تاریخ درج خبر : 1393/04/10
کد خبر : ۲۹۶۳۷۳
+ تغییر اندازه نوشته -

” از حسرت فوتبالی تا شادی والیبالی “

1111

سایت استان: علی محقق

احتمالا همه 76 میلیون جمعیت ایران حوالی ساعت 20.30 چهارشنبه گذشته پای تلویزیون های خود میخکوب یک بازی حساس در برزیل شده بودند. آنها در آرزوی چند گل زده و یک بُرد خوب و یک صعود تاریخی و طبیعتا مهیای یک شادی ملی گسترده و ریختن به خیابان ها بودند. اما هر چه از زمان بازی می گذشت امیدواری کمرنگ و با هریک از سه گلی که وارد دروازه علیرضا حقیقی دروازه بان خوب تیم کشورمان می شد این جمعیت میلیونی غمگین و غمگین تر از قبل می شدند. به فاصله چهار روز پس از باخت تیم ملی فوتبال به بوسنی و جاماندن از صعود به مرحله بعد جام جهانی، والیبالیست هایمان در لیگ جهانی تیم پرقدرت لهستان قهرمان همین یکی دو سال پیش جهان را شکست دادند و به مرحله بعد صعود کردند. آنها پیش از این هم همزمان با مسابقات جام جهانی فوتبال، تیم های والیبال ایتالیا و برزیل را که مثل لهستان کلکسیونی از قهرمانی های جهانی را با خود داشته اند در تهران و برزیل شکست دادند تا به فاصله دو بازی مانده به پایان این مرحله صعود خود را به مرحله نهایی مسجل کنند. این صعود برای تاریخ ورزش ایران تاریخی بود. انتظار می رفت که پیروزی و صعود تاریخی والیبالیست‌ها، خلا شکست و بازماندن فوتبالیست‌ها از ادامه مسابقات جام جهانی را برای 76 میلیون ایرانی مغموم، جبران کند. اما چنین نشد و پس از این برد، کسی در تهران و دیگر شهرهای کشور پرچم سه رنگ کشور را بر نداشت و به خیابان نیامد. حتی ایرانیان ساکن فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هم در مقایسه با فوتبال آنچنان که باید از این پیروزی و صعود به وجد نیامدند. آنقدر که مردم از باخت فوتبالی کشورمان به بوسنی غمگین شدند، از برد جوان‌های والیبالیست کشورمان مقابل لهستان خوشحال نشدند و این صعود آنچنان که باید جای آن وداع را نگرفت. حتی هنوز هم برای تماشاگر متعصب ایرانی باخت آبرومندانه فوتبالی مقابل آرژانتین انگار که حماسی تر از پیروزی های شیرین و غیرتمندانه پسران بالابلند کشورمان مقابل غول های والیبال جهان است. ده روز پیش تر از این وقتی بچه های تیم ملی فوتبال ایران 91 دقیقه دربرابر یاران لیونل مسی درخشیدند و از شانس بد در واپسین دقایق وقت اضافه مقهور جادوگری شماره 10 آرژانتین شدند باز هم چیزی جلودار برخی از هموطنانمان نشد که به خیابان بیایند و شادی کنند. احتمالا شادی خیابانی آن شب ایرانی‌ها عنوان تنها شادی پس از باخت هواداران یک تیم در تاریخ ورزش جهان را از آن خود کرده باشد.

فقط در متن و حاشیه مستطیل سبز می تواند چنین اتفاقی بیفتد. هیچ چیز نمی تواند جایگزین شادی ها و غم های پس از بازی های خوب و یا بردها و باخت های آن باشد و این از اسرار فوتبال است.
فوتبال ملی و باشگاهی در ایران در همه پنج دهه گذشته هرچقدر که به لحاظ کمیت بودجه و دریافت ها وعدد و رقم های ریالی سیری صعودی داشته به لحاظ کیفیت و موفقیت‌ها ملی و باشگاهی کم و بیش در یک سطح ثابت درجا زده است. هر ازگاهی موفقیت در سطح آسیا و هر سه چهار دوره یک بار حضور در جام جهانی و کسب نتایج متوسط در مرحله گروهی و پس از آن حذف و بازگشت به کشور همه عایدی فوتبال ما در طول همه سالهای گذشته و حال است. والیبال اما مسیری دیگر را پیموده است. زمانی نه چندان دور نهایت موفقیت والیبال ملی و باشگاهی در ایران پیروزی برابر پاکستان و هندوستان بود. اما سطح و کیفیت بازی توپ و تور در ایران برعکس توپ و دروازه به مرور سیری تصاعدی یافت. دهه هشتاد رقیب قدرتمند کره جنوبی، ژاپن و چین شدیم و اکنون در نیمه اول از دهه نود رقیب جدی غول های جهان هستیم. اما این باعث نشده است که دریافت های ریالی و هواداری شهروندی از والیبال مانند فوتبال در کشور رشد کند. این همه اما باعث نشده است که والیبال یا کشتی برای جوان ایرانی جای فوتبال را بگیرد و این از اسرار فوتبال است.

در سه چهار روز گذشته و در حدفاصل بازماندن فوتبال ملی از صعود و بازگشت تیم به کشور تا پیروزی های دوگانه والیبال مقابل لهستان همچنان بحث غالب اخبار، تحلیل ها، نظرات و کامنت ها در فضای مجازی و سایت های خبری نه پیروزی والیبالیست‌ها که شکست فوتبالیست‌ها بوده است. جالب تر این که در اکثر سایت های خبری پر بیننده، زیر خبر مربوط به صعود تیم والیبال هم 90 درصد از کامنت ها نه به این پیروزی که به فوتبال و ارائه نظر و تحلیل درباره بازی‌های ایران در جام جهانی اختصاص داشت. و این باز هم از اسرار فوتبال و مستطیل سبز است.

چه بخواهیم و چه نخواهیم امروزه در جهان و در ایران فوتبال یکی از معدود دکان های دو نبش و شاید چند نبش دنیای ورزش است. فوتبال باشگاهی در جهان سالهاست که دیگر فقط یک ورزش نیست و به ملغمه ای از صنعت، هنر، تجارت، فرهنگ و البته ورزش بدل شده است. وقتی بحث فوتبال ملی هم وسط بیاید باز هم موضوع پیچیده تر و حساس تر می شود و آیتم های دیگری هم به آن چندگانه گفته شده اضافه می شود. هماوردی بین المللی کشورها در قالب مسابقات فوتبال به مدد رسانه، تبلیغ، سرمایه گذاری و دیگر حساب و کتاب های دوراندیشانه برای بهره برداری تجاری و گردش مالی هنگفت برای کشورهای برگزار کننده و فیفا بزرگترین فرصت است. علاوه بر این هر نوع درخشش تیمی یا فردی در مسابقات جهانی ملی برای بازیکن، مربی و یا باشگاه صاحب بازیکن ارزش افزوده تولید می کند و از این رو فوتبال ملی و باشگاهی در کنار سایر مشخصه های خود یک فرآیند مبتنی بر تولید به حساب می آید. از سوی دیگر از زمان پایان جنگ جهانی دوم به این سو و به ویژه در کشورهای توسعه یافته که معمولا مردمان این جوامع از جنگ و تکرار روزگار شوم جنگ های اول و دوم جهانی فراری هستند، فوتبال ملی و مسابقات جام جهانی برای کشورها به عرصه ای برای هماوردی و جنگ در دوران صلح بدل شده است. از این روست که در کنار همه آنچه که گفته شد در دوران جدید کشورداری و زیست جوامع، فوتبال ملی و مسابقات جهانی به کمک قواعد تجارت و صنعت به صورت زیر پوستی برای هر کشور و دولتی فرصتی است برای هویت بخشی ملی به شهروندان کشور و انسجام بخشی ملت حول گردش پول و چرخش توپ و جنگیدن در آن مستطیل سبز. والیبال اما همچنان فقط والیبال است و البته کمی تا قسمتی هنر و انگار تا صنعت شدن و توانمندی برای رقابت با فوتبال در جهت هویت بخشی ملی راهی دراز در پیش دارد. از این روست که شهروند ایرانی هم مانند سایر شهروندان کشورهای جهان همچنان حتی حسرت شکست‌های فوتبالی را به شادی پیروزی‌های والیبالی ترجیح می دهد…

*سرمقاله ابتکار- سه شنبه 10 تیر 93

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208