به این موضوع پرداخته گردد.

کماکان می شود موارد بیشتری از ایرادات و اشکالاتی که وجود دارند را لیست کرد و به آنها اشاره نمود مثلا: اینکه بعضی ها از درون و بیرون به رسانه ها به عنوان یک بنگاه اقتصادی نگاه می کنند و رفتارهای معامله گرانه ای با رسانه دارند .و متاسفانه دیده شده که برخی سایت ها و بویژه نشریات استان در این زمینه کوتاهی می کنند و همه دغدغه ی آنها پیدا کردن آگهی است، تا خبر و برای این کارشان نیز توجیه می آورند که آنها هم باید «نان» بخورند.

یا نظارت چندانی بر کار سایت ها نیست و دیده شده هر مطلبی از هر کسی توسط ارسال مطلب به دست سردبیران محترم می رسد چند دقیقه بعد تیتر اصلی سایت می شود یا آنکه اگر مدیران کل با مدیران سایت ها رابطه ی دوستانه ای داشته باشند بعد از هر نفس کشیدن و قدم برداشتن و یا کت و شلوار جدید پوشیدن زنگ می زنند و از آنها می خواهند که عکس بگیرند و خبرش را بزنند ، متاسفانه برخی نیز بدشان نمی آید . گاهی دیده شده است که انتصاب یک رئیس درمانگاه ، یا مدیریک مدرسه و یا یک تشییع جنازه ی خانوادگی به عنوان یک خبر تیتر اول بر روی سایت قرار می گیرد.

اما مورد آخر آن است که جذابیت اینترنت نباید ما را فریب دهد و در سایت ها و وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی خود را محدود کنیم ،هنوز سیاست و کنش اجتماعی متعلق به کف خیابان ها،دانشگاه ها،فرهنگ و جامعه است و فضای « وب » باید تنها ابزاری باشد برای تشدید و گسترش این مهم . رسانه می تواند حتی به وقوع یک انقلاب یاری رساند کاری که در مصر رخ داد و جوانان فیس بوکی « ششم آوریل » به تولد انقلاب کمک نمودند .گر چه آن انقلاب در نهایت در نونهالی پرپر شد.

به هر حال باید مراقب بود که مبادا فضای مجازی موجب کم رنگ شدن کنش گری اجتماعی شود و به جای فعالیت های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی به یک کلیک( click ) در زیر « پتو » پناه ببریم و قانع باشیم.

عصر ،عصر رسانه است مک لوهان معتقد بود:« پیام خود رسانه است » و بسیاری همچون هگل رسانه ها را از مولفه های جامعه مدرن می دانستند ،پس ما هم باید تا می توانیم از این امکان خوب بهره بگیریم و به مقاومت بیجا و برکنار بودن از این حوزه دست برداریم که در عصر فیس بوک و شهروند -خبرنگار( citizen – jornalism ) دست و پازدن در مقابل رشد و توسعه رسانه تنها تلاشی است دون کیشوت وار که ره به جایی نخواهد برد.

در پایان به نیمه پر لیوان بر می گردم به اینکه باید خسته نباشید بگویم به کسانی که اینجا و در حوزه رسانه علی رغم همه بحران ها خوب کار می کنند و ریزبینانه می بینند و جسورانه می نویسند.

* یکی از اسطوره های یونانی که دارای صد چشم بوده که همیشه پنجاه تای آن باز و به تیزبینی و سختگیری معروف است.

محسن خرامین

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    محسن جان ازیزدان منش همکلاسی دوران راهنماییت هم باخبری یافقط دوستی دوران نوجوانیت بود

  • محمود از یاسوج می‌گه:

    تشکر محسن جان

  • شهرام خادم می‌گه:

    سلام؛دست مریزاد؛به زبان ساده و پرمحتوا؛آنچه این روزها کمتر یافت میشود؛امیدوارم بیشتر خوانده شود

  • لهراس کر عیدی می‌گه:

    محسن جان خوب نوشتی متشکریم

  • غلامرضاپناه معاون اموراقتصادی سازمان اقتصادی کوثر می‌گه:

    برادر ارجمند جناب آقای محسن خرامین باسلام واحترام
    مقاله وزین نتان راخواندم بسیار دقیق وبا نگاه ژرف اندیش و واقع گرایانه نگاشته اید قلم تان واندیشه رسایتان را می ستایم وخرسندم که اهل قلم در این دیار هم عمیق می اندیشند وهم زیبا می نگارند . رسانه نقش ورسالتی بی بدیل دارد .با نگاه قشری وسطحی به آن جفا به نقش رسانه است وهم درکوتاه بودن عمر چنین رسانه های به سر می رسد.
    عزت مستدام باد

  • علی از دهدشت می‌گه:

    با سلام
    مقالات بسیاری در سایت جامع استان منتشر می شود که هر نویسنده به گونه ای خود را عالم و سیاست مدار و دانای کل می داند اما به جز مطالب آقای خرامین تا به حال بنده مطلبی که ارزش صرف وقت را داشته باشد کم دیده ام .اما در مورد رسانه ها و سایت های استان برخی از آنها که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند که معلوم الحال اند و مشخص است که چه اهدافی دارند ولی دو سایت بیشتر مورد توجه هم استانی ها قرار گرفته اند که متاسفانه یکی مطالب را بر اساس هرکی بیشتر پول بده سهمش بیشتره کار میکنه و دیگری که با وجود مدعی بودن مسئول سایت به روشنفکری به شدت یا به قولی وحشتناک تحت تاثیر تعصبات کورکورانه قومی می باشد .با این وجود باز وجود چنین فضاهایی مفید خواهد بود

200x208
200x208