تاریخ درج خبر : 1393/04/07
کد خبر : ۲۹۵۱۸۸
+ تغییر اندازه نوشته -

” مرگ آرزوها “

سایت استان: روح اله امیدوار

جام جهانی که برای ما ایرانی ها تمام میشد فرصتی پیدا کردیم تا بازگردیم و قدری به آنچه گذشت بیندیشیم.ما رویا را درست در آخرین لحظات از کف دادیم،ما از کف دادیم تا انگیزه هایمان برای ادامه زندگی به نرمال ترین سطح خود بازگردد.ما به حداقل ها مدتها بود راضی بودیم،گاها با آرزوهایمان به این دنیای کوچکمان تنوعی می دادیم.ما به استان محروم بودن مدتها بود قناعت کرده بودیم.ما قبل از جام جهانی ها هم برای خود آرزوهایی داشتیم که دست نیافتنی بودند.آرزوی فرار از محرومیت سالها بود که با ما زندگی می کرد.وقتی گل های بوسنی یکی یکی به قلب ما شلیک می شد ما ایستاده میمردیم چون سالها در استان محروممان ایستاده مردن را آموختیم.ما رنگ باختن آرزوها را با پوست و گوشتمان حس کرده بودیم.از کابوس بوسنی که خلاص می شدیم کم کم به فکر افتادیم عقده هایمان را بر پیکره کسانی خالی کنیم.چه کسی بهتر از بچه های خودمان که تا ساعاتی پیش مجسمه ای از آنان در قلبمان می ساختیم.در همین وانفسا بود که خبر آمد یکی از بازیکنان جوان تیم ما در شب بعد از حذف دردناک، تا خود صبح، در غربت از حرفهای ناروای کاربران فضای مجازی بیدار بوده و فحشهای منتسب به پدر و مادرش را مرور میکرده.دیگر حوصله ای هم نبود که ریش سفیدی را مامور کنیم عذرخواهی کند و قلب این جوان افسرده را آرام کند.وقتی به این می اندیشیدیم که کاربران فضای مجازی لابد روشنفکرترین لایه های اجتماعی ما هستند کم کم داشتیم می ترسیدیم که ما به کجا می رویم.در فضای امروز فرهنگی جامعه، کم کم شک های ذهنی، که از همیشه فعالتر شده اند، ما را به این نقطه می برند که نکند بین این رفتارها و مرگ آرزوها ارتباطی باشد.در بعضی از کامنت های همین رسانه های محلی استان هم میشد ردپایی از روحیه بی احترامی ها را دید.در یکی از رسانه های محلی استان یادداشتی از یکی از جوانان استان منتشر شده بود که کامنتی نامتعارف زیر مطلب از سوی کاربری زده شده بود که مشمئز کننده بود که متاسفانه مسئولان سایت هم آن را بدون فیلتر” حفظ شان شخصیتی افراد ” منتشر می کنند.در چنین فضایی بود که به این فکر می کردیم که روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم و سخنی بهتر از بی سخنی نشنیدم. دیگر داشت باورمان میشد که ما خوش استقبال و بد بدرقه بودیم.ما خود مرگ آرزوها را در شخصیت فردی خود و به دست خودمان بارور می کردیم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رهام می‌گه:

    جناب مهندس امیدوار مقاله های شما دید و سبک متفاوتی است. این سبک نوشتن به نوشته های هیچکاک معروف است که گاه یک جمله ساده چند مفهوم بزرگ درش نهفته.مثل فیلمنامه جدایی نادر از سیمین.در ضمن شما مهندس کامپیوتر قوی و یک پژوهشگر هستید.حیف است که بخواید فکر کنید سخنی بهتر از بی سخنی نشنیده باشید.باید استان را از امثال خودتون به خاطر سکوت محروم نکنید.استان ما محروم است درست ولی با آمدن امثال شماها به میدان پیشرفت خواهیم کرد.

  • فرزاد می‌گه:

    یک دنیا حرف در این چند سطر نهفته.نوع قلمت یک سبک نو هست.احسنت مهندس امیدوار

200x208
200x208