تاریخ درج خبر : 1393/04/08
کد خبر : ۲۹۵۵۷۳
+ تغییر اندازه نوشته -

” عکسم یا برعکس “

سایت استان: بهاره حسینی

 (به بهانه رمضان)

در را باز کردم. نه سرسبز بود و نه آتش. آب بود و آینه. تمام قد. یا من به عکس بودم یا او بر عکس. هر چه بود او در آب سرو ته بود و من بر آینه اش ایستاده. آب صافِ صاف بود. موجی نداشت و آنقدر زلال که فقط عکس وارونه اش پیدا بود. خنده ام گرفت. سری تکان دادم و بر او لبخند زدم. اما او همچنان در آب بود و سرازیر و من بر آب بودم و ایستاده. این توهمات من بود. اما با اقتدار می گفتم که من ایستاده ام و مقبول خودم. و خودم و باز هم خودم. و شاید در آینده هم خودم!

حرف حرفِ من بود و بس. چون فکر فکرِ من بود و بس. شاید من خودم باشد و او روح. شاید هم من روح باشم و او خود واقعیت! شاید من بر عکسم و او ایستاده!

{اما خوب میدانم که بر سر کوچه عابرم و بر راننده فریاد میزنم. همینطور خوب میدانم که بر سر کوچه راننده ام و بر عابر نعره می زنم!}

دیشب هم یادم بود “کبوتر با پای من راه می رفت، جیرجیرک با گلوی من آواز میخواند ….”

رعشه ای آمد، رعدی، طوفانی، شکستی و صدای نازک دلی که دلش مَشکی شد سیراب از اشک چشمی به چشمک لیلی تارک الصلوه!

یک روز:

من به وقت باده نشینان مست می شوم به شرم، شرمنده می شوم به کفران، کفر می ورزم به کردار، کردگار را می سپارم به افسانه، خالی از خود، خودی می شوم و خدایی دیگر، به جز من نیست پروردگار! … نعوذ بالله!

روزی دگر:

من آینه می شوم به مسجد، خاکی و خالی از خود، زهد می ورزم به معبود، عشق می ورزم به هستی، دور می شوم زهر مستی، مستِ راز، راز و نیاز، نیاز به آن که از من بی نیاز، خادمی می گردم به خالق، خالقی از جنس معرفت به پروردگار. … .حمد فقط لله.

امروز است که:

“ما در انتهای هر مفهومی نشسته ایم”

در را باز کردم. نه سرسبز بود و نه آتش. آب بود و آینه. راز زیستن من و عکس او در آب! نه آبی بود و نه سرابی، من ایستایم یا ایستای وارونه در آب، من روحم یا تو روحی با وقار.

راست می گوید؟ یا که من درست می گویم؟ شاید باید ما آینه ای باشیم به هر مفهوم، مفهومی باشیم به هر آینه، به وقت راست چپ شویم و به وقت چپ راست. با محفلی سر به تسلیم معبود می آوریم و با کاباره ای تسلیم بر هوای سر.

در سیبری باشیم آرزوی گرما داریم، در اوگاندا هوایِ سرما. در بار باشیم، پرخوری. در رمضان، قناعت.

رمضان! … .


35

نه که به قضاوت، بل به حس و عادت. به وقت شنیدن نامت یادم آمد که حسین نصف شب شیربرنج مادرش را سر کشید، سیامک اذان را می خواست، محمدرضا ربنا را فریاد میزد، مادرم پالوده را کاسه میکرد، بابایم لبخند را تقسیم، شعبان رمضان را هدیه می آورد، بساطمان گرمِ گرم بود. حیف که منِ دیوانه به خواستِ یک دوست، بر لامِ اندیشه ای به اصطلاح نوظهور، فارغ از هر مستی می نشستیم کنج خانه، وارونه وارونه، همه چی رو برعکس میدیدیم. پر خوری و زورخوری! ادای هر اندیشمند! فارغ از اندیشه اندیشمند. یک شناخت و یک جو معرفت! خودِ خود. برعکسِ برعکس.

من خودم رو عکس مطلق و تو را بر عکسِ این عکس می دیدم. من چقدرها که خندیدم و نخندیدم بر بابا، مامان، بر لب تشنه بابک، همه را روحی غیر باور می دیدم. پرواز و هزاران راز، که اینک من خود، خودِ روحم و اینک به وقت نیاز … یافتم، که نیازِ من، راز و نیاز تو بود ای بهترین بی نیاز.

و اینک:

می دانم که هر چه را چشم بیند، خودِ واقعیت شاید نباشد و هر واقعیتی شاید دیده ما باشد. صحبتم با تو؛ ای دوستِ به کوچه رفته! شاید چند صباحی بیشتر نباشد، … .

آینه همینجاست، بهترین مفهوم برای بودن: شناخت، معرفت و بودن برای یک سفر کم دلهره، به سوی رمضان، برای تمامی زیبائیهایش به وقت نیاز.

شاید تهیدست بعدی خودِ ما باشیم.

به یاد خودِ تهیدست خودم رمضانمان مبارک.

ای آینه زلال هر مفهوم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • نقدی می‌گه:

    سپاس ازخواهرگرامی و هم استانی سرکارخانم حسینی نگارش بسیارزیباودلنشین بود بسیاری ازاوقات همنوعانی که نه فقط برعکس بلکه خودعکس هم نیستندوبه بهانه های جورواجورازخودخود،کهکشانی فاصله میگیرندویاخودخودرا،پی نخودسیاه اعزام که هرگزدیدارمجدد نمی گرددوازاصل خودغافل می شویم.انشاالله بامراودات وارتباطات نوین باخودخودبیگانه نباشیم وبا شناخت بیشتراصل خودوخودشناسی، به شناخت بیشتر خدای خودبپردازیم که تاخودرانیابیم خداراهم نیابیم.
    باقبولی طاعات وعبادات مومنین ومومنات درماه ضیافت الله وبرای تعجیل درظهورصاحب زمان حضرت مهدی موعود(عج) صلوات ……………..
    ((اللهم صلعلی محمد وآل محمدوعجل فرجهم))

  • احمد از دهدشت می‌گه:

    بسیار زیبا بود لذت بردم امیداست چنین متن های تکرار شود

  • دوست می‌گه:

    کاش خانم حسینی را بیشتر معرفی میکردید
    شغل – نسب – تحصیلات و …

  • بهاره حسینی می‌گه:

    سپاس از بیکران کرانه های افتخار آمیز استان، منت گذاشتید. شاید کامنت زیبایتان راهی باشد هموار برای همراه نمودن مسیر قلم، قلمی گویا و پر از ایهام!
    سپاس.

  • الهی می‌گه:

    خانم حسینی واقعاً لذت بردم.بسیار زیبا بود.و این را هم بدانیم که در دنیای متمدن!!و عصر کنونی خیلی از جوانان ما واقعاً برعکسند!تا که به کجا رود این کشتی حیران به دینی، خدا می داند.
    باز هم متشکرم از مطلب بسیار قشنگتون

  • تاجگردون می‌گه:

    سپاس ویژه از سرکار خانم حسینی از نگارش زیبا
    امید است که جوانان نخبه ما بتوانند از حمایت همه دوستان استانی و غیر استانی به جایگاه واقعی و به حق خود در مکتب نظام رسیده و باعث افتخار همه ما نیز باشند.
    با آرزوی توفیق و سربلندی

  • غلامرضاپناه معاون اموراقتصادی سازمان اقتصادی کوثر می‌گه:

    به سر کار خانم بهاره حسینی تبریک می گویم هم به خاطر سبک کم نظیر نگارش وهم به خاطر غنای مفهومی تقریرها وهم انتخاب موضوعات وبسط وپردازش عمیق وزیبای مطالب وجذابیت ادبی وتاثیر گذاری فوق العاده درمخاطب
    خداوند در راه بسط وگسترش اندیشه ورزی واندیشه پروری به سرکار عنایت فرمایند

  • علی می‌گه:

    چه گویم ک دل رازی شود ک من همانم ک تو عکسم

  • هیچ کس می‌گه:

    جستجویی که پایانی ندارد ، تولدی بی تاریخ ، جهانی که ساخت آنرا پایانی نیست و میماند تا بازماندگان را بسازد و ساخته شود به گسترده دیدگاه ها و به ماندگاری گام هایی که برای بشریت برداشته می شود . بی شک نام شما در تاریخ پر شکوه استان می ماند با درفش دانش و اندیشه .
    طاعات و عبادات همه قبول درگاه حق .

  • سیروس می‌گه:

    خوب بود اما پس مطلب را پیش کرد و پیش مطلب را پس
    من با اینگونه انتزاعی نوشتن موافق نیستم مخصوصا که محتوای عمیقی نداشته باشد و دلونشته باشد

  • مکتب نوگرا می‌گه:

    براوو وزیبا بهارت پایدار بهاره خانم

  • سید مجید پرهیز می‌گه:

    از ترسیم زیبای ماه رمضان و تجدد طلبی زیبایی که در قالب دین بیان شد سپاس دارم.
    آقای کریمی نژاد به نکته جالبی توجه نمودند که امیدواریم زیبایی ماه رمضان امسال را در اجراء و خدمت به خلق و همنوعان ببینیم و تفاوتش با دوران گذشته در فاصله گیری ظاهری و دنیوی باشد.
    به امید اینکه نسل نواندیش ما اندیشه را به زیبای های دین سوق دهند.

  • دارا می‌گه:

    درود مطلب زیبایی را نگارش نمودین که متناسب با حال و هوای این ماه بوده، ولی آن چیزی که روزه گرفتن در دنیای مدرن را با گذشته متمایز کرده این است که ،امروزه عده ای از مردمان به دلیل روزه‌داری، کار و تلاش را کنار نهاده و یا کاستن از ساعت‌های ضروری کار در این ماه بیشتر به خواب و اسراحت می پردازند از این رو به نظر نمی‌رسد شکل صحیح روزه‌داری این باشد که شهروندان کارهای خود را تعطیل کنند و در ادارات کارهای جاری و امور ارباب رجوع به عقب بیفتد تا بتوانند به روزه‌داری خویش برسند، بخشی از لذت روزه‌داری در خویشتنداری است؛ در اینکه بیدار باشی، در اجتماع باشی و در جریان روزه‌مره زندگی، روزه گوش و چشم و زبان بگیری و الا اگر قرار باشد روزه‌داری را صرفا به نخوردن تقلیل بدهیم و آن هم تمام روز را بخوابیم، ریاضت و خویشتنداری و آزمون نفس، چندان معنا پیدا نمی‌کند.

200x208
200x208