تاریخ درج خبر : 1393/04/09
کد خبر : ۲۹۵۹۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

” کشمکش‌هایی برای دموکراسی دانشگاهی “

gholami

سایت استان: آرزو غلامی‌

این روزها میان وزیر علوم دولت «حسن روحانی» و برخی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی مناقشه‌ای بر سر چگونگی تعیین روسای دانشگاه در جریان است. این کشمکش در پی آن است که وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری اعلام کرد دوره چهار ساله ریاست «فرهاد رهبر» بر دانشگاه تهران به پایان رسیده و «محمد‌حسین امید»، معاون مالی اداری وزیر علوم و عضو هیأت امنای دانشگاه تهران به سرپرستی این دانشگاه منصوب شده است. روند کلی به این شکل است که وزیر علوم و بهداشت روسای پیشنهادی دانشگاه‌ها را به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی کرده و شورای مذکور در میان افراد معرفی شده روسای دانشگاها را انتخاب می‌کنند.

اما «فرجی دانا» وزیر علوم، تحقیقات و فن‌آوری رویه‌ای جدید را بنیان گذاشت. به این شکل که اعضای هیات علمی دانشگاه شخص مورد تایید را انتخاب و به شورا معرفی کنند. به عبارتی این امکان برای دانشگاه‌ها فراهم می‌شود که در انتخاب و انتصاب روسای خود ایفای نقش کنند. اگر‌چه در این رابطه و مشخصاً در تعیین رئیس مهم‌ترین دانشگاه کشور یعنی دانشگاه تهران هنوز اجماعی صورت نگرفته و شورای عالی انقلاب فرهنگی با تصمیم وزیر علوم مخالفت کرده است، اما اهمیت این بدعت جدید آقای فرجی دانا زمانی پر‌رنگ‌تر می‌شود که بیاد بیاوریم جایگاه دانشگاه‌های مطرح کشور در سپهر سیاست از چه اهمیتی برخوردار است.

 در تمامی جنبش‌های اجتماعی که در برخی مقاطع ورق جدیدی از تاریخ ایران محسوب می‌شوند، رد پای دانشگاه به چشم می‌خورد. همین‌طور فراموش نکنیم که حساسیت در دادن رای اعتماد به وزیر علوم در دولت «حسن روحانی» تا آنجا به چشم می‌خورد که در 24 مرداد 92 «جعفر میلی منفرد» وزیر پیشنهادی «حسن روحانی» به همراه وزرای پیشنهادی دو وزارتخانه دیگرِ «ورزش و جوانان» و «آموزش و پرورش» از مجلس رای اعتماد نگرفت و به دنبال آن در 26مرداد «محمدجعفر توفیقی» به عنوان سرپرست معرفی شد. معرفی «محمدجعفر توفیقی» به عنوان سرپرست وزرات علوم، تحقیقات و فن‌آوری با انتقاد نمایندگان اصولگرای مجلس روبه‌رو شد. توفیقی در دولت دوم محمد خاتمی وزیر علوم بود و به‌عنوان یکی از مخالفان جداسازی جنسیتی در دانشگاه‌ها و بازنشستگی اجباری استادان شناخته شده است.نکته آنکه تعیین سرپرست نیاز به رأی اعتماد مجلس ندارد و مهم‌تر آن‌که نمایندگان مجلس امکان استیضاح سرپرست را ندارند.

«محمدجعفر توفیقی» در نخستین اقدام خود در مقام سرپرست وزارت علوم، شماری از استادان اخراجی را به کار بازگرداند و از ضرورت تغییر رفتارهای مدیریتی سخن گفت و این‌که ممکن است این امر به «تغییر مدیران در حد ضرورت» بینجامد. همچنین با حکم توفیقی رؤسای دو دانشگاه صنعتی اصفهان و علامه طباطبایی برکنار شدند. پیش از این به دنبال سیاست‌های نادرست دولت «محمود احمدی‌نژاد» ضربه‌های مهلکی به بدنه دانشگاه وارد شد. گذشته از تبعات منفی حضور گسترده حکومت در نهاد‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه و تجربه کشورهای پوپولیستی، باید یادآور شد که مسلماً افراد درون هر نهاد بینش و فهم صحیح‌تری از مسائل جاری در سازمان خود و چگونگی رسیدن به پیشرفت را دارند تا فردی که از خارج وارد سیستم یک اجتماع می‌شود. نمونه این مورد هم انتصاب آقای «فرهاد رهبر» به عنوان رئیس دانشگاه تهران است.

«فرهاد رهبر» در دوران ریاست جمهوری «محمد خاتمی» معاون اقتصادی وزارت اطلاعات بود و در ابتدای حضور «محمود احمدی‌نژاد» رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی شد و پس از انحلال ناگهانی این سازمان از سوی احمدی‌نژاد به مسند ریاست بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین دانشگاه کشور تکیه زد. در توصیف عملکرد 4 ساله «فرهاد رهبر» در دانشگاه تهران همین بس که به محض خروجش از ریاست، فضا و جو حاکم بر دانشگاه تهران مملو از شادی و توزیع شربت و شیرینی توسط دانشجویان بود و دانشجویان و اساتید پایان ریاستش را به یکدیگر تبریک می‌گفتند.

 انتصاب فردی خارج از فضای دانشگاه و صرفاً هم‌راستا با نگاه و بینش یک دولت تبعاتی دارد که به گفته اساتید دانشگاه تهران حداقل 10 سال زمان باید سپری شود تا نتیجه سیاست‌گذاری‌های رئیس پیشین از جامعه علم زدوه شود. تحمیل اندیشه ایدئولوژیک به مقوله دانش سبب شد تا افرادی پایین‌تر از جایگاه عضویت در هیات علمی در آن مقام قرار گیرند و افراد شایسته کنار گذاشته شوند و تعداد قابل توجهی از دانشجویان با عنوان ستاره‌دار امکان تحصیل را از دست بدهند. امکانی که بر اساس اصل 3، 20 و 30 قانون اساسی حق همه ایرانیان است. تبعیض اقلیت‌های مذهبی، اصرار دانشگاه به مشخص کردن چهارچوب حجاب، طرح یونیفرم متحدالشکل برای پوشش دانشجویان، جذب بیش از ظرفیت دانشگاه‌ها در مقاطع کارشناس ارشد و دکترا، بورسیه 3002 دانشجو بدون شرکت در آزمون دکترا و فشار برخی دانشگاه‌ها در تفکیک جنسیتی دانشجویان از جمله دانشگاه علامه طباطبائی با ریاست «صدرالدین شریعتی»، افزایش دخالت دولت در اداره دانشگاه و بسیاری موارد مشابه دیگر از دستاوردهای «کامران دانشجو» وزیر پیشین علوم است.

 «رضا فرجی‌دانا» اما در مراسم معارفه «محمود نیلی احمدآبادی» به عنوان سرپرست دانشگاه تهران گفت: «دانشگاه در قبال جامعه مسئول است. بنابراین باید اختیارات کافی برای انجام امور خود را داشته باشد و این مسأله ناقض مسئولیت‌های مراجع بالادستی نیست. ولی ما هنوز درگیر این مباحث هستیم که اگر دانشگاه عهده‌دار مشورت به وزیر علوم برای انتخاب رئیس شود، اختیارات و جایگاه مراجع بالادستی نقض می‌شود.»

نحوه انتخاب رئیس دانشگاه تهران و سرایت این شیوه در دانشگاه‌هایی مانند تربیت مدرس، شریف و اصفهان نگرانی برخی از اعضای شورای انقلاب فرهنگی را به دنبال داشته است. «منصور کبگانیان» عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفته است که «شورا انتخاب و پیشنهاد نام روسای دانشگاه‌ها را حق وزیران علوم و بهداشت می‌داند و وزیران می‌توانند برای این انتخاب با هرکسی مشورت کنند. ولی از طرف دیگر تصویب یا رد این پیشنهاد نیز حق شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اگر این مشورت طوری جلوه کند که از صندوق آراء چه به صورت فیزیکی و چه الکترونیکی، آرا به شکلی خارج شود که عملاً در شنونده این‌گونه القا کند یک نوع رأی‌گیری انجام شده، نتیجه آن این‌گونه‌ می‌شود که دست شورای عالی انقلاب فرهنگی در تأیید یا رد روسای دانشگاه‌ها بسته می‌شود.»

 از طرفی با اضافه کردن تبصره‌ای به آیینﻧﺎﻣﻪ ﺟﺎﻣﻊ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎ ﻭ ﻣﺆﺳﺴﺎﺕ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻋﺎﻟﻲ به‌وسیله شورای عالی انقلاب فرهنگی، دست این شورا برای انتصاب افرادی با صلاحیت علمی کم‌تر باز مانده است. این تبصره می‌گوید «در حالی‌که داﺷﺘﻦ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻋﻠﻤﯽ ﺣﺪاﻗﻞ داﻧﺸﯿﺎری ﺑﺮای روﺳﺎی ﻣﻮﺳﺴﺎت ﺑﺰرگ اﻟﺰاﻣﯽ اﺳﺖ، شورا قادر است در ﺷﺮاﯾﻂ استثنایی رﺋﯿﺲ ﻣﻮﺳﺴﺎت ﺑﺰرگ را از ﻣﯿﺎن اﻋﻀﺎی هیات ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﺗﺒﻪ اﺳﺘﺎدﯾﺎری انتخاب کند.» البته در این آیین‌ نامه تعریفی از شرایط استثنایی نیز ارائه نشده است. یا در اقدامی دیگر بیشتر اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در نامه به رئیس جمهور تغییراتی را در آیین‌نامه مدیریت دانشگاه‌ها پیشنهاد کرده‌اند که مطابق آن دیگر برای دانشگاه‌ها سرپرست تعیین نمی‌شود. هم‌اکنون مطابق آیین‌نامه مدیریت دانشگاه‌ها، دولت می‌تواند تا تایید رئیس جدید توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تا شش ماه برای دانشگاه سرپرست تعیین کند. اما در صورت تصویب تغییرات پیشنهادی، رئیس قبلی دانشگاه تا تایید رئیس بعدی به کار خود ادامه می‌دهد.

تلاش بخشی از دستگاه‌های اجرایی در مقابله با کوچک شدن دولت و واگذاری سیاست‌های اجرایی به مراکز به‌ویژه نهادهای فرهنگی در عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به چشم می‌خورد. دوران «محمود احمدی‌نژاد» نمونه عینی سیاست نادرست مدیریتی است که نقطه ضعف اصولگرایان و پیروان این تفکر محسوب می‌شود. هرجا که بر آن سیاست‌ها اسرار کنند می‌توان یادآور شد که نتیجه سیاست‌گذاری نادرست تا کجا می‌تواند تباهی به بار آورد. دخالت همه جانبه دولت در اداره مراکز آموزشی و فرهنگی نیز یکی از هزاران نمونه شیوه مدیریت غیر اصولی و محکوم به شکست است.

آن‌چه از گفتار و عملکرد دولت «حسن روحانی» تاکنون برمی‌آید، اقدام به هرچه کوچک‌تر کردن دولت و تلاش در خصوصی سازی است. اگر قرار است ایران در میان کشورهای توسعه یافته قرار بگیرد و جامعه‌ای آزاد و محترم داشته باشیم باید در مسیر خصوصی‌سازی حرکت کنیم. ابتدا جامعه باید به این روشن بینی دست پیدا کند و بعد دولت به سمت اقتصاد، فرهنگ و جامعه آزاد گام بردارد چشم‌اندازی که با قهر از سیاست و افراطی‌گری به‌دست نمی‌آید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • روهنده. می‌گه:

    ببخشید آسمان آبی من واقعا برای خودم متاسفم …شما بااین کامنت های …منو متوجه کردی که تاکسی رو نشناسی با او بحث نکنی.فکر کردم چیزی از….میدانی..ولی خوشحالم که بالاخره آافراد باسوادی کامنت منو می خوانند…

  • آسمان آبی می‌گه:

    دوست عزیز, آقا یا خانم چه فرقی دارد؟
    اولا امیدوارم دیگران نیز شما را به خاطر نگرش تبعیض آمیز تان به انسان ها ببخشند.
    اما زندگی پیچیده تر از این مثال های ساده ایست که بیان کردی. مقایسه انسان و دانشجو/ خدا و استاد/ آدمکش و نیکوکار/ انسان و حیوان!… این مثال ها هیچکدامشان قابل توجه نبودند و به راحتی می شود نادرستی شان را به شما نشان داد.
    از منظر جامعه دین مدار برای سایر تفکرات احترام قایل باش و اگر نان می خوری نمکدان نشکن و این یک نکته را از من ناشناس بپذیر که ” نباید انسان ها را بر مینای باورهای خودمان قضاوت کنیم. هر قدر هم که این باورها به نظرمان درست آمده باشند.”
    ما فقط کافیست که “تفاوت ها” را بپذیریم. همین کاری که وقتی به کشورهای پیشرفته مهاجرت میکنیم, مردم آن کشورها به جای مسخره کردن و تهدید و ارعاب با ما میکنند و ما را شرمنده اخلاق انسانی خودشان میکنند.

  • روهنده. می‌گه:

    آقا یا…آسمان.خدمت شما عرض کنم که نمی خوام مانندحضرتعالی به دیگران اتهام بزنم ،یا درمورد دیگران قضاوت کنم .اینکه آقازاده هاچکار می کنند کارندارم .امااینکه مرامتهم به صادق نبودن باخویش کردی نیز می بخشمت.اما هرانسانی دردایره ای ازایدئولوژی هایی که به آن معتقد است سکونت دارد وزندگی می کند ومن جواب پرسش هایم راازمبانی وتعالیم ایدئولوژی هایی که معتقدم پیدامی کنم .اما کی گفته همه ما انسان ها به یک اندازه بنده خداییم؟یعنی بین یک موجود آدمکش ویک انسان نیکوکار بندگی به یک اندازه است؟آیا بین دانشجوی مشروط ودانشجوی ممتاز تفاوتی نیست؟پس چرا استاد به یکی نمره مردود میدهد وبه دیگری نمره 20؟اگر همه ما به یک اندازه می دانیم پس چرا به همه ما لفظ دانشمند اطلاق نمی شود؟همه بشریت دردایره انسان نوعی قرار دارنداما برخی انسان می شوند وبرخی پست تر ازحیوان. من به هیچ ملت یاتمدنی توهین نکردم ونمی کنم بلکه بحث من ایده آل ها وارزشهای هرجامعه است .وازمنظر جامعه دین مدار رشد و تعالی انسان وجامعه باتوسعه وپیشرفت درجامعه کاپیتالیسم ،لیبریالیسم ، سوسیالیست ،کمونیست وغیره تفاوت مبانی وایدئولوژیکی وجود دارد لذاخواهش می کنم شما که وقت می گذارید لاقل یه مقدارعلمی رفتار کنید من کاری به مسائل حزبی و جناحی ندارم.لازم به ذکر است که بنده دانشجوی خارج ازکشورم ،همه دنیای بیرون رابه یک روز هویت وتمدن ایرانی اسلامی عوض نمی کنم وخداییش باتعصب نمی گم بلکه زیبایی هایی که دراین سرزمین وجود دارد درهیچ کجای دنیا نیست….بله برخی برخی برخی برای اینکه ازقید بند کشور خویش فارغ شوند برای بیرون رفتن له له می زنند که حساب اینها جداست اما خوبی هایی هم درخارج هست که هیچ اشکالی ندارد ماهم ازآنها استفاده کنیم.

  • روهنده می‌گه:

    آقا یا…آسمان.خدمت شما عرض کنم که نمی خوام مانندحضرتعالی به دیگران اتهام بزنم ،یا درمرد دیگران قضاوت کنم .اینکه آقازاده هاچکار می کنند کارندارم .امااینکه مرامتهم به صادق نبودن باخویش کردی نیز می بخشمت.اما هرانسانی دردایره ای ازایدئولوژی هایی که به آن معتقد است سکونت دارد وزندگی می کند ومن جواب پرسش هایم راازمبانی وتعالیم ایدئولوژی هایی که معتقدم پیدامی کنم .اما کی گفته همه ما انسان ها به یک اندازه بنده خداییم؟یعنی بین یک موجود آدمکش ویک انسان نیکوکار بندگی به یک اندازه است؟آیا فرقی بین دانشجوی مشروط ودانشجوی ممتاز تفاوتی نیست؟پس چرا استاد به یکی نمره مردود میدهد وبه دیگری نمره 20؟همه بشریت دردایره انسان نوعی قرار دارنداما برخی انسان می شوند وبرخی پست ازحیوان. من به هیچ ملت یاتمدنی توهین نکردم ونمی کنم بلکه بحث من ایده آل ها وارزشهای هرجامعه است .وازمنظر جامعه دین مدار رشد و تعالی انسان وجامعه باتوسعه وپیشرفت درجامعه کاپیتالیسم ،لیبریالیسم ، سوسیالیست ،کمونیست وغیره تفاوت مبانی وایدئولوژیکی وجود دارد لذاخواهش می کنم شما که وقت می گذارید لاقل یه مقدارعلمی رفتار کنید من کاری به مسائل حزبی و جناحی ندارم.

  • هم شهری می‌گه:

    سلام چن روز پیش درباره صحبتهای جناب اقای زارعی دامت برکاته یه اشاره مختصر داشتم بعد از اون کسانی که بانام مستعار من در صفحات آشنا بودن و حرفمو رد کردن و گفتن مگه میشه کسی همچین حرف ارزشمندی بزنه بنده هم عین بیانات در و گهر بار ایشون رو از سایت سایپا نیوز کپی کردم..تورو خدا بیاید دوره بعدی درست رای بدیم دنبال ریش دار یا بدون ریش نگردیم دنبال فلان طایفه یا قبیله نگردیم خدارو شکر که آقای تاجگردون و بزرگواری رو تو مجلس داریم بابا بخدا بعضیا در قد و قواره نماینده مجلس نیستن..و اینک توجه شمارا به سخنان ایشان جلب میکنم..
    افزایش ۵ درصدی قیمت خودرو رقم معقول و منطقی است

    به گزارش خبر خودرو، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه افزایش ۵ درصدی قیمت خودرو، رقم بسیار معقولی است ، گفت : افزایش ۵ درصدی قیمت خودرو باید در فضای شفاف و تعاملی مطرح و توجیه شود تا جبهه ای که توسط دستگاههای نظارتی در مقابل افزایش قیمت خودرو شکل گرفته از بین برود.

    غلام محمد زارعی در گفتگو با خبرنگار خبر خودرو، افزود : برای اینکه شاهد تناقضات و اظهار نظرهای مخالفی در خصوص افزایش قیمت خودرو نباشیم بسیار مناسب خواهد بود تا جلسه ای میان شورای رقابت با دستگاههای نظارتی برگزار گردد تا در ارتباط با میزان افزایش قیمت ها توجیه شود.

    وی با منطقی دانستن درصد افزایش قیمت خودرو ، گفت : افزایش ۵ درصدی قیمت خودرو منطقی است و در این ارتباط شکی وجود ندارد منتهی افزایش مواردی که موجب شده تا قیمت خودرو بین ۱۵تا ۲۰ درصد افزایش را داشته باشد باید بررسی شود و در صورت امکان تعدیل شود تا جوی که در جامعه ایجاد شده و ناشی از تصور افزایش ناگهانی قیمت خودرو است تغییر نماید و دغدغه میان خودروسازان و مردم برطرف شود.

    وی ضمن اشاره به جبهه ای که در مقابل افزایش قیمت خودرو شکل گرفته است ، خاطر نشان کرد : به نظر می رسد تصمیمات یک جانبه شورای رقابت و عدم تعامل با بخش های دیگر در اعلام افزایش قیمت خودرو موجب شده که امروز جبهه ای در مقابل افزایش قیمت خودرو شکل گیرد که این مساله ناشی از عدم تعاملی است که میان شورای رقابت با بخش های نظارتی و سایر دستگاهها مثل مجلس برای افزایش قیمت خودرو صورت گرفته است .

    نماینده بویر احمد و دنا در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه مسائل ایجاد در این راستا باید اصلاح شود ، اظهار داشت : درصورتی که این مساله اصلاح نشود طبیعی است که قیمت خودرو بیش از رقمی که شورای رقابت اعلام کرده باید افزایش یابد در غیر این صورت باز هم حق و حقوق خودروسازان تضیع خواهد شد.

    زارعی افزود : البته افزایش ۵ درصدی قیمت خودرو منهای هزینه هایی مثل مالیات بر ارزش افزوده و سایر هزینه ها ست اما به طور کلی مردم به قیمت نهایی خودرو توجه می کنند و آن را ناشی از افزایش قیمت توسط خودروسازان می دانند به همین جهت باید در این خصوص ابهامات برطرف شود.

    من دیگه حرفی ندارم..
    باعرض پوزش متن قبلی دارا اشکالات نگارشی بود و به دلیل شیطنت یه کوچولوی دوست داشتنی متن قبل از ویرایش ارسال شد..با تشکر از مدیران سایت..

  • هم شهری می‌گه:

    با سلام
    سرکار خانم غلامی انگار تنها دغدغه شما آزاد گذاشتن حجاب در جامعه و محیط دانشگاست این موضوع رو به راحتی میشه از مطالبتون و بخصوص مطلبی که درباره کلیپ هپی نوشته بودید فهمید..و انگار جناب آقای فرهاد رهبر تا قبل از سمت مدیریت دانشگاه تهران بقال سر کوچه بودن که اینطور درباره ایشون حرف میزنید من منکر اشتباهات دولت قبل نیستم ولی معتقدم جو کلی دانشگاهها از حال حاضر خیلی بهتر بود البته به جز زمانی که فتنه گران در سال 88 نظم و آرامش محیط دانشگاه را گاه وبی گاه بر هم میزدند..نقد شما به هیچ عنوان منصفانه نیست.

    • آسمان آبی می‌گه:

      هم شهری
      فرض کنید دغدغه نویسنده اونی باشه که شما گفتی. چه بهتر! اما از کی تا حالا دیگران باید دغدغه هایی شبیه دغدغه شما داشته باشن؟ مگه شما بهتر از دیگران هستید؟ البته صد در صد جو دانشگاه ها در آن هشت سال “برای شما” بهتر بوده. این را راست می گویید. اما برای خیلی ها اینطور نبوده. به جز دلال ها و دزدهای ریز و درشت برای خیلی از مردم ایران آن هشت سال جهنمی ترین سال های عمر یک ملت و یک سرزمین بوده.

      • هم شهری می‌گه:

        آسمان آبی..
        من خودمو مبرا از اشتباه نمیدونم و نگفتم که دوره آقای احمدی نژاد بهشت بود که شما به جهنم تشبیهش کردی..برادر یا خواهر عزیز بیاید تا یه مقدار دقیقتر و نه از روی عواطف واحساسات درباره این مسائل قضاوت کنیم..من سنگ هیچ دولتی رو به سینه نمیزنم ولی در کل میگم اون دوران نسبت به بقیه دوران های ریاست جمهوری بهتر بود البته درباره دوران ریاست جمهوری جناب آقای روحانی فعلا نمیشه قضاوت کرد ان شاء الله ایشون بهترین دوران رو برای این مملکت رقم بزنند..البته بحث استان ما با همه استانها فرق داره مثلا در مورد خاص انتخاب نماینه مجلس اکثرا بر مبنای عواطف و احساسات رای میدیم حالا چه انتخاب درستی داشته باشیم یا هم اشتباه اگر این حرفی رو هم که الان میزنم سیاه نمایی ننامی در جدیدترین اظهار نظر نماینه شهرستان بویر احمد افزایش قیمت خودرو رو و قیمت های اعلام شده رو معقول و منطقی دونسته..آخه اینو دیگه کجای دلم جا کنم..دیگه حرفی ندارم..

        • آسمان آبی می‌گه:

          بله.
          با گفته جنابعالی درباره استان موافقم. و هرگز هم حاضر نیستم درباره رفتار و گفتار نماینده شهرم با کسی قمار (باخت-باخت) کنم. زیرا قمار روی بازنده را شرط عقل نمی دانم.
          اما!
          در تمامی ادوار ریاست جمهوری اگر نگاه کنید یک روند سقوطی در اقتصاد دیده می شود. این درست. اما دوران احمدی نژاد سقوط آزادی به زیر شرایط انسانی بود. به هر حال اصولگرایان باید یک جایی ته دلشان برای هضم و درک دوران احمدی نژاد باز کنند. ببینید! در یک مقطع کوتاهی یهویی قیمت همه چیز سه چهار برابر می شود. درامد و اشتغال کم و دروغ و امار و اختلاس زیاد می شود. سوالم اینست که کدام بخش از جامعه باید مسئولیت این فاجعه را بپذیرد؟
          وقتی شما می گویی آن دوران بهتر بوده چاره برای ما نمی گذاری که بگوییم بله! دوران احمدی نژاد که برای ایران فاجعه بود, برای “شما” خوب بوده. حالا این جمله به این نحو قابل قبول است.
          یک بدی انتقاد از احمدی نژاد اینست که معمولا منتقد را خود به خود از گروه های اصلاح طلب به شمار میاورند. در حالیکه نقدهای عمده ای هم بر دوران خاتمی و پیش از او نیز وجود دارد و ربطی به این بحث شما و بنده ندارد.
          درود بر شما.

  • روهنده می‌گه:

    سرکارخانم غلامی من نمیدونم جامعه عقب مانده ،جامعه رشد یافته وتوسعه یافته ازمنظر شما چگونه جامعه ای است؟
    اما عرض کنم که من بارفتارهای سلیقه ای ومتعصبانه اصلا موافق نیستم ولیکن نگاه مذهبی از نظر شما یعنی چه؟
    آیاغایت زندگی بشر وجوامع انسانی جز کمال وتحصیل انسانیت است؟آیاانسان فقط برای توسعه آفریده شده یابرای رشد وتعالی؟شما مذهب راچگونه تعریف می کنید؟من یک سوال می کنم….خانم غلامی،وقتی خداوند بعنوان خالق انسان دستوراتی رابانام شریعت برای سعادت بشرآورده ،من وتو وامثال ماها نعوذ بالله ازخداوند خیروسعادت بشر رابهتر میدانیم؟جوامع پیشرفته به کجا رسیدند؟که ماعقب ماندیم؟آیاتوسعه وپیشرفت فقط درصنعت وتکنولوزی است؟ پس چراجوامع به اصطلاح توسعه یافته دربن بست مرگباری فرورفته اند؟خانم غلامی اینکه مامشکلاتی درمدیریت های مختلف علمی ،فرهنگی ،اقتصادی واجتماعی داریم تردیدی نیست امااینها همه بخاطر فاصله گرفتن ازدستورات الهی است….لذادرحق مذهب ظلم نکنیم….
    اما ملاک علمی بودن دانشگاهها تنهااساتید صاحب شهرت نیست بلکه خروجی دانشگاه است ،چه ازنظر علمی ،چه ازنظر فرهنگی وچه ازنظرانسانی.دانشگاه باید انسان تحویل دهد،فارغ التحصیلی که ازانسانیت بی بهره باشدسمی مهلک است که جامعه انسانی رابه تدریج هلاک می کند.بنابراین دانشجوی دختر وپسر باید درمحیط دانشگاه قبل ازمتخصص شدن باید تربیت ومتعهد شوندوگرنه خروجی آن جمعیتی تحصیل کرده باتفکر سکولار ولیبریالیسم خواهد شد.پس بنام ابرو چشمها راکور نکنیم که نه تنها به مقصد نمی رسیم بلکه درورطه هولناک لیبریالیسم گرفتارپاگانیسم خواهیم شد……..آنوقت است که نه صنعنت،نه پول ونه تکنولوژی چاره ساز نخواهد شد…….لذادشمنی بامذهب می شودفلاکتی که جوامع غرب درآن دست وپا می زنند.

    • آسمان آبی می‌گه:

      در پاسخ به شما آقای روهنده,
      – شما از کجا پاسخ سوال هایی که در مورد بشر و رشد و تعالی و خیر و سعادت انسان پرسیدید می دانید؟ شما به پروردگار وصل ترید؟ نورچشمی ترید؟ خیر! ما همه به یک اندازه بنده آن عظمت بیکران هستیم. هر قدر هم که نیمت جلوتر بنشینید ان بالای سری همه ما را یه نگاه می بیند و به همه لطف دارد.
      – آقای روهنده کمی صادق باش با خودت. از کجا توانستی فقر و بدبختی و عقب ماندگی ایران را با رشد و توسعه کشورهای برتر دنیا مقایسه کنی؟ خداوکیلی خودت اگر از دستت بر بیاید زار و زندگی ات را برمی داری و می روی به یکی از همان کشورهایی که بهشان بد و بیراه گفتی. نگاه کن ببین بچه ها و آقازاده های این مملکت در کدام دانشگاه های دنیا درس می خوانند. عکس های یادگاری شان را در لندن و پاریس و … می گیرند انوقت فحش هایش را اینجا می دهند.
      شما قصد توهین ندارید اما اینطوری ناخواسته به شعور مخاطب خودتان توهین می کنید.
      درباره آن عبارت “ورطه هولناک لیبرالیسم” حرف نمی زنم. این بستگی به دانش جامعه شما شما دارد که معنی کلمه ها و مکاتب جامعه شناسی را بدانید و با فحش و توهین اشتباه نگیریدشان.

  • دانشگاهی بیکار می‌گه:

    واژه ها بارمعنایی منفی یامثبت رابه دنبال خود یدک می کشندوبه نظرم رسید حیف است کسی چون شما بااندیشه های والاوبه فضل خداواگر متحجرین اجازه دهندباآینده درخشان،محتوای زیبایت رانتوانی با ادبیات شیوا به مخاطبانت برسانی .نبایدفراموش کنیم که ادبیات ظرافت ولطافت در گفتارونوشتاراست وهنر ادبیات رساندن پیام به مخاطب است. البته من هم بر این باورم که نباید محتوا رافدای لقظ کرد.به هر حال سپاس ازتحلیلهای خوبتان وامیدوارم از تلاش در راه اصلاح جامعه خسته وناامید نشوید.من که خسته شدم و…

  • علی می‌گه:

    تا عده ای دنبال منافع خود وگروهشان باشند رشد وتوسعه قربانی چاپلوسی وحماقت افرادی میشود که بدون اعتقاد درونی به کشور ونظام در صدد سرکوب افکار میباشند

  • دانشگاهی بیکار می‌گه:

    سرکارخانم غلامی ازتحلیل بسیارخوبتان که همانندسایرتحلیلهایتان عالمانه هست اماکلمه بدعت بارمنفی دارداگربنویسید:ابتکاربهتراست.جداخیلی سپاس،امادرباره یک کلمه که فرمودید:بدعت،بایدبه عرض برسانم اینجانب علاقمندم که بنشینیم وباهمدیگرگفتگوکنیم.ازاینکه چنین بانوی اهل قلم وباتحلیلی رادراستان میبینم ،خرسندم

    • آرزو غلامی می‌گه:

      دانشگاهی محترم از توجه تان سپاسگزارم اما “بدعت‌” از نظر لغوی‌ یعنی‌ چیزی‌ را بدون‌ سابقه‌ و الگوی‌ قبلی‌ ایجاد کردن‌، یا گفتاری‌ را بی‌پیشینه‌ بر زبان‌ آوردن‌ می‌باشد.موقعیت و جایگاه به کار بردن این لغت به نظر اشتباه نمی آید. “اهمیت این بدعت جدید آقای فرجی دانا …”

      از نظر اصطلاحی اما”بدعت” آن است‌ که‌ کسی‌ گفتاری‌ یا کرداری‌ در دین‌ وارد کند و در گفتار و کردار خویش‌ به‌ صاحب‌ شریعت‌ و نمونه‌های‌ متقدم‌ و اصول‌ محکم‌ دینی‌ استناد نورزد به عبارتی دخل و تصرف در احکام دین بدون در نظر گرفتن طرق استنباط احکام مانند قران و سنت و غیره. که این تعریف بار منفی دارد که شاید مدنظر شما بوده است. البته مسلم است که در این نوشتار معنی لغوی مورد توجه است و نه اصطلاحی.

  • روهنده می‌گه:

    باسلام.سرکارخانم غلامی…..میشه بفرماییدتابوهای شکسته درنطق ماهای قبلت جزءخصوصی سازی است یاازخود بریدگی؟من خواهش می کنم شما دوسطر درمورد خصوصی سازی محترم ساز بنویسید ملت فیض ببرند.؟؟؟
    خانم غلامی تحلیلگر:قابل ذکر است درجلسه یک هفته قبل درمورد جابجایی آقای رهبر..آقای هاشمی رفسنجانی گفت:باتوجه به اینکه من میدانم ایشان شخصیت علمی وجزءنبوغ جامعه علمی است اما اعتراف می کنم که قدرت فعلا دست ماست وباید عوض بشه.پس خواهشا باموضع گیری حزبی وجناحی شخصیت افراد راترور ومخدوش نکنید.بالاخره هردولتی سرکارمیاد قطعا دنبال تزریق افراد همسوی خویش است.لازم به ذکر است طرح عدم دانشگاه مختلط حتی درکشورهای اروپایی ونیمه اروپایی که برای شما حجت است نیز مطرح است…….زحمت بکش سری بزن به مینگین رشد معدل دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی بعد از اجرای طرح…

    • آرزو غلامی می‌گه:

      جناب آقای روهنده چندان با شما موافق نیستم. و البته بحث بر سر جناح نیست بلکه بررسی اقدامات دولت هاست و عملکرد گماشته آن ها با معیارهایی خارج از بحث جناحی ست. اینکه سطح علمی دانشگاه های مطرح کشور با شیوه مدیریت افرادی مانند فرهاد رهبر و صدرالدین شریعتی پایین آمده نظر تحلیلی بنده نیست. از طرفی میانگین معدل در دانشگاه ملاک و معیار سطح علمی نمی باشد. امیدوارم بازنشستگی اجباری اساتید را انکار نفرمایید و اینکه تعدادی افراد همسو بدون داشتن شایستگی علمی به راحتی عضور هیات علمی شدند. و فکر میکنم شما هم بپذیرید که سطح اساتید مدرس در دانشگاه میتواند معیاری برای سنجش پایین آمدن سطح علمی قرار گیرد. در این موارد اگر با چند دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی یا تهران صحبت بفرمایید شاید در نظرتان تجدیدنظر کنید. در مورد جدا سازی جنسیتی هم متاسفانه با دید مذهبی ، سلیقه ای و متعصبانه برخورد می شود. من اینطور فکر نمی کنم. و باور دارم که اینگونه افکار سبب عقب افتادگی جامعه می شود و عملاً تاثیر مثبتی بجا نمیگذارد. آنقدر که حتی بحث بر سر درست یا نادرست بودن تفکیک جنسیتی را بیهوده میدانم. چرا که نادرست بودن آن جزء بدیهیات است
      در مورد تاثیر خصوصی سازی در کامنتی دیگر توضیح داده ام .

    • دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی می‌گه:

      خواهش می کنم شما کمی دقیق تر صحبت کنید. کدام معدل؟ کدام کشک؟ کدام دوغ؟ نشستید فقط یک مشت اراجیف بار مردم می کنید
      اگر من دانشجوی علامه بودم می دانم که بعد از تفکیک جنسیت چقدر وضعیت علمی دانشگاه افت کرد و بعد هم گندش در آمد که جناب شریعتی به همه اساتید نامه داده که بعد از اجرای طرح تفکیک جنسیت به دانشجویان خوب نمره بدهند و کسی را نیندازند و آدم های ساده لوحی هم مانند شما گمان می کنند با دادن یک دستور این چنینی مملکت گل و بلبل میشود.

  • شهرام خادم می‌گه:

    از متن… “ﺍﮔﺮ
    ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ
    ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ
    ﺁﺯﺍﺩ ﻭ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ
    ﻣﺴﯿﺮ ﺧﺼﻮﺻﯽﺳﺎﺯﯼ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﯿﻢ”
    پس نتیجه میگیریم “توسعه یافتگی” و “آزادی” و “احترام یا عزت” مقید است به خصوصی سازی؛من دیگه حرفی ندارم؛ با این قید تو علوم انسانی و اندیشه سیاسی و اقتصاد سیاسی آشنا نبودیم که به لطف این نوشته خیلی از چالش های بشری و حاکمیت ها در مسیر آزادی و عزت و پیشرفت همه جانبه برداشته شد.فقط نمیدونم چرا این همه تا به حال رو این مساله بحث میشد.

    • آرزو غلامی می‌گه:

      جناب آقای خادم اشاره ای بسیار مختصر به بحث خصوصی سازی در متن فوق به این دلیل است که قوییاً معتقدم که راه نجات ایران از کشمکش های بیهوده سیاسی هرچه کوچک تر شدن دولت و حرکت به سمت خصوصی سازی است. اشاره شما بی سبب نیست زیرا بسیار اشاره وار در متن بحث خصوصی سازی مطرح شد و البته وسعت این بحث در آن نوشتار نمی گنجید. به شکل مختصر عرض می کنم. خصوصی سازی صرفاً در بحث اقتصاد خلاصه نمی شود. در زمینه فرهنگ در ایران یکی از معضلات نویسندگان بحث مفصل سانسور است. در مورد موسیقی به دلیل عدم صدور مجوز و تفکیک هنرمندان، موسیقی زیرزمینی مرسوم است. حال اگر دولت صرفاً نیرویی برای تامین امنیت و آرامش بحث هنر و فرهنگ باشد تصمیم گیرنده های نهایی مردم هستند و آثار بی ارزش خود به خود از اعتبار خارج شده و آثار مانگار و ارزشمند برای سالیان طولانی باقی خواهند ماند.به ندرت مردم سریال های ارزشی صدا و سیما را سریال های ماندگار میدانند. ولی سریالی مانند روزی روزگار تا سالیان سال همچنان دیدنی است. در بحث آموزش نگاه ایدئولوژیک باعث تدریس کتابهایی می شود که تالیف 50 سال قبل است و به همین دلیل دانشگاه در زمینه علوم انسانی به شکلی تاسف بار عقب افتاده است. حال انکه خصوصی سازی در آموزش، تکاپوی ورود علم را فراهم می کند. (وقتی در زمینه علوم انسانی قدرت این را نداریم که تولید کننده باشیم بهتر است مصرف کننده خوبی باشیم). خصوصی سازی در بحث اقتصاد بسیار مفصل است و شاید این کامنت دست مایه نوشتن یادداشتی در این مورد گردد. باز هم به اختصار، ایجاد رقابت در فضای اقتصادی، کم شدن فساد مالی که این روزها گریبان اقتصاد ایران را گرفته است، رونق اقتصادی، امکان شکل گیری سندیکا ها،زحمت و شایسته سالاری در رسیدن به ثروت، هرچه کم شدن قدرت دولت ها در سرکوب افراد (چرا که با اقتصاد آزاد این دولت است که نیازمند مالیات مردم است و نه مردم که دستشان در جیب دولت است و به محض اعتراض جیره شان قطع می شود) و موارد بیشمار که از نتایج اقتصاد آزاد و خصوصی است. این نتایج در حوزه فرهنگ، محیط زیست، کشاورزی و عرصه های دیگر نیز وجود دارد.

      • شهرام خادم می‌گه:

        سلام برشما؛سپاس از ادب و متانتی که در پاسخگویی به خرج می دهید؛اما به نظر می آید در اصل موضوع و مفهوم نیاز به کنکاش بیشتری است؛ از کامنت…”اقتصاد آزاد…” و …”خصوصی سازی…” کاربرد این دو واژه به غلط در کامنت تان به شدت مشهود است؛مساله جای دیگری است؛واقعن هرچقدر فکر کردم دیدم نمیشه تو کامنت به این بحث پرداخت؛آنچه در ذهن شما بوده و بر قلم آمده نگاهی سرسری و خردنگر به جایگاه مبانی اقتصادی در ایدئولوژی های قرن پیش تا به حال است؛اینکه اقتصاد بازار(بازار آزاد) و مالکیت خصوصی و …را تا سرحد یک تاکتیک خروج از بحران دیده اید و آنرا به اشتباه “خصوصی سازی” فهمیده اید و …مبانی اقتصاد آدام اسمیت و ریکاردو تا کینز و مارکس و فریدمن و فون هایک و وال استریتی ها و …وسایه سنگین نظریاتشان بر تمامی قواعد اجتماعی را مطالعه فرمایید

        • ناشناس می‌گه:

          جناب آقای خادم مقصود بنده از اصطلاح “خصوصی سازی” در جایگاه خارج از بحث اقتصاد در کامنت فوق مشخصاً به معنی دخالت حداقلی حاکمیت در امور است. و اجازه نهاد ها و اشخاص در تعیین عملکرد طی قانون است. همان که به عنوان مثال چندی پیش وزیر ارشاد اشاره کرد اینکه «ممیزی باید به بخش خصوصی واگذار شود».و حاکمیت بهتر است نقش نظارتی داشته باشد نه قصد سیاستگزاری.
          اگرچه اصطلاح خصوصی سازی در حوزه اقتصاد با تعریف مشخص به کار میرود و به این لحاظ کامنت جنابعالی قابل تامل است اما مصارف غیر آن نیز دارد.
          در مورد تاکتیک بنده برای خروج از بحران و توصل به اقتصاد آزاد و خصوصی سازی(به نقل از شما) اجازه دهید در یادداشتی مفصل و مدلل به این موضوع بپردازم. و بعد به بحث خواهیم نشست.

          • آرزو غلامی می‌گه:

            با عرض پوزش کامنت فوق را بدون نام ارسال کردم

          • شهرام خادم می‌گه:

            ممنون؛متوجه شدم چه میفرمایید؛اما من نتونستم منظورم رو برسونم

  • میر می‌گه:

    خیلی هم خوب ….

  • اسلام رسایی نسب می‌گه:

    ….با توجه به شرایط و هسمویی تصمیمات با نظریات بالادستی آنها را تایید و یا با آن مخالفت خواهند کرد….

  • اسلام رسایی نسب می‌گه:

    با تشکر از سرکار خانم غلامی
    موضوع اصلی شیوه انتخاب روسا و سرپرست های دانشگاهها نیست. هر گونه تغییری که منتج به تثبیت نظریه جمعی دانشگاهیان شود با مخالفت و مقاومت روبرو خواهد شد. دانشگاه با توجه به حساسیت فضای سیاسی اجتماعی و تاثیرگذاری آن بر جامعه همواره از سوی حاکمیت رصد شده و با توجه به شرایط و هسمویی تصمیمات با نظریات بالادستی آنها را تایید و با آن مخالفت خواهند کرد.
    این مساله تنها در مورد دانشگاه نبوده و در هر جا که میزان نفوذ و قدرت برخی در سیستم کم رنگ شود از استقلال نسبی مجامع و اصناف و تشکیلات و … و جلوگیری شده هشدارهای مختلف حتی با پوششهای به ظاهر قانونی داده و مانع از توسعه مدنی سیاسی می شوند.
    استاد فرجی دانا که افتخار شاگردی ایشان را در دانشگاه داشتم از بهترین و سالم ترین و متخصص ترین در رشته خود هستند ومدیریت ایشان در دانشکده نیز قابل قبول بود
    به امید توسعه نهادها و رسانه های آزاد و مستقل و استقلال دانشگاهها از دولت و حاکمیت تا بتئوانند نگاه تیزبینی بر قدرت و منتقد مصلحی برای اصلاح امور باشند

  • احمدی می‌گه:

    با نوشته عالمانه شما سرکار خانم غلامی موافقم
    امیدوارم مسئولان سایت از مطالب شما استفاده بیشتری نمایند
    6سال از بهترین دوران زندگیم در دانشگاه دوره احمدی نژاد گذشت و یاد گرفتم چطور همواره حرفم را نزنم و شیوه اعتراض نکردن را به خوبی آموختم شیوه فکر نکردن را آموختم تمرین کردم که چگونه در شرایط سخت دندون بذارم رو جگر

200x208
200x208