تاریخ درج خبر : 1393/04/08
کد خبر : ۲۹۵۶۰۲
+ تغییر اندازه نوشته -

افراط در قهرمان سازی و تفریط در قهرمان سوزی !

سایت استان: محمدعلی وکیلی

جامعه ایران، جامعه ای احساسی، بذله‌گو و رمانتیک است. ملتی که دارای چنین ویژگی هایی است، در برخورد با حوادث معمولا دچار افراط و تفریط در رفتار می شود: زود دل می‌بندد و سریع دل می‌کند. در استقبال، کریمانه رفتار می‌کند و در بدرقه بی رحم است. به سرعت قهرمان می‌سازد و با شتابی بیش از آن قهرمان سوزی می‌کند.

با آرمان‌ها و آرزوهایش دنیا را تفسیر و تعبیر می‌کند. خود را مرکز عالم می‌پندارد و تمام عالم را بر اساس ذهنیت خود تحلیل می‌کند. تاریخ سیاسی ایران با این ویژگی‌های عجیب و منحصر به فرد فراز و فرود های زیادی را به چشم دیده است. رفتار صفر و صد با قضایا بخشی از فرهنگ عمومی ماست. با توجه به این ویژگی‌ها می‌توان رفتار روزهای گذشته و قضاوت عمومی در خصوص عملکرد تیم فوتبال ایران را به خوبی تحلیل و تفسیر کرد. تیمی که با هزار بدبختی و سختی و اما و اگر، توانست با گذر از سد تیم‌هایی چون بحرین و کره جنوبی، مجوز ورود به جام جهانی را پیدا کند.
این تیم در رقابت‌های مقدماتی چنان ضعیف بود که مردم به حجم هزینه‌های مصرف شده درمستطیل سبز معترض بودند؛ اما گل قوچان نژاد به کره جنوبی چنان روحیه و احساسی برانگیخت که تا مدت‌ها نقل محافل بود. هنگامی که در قرعه کشی معلوم شد با آرژانتین، نیجریه و بوسنی هم‌گروه هستیم، یاس عمومی همه را فرا گرفت و طنز و کنایه و جُ ها ساخته‌شد. به همان میزان که نام آرژانتین بزرگ بود، ایران را کوچک و با زنده می‌پنداشتند.

در یکی از پیامک های طنزآمیز آمده بود که بناست به جای فردوسی‌پور، کویتی پور بازی ایران با آرژانتین را گزارش کند. در طول این ماهها ‌هیچ کس حاضر نبود برای تیم بوسنی و هرزگوین، ارزشی قایل شود و تمام تحلیل و تفسیرها روی آرژانتین و نیجریه متمرکز بود. کادر فنی تیم نیز تمام انرژی خود را صرف چگونه دفاع کردن در مقابل این دو تیم نمود و برای بردن بوسنی هیچ تاکتیک و نقشه ای پیش‌بینی نشد. اما برغم بزرگی آرژانتین ناگهان ایران، به خاطر بازی جانانه اش، در کانون توجه جهانیان و تحسین ایرانیان قرار گرفت و موجب بهت همگان شد.

نتیجه مساوی در مقابل نیجریه و باخت دقیقه 90 در مقابل آرژانتین، چنان شور و احساسی را در این سرزمین برانگیخت که تک‌تک بازیکنان حاضر در آن دو میدان عنوان قهرمان گرفتند و همه جا سخن از خیانت داورِ بازی ایران و آرژانتین و حکایتِ ما می‌توانیم، بود.

فضای عمومی چنان احساسی شد که بسیاری در شب بازی ایران و بوسنی ماشین ها را کارواش بردند و آذین نمودند و شیرینی‌ گرفتند و خود را مهیای جشن بزرگ کردند. در فاصله بازی ایران و آرژانتین تا بازی ایران و بوسنی روحیه همگان شاد، مثبت و پرانرژی بود. تاثیر این روحیه را در تمام روابط اجتماعی می شد درک و احساس کرد. کی روش تبدیل به اسطوره شد و جنبش حمایت از او به راه افتاد. فشار اجتماعی عجیبی برای تأمین خواسته های او و جلب رضایتش ایجاد شد. فضا به گونه‌ای شدکه وزارت ورزش و فدراسیون در مقابل همدیگر صف‌آرایی کردند. کسی را یارای فکر کردن و درنگ نبود. اما بازی با بوسنی آب پاکی را بر دست همه این آمال ریخت. در آن بازی افسانه‌ پیروزی به شکست بدل شد و کاخ آرزوها فروریخت. تنها 90 دقیقه کافی بود تا تمام انرژی مثبت متراکم پس رانده شده و احساس شادی به افسردگی عمومی تبدیل شود. آه از نهاد همگان برآمد. بازیکنان معمولی با همان سرعتی که تبدیل به قهرمان شدند، در فضای مجازی و محافل مختلف مورد نقد و سرزنش قرار گرفتند.

علیرضا حقیقی که به دلیل ویژگی‌های چهره و چند حرکت مثبت تا مرز رفتن روی جلد مجله تایم پیش رفته بود، مجبور شد برای فرار از فحش و ناسزا فیس بوک خود را ببندد. دیگر کسی سراغی از کی روش نگرفت و زبان تمجید و مدح به سرزنش و ذم تغییر یافت. این در حالی بود که ظرفیت تیم ملی فوتبال ایران، به قول سرمربی، همان چیزی بود که در بازی با بوسنی به نمایش گذاشته شد. ولی مردم برای خود اسطوره ساختند. و از آدم‌های معمولی انتظار کارِ ویژه قهرمانان و اسطوره ها را داشتند. از فوتبالیستهای ایرانی انتظاری در مقیاس یک حرفه ای در سطح برترین های جهان را داشتند و زمانی که این فاصله را به چشم دیدند، سرخورده و مغموم شدند.

کارهای غیر عادی در شرایط طبیعی و توسط آدمهای معمولی به دست نمی آید. کی روش هر اندازه که یک مربی کاردان و حرفه ای باشد نمی تواند یک تیم آسیایی را ظرف یکسال به یک تیم حرفه ای در کلاس جهانی تبدیل کند. بایست قدری منصف بود و واقع بینانه به موضوع نگاه کرد. عملکرد تیم ایران با مشخصاتی که دارد قابل قبول بود. بیش از این نبایست با تصورات خود بازی کنیم. این ما هستیم که مطابق آرمان‌های خود انتظار و توقع می سازیم و بر اساس آرزوهای خود قضاوت می‌کنیم. در گذشته با همین فرهنگ در حوزه‌های مختلف مثل حوزه سیاست خارجه، در محاسبات اشتباه کردیم و دچار خسارات جبران‌ناپذیر شدیم. با آرزوهای خود به میدان دیپلماسی پا گذاشتند و توقعات را تشدید کردند و با همین آرزوها بنا بود مدیریت جهان را اصلاح کنند.

با چنین آرزوهایی قرار بود که یکشبه نرخ تورم و بیکاری تک رقمی شود. البته بین واقعیت‌ها و آرزوها فاصله افتاد و با این فاصله سیاست‌مدارانی که با همین آرمان‌ها به عرش رسیده بودند، این بار بی رحمانه به فرش آمدند. تجربه فوتبال یک بار دیگر ضرورت اصلاح فرهنگ رفتاری را به ما نشان داد. این رفتار باید اصلاح شود. واقعیت‌ها را با آرمان‌های ساختگی نمی‌توان تغییر داد. نباید خود را در بن بست تخیلات و احساسات قرار دهیم. بایست به اعتدال رفتاری برسیم؛ اعتدال در رفتار یعنی ترکیب درست و به جای واقعیت ها، امکانات و آرمانها. اگر از نظر رفتاری تغییری ایجاد کنیم اتفاقات زیبا و خوشایند خواهند شد و البته دچار حقارت در برداشت و یا غرور کاذب نیز نخواهیم شد.

*سرمقاله ابتکار- شنبه 7 تیر 93

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • منتقد می‌گه:

    کافر همه را به کیش خود پندارد.
    جناب مرادپور خودشان با بغض و از روی کین و دشمنی قلم میزنند.و نقدهایی که دوستان بر ایشان میرانند را توهین میشمارند.
    جناب مرادپور بنظر من هیچ نیاز نیست که کسی در جایگاه علمی و حرفه ای دکتر وکیلی به شما جواب بدهند.همینکه هم استانی های عزیز مطالب خلاف واقع شما را بی جواب نمی گذارند از سر شما زیاد است.دوست عزیز در حد و اندازه خودت باش شما را چه به بازی با بزرگان.
    دکتر وکیلی افتخار استان هست و مورد حمایت ما مردمان این استان.

  • افشین نظری می‌گه:

    حیف از مرادپور و از قلمش.

    چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی…
    به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را.

  • علی می‌گه:

    خدا زا شکر که زبان تند و برنده مرادپور توسط خودش بریده شد. من نمیدانم که جه شخصی به شما توهین کرده و نمی خواهم او را بشناسم. ولی شما را خوب می شناسم. تو اگر خودت خداحافظی نمیکردی، زبان منطقی بجه های این استان مجبور به خداحافظیت میکردند. کاش به شما توهین نمی شد تا اینکه در مقابل بجه های این استان زانو بزنی. البته تو خودت بجه این استان نیستی، می خواهی ثابت کنم دو جمله لری بنویس.قبلا هم گفتم که تو خوب می نویسی و لی خوب نمی گویی. البته تمام حرفهایت غلط نبود ولی بیشتر آنها یا از حسادت بود یا از عقده شخصیت. به هر حال خدا را شکر که مرادپور خداحافظی کردند چون زبان تند از شمیر تند هم بدتر است. بجه ها بی مزاحم بنویسید. دشمن فرار کرده تو سوراخ موش.

  • شهره گل می‌گه:

    به مولا علی قسم این آدم مرادپور عقده شهرت دارد برو خدا جای دیگه روزیت رابده واقعا بی انصافی

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    با سلام خدمت جناب وکیلی وعرض تشکر بخاطر این مطلب .دوستان عزیز واقعیت اجتماع ما همین است که اقای وکیلی فرمودند بنظر شما اگه غیر از این است با تحلیل بفرمایید.

  • مرادپور می‌گه:

    سلام
    دنیایی حرف و نقد بر این گفتار داشتم، از اینکه بر شمردن این خصوصیت ها برای مردم این سرزمین دور از انصاف است، اگر در رفتار سیاسی مردم آنهم در دوره معاصر شاهد برخی رفتارهای احساسی هستیم که آنهم ریشه در جای دگر دارد، ولی رفتار اجتماعی این مردم بری از تمامی این اتهامات است. رستم و پشوتن و گیو و یعقوب لیپ و جلال الدین خوارزمشاه و نادر و کریم خان و همت و بابایی در اذهان پاک این ملت دچار دستخوش و بالا و پایین رفتن جایگاهی نیستند. چرا که معیار، معیار قهرمانی است. در تمامی فرهنگ های کهن و پیشرو این معیار تعریف شده و رفتار اجتماعی نیز مشخص است. تعمیم مفهوم قهرمان به بازیکنان فوتبالی که لگ لنگان و با هزار امام و اگر و دعا و شانس و … جواز ورد به جام جهانی را میگیرد درست نیست. قهرمان ورزشی در این کشور هم تعریف دارد. وقتی که تتی پشتش به زمین میخورد از محبوبیتش کم نمی شد و یا امامعلی حبیبی و عبداالله موحد و …
    نقد بسیار است و تحلیل گسترده، ولی دوستان هتاک برآنم داشتند که دیگر بر مطلبی بر این سایت چیزی ننویسم. خداحافظ

  • سارا می‌گه:

    ترکیب دقیقی از نوشته های دکتر شریعتی و دکتر نراقی دست داده اید ..اما خوشبختانه این ترکیب مقلدانه نیست اما کافی هم نیست..همه ی ما یک حرف رو میزنیم ولی متاسفانه همین حرف در حد نظری می ماند ..حتی زمانی که ادعا می کنیم نباید حرف زد و ولی وقتی در جمع کسانی که از نظر تئوری از ما ضعیف ترند می نشینیم یادمان می رود فقط وقت حرف زدن نیست و ما را در من خلاصه می کنیم ..کار ما از حرف گذشته جناب وکیلی ..این روز ها همه حرف می زنند و باز انسان در من خویش می ماند و باتلاق عصری که هروز بیشتر می بلعدش

  • احمدی می‌گه:

    عالمانه نوشته شد
    ایشاد در جایگاه یک سردبیر منصف است
    هرچند روزنامه ایشان مانند بسیاری دیگر نشریات کار حرفه ای نمی کند اما قلم خودش داورانه نوشته شد

200x208
200x208