تاریخ درج خبر : 1393/04/28
کد خبر : ۳۰۱۴۷۹
+ تغییر اندازه نوشته -

” سخنی با استاندار “

hashemi

سایت استان: فریدون هاشمی*

جناب آقای دکتر خادمی
استاندارد خوب و بومی و درد آشنای مردم با فرهنگ و دوست داشتنی کهگیلویه و بویراحمد
سلام
در جلسه ای که با شما داشتیم مطالبی را فرمودید که مهلتی برای گفتگویی بیشتر فراهم نبود.
در اینجا نوشته ای را تقدیم می کنم که گوشه ای از گفته ها و ناگفته های حوزه شعر و ادب و فرهنگ را به عرض برسانم.

شعر و ادبیات در این کشور قدمتی دیرینه و همپای وجود و هستی ایران بزرگ و مردم خوبش دارد. از هزاره های قبل ادبیات و شعر دغدغه مردم با فرهنگ و راستگوی و هنرمند و یکتاپرست این سرزمین بوده است.
پدران مان با شعر دردها و رنج ها و شادی ها و سرورشان را ترانه می کردند و فریاد می زدند.
طنز و شادی روح بارز و گفتمان غالب بوده است و نشاط و عشق به زندگی در رگ های طبیعت استوار این مرز و بوم جریان داشت.
حاکمان هر قسمت از تاریخ این خاک برای توجیه خود و بدست آوردن دل مردم همیشه ولو در ظاهر به شعر و ادب اهمیت داده اند.

من به عنوان مسئول انجمن شعر مطالبی را حضورا عرض کردم در مورد لزوم حمایت معنوی و حقوقی از جامعه هنری استان و توجه بیشتر به مقوله فرهنگ در این دیار که مردمش قرن ها گرسنگی را به سخره گرفتند اما هیچوقت بی شعر و ترانه سر نکرده اند. مردمی که ضرب المثل ها، زبان و گویش باظرفیت و غنی، شعرها و لالایی ها، تکیه کلام ها، شروه ها، سرودها، بیت ها، طنزها و هجوها و هزل ها و شوخی ها و … را با تمام ظرفیت هایش بکار گرفتند و حفظ کردند و سینه به سینه انتقال دادند و به ما رساندند اما اکنون بی توجه و بدون اهمیت از طرف ما مواجه شده و بدست فراموشی سپرده شده اند.
در طول سالیان دراز شاعران و نویسنده های بسیار خوب و بااستعدادی داشتیم که از آنهمه اندکی به کار خود در حوزه ادب و شعر ادامه دادند بدین علت که در این حوزه نانی و نامی و جایگاهی و اهمیتی نداشته اند.
اگر مسولین اجرایی ما با صداقت از شعر و ادب حرف می زنند باید با جدیت برای اهالی این حوزه کار مشخص و با برونداد موثر و ملموس داشته باشند.

استاندار محترم

فرمودید که ۱۷ میلیارد و اندی منابع به فرهنگ اختصاص داده اید اما چند درصد از این همه به هنر مربوط است؟ ما دغدغه مقوله هنر داریم. هنر هفت رشته اصلی مشخص و اثبات شده دارد و ما دقیقا منظورمان از هنر همین رشته هاست. اما شما نهادها و سازمانهای مختلفی را نام بردید که با نام فرهنگ کار می کنند و بودجه این حوزه را هضم می کنند.

برادر بزرگوار

آیا جای تامل و البته ناراحتی ندارد که از این ۱۷ میلیارد تومان ۵ درصد هم به اداره کل فرهنگ و ارشاد استان اختصاص نیافته است؟
وضعیت اسفبار بودجه هنری وضعیت هنرمندان را به جایی رسانده که دیگر کسی توقع کار عمده و خوبی از اداره ارشاد ندارد. کسی هنر را جدی نمی گیرد و هنرمندان یا کارمند اداره ها و نهادهای بی ربط دیگری هستند که جایی دیگر برای نان عرق می ریزند و جایی دیگر برای عشق شان به هنر زحمت می کشند و یا بیکار و درمانده در راهروهای اداره فرهنگ یا نهادهای بی خاصیت دیگر بدون ذره ای امید فعالیت هنری می کنند و دلخوش به جایزه های فکسنی و زپرتی جشنواره ها هستند. جایزه هایی که کمتر از حقوق یک ماهه کارمند جزء اداره شماست.

دکتر خادمی عزیز

قیل و قالی که برای تغییر در مدیریت فرهنگی می شود فقط برای این است که یک جایگاه مدیرکلی را به فردی مورد قبول خودمان اختصاص دهیم والا در انتخاب مدیر کل ارشاد از جامعه هنری استفاده می شد. چرا اداره فرهنگ باید همیشه به فردی خارج از این مجموعه سپرده شود؟ یعنی در این حوزه یک نفر مدیر عاقل و بدرد بخور نداریم؟ مگر طبق قانون استفاده از افراد خارج از یک مجموعه به عنوان مدیر ممنوع نیست؟ چرا اصرار بر قانون شکنی وجود دارد؟ در این زمان خاص چرا عملکرد و کارایی افراد لحاظ نمی شود و بهانه های سیاسی و جناحی طرح می شود؟

استاندار فهیم و خوب مان

ما توقع داریم اجازه دهید فضای هنری آرام و غیرسیاسی باشد. از مشاوران خوب و دلسوز و نه افراد سیاسی استفاده کنید. با جامعه هنری ارتباط محکم تری برقرار نمایید.
امروزه شاعران ما برای یک مطلب کوچک ادبی با صدها مشکل روبرو می شوند و کسی را برای دفاع ندارند. چرا نباید یک مرکز حقوقی خوب و یک جمع پشتیبان قوی و صنفی کنار آنها باشد ؟
بیمه هنرمندان هرگز بصورت جدی انجام نشده است و هیچ هنرمندی تحت بیمه بازنشستگی، درمانی، عمر و … قرار نگرفته است. هنرمند حتی در اداره های فرهنگی اولویت استخدام ندارد. هیچ امکانات مشخصی برای شان لحاظ نشده است. باشگاه هنرمندان وجود ندارد. خانه هنر تشکیل نشده است. حتی بانک اطلاعات هنرمندان هم بصورت جدی و کاربردی تکمیل نشده است.

به علت عدم مدیریت صحیح فضای هنری و مسایل هنرمندان ارتباط مردم و هنرمندان در پایین ترین سطح قرار دارد. مردم ما هنرمندان شان را نمی شناسند. آثارشان جایی ارایه نمی شود. جلسات شعرخوانی عمومی و جدی نداریم. رسانه ها در این حوزه فعال نیستند. بودجه های موثر و قابل توجه که کاری اساسی را سامان دهد تخصیص داده نمی شود.
این ها دردهای این حوزه از فرهنگ ماست. مردم ما تشنه شنیدن شعر هستند و شاعران در جستجوی راهی برای ارایه اثر خود. اما این حلقه مفقوده همان است که عرض شد. برنامه ای نیست و بودجه ای و البته عزمی جدی و موثر برای پیوند دادن این دو قطب به همدیگر.
شاعران ما فقط با علاقه و هزینه شخصی خود کار کرده اند. نهادهای حاکمیتی چه کاری برای هنرمندان و شاعران کرده اند که از آن ها توقع کار فاخر و موثر دارند؟ کدام کارمند شما حاضر است بدون گرفتن ماموریت و اضافه کاری و پاداش و … ساعتی از وقت خود را صرف کار خود کند؟ اما هنرمند هر لحظه از عمرش را صرف می کند و ذره ای پاداش نمی بیند و این موضوع فقط برای هنرمند صادق است و نه هیچکس دیگر.

برادر خادمی بزرگوار

انتقادهای مغرضانه و ناآگاهانه اهمیتی ندارد آنچه مهم است عزم شماست برای کمک به این حوزه و زنده و پویا نمودن شعر و ادبیات این استان که هم در نشاط و سرزندگی مردم تاثیر شگرف خواهد داشت هم نام این ولایت را در سطح کشور و جهان تکرار خواهد کرد.

در این رابطه پیشنهادات زیر تقدیم می شود:

. ایجاد مرکز مشاوران با استفاده از مسئولین انجمن های ادبی و هنری.
. برگزاری جلسات فصلی یا ماهانه با مدیران هنر استان با حضور نماینده های هنرمندان .
. تخصیص بودجه مناسب (حداقل سی درصد از بودجه ای که اعلام کردید به فرهنگ در استان اختصاص داده شده) به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برای تقویت هنرمندان و هنر در استان.
. اصلاح ساختار اداره فرهنگ و تعیین تکلیف ساختمان فرهنگسرا برای استفاده انجمن ها و هنرمندان.
. دستور برای ساماندهی وضعیت هنرمندان و بانک اطلاعاتی و بیمه و صندوق قرض الحسنه حمایتی و مسکن و تعاون هنرمندان .
. تشکیل کمیته حقوقی حمایت معنوی و حقوقی از هنرمندان و آثار هنری.
. همکاری نهادها و سازمان های مختلف برای سپردن فعالیت های هنری و فرهنگی خود به انجمن های هنری بعنوان نهادهای نماینده جامعه هنری مربوطه برای کسب درامد و رونق فضای هنری در استان.
. فعال نمودن ارتباط روابط عمومی استانداری با جامعه هنری استان.
. کمک برای راه اندازی نشریه های علمی تخصصی در حوزه های مختلف هنری و ادبی استان.
. حمایت و پشتیبانی قاطع از مدیران هنری و دادن اختیار مناسب برای عزل و نصب های مربوطه در حوزه کاری برای پیشبرد امور و تخصصی نمودن مدیریت ها.
. قدردانی از هنرمندان خوب و پرکار و شاخص به نحوی محترمانه و شایسته.
. حمایت از آموزشگاههای هنری و موسسات خصوصی ادبی و کمک به گسترش و پویایی آنها.

در پایان برای دغدغه های فرهنگی تان احترام قایل شده و از شما تشکر می کنم. برایتان آرزوی موفقیت و شادی دارم.

*رئیس انجمن شعر و ادب استان

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • فعال می‌گه:

    همکار محترم – واقعا گل گفتی – با توجه به قدمت شعر و ادب فارسی در تاریخ که بیانگر دردها و احساسات مردم در زمان‌های مختلف است زنده نگه‌داشتن این مهم از ضرورت خاصی برخوردار است. چشم‌هایمان که به دنیا باز شد گریه می‌کردیم مادر آرام شعرهای لالایی را در گوشمان زمزمه می‌کرد طنین شعر دل‌انگیز مادر بعد از گذشت سال‌ها هنوز زیباترین قافیه و ردیف را در ذهن ما حک کرده، پس نمی‌توان از تأثیر آن در زندگی و روحیه مان چشم‌پوشی کرد.

  • فریدون هاشمی می‌گه:

    جناب کاظمی بزرگوار. با کلیت سخنان شما موافقم. آنچه ما می خواهیم تلاشی ست برای استفاده بهینه از امکانات و بوجودآوردن شرایطی بهتر برای معاش و البته فعالیت منطقی تر هنرمندان که البته انسانند و خانواده دارند و باید توسط جامعه پشتیبانی و حمایت شوند.
    شما نمی توانید شرایط بهتری را که انصاری و امثال او می توانند داشته باشند و از آن بی بهره اند نادیده بگیرید.
    هنرمند حقی دارد در جامعه که باید به او داده شود. سخن گفتن از بیمه هنرمندان و دفاع حقوقی از انها به معنی نفی دیگر وجوه هنری نیست.
    بحث بر سر چگونگی تولید یا خلق هنر نیست که سخن از شرایطی ست که هنرمند را به سمتی می کشاند و هنر را به خلوت و غریبی می کشاند.
    دوره عزلت هنرمند و سختی کشیدن و زجر دیدن او گذشته است. امروزه هنرمندان جهان در بهترین شرایط مادی و اجتماعی با کرامت و بهره بردن از جایگاهی که حکومت ها و مردم برایشان ساخته اند زندگی می کنند.
    جنس هنر و ماهیت آن بگونه ای ست که جز هنرمندان واقعی نمی توانند انرا خلق کنند و سهتی ها و دردها و مشکلات خودش را دارد وای اینها غیر از مواردی ست که ما ندعی هستیم بعنوتن حقوق اولیه شناخته شده و ایجاد شوند.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    جناب هاشمی عزیز شما بهتر از هرکس دیگری میدانید که هنر ماندگار و خالق آن بدون هیچ کدام از این موارد هم کار خود را می کند دلیل روشنش هم آثار ماندگار هنری امروز جهان است.
    برادر من در همین شهر کوچک خودمان آنچه باید در خاطر مردم بماند مانده است از شعر احمد انصاری گرفته تا طنز احمد خاکیان…
    پس بهتر است اصل قضییه را فراموش نکنیم اگر هنر ما مشکلی دارد دلیل اول آن این است که هنرمندی که باید چنان هنر ماندگاری را بوجود بیاورد نداریم و گرنه تمام این دردهایی که فرموده اید بجا اما هیچ کدام دلیل بر حال و روز هنر امروز شهر و دیار ما نمی شود…
    که آنچه باید بماند می ماند حتا در اوضاع و احوالی بدتر از این.
    پس بهتر است به دنبال چاره جویی در خود باشیم و اصل درد را درمان کنیم که مابقی حاصل می گردد اگر هنری باشد و هنرمند شایسته ماندنی…

  • فریدون هاشمی می‌گه:

    متشکرم خوبان گرامی ام. این حرف ها الفبا و شرط حضور و وجود و ادامه بقای هنر در یک جامعه است.
    هرچند بیشتر به شوخی می ماند اما جامعه ای که در آن هنوز حقوق اولیه و زمینه حقوقی فعالیت هنرمندانش تعریف نشده چگونه از فرهنگ در آن می توان حرف زد؟
    حتی حقوق حیوانات و محیط زیست و … هم در همین استان ما امروزه مورد توجه قرار گرفته و گروه هایی در این حوزه فعالیت می کنند و قوانین و آیین نامه هایی صادر شده است اما متاسفانه در مورد حقوق هنرمندان و توجه به هنر علی رغم شعارهای مداوم تاکنون بروندادی مشخص و قابل استناد نداریم.
    هر روز هنرمندی در جایی بخاطر یک شعر٬ کاریکاتور٬ عکس٬ فیلم٬ نوشته و … زیر شدیذترین سوال هاست و تنها و بدون پشتوانه حتی نحوه دفاع از خود را نمی داند و جایی برای حمایت تعریف نشده است.
    اگر امسال که به نام فرهنگ در ساختار حکومت نامیده شده نتوان مراکزی مرتبط با هنر تعریف کرد آیا امیدی به آینده تر هست؟
    جا دارد شما خوبان قلم دار در این مهم بیشتر بنویسید و موارد را موشکافی و تحلیل نمایید.
    یاحق

  • یونس آبسالان می‌گه:

    ماشالله فریدون نازنین هوشمندانه و مدبرانه نگاشته ای و البته کامنت های دوستان هنرمند هم نشان ار انسجام و فرهیخته گی جماعت اهل هنر است و البته مهمتر هم اقای استاندار و مدیرا ناستانداری است که هنر دوست که البته هراهل دردی هنرمند است و دوستان هم ور مند…فدات شم فریوون خوب…

  • ممنون‌از این‌همه درک. و شعور
    نکته سنجی های دقیق و بی برو برگرد
    قابل توجه استاندار فهیم و هنردوست
    دکتر خادمی…

  • زرین می‌گه:

    با درود بر فریدون فرخ.فرهنگ و هنر در این سالهای چوب کوزان عملا از سبد کالاهای اکثر استان ها حذف شده است..چراغ پی سوز فرهنگ را مگر کلام و آثار چون تویی روشن نگه دارد..و گرنه کف گیر ته دیگ خورده است

  • کر ضرغام آباد می‌گه:

    فریدون عزیزمثل همیشه رساوگزیده وعمیق موشکافی کردی باعث افتخاری .زنده باشی…………

  • افسر می‌گه:

    بگذار به هذیان تو طفلانه بخندند ماهم یبه تب طفل طبیبانه بگرییم.
    دست مریزاد فریدون عزیز

  • فرهنگ دوست می‌گه:

    کاش این همه رسا به صورت علنی در جلسه عنوان میکردین.تا کی میخاین با کلمات بازی کنید

    • فریدون هاشمی می‌گه:

      دوست فرهنگ دوستم! شاید یکی از علت هاش اینه که من در نوشتن بهتر از صحبت کردن می توانم حرفهایم را بیان کنم. اضافه کنید فرصت و شرایط و عدم تمرکز و … را !
      حرف های ما فراتر از این نوشته هاست اما اگر همین کم را هم مورد توجه قرار دهند جای سپاس دارد.
      بازی با کلمات حداقل در دنیای امروز و بخصوص برای هنرمندان کار بدی نیست و اگر منظورتان این است که صداقت یا صراحت در کلام نیست نظرتان را محترم می شمارم اما نوشتن را موثرتر و ماندگار تر می دانم از سخنانی که در محیطی دربسته عنوان شود و فراموش گردد. همین نوشته خودش چیزی ست که شما انتظار دارید.
      همانطور که ابتدا نوشته ام تکمیل سخنان من است.
      اگر شما هم همراه باشید مشکلات حوزه فرهنگ برطرف می شود.

  • بهاره حسینی می‌گه:

    گوته: دست بی هنر همانند کفچه گدایی است.
    ما: دستمان دراز و گداییم تا شاید به هنر برسیم.
    سیاست: حرفی نیست. لبخند.
    فریدون: هست. تکون بخور، سیاست جان، هست.
    .
    .
    .
    گفتی، شنیدیم، گفتند، شنیدیم.
    و باید بگوییم تا شاید بشنوند.
    دست مریزاد

  • استاندار می‌گه:

    سل تمام شد مدیران هدایت …هنوز هستنندکه هستنند …ما به تغییر رای دادیم نه به …

  • پاتاوه می‌گه:

    الحق .الانصاف حق مطلب رااداکردید.درود بر اعتدال و منطق و انصاف.

  • سعادت مسعودی می‌گه:

    نوشتار زیبا و قابل توجهی است که مدنظر قراردادن آن به حل مشکلات این حوزه کمک می کند.
    بجا ست که استاندار محترم با دوری از نگاه های سیاسی به مقوله هنر از زاویه دید هنرمندان بنگرد و از آنهای برای کمک به حل معضلات هنری استفاده نماید.
    دکتر خادمی انسان فهیمی ست که حتما به هنر و هنرمندان هم ولایتی اش اهمیت خواهد داد و کنار انها خواهد ایستاد.

  • حسن غفاری می‌گه:

    این نوشته به سادگی وشایستگی آراسته است. سپاس وستایش.

  • بئاتریس می‌گه:

    بسیار زیبا و دقیق و نکته سنج .هنرمندی خود را با شایستگی نشان دادی.

200x208
200x208