تاریخ درج خبر : 1391/06/27
کد خبر : ۳۰۰۰
+ تغییر اندازه نوشته -

شاهنامه؛ کتابی که به ایلیاتی ها سواد خواندن آموخت

سایت استان:شاهنامه فردوسی که عشایر به آن هفت لشکر نیز می گفتند، نقش زیادی در باسوادی عشایر داشته به طوریکه عشق و علاقه ایلیاتی ها به شاهنامه خوانی، آنها را به فراگیری خواندن و نوشتن ترغیب می کرد.

عشایر را به کتابت کاری نبوده است. حال یا قلم و کاغذ در ایلات کهگیلویه و بویراحمد یافت نمی شد و یا فرهنگ کتابت در ایلات نبود.

براین اساس هیچکس از تاریخ قبل از یک قرن اخیر ایلات و عشایر کهگیلویه و بویراحمد خبر ندارد. نه محققین نه ریش سفیدان و دانیان ایل و نه کسان دیگر.

تاریخ در این سرزمین شفاهی بوده و تنها سینه به سینه نقل می شده و به نظر می رسد این نقل شفاهی تاریخ در دوره ای از زمان راکد مانده و دچار ایست روایت شده است که اینک حتی طوایف بویراحمدی و کهگیلویه ای از سرگذشت خود، پدران و مادران و تاریخ ورود به این سرزمین اطلاعی ندارند. در این میان تنها چند کتاب تاریخی اشاره هایی گذرا به این سرزمین کرده اند.

براین اساس تاریخ شاهنامه خوانی نیز مصون از فراموشی نمانده و هیچ مکتوبه ای یافت نمی شود که این آیین کهن را واکاوی کند. با وجود این تحقیق میدانی پیرامون ریشه های آیین شاهنامه خوانی و علل زوال این آیین کهن در دهه های اخیر به برخی از پرسش ها پاسخ داده است.

شاهنامه خوانی آیین کهن زاگرس نشینان

در گذشته بیشتر مردم این استان عشایر و یا روستانشین بوده و با دامداری و کشاورزی گذران روزگار می کردند. اما در سه دهه اخیر و پس از ایجاد شهرها به خصوص شهر یاسوج، اغلب عشایر به یکجانشینی روی آوردند و اکثر روستاییان نیز به شهرها مهاجرت کردند و می توان گفت جمعیت شهری در این سالها از رشد بسیار بالایی برخوردار بوده و البته کاهش جمعیت عشایری و روستایی و مهاجرت به شهرها هنوز ادامه دارد.

با سکونت عشایر و روستاییان در شهرها و به دلیل مدرن بودن بافت اجتماعی و فرهنگی شهرها که تابع شهرهای همجوار و نشات گرفته از اقتضائات زندگی شهری است، فرهنگ عشایری و روستایی در این زندگی جدید هضم می شود و به تبع آن بخش زیادی از خرده فرهنگ ها، آیین ها و سنن این جوامع رو به فراموشی می رود.

همچنین حضور تلویزیون، رادیو و … به شدت در جهت دهی فرهنگی این جوامع به سمت نوعی همگرایی با فرهنگ مرکزی کشور موثر بوده به طوری که منجر به تغییر فرهنگی در اغلب جوامع سنتی این دیار شده است.

از آن جمله می توان به زوال شاهنامه خوانی به عنوان آیین کهن لرزبانان حوزه زاگرش اشاره کرد که به مرور زمان رو به فراموشی می رود.

شاهنامه خوانی در عشایر و ایلات

در میان کتاب های غیر مذهبی شاهنامه تنها کتابی است که به وفور در عشایر دیده می شود و شاهنامه خوانی به عنوان یک هنر اصیل از گذشته تاکنون در بین مردم ایلات و عشایر بویراحمدی، قشقایی و بختیاری ساری و جاری بوده اگر چه هنوز به طور دقیق مشخص نیست شاهنامه چگونه وارد ایلات و عشایر شده است.

زندگی کوچ نشینی مبتنی بر حرکت و تلاش و تکاپو است. در زندگی کوچ نشینی انسان ناگزیر از مواجه با خطرات و حوادث پیش بینی نشده بسیاری است که کنارآمدن با آنها مستلزم برخورداری از روحیه حماسی است.

در فراز و نشیب همین نوع زندگی است که گاه انسان با طبیعت، حیوانات وحشی و همنوعان خود مواجه می شود. از این رو حفظ روحیه شجاعت و اعتماد به نفس همواره از ملزومات زندگی کوچ نشینی بوده است.

از تحقیقات مردم شناسان اینگونه برمی آید که شاهنامه منعکس کننده شیوه زندگی وفرهنگ جوامع کوچرو و کشاورز بوده است و شاید به همین دلیل باشد که گفتار شاهنامه با بافت جامعه عشایری همگون بوده وهمخوانی دارد و بیانگر ویژگی های شجاعت، دلیری، سوارکاری، تیراندازی، آمادگیکوچندگی، جوانمردی، مهمان نوازی و خصلت های دیگر این جوامع است.

همچنین خواندن شاهنامه در میان ایلات و عشایر موجب پیدایش روحیه جوانمردی می گشتکه این خود نقش مهمی در ایجاد وحدت و برادری در میان ایل و پاسداری از ارزشهای ایل و تبار خود داشت.

یعقوب غفاری محقق و پژوهشگر کهگیلویه و بویراحمدی در خصوص ریشه های علاقه عشایر به شاهنامه، به خبرنگار مهر می گوید: مردمانی که در کوهها و و دامنه قلل زندگی می کنند به دلیل شرایط سخت زندگی در این مناطق، دارای اشعار رزمی هستند و بر عکس اشعار مردم بنادر و کنار دریا حزنی و دارای غم و اندوه است. مثل شعرهای فائز دشتستانی که حزین هستند.

وی می افزاید: در مناطقی مثل کیش و قشم نیز به علت تمکن مالی افراد این منطقه، اشعار بیشتر بزمی است. اشعار مردم مناطق زاگرس همچون کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و کردستان به دلیل قرار گرفتن در کوههای زاگرس حماسی است و چون اشعار شاهنامه به علایق این مردم نزدیک است، مردم ایلات به آن علاقه پیدا کرده اند.

غفاری می گوید: به دلیل هم ذات پنداری ایلیاتی ها با شخصیت های شاهنامه، همیشه روحیه سلحشوری، مردانگی و گذشت نسبت به دشمن شکست خورده در آنها وجود دارد.

نقش شاهنامه در پاسداری از میهن

اوراق تاریخ ایران، مملو از حماسه های ایلی و عشایری است که وفاداری آنها را به ایران نشان می‌دهد. بدون تردید، تاریخ هر کدام از ایلات و قبایل عشایری ایران را ورق بزنیم، حکایات بسیاری از فداکاریهای آنها را در راه وطن مشاهده می‌کنیم.

ظلم ستیزی و بیگانه ستیزی عشایر را به خوبی می توان با جنگ با متجاوزان به خاک کشور و یا دست نشانده های آنان در طول تاریخ دید.

یکی از مواردی که نشان آشکاری از پیوند عشایر با ایران و هویت ملی ایرانی است، نفوذ عمیق فرهنگ و ادب ایرانی به خصوص شاهنامه در زندگی عشایراست.

به گفته عطا صابری کشکولی از دانایان عشایر قشقایی” در زمان تجاوز انگلیسی ها به جنوب کشور و جنگ عشایر قشقایی با دشمن متجاوز، ابتدا شاهنامه خوانان شاهنامه خوانی می کردند و پس از آن به سوی دشمن حمله می بردند.”

این پیوند با هویت ایرانی است که عشایر را با ایران پیوند می دهد و آنان در طول تاریخ برای حفظ تمامیت آن، یا خود دولت تشکیل می دهند یا در مواقع نیاز دولتهای مرکزی را یاری می کنند.

حکیم الهی در هشتم ذیقعده 1314 به میرزا علی خان امین الدوله، صدراعظم مظفرالدین شاه، توصیه می کند: “تاریخ به ما آموخته است که بهترین مدافعین در همه دوران، عشایر کوچ رو ایران بوده اند. از زمان مادها و فتح اسکندر تا زمان صفویه، عشایر برای کشور ایران نیروی قوی، مخلص و وفادار بوده اند که می توان روی آنان حساب کرد… در گذشته، شاهان همیشه به دنبال این بودند که عشایر را نسبت به سرنوشت کشور حساس کنند. آنان اغلب با ایجاد پیوندهای زناشویی بین دختران خوانین و رؤسا، همبستگی و اتحاد میان خود و ایلخانان را بیشتر و محکم تر می کردند. بدین وسیله شاهان می توانستند به هنگام گرفتاری، از پشتیبانی مطمئن و محکم آنان بهره مند گردند … در گذشته به هنگام جنگ، شاهان از این قدرت استفاده می کردند و تنها با همین قدرت بود که حدود 600 سال تاج و تخت هخامنشیان در امان ماند. داریوش کبیر، رؤسای ایلات را در گارد مخصوص خود ثبت نام کرده بود، گارد شاهنشاهی به عنوان گروهی مطیع و مغلوب نشدنی درنظر گرفته می شد. به حدی خوانین ایلات از خود شجاعت و خلوص نشان می دادند که شاهان اغلب به دنبال عشایر بودند و از هیچ فرصت مناسبی برای نزدیک تر کردن خود به آنان، و برقراری اتحاد مستقیم فروگذاری نمی کردند؛ زیرا عشایر ارتش مهمی برای دفاع از مملکت به شمار می رفت … به لطف همکاری عشایر بود که صفویه توانست به قدرت برسد. کریم خان زند … از ایل زند برخاسته بود و اغلب از ایلات دیگر هم استمداد می جست … آغامحمد خان، بنیانگذار سلسله قاجار، از ایلات ترک بود و همیشه سعی می کرد همه ایلات ایران را با هم متحد نماید … نباید فراموش کرد که ایران در مجموع مانند ارگانیسمی است که عشایر حکم استخوان بندی آن را دارند و این اسکلت باعث حفظ گوشت و قلب می شود.”

در دوره قاجاریه شاهنامه و شاهنامه خوانی بیش از تمام ادوار گذشته کسب اعتبار کرده است. حکام و فرمانداران ایالات که هر یک برای خود شاهنامه خوان مخصوص داشته اند، کم نبوده اند.

شاهنامه خوانی در میان ایلات ( که به درستی از سابقه آن خبری نداریم ) دراین دوره سخت رواج یافته است.

جوانان و مردان ایلات که پرورش یافته دشت و بیابان بودند و زندگی طبیعی و آزاد آنان را سلحشور و حادثه جو بار آورده بود، شعر شاهنامه را در مذاق خود خوش یافته بودند. به همین دلیل، شاهنامه، برای این فرزندان صحرا مفهومی گوش نوازتر و آشناتر از هر سرودی داشت و بسا که آموزگار و الهام بخش آنان به شمار می رفت.

در این روزگار، قهوه خانه ها، هرچند به پای قهوه خانه های دوره صفوی نمی رسید اما باز برای شاهنامه خوانان و داستانسرایان، بهترین جایی بود که هنر خود را عرضه دارند و مردم را به پای صحبت خود بکشانند.

شاهنامه خوانی در بین ایلات به وسیله بعضی از افراد که سواد مکتبی داشته ودارای صدایی خوش بودند، اجرا می شد وبرخلاف نقالان شهرنشین برای تأمین معاش نبود. بااین‌ حال‌، هر فرد باسواد و حتی‌ افراد بی‌سواد که‌ اشعار شاهنامه‌ را حفظ‌ داشتند، شاهنامه‌ را با صدای‌ گیرا می‌خواندند. معمولا شاهنامه خوانان افراد تیزهوشی‌ بودند که‌ اشعار شاهنامه‌ را با توجه‌ به‌ شرایط‌ زمان‌ و مکان‌ انتخاب‌ می‌کردند.

آوازخوانی به شیوه شاهنامه‌خوانی آن ‌قدر بر عشایر تأثیر گذاشته که آوازهایی را به همین شیوه در مدح یا یادبود افراد مشهور خود نیز می خواندند.

نقش شاهنامه در باسوادی ایلیاتی ها

علاوه بر قرآن، شاهنامه فردوسی یکی از موارد درسی در مکتب خانه های قدیم بود و شاهنامه فردوسی به عنوان متن درس مورد استفاده قرار داده به فرزندان عشایر آموخته میشد. براین اساس می توان گفت شاهنامه نقش زیادی در باسوادی مردم ایلات داشت و علاقه آنان به شاهنامه خوانی باعث ترغیب به سواد آموزی می شد.

میرزا ابوالحسن حسینی اولین معلم عشایر کهگیلویه و بویراحمد در این رابطه به خبرنگار مهر می گوید: در بین مردم استان کهگیلویه و بویراحمد زیباترین و ارزنده ترین کتاب مورد علاقه مردم، شاهنامه فردوسی بود و هیچ استانی به اندازه کهگیلویه و بویراحمد شاهنامه خوان خوب و با سواد نداشت.

وی می افزاید: کسانی که در مکتب خانه ها باسواد می شدند، بالاترین امتیاز آنها خواندن شاهنامه بود. البته در میان افراد بی سواد نیزکسانی پیدا می شدند که همه حکایتهای شاهنامه را از حفظ بوده و به تمام وقایع شاهنامه و جنگ ها و شجاعتها از آغاز تا فرجام آشنا بودند.

این معلم پیشکسوت می گوید: دانش آموزان وقتی در مکتب باسواد می شدند همه به شاهنامه خوانی گرایش می یافتند و شاهنامه خوانی هم اعتبار بود و هم امتیازاتی داشت. در منطقه “تل خسرو” نیز فردی به نام “عباسقلی موسویان” به طور خود جوش تمام شاهنامه را از حفظ بود و در محافل داستانهای شاهنامه را برای مردم تعریف می کرد.

علی سینا اقبال فرد با 70سال سن و از شاهنامه خوان روستاهای حاشیه دنا نیز در خصوص تاثیر شاهنامه بر سواد آموزی اش به خبرنگار مهر می گوید: به عشق شاهنامه خوانی حدود یک ماه به مکتب رفتم و در این یک ماه شاهنامه را یادگرفتم و حفظ کردم و هنوز هم بخش زیادی از شاهنامه را از حفظ هستم.

میرزا محمد عبدی پور از شاهنامه خوانان روستای کریک در شهرستان دنا نیز می گوید: من نه به مکتب رفتم و نه در کلاسی حضور یافتم و سواد را در مجالس شاهنامه خوانی فرا گرفتم.

وی می افزاید: دایی ام شاهنامه خوان بود و وقت هایی که مردم جمع می شدند و شاهنامه می خواندند، من برای چای دادن به حاضرین به خانه آنها می رفتم و از شاهنامه خوانی آنان لذت می بردم و برای همین در این جلسات خواندن و نوشتن را یادگرفتم. شاهنامه که یاد گرفتم توانستم قرآن را نیز بخوانم.

یعقوب غفاری نویسنده و پژوهشگر بومی نیز در خصوص نقش شاهنامه در باسوادی مردم ایلات می گوید: شاهنامه خوانان معروف، باسواد و بسیار مورد احترام بودند و گاهی یک شاهنامه خوان برای چندین طایفه شاهنامه خوانی می کرد.

وی می افزاید: این هنر به یک ارزش در بین ایلات تبدیل شده بود و براین اساس همه دوست داشتند سواد یاد بگیرند تا بتوانند قرآن و شاهنامه بخوانند.

منبع:مهر

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمد می‌گه:

    حتما فردا آقای تقوی بهبهانی می گویند اینان که شاهنامه می خوانند آدمهای نادان و کوته فکر هستند – فردوسی طرفدار شاهان بوده

200x208
200x208