تاریخ درج خبر : 1393/04/15
کد خبر : ۲۹۷۹۳۱
+ تغییر اندازه نوشته -

” پول کجاست؟ “

سایت استان: شهروند

آقا من یک سوالی دارم که ذهنم رو به خودش واداشته. اصلا کاری ندارم که کی چکاره ست یا چی مهم هست یا نیست. اما کلا شما بگید که “پول” واقعا کجاست؟! پول خوب! پول درست و حسابی, شما بگید پول درشت کجاست؟… پول فلمبه دست مقاله نویس هاست؟ دست ادمین هاست؟ تو حساب کامنت نویس هاست؟ یا نه! لای شال مادربزرگ هاست؟

یکی میگه پول دست زمینداراست. همین هایی که شانسی شانسی به دنیا میان و بعد می بینن اونهمه هکتار زمین بیرون شهر دارن. یا چند باب مغازه تو بازار… همین هایی که باباهاشون ماشین های خوب خوب سوار می شن و می دن بچه هاشونم یه بوقی باهاش بزنن! اما چرا بابای من که زمین داره, پول نداره؟! چرا ماشینش هنوزم همون ماشین هشت سال پیشه؟ اون موقع یازده تومن بود و حالا هم همون یازده تومنه. که خدا می دونه یازده تومن الان مفت هم گرونه!

یکی می گه پول دست بازاریاست! همین هایی که پول پارو می کنن. همین هایی که خون مردم رو می ریزن تو شیشه و یه آب هم روش میل می کنن… که دخل مغازه شون رو ظهر به ظهر خالی می کنن. همین هایی که وقتی وضع مردم خوبه وضعشون خوبه. وقتی هم وضع مردم بده بازم وضعشون خوبه خوبه! اما… اما همسایه ما بازاری بود. سی سال مغازه داشت. چقدر هم آدم منصف و دقیقی بود. سر صبخ می رفت سر مغازه و شب بر میگشت. آخرشم با کلی طلبکاری و چک و کاغذ و … مغازه رو بست. هیچوقت ندیدیم وضعش از اون روزای اولش بهتر باشه. فقط یکی دو تا لوح افتخار از دولت به خاطر خوش انصافی گرفت و به دیوار خونه شون هم نصب نکرد!

خودم اون اوایل می گفتم پول دست دولتی هاست. یعنی شما برو بشین پشت میز و دیگه کار تمومه! آره دیگه… همونجوری… میدونین دیگه… بله دیگه! اما این همه کارمند بازنشسته میبینم آس و پاس و بدبخت و بیچاره و ندار. چی بگم؟ نمیدونم!

پس این پول کجاست؟! دست کیاست؟ دست کارخونه دارهاست؟ پس چرا بیشترشون ورشکسته ن؟ دست کشاورزاست؟ دیگه اینو نگید تو را به خدا که باورم نمی شه! دست سازنده هاست؟ کدوماشون؟ ما که اصلا سازنده ای تو این مملکت ندیدیم. دست سپاهی هاست؟ خودم ده هاتاشون رو می شناسم یه لا قبا و بیچاره.

دست دکتراست؟ مهندسا؟ وکیل ها؟… راستش تا حالا خیلی پی این پول بدمصب گشتم. الان هم فکر میکنم پول درست و حسابی (که نخواد عمرت رو صرف به دستش آوردنش کنی) دست سه گروه از آدماست. یکی اونهایی که کلا پولدار به دنیا می آن و رو ارث های کلان بزرگ می شن. یکی هم دزدها! و یه گروه هم اونهایی که وصل هستند و عزیزند! باقی همه سر کارند و پی نخود سیاه تشریف دارند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • هادی می‌گه:

    اگر رفاه می خواهی گزینه اول. اگر آرامش می خواهی گزینه دوم واگر نه رفاه ونه آرامش می خواهی گزینه سوم . حال خود دانی که کدام یک اولویت زندگیت باشد ویا بقول امروزیها بیشتر حال میکنی ! عزیز منتظر زایش سحر !

  • شب آبستن است تا چه زايد سحر می‌گه:

    مى گویند هر چیزى یک قیمتى دارد.
    درست هم مى گویند.
    مشکل از آن جایى آغاز مى شود که
    ” پول ”
    مى شود تنها متر و معیار براى تعیین قیمتِ چیزها.
    بعد هم یک مسابقه اى در مى گیرد که خواه نا خواه همه باید در آن شرکت کنند؛
    هر چه قیمتش بیشتر، والاتر!
    هر که پولش بیشتر، بالاتر!
    خوب!
    در این مسابقه ى بیداد
    اگر ندوى، له ات مى کنند
    اگر نکُشى، تو را مى کشند!
    و اگر نخورى، تو را مى خورند؛ ( یک لیوان آبِ خنک هم رویَت! )
    مى بینى؛
    قصه
    همان قصه ى قدیمىِ ” زر و زور و تزویر ” است.
    همان قصه ىِ ” تیغ و طلا و تسبیح! ” که شریعتى مى گفت.
    یادش به خیر؛ حرفهاى حسابش کم نبودند!
    مى گفت ( این اواخر مى گفت ) که به مثلثِ تاریخىِ ” خان و ملا و ژاندارم ” حالا برخى از پزشکانِ طمّاع و دزد را هم باید افزود!
    و رفت و نیست که ببیند آن مثلثِ مشهورش حالا به جاى سه ضلع، هزار ضلع دارد و به جاى سه زاویه، هزار زاویه!

    در این اوضاع و احوالِ قمر در عقرب
    پرسش اینک این است که به راستى
    ما
    جویندگانِ رفاه و خوشبختى
    گرفتار شده ایم؟
    خودمان را گرفتار کرده ایم؟
    یا گرفتارمان کرده اند؟

    کدام راه به پاسخِ این پرسش مى رسد؟
    راهى که از پول مى گذرد؟
    راهى که از عشق آغاز مى شود و به اخلاق مى رسد؟
    یا راهى که به فلسفه و عقل منتهى مى گردد؟
    ( یا با اندکى طمع ورزى، هر سه؟! )

    • ی.ش می‌گه:

      استاد عزیز,
      بالاغیرتا اینجانب رو در تنگنای اخلاقی قرار ندهید. چون دوست داریم از همان راهی برویم که کوتاه تر است و زودتر به مقصد می رسد و دردسری هم ندارد و راه برگشت هم ندارد. همان راه میانبری که همه را میخوری و آنقدر گنده می شوی که بعدش از گلوی هیچکس پایین نمی روی.
      بعد هم همه عاشق ما می شوند و ما می شویم عشق اول و آخر همه و باید برای عشاق سینه چاکمون نامه و عکس و چیزای دیگه امضا کنیم.
      شاید هم بدهیم به اسممان چندتایی کتاب در باب موضوعات معقول بنویسند و یا اگر نشد مدرسه ای چیزی راه میاندازیم.
      البته آخر آخرش توبه میکنیم و کمی هم به بیچاره کمک میکنیم و چندتایی هم کار خیز زمین میزنیم.
      آخرش هم اگر جور شد, ترک دنیا و اگر نشد که خودشان با تیپا جور ما رو می کشند.
      اما فعلا همان راه اولی که فرمودی بد نیست.
      زنده باشید.

  • هادی می‌گه:

    خواندن کتاب پول تنها معیار ارزش اثر فریدون تنکابنی خالی ازلطف نیست ، اینکتاب را درسل ۱۳۵۵ مطالعه کردم ، خندیدم ولی اخیرا که آنرا مطالعه کردم ،خنده ام نگرفت ! نمیدانم علت کهولت سن است ، یا سنه کهولت ؟

  • امراله نصرالهی می‌گه:

    درود بر شما و جیب خالی تان
    پیش از هر چیز کدکنی شاعرو ادب دان بزرگ سرود” پای در زنجیر خوشتر تا که دست اندر لجن” پس بار دیگر درود بر شما که حتما پای در زنجیر بودن را با دست اندر لجن داشتن معاوضه نمیکنید و اما؛پول تنها خدای دنیای مدرن است .پول ،مالکیت خصوصی ایجاد می کند هر چند این مالکیت خصوصی را صورتبندی سیاسی اقتصادی سرمایه داری جار زده باشد.این مالکیت خصوصی بنیانی مرد سالار داشته و دارد .و زنان کالاهای خریداری شده به وسیله ی این خدای مخوف مدرن اند .با پول میتوان هر عمل ضد اخلاق و ضد بشری انجام داد یعنی حق را ناحق و ناحق را حق جلوه داد .پول بر هم زننده ی همه ی مناسبات انسانی است پول انقدر مهم است که روبر برسون فیلمساز بزرگ غربی را وامی دارد تا درباره ی او فیلم بسازد در این فیلم میتوان روسپیان رو سفید ساده دل را خرید و آنان را به کاری خلاف قرارداد وعده داده شده واداشت . پول هویت های کاذب می سازد هویتهایی که خود را ذات و سرشت و هستی اصیل می پندارند .پول طبیعت و مالکیت اشتراکی را از امر عمومی و اجتماعی بدر می آورد و آن را در دستان اقلیتی سرمایه سالار و الیگارشی ای ثروتمند قرار می دهد تا میلیونها نفراز جمعیت انسانی در فقر و گرسنگی به سر برند و دلالانی ضد انسان با همین گرسنگی به تجارت بپردازند و…………………آری همان که خسرو گلسرخی نازنین و انقلابی راستین گفت یک با یک برابر نیست

    • ی.ش می‌گه:

      درود بر شما امراله عزیز.
      بله. موافقم. پول همه این کارهایی که گفتید کرده است. شاید آن روزگار دوری که پول نبود, و حتی پیش از آن که کالایی مازاد بر مصرف و انباری برای نگهداری کالای مازاد و نیروی قراول برای نگهبانی از انبارها و ترس برای رام نمودن قراولان وجود نداشت, شاید انسان و طبیعت در تعادلی یک به یک قرار داشتند و میان آدمها فاصله کمتری وجود داشت.

      • ی.ش می‌گه:

        با این همه,
        پیدایش پول در جهان, خودش یک امر قابل توجهه!
        اونهم در جهانی که بودن و ماندن در اون به شرایطی نیاز داره که بسیاری از موجودات نتونستند به دست بیارند. بسیاری از گونه ها و موجودات و دستاوردها در طی زمان منقرض شدند و از میان رفتند و این پول به سبب کارایی خود همچنان حضوری قوی در زندگی دارد.
        سوالم از شما اینست که چرا؟
        ” چرا عملی شدن آرمان ها و باورهای انسان گرایانه آنقدر سخت است؟در حالیکه فرایندهای نامطلوب مرتبط با پول (فقر/تبعیض/نابرابری و …) به راحتی در طول تاریخ عملی و تکرار می شوند؟”
        نمی شود گفت که این فرایندها با واقعیات طبیعت و جهان سازگازترند تا آن آرمان های هرچند انسانی اما تحقق نیافته؟!

  • یک شهروند می‌گه:

    بهزاد نازنین
    یک پرانتزی درگفته های من بود. گفته بودم؛ ” ….فکر میکنم پول درست و حسابی (که نخواد عمرت رو صرف به دستش آوردنش کنی) دست سه گروه از آدماست….”
    بله. اگر بخواهی عمرت را بگذاری که بله! اگذ بخواهی وقت بگذاری و کار کنی و تلاش کنی که بله!!!!…
    اما از آن پول هایی گفتم که یهویی از آسمون یا از جای دیگه ای میاد. همین پول هایی که یک ذره اش هم که درز می کند صحبت میلیارد و از این جور عددهاست.
    هر چند از همین لحن حرف زدنت معلومه که از اون پول های قلمبه نداری. اما حتم داره جربزه قلمبه ای داری و نمی ذاری کسی پیشت دست به جیب بشه. ها؟!

    • بهزاد کاظمی می‌گه:

      شما محبت دارین.
      ببخشید که به اون پرانتز دقت نکردم الان که برگشتم و متن رو دوباره خوندم کاملن حق با شماست.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    شهروند عزیز غیر از دزدها و وصل ها جاهای دیگه هم پول گیر میاد
    دکترها البته متخصصین
    وکلا البته اونایی که کار بلد باشن و اهل کار نه خواب
    مخترعین البته اونایی که چیز بدردبخوری بسازند
    و در نهایت هرکسی که تلاش و برنامه ریزی و حرکت داشته باشه در طی یکی دو دهه میتونه به پول قلمبه برسه که حداقل بچه هاش بشن جز دسته اول که فرمودی.
    ببخشید جسارت کردم چون من هم خیلی دنبال گمشده شما هستم…

    • بهزاد کاظمی می‌گه:

      شما محبت دارین.
      ببخشید که به اون پرانتز دقت نکردم الان که برگشتم و متن رو دوباره خوندم کاملن حق با شماست.

  • هادی می‌گه:

    بسته به اینکه دنبال چه نوع پولی ،، کثیف یاتمیز،، میگردی دار‌د . اگرپول تمیز می خواهی بصورت پلاسیده پاره پوره وچرک درون جیبهایی که وضعیتی بهتراز خود پولهاندارند ،یافت میشود و پولهای کثیف، دربسته های صدتایی وخشک وبرا‌ق ، درون گاوصندوقهای زیبا ،شکیل ، باوقاروابهت باچندین رمز وکلید . حال اگر تردست باشی به اولی واگر شاه کلید داشته باشی ، به دومی خواهی رسید .بفرما این تو واین پول قلمبه !

    • یک شهروند می‌گه:

      بله! عادی عزیز. همان پول قلمبه را لطف کنی بهتره! ممنونم!…
      پول تمیز هم برود گورش را از این مملکت گم کند. پول تمیز برنامه ریزی و حساب و کتاب و مسئولیت و اخلاق و نظم و انصاف و عدالت می خواهد. ما هم حوصله این جور چیزها را نداریم.

  • مهم نیست کی ام می‌گه:

    خوب بود آفرین

  • سیاوش می‌گه:

    همشهری خوب چشماتو وا نکردی
    از هر صنفی یکی دو تا پولدار خوب می بینی
    لازمه دزد باشی و ریاکار

    • یک شهروند می‌گه:

      بله! اما نخواستم به شغل ها اشاره کنم. زیرا در هر صنفی آدم های با انصاف و درستکار هم هستند. آدمهایی که کار می کنند و پول -کم یا زیاد- به تلاش و کار و برنامه بدست می آوردند.
      پول فراوان نوش جان هر کی که کار می کند و زحمت میکشد و زهر مار هر کی که “دزد و ریاکار” است.

200x208
200x208