تاریخ درج خبر : 1393/03/31
کد خبر : ۲۹۳۱۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -

هندوانه اما تلخ !

سایت استان: محمد زرین

مرد بقال به من گفت: چند من خربزه می خواهی؟

من به او گفتم: دل خوش سیری چند؟

نمی دانم سهراب این قطعه شعر را در چه حالی گفت و در چه فضایی، ولی همین دیروز حین خریدن ” خربزه ” در گوش جانم پیچید.

اما حین معامله انگار این جوان خربزه فروش بود که می گفت: ” دل خوش سیری چند ” نه من !

گرانی برای هر جامعه ای کابوسی وحشتناک است و ارزانی رویای شیرین ! شاید همه از زبان نسلهای قبلی از روزگار شیرین ارزانی ها شنیده ایم. اما آیا می شود ” ارزانی ” تلخ هم باشد. متاسفانه پاسخ مثبت است.

در علم حقوق ” معامله در شرایط اضطراری ” یکی از انواع معامله است. بحث می شود که آیا صحیح است یا باطل؟ مثال معروفش هم اینکه فردی به خاطر بیماری فرزندش، کالای ارزشمندی را به ثمن بخس (قیمت ناچیز) می فروشد. این معامله صحیح است. اما ” کراهت ” هم دارد.

حالا ماجرای ارزان شدن یا مفت شدن محصولات کشاورزی است. یک کیسه نایلونی بزرگ طالبی مرغوب را می خریم دوهزار تومان! هندوانه ده کیلویی می شود سه هزار تومان! کدو پانصد تومان!
شاید برای مای خریدار، هندوانه شیرین، خریدش هم شیرین باشد، اما شک نکنیم فروشنده – خصوصاً اگر فروشنده خود کشاورز باشد – با تلخکامی به ما می فروشد. یک مزرعه دار با ناله می گفت وانت دارها محصول ما را که حاصل چند ماه کار سخت و طاقت فرسا بوده است را با منت کیلویی هفتاد تومن می خرند در حالی که بذر این محصول را کیلویی سه میلیون تومان و کود و سم و پلاستیک و شیلنگ مخصوص را هم به بالاترین قیمت خریده و استفاده کرده ایم! با او همدردی کردم و یاد بیتی از حافظ افتادم که می فرمود:

طراز پیرهن زر گشتم مبین چون شمع / که سوز هاست نهانی درون پیرهنم

در فرهنگ لغت انگلیسی معامله ” WIN – WIN ” به معامله ای گفته می شود که در آن هر دو طرف برنده ” WINER ” باشند. خریدار حس کند با بهترین قیمت خریده و فروشنده هم از سود خود راضی باشد.

به غیر از این نوع معامله در دو نوع دیگر بی شک یک طرف معامله رضایت کامل ندارند.

یکی آن زمان که خریدار کالایی که چند ماه پیش مثلاً هزار تومان می خریده الان سه هزار تومان می خرد (اوج فاجعه این مثال، بازار مسکن است).

نوع دیگر معامله هم همین ماجرای ما نحن فیه است که جوانی با شور و اشتیاق هر چه دارد در زمینی خرج می کند به امید درآمد حلال. بعد که نوبت فروش می رسد آنقدر بی انگیزه می شود که اگر جلوی چشمش، محصول را غارت هم بکنند احساس نمی کند چیزی را از دست می دهد.

و اما سوال قدیمی: ” مقصر کیست ؟ ”
به راستی گناه این ارزانی تلخ به گردن کیست؟
چند جا می توان دنبال علت گشت:

1) ضعف سیستم حمل و نقل:

بی شک اگر صنعت حمل و نقل ( خصوصاً حمل و نقل ریلی و هوایی) رو به راهی داشتیم به سهولت و با کمترین هزینه محصول از این سر کشور به آن سوی دیگر می رسید و از دو جهت به نفع همه بود، یکی مصرف کننده و دیگری تولید کننده.
اما در شرایطی که بار اصلی حمل و نقل بر دوش جاده هاست و قیمت وانت و مخصوصاً کامیون در نتیجه کرایه حمل آن قدر بالا رفته که از توان طبقه کشاورز خارج است، دارندگان وانت و کامیون هستند که مستقیماً وارد عمل شده و از دست رنج کشاورزان بیشترین سود را می برند.

2) شیوع چشم و هم چشمی در کشت محصولات:

چندسال پیش که کشت هندوانه و محصولات مشابه در جنوب و جنوب غرب و غرب کشور رایج شد علاوه بر بازار داخلی، بازار کشورهای عربی – خصوصاً عراق – مقصد عالی برای فروش بود. اما شنیده ها حکایت از آن دارد که با بالا گرفتن تب کاشت این محصولات، هم خود کشاورزان عراقی وارد عمل شده و هم استانهای ایران که هم مرز عراق بودند. به عنوان مثال گفته می شود استان کرمانشاه امسال ده هزار هکتار را زیر کشت هندوانه دارد. تا اینکه دولت عراق در حمایت از تولیدکنندگان خود مرز را به روی واردات از ایران بست و این امر آسیب بسیار شدیدی به تولیدکنندگان ایرانی وارد کرد.
از سوی دیگر نداشتن مبادلات چشم گیر با کشورهای دنیا در چندسال اخیر هم مزید علت گردید. جالب است بدانیم مردم اروپای شرقی تا چندسال پیش میوه ” انار ” را واقعا ندیده بودند. اما الان وارد کننده انار هستند و بهترین بازار برای انار ایران است.

3) ورود طبقات مختلف جامعه به کار کشاورزی:

تا دهه قبل، کشاورزی در دست ” پدرها ” بود. تا اینکه ” پسرها ” که به کار دیگری اشتغال داشتند اعم از معلمی، جوشکاری، مغازه داری، کارمندی و حتی پزشکی سراغ ضیعت پدری رفته و آنرا به زیر کشت صیفی جات بردند. تولید صدها برابر افزایش یافته و تقاضا در همان حد سابق ماند. این شد که نرخ محصولی که روزگاری نماد فصل تابستان محسوب می شد در بیستم فروردین در تهران به کیلویی سیصدتمان رسید.

4) کاهش کیفیت در نتیجه ی استفاده از سموم و کودهای مختلف:

در این زمینه از یک کارشناس ارشد کشاورز شوال پرسیدم. وی معتقد بود با افزایش استفاده از سموم، عملاً طعم طبیعی کاهش چشمگیری می یابد و این می شود که بازارهای حاشیه خلیج فارس دیگر خریدار چنین محصولی نیستند.

5) نبود سردخانه های صنعتی و کارخانجات بسته بندی:

نبود این عامل باعث زایل شدن میلیونها تن محصول در سال می شود.

6) عدم حمایت بیمه از این محصولات:

دولت چند محصول استراتژیک مانند گندم و جو را در لیست خرید تضمینی قرار می دهد. لذا تعهدی در قبال افت قیمت سایر محصولات ندارد. ضمن اینکه این معایب تنها شامل هندوانه و صیفی جات نیست. باغداران شمال هم که مرکبات را به عمل می آورند، بارها از این نالیده اند که محصول آنها مثل نارنگی را در باغ به نرخ کیلویی پنجاه یا صد تومان خریده و در بازار تهران کیلویی هزار تومان به فروش می رسانند.

7) فصل کوتاه مصرف این محصولات:

محصولات ذکر شده بنابر عادت غذایی مصرف کنندگان بیشتر در فصل گرم سال(بهار و تابستان) قابل مصرف هستند و حتی با تصور ذخیره سازی آنها با هزینه های بالای نگهداری، اولاً کیفیت اولیه را نخواهند داشت و ثانیاً در فصول سرد سال اصولا کسی طالب مصرف طالبی و امثال آن نیست.(ضرب المثل هر کس خربزه می خوره …..)
در پایان هم بی شک این خود کشاورزان هستند که علیه خود اقدام می کنند. چرا که سنجش بازار قبل از کشت می تواند جلوی این همه ضرر و زیان را بگیرد. به عنوان مثال محصولی مانند سیب زمینی که بسیاری اوقات در طنز گفتاری و در سیاست مورد استفاده قرار می گیرد با چنین افت قیمتی مواجه نشده و همچنان به بازار فخر می فروشد و می تواند خودش را قاطی میوه ها هم ببیند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مسلم عادلخانی می‌گه:

    آقای بخشوده می فرمایید اگر کشاورزان ما هندوانه نمی کاشتند همین هندوانه الان کیلویی 20.000 ریال کتر بود . مطمئن باش همه گندم می کاشتند قیمتش از هندوانه کمتر بود .

  • اسلام پناه می‌گه:

    زرین جان عالی می نویسی
    هم درد را می نویسی و دلایل درد . دست مریزاد

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    با تشکر از جناب زرین بخاطر انتخاب این مطلب و موشکافیش.زرین جان دولت در ابتدای سال با افزایش قیمت گندم بصورت غیر مستقیم به کشاورز ان گفت که گندم بکارن ولی عزیزان توجهی نکردند و این است عاقبتش .وقتی خلاف سیاست دولت حرکت کنی اون هم با عوامل متفاوت تو را زمین خواهد زد مثل بستن مرز و……البته خیانت واقعی سالهای پیش انجام گرفت که از ساختن سد بالا دست دهدشت جلوگیری شد و گرنه جوانان ما احتیاج به خرید اب از چاه داران و کرایه زمین نداشتند و برای کار صبح تا شب در ادارات یاسوج سگ دو نمیزدند

  • فردین می‌گه:

    گرانی…مگر وجود دارد…به قول دوستان درد است ن گرانی

  • زرین می‌گه:

    آنقدر کش می دی درج مطلب هارا که آدم مایوس میشه

  • میر می‌گه:

    آغی خان:
    نمی دانم سهراب این قطعه شعر را در چه حالی گفت و در چه فضایی،
    من می دانم احتمالاً موقعی که چالچالک زیه بی وه لته شون.

  • سعید ب می‌گه:

    زیبا مینویسی هر مطلبی را ایام به کامت باد

  • sarabanu می‌گه:

    این دراد سالهاست که با ما آشناست

  • م.اقدس می‌گه:

    مطلب خوبی بود اما متوجه نشدم .

  • سالمیان می‌گه:

    باتشکرازشمادوست عزیز امیدارم مسولین استان در راستای سیاست بردبردفروشنده وخریدار گام بردارند.البته کمی دورازذهن است

  • میر می‌گه:

    عدم برنامه ریزی توسط جهاد کشاورزی عامل اصلی این وضعیت هست. یه وقت سیب زمینی یه وقت هندونه و…

  • بی احساس می‌گه:

    یه دف هم مردم ارزون بخرن ناراحتیت، اگر راسه حال دلالل بگرید.

  • احمدی می‌گه:

    سپاس از از اینکه مسائل اقتصادی را به این راحتی می نویسید امیدوارم مردم از این مطالب استفاده کنند

  • احمد از روستای کوشک می‌گه:

    انصافا در میان انواع محصول کشت دیم گندم از همه راحت تر و کشت و نگهداری هندوانه از همه مشکل تر است.جانمان به لب رسید تا محصول آماده برداشت شده.حالا این قیمت خستگی را به تن مان باقی گذاشت

200x208
200x208