تاریخ درج خبر : 1393/04/10
کد خبر : ۲۹۶۳۵۶
+ تغییر اندازه نوشته -

” رسانه های صیغه ای “

kafaee1212

سایت استان: علیرضا کفایی

نظریه مسئولیت اجتماعی حاکی از آن است که خبرنگاران ، روزنامه نگاران و بطور کلی رسانه ها در وهله اول باید جوابگوی تاثیری باشند که بواسطه درج خبر و یا ارائه تحلیلی بر جامعه میگذارند و در قبال مخاطبین و خوانندگان خود و اجتماع مسئول هستند . ممکن است عملاً این امر دشوار باشد زیرا این خوانندگان نیستند که به رسانه ها حقوق می دهند بلکه موسسه و شرکتهای رسانه ایی هستند که حقوق کارگزاران رسانه را تامین می کنند و آن موسسات و شرکتها تعییین می کنند که به چه موضوعی پرداخته شود و یا چه مطلب و تحلیلی ارائه گردد و نیز شکل خبر رسانی را مشخص می کنند . اما مسئولیت اجتماعی و رسالت رسانه ایی تاکید دارد که اخلاق حرفه ایی و بایسته های اخلاقی رعایت گردد .

رسانه ها حق دارند از سازمانهای گوناگون انتقاد و آنها را به چالش بکشند و در زوایای تاریک و مبهم جامعه و سیاست ، اقتصاد و فرهنگ ، آموزش و پرورش ، هنر و ورزش و ….. ورود یابند و حقایق را برای مردم و مخاطبین خود روشن نمایند و آگاهی عمومی را بالا ببرند اما خود نیز در قبال منافع و نیازهای جامعه مسئولند و حتماً باید پاسخگو باشند ، زیرا با اشتباه آنها حتی اگر سهوی باشد ، ممکن است افکار عمومی دچار خطا و انحراف شود . این مطلب را نظریه مسئولیت اجتماعی میگوید که بر اساس آن میان آزادی و مسئولیت رسانه پیوند برقرار میشود . یعنی مطبوعات و رسانه ها ضمن اینکه از آزادیهای تضمین شده در قانون اساسی بهره مند میشوند به همان میزان می بایست مسئولیتهایی را متقبل شوند .

مغرضانه نوشتن و عملکرد غیر منصفانه و عدم رعایت اصول حرفه ایی و اخلاقی در جمع آوری و انتشار اخبار نگران کننده است و از اولین پیامدهای آن انحراف و جهت دهی غیر اخلاقی به افکار عمومی است که بدتر از محدودیت در آزادی بیان است . از همین روست که میگوئیم رسانه ها باید بتوانند مرزهای اخلاقی و حرفه ایی را رعایت نموده و از جاده انصاف و اخلاق و البته آرامش دادن به جامعه و حفظ منافع عمومی دور نشوند .

اگرچه کمیسیون هاچینز مرکب از تعدادی اندیشمند در حوزه فلسفه ، حقوق ، جامعه شناسی ، روانشناسی و نخبگانی فکری و و فرهنگی با ریاست رابرت هاچینز رئیس دانشگاه شیکاگو پس از تحقیقات بسیار ، نظریه مسئولیت اجتماعی را به حکومت و مطبوعات ارائه دادند اما کاملاً منطقی و بر اساس اصول حرفه ایی و بایدها و نبایدهای اخلاقی و انسانی استوار است و در کار رسانه ایی خصوصاً نزد مسلمانان و بالاخص شیعیان ، این نظریه با توجه به اعتقادات مذهبی و در نظر گرفتن مبدا و معاد ضروری است .

اخلاقی و حرفه ایی عمل کردن رسانه و دوری از تغلب و تقلب و تسلط منافع تجاری بر رسانه در نظریه مسئولیت اجتماعی بسیار حائز اهمیت است .

هدف از ذکر این مقدمه واضحه و مورد قبول عامه از آنروست که برخی از رسانه ها بدون در نظر گرفتن اصول حرفه ایی و با زیر پا گذاشتن اخلاق و مسئولیت رسانه ایی خود ، مداوم در پی ایجاد تنش و تشنج زایی در جامعه هستند و سعی در اختلاف افکنی دارند و مرتب ترقه تفرقه منفجر می کنند که اگر نارنجکی واقعی بدست داشتند به گمانم در کشتار بی پناهان و آزادگان از داعش هم بدتر بودند .

رسانه ایی که بر نوشته دیگران می افزاید و نظر خود را قبل از قضاوت خوانندگان تیتر می کند و سعی دارد به ناحق ، افکار دیگران را جهت داده و به انحراف بکشاند و مطمع نظر خود را برداشت کند ، به یقین از انصاف و حق گویی خارج شده است و رسالت خبرنگاری خود را در حد خبر چینی مذبوحانه پایین آورده است .و چون رسانه ایی صیغه ایی که به مدت معلوم هر از چندی به صیغه مدیری ، وکیلی ، موسسه ایی ، شرکتی ، نهادی ، فردی ، جمعی ، گروهی و …. در می آید و از این رهگذر نان و نوایی دست و پا می کند و به فرمان نفقه رسانان خود در کار آشوب و بلوا است و به اصطلاح خبرگزاری است .

آویزان شدگان به قبای دولت اعتدال و مدیریت های شهر و استان که بجای نقد آن مدیریتهای ناکارآمد و در جاهایی خویشاوند مدیری ، به مدیحه سرایی و چاپلوسی مدیرانی می پردازد که حال و روزی معلومتر از روز روشن نزد مردم دارند .

این رسانه صیغه ایی بی درک تر از همیشه اوضاع و احوال شهر و استان را تحلیل می کند و عاجز از ارائه گفتمان اعتدالی ، از اعتدال فقط به نامی بسنده کرده و تلاش در ایجاد تشنج و تنش در گفتمانهای سیاسی افراد و احزاب و گروهها را دارد .

اگر بدرستی و از روی انصاف بررسی شود ، رد پای زشت و کریه این آویزان شدگان لااقل در نوشته های این حقیر مشاهده میشود که عنوان مقالات را با خیانت در امانت و جعل و با مفروضات باطل خود و صرفاً برای ایجاد لجاج و دشمنی و لاجرم تفرقه و نفاق و انشقاق میان همفکران و خصوصاً اصلاح طلبان به شکلی غیر منطقی به خورد خوانندگان خود می دهد .

نوع و نحله گفتمانی که حقیر هر از گاهی قلمی می کنم از ابتدا بر یک شیوه و بر یک رسم و سیاق بوده و در برخی از رسانه های محلی در شهرستان و استان و نیز رسانه های داخل کشور و خارج هم منتشر شده اند اما عیناً همان که خود نوشته ام و پیرایه ایی یا تیتری برای جهت دهی بر آن افزوده نشده است و آن رسانه های محترم در عین امانتداری به انعکاس آن پرداخته اند و البته افرادی هم بر برخی از آنها نقد نوشته و مردودشان دانسته اند که بعضی از آن نقدها کاملاً درست و منطقی اند . اما نه توان و نه علاقه ایی بر صیغه کردن این رسانه را ندارم که نه به میل حقیر که بر سبیل راستی و درستی بنویسد تا حقیقت جویان خود در تکافوی نقد و نظر برآیند و در محیطی آرام و مطمئن سره از ناسره مشخص گردد .

بی شک افکار حتی در یک جناح سیاسی طابق النعل بر نعل با هم همپوشانی ندارند و اختلاف فکر طبیعی است اما دشمنی نیست و اختلاف میان اصلاح طلبان چه در شهرستان و چه در سطح کشور هم از همین نوع است ولی در اهداف و مقصد مشترک هستند . حال چرا رسانه ایی سعی دارد طور دیگری القا کند داستان دیگری است که به همان صیغه ایی بودن و آویزان شدن بر می گردد و فعلاً از این حوصله خارج است .

در آشفته بازاری که نخبگان و پخمگان را کنار هم می نشانند و زیرکانه ، مزدورانه و مزورانه با برچسب تندرو و افراطی و چپ قدیم و مردگان سیاسی و قس علیهذا ، به نان و نوای فردی و خانوادگی خود می اندیشند و گفتمان سیاسی و اجتماعی را به چاقو کشی سیاسی تبدیل می کنند و با دو کلمه تا مغز استخوانشان میسوزد که ای امان منظورش از شبیخون سیاسی فلان بود چه باید گفت الا اینکه نقصی در خود می بینند که از عیانش به وحشت افتاده اند که تهدید می کنند فتنه گر است و بگیرید و به بندش درکشید و سر از تنش جدا سازید . غافل از آنکه ما اگر سر بریده میترسیدیم در محفل عاشقان نمی رقصیدیم .

آوردن تنها دو کلام در آن تحلیل ، موجب شد تا برخی احساس خطر شدید کنند و داد و فغان سر دهند که ایهالناس تنگ نظری شده و می خواهند جلو پیشروی ما را بگیرند !

چگونه فقط دو کلمه آنها را اینگونه به هراس می افکند و خود را منظور نظر ” شبیخون سیاسی ” یافته اند ؟ مگر آنکه واقعاً خود را مصداق آن مرقومه میدانند و خیانتی در خود سراغ دارند که در اینصورت این همه جز و ولزشان و تهدید و ارعابشان توجیه خواهد داشت و گرنه ” کلاه ما نمدی باشد ، عیب ما همین باشد ” .

متاسفم که عده ایی مغرض و غیر منصف ضوابط خبر نویسی و خبرنگاری را نمی دانند و اقدام به راه اندازی سایت به اصطلاح خبری تحلیلی ! کرده اند . آن قدر ناآگاهانه و ناشیانه به کاهدان می زنند که در تشخیص تفاوت وبلاگ شخصی و باورها و نظرات فردی با سیاستهای یک خبرگزاری فراگیر و دارای مسئولیت اجتماعی دچار گیجی و سر در گمی شده اند و نمی دانند فعالیت در یک خبر گزاری یعنی پیروی از شرایط کاری بنا بر پذیرش مسئولیت اجتماعی و مختصات آن رسانه و پاسخگویی به افکار عمومی .

رسانه محلی باید به دنبال تعالی و ترقی دیار خود باشد نه مقاصد ریاکارانه و عوام فریبانه و تجزیه طلبی و تفرقه اندازی را دنبال کند که در این صورت به یک شبکه مافیایی تبدیل خواهد شد .

عملکرد یک رسانه در ایجاد نفاق و فضای مسموم و نا آرامی در منطقه و در میان جناحهای سیاسی پر هزینه خواهد بود و اعتماد عمومی را خدشه دار خواهد کرد و دست بدخواهان را درازتر .

امید است با تفکر و تدبر و از روی خیر خواهی و دلسوزی ، برخی که همواره در هر شرایطی به گونه ایی ” زمانه پسند ” به قدرت آویزان شده اند و به عقد و صیغه نا همکیشان در می آیند بر سر عقل آمده و در امانت خیانت روا ندارند و از هرزگی رسانه ایی دست بردارند و القای اختلاف و قصد تجزیه و افتراق ننمایند . بعون الله و المنه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • آواره می‌گه:

    اخلاق کجا بود ، بیشتر این سایت ها برا چندرغاز با ابرو ادم ها بازی می کنند ، یا از بعضی کوتوله ها اسطوره و قهرمان می سازند حالا علتش هم معلوم است ،
    اصلا بی خیالش مگه می خواهد چی بشه .

  • شهرام خادم می‌گه:

    سلام بر شما؛آشفته نویسی و دوری از هدف اصلی متن و درد دل در نوشته تان بیش از رویکرد تیتر خود را نشان داده؛”مقدمه” خوب اما طولانی بوده؛سپس به “تشریح امر واقع” که رسیدیم با ابهام روبه رو شدیم؛آخر خواننده از کجا بفهمد که شما به کدام رسانه اشاره دارید؛باید این نوشته را ذیل چه قالبی گنجاند؛مقاله خبری؛توصیفی ادبی؛علمی تحقیقی؛ یا دلونشته؛وقتی مقدمه علمی آمده گمان میرود مقاله تحلیلی است؛وقتی به تشریح میرسیم زبان کنایه وار میشود و به جای نشان دادن فاکتورهای لازم و دقیق از رسانه مورد نظر به رویکردی تفسیری در مورد رفتارهای سیاسی عده ای بر میخوریم؛که این نه با تیتر و نه مقدمه و نه نتیجه همخوانی ندارد و خود مقاله ای مستقل و مفصل من باب رفتارشناسی سیاسی و جریان شناسی احزاب و مدیران می طلبد؛چراکه هسته متن بواقع هرزگی و هرجایی بودن برخی رسانه هاست و نباید از محور خارج شد.بهرحال با آرزوی توفیق مختصر نقدی بر فرم نوشته تان بود.

  • پارسا می‌گه:

    دست مریزاد جناب کفایی زیبا نوشتی . همه سایت ها و خبرنگاران را متهم نمی دانم اما متاسفانه این واقعیت تلخ را خوب است بپذیریم که امروز در هر فرصتی با ابرو و شخصیت افراد بازی می شود و هیچ کس هم نیست پیگری کند این بداخلاقی ها متاسفانه نهادینه شده است و هیچ کس هم در امان نیست .

200x208
200x208