تاریخ درج خبر : 1393/04/31
کد خبر : ۳۰۲۴۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

شعر طنز/ نشسته پیش استاندار، شاعر

ostandari4

سایت استان: یکی از کاربران سایت استان با نام مستعار متتی شعر طنزی را برای ما ارسال کرده است که در پی می آید:

شاعر: متتی !

بی مسند و بی حامی و بی کار شاعر
یک تن نبوده شاد از بسیار شاعر

از سکه های مفت دستش هست کوتاه
سهمی ندارد هیچ از خروار، شاعر

در کله اش پونز چپاندند و نیافتاد
مانند عکسی مانده بر دیوار ، شاعر

سوزن فرو کردند در فرقش ، نگفتند
چه می کشد در نقطه ی پرگار، شاعر

هر شب قلم را می برد در بستر خود
هر روز می بوسد لب سیگار شاعر

این کار را کرده اگر یک وقت جایی
هرگز نکرده هیچ جا انکار شاعر

گاهی سرخود رفته حتی داخل حبس
در بند “یک ملیون و شصت و چار” شاعر

خوابیده و خورده ست شب از شحنه شلاق
سر را فرو کرده ست توی دار، شاعر

*

اما همین دیشب برای عرض احوال
دیدم نشسته پیش استاندار، شاعر

با زاهد تسبیح گردن می کند حال
با شیخ ریشو می خورد افطار، شاعر

رفته ست بالا آخ و اوخش توی مجلس
مانند وقتی می شود بیمار، شاعر

پشت تریبون رفت این و آن به نوبت
پر بود از تاریکی و تکرار …. شاعر

یک عمر می گفتند هی اهل سیاست
پشت تریبون ها، ولی اینبار شاعر

طفلک برای عده ای روباه مکار
مثل کلاغی کرد قار و قار شاعر

*

در انتها پاداش را تقسیم کردند :
صد توبره مداح، یک صنار شاعر !

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • تتی می‌گه:

    سلام بر متتی
    بسیار زیبا و پر مختوا .

  • شاعر می‌گه:

    هرکس پی کاری رود این سو و آن سو
    بیچاره و درمانده و بی کار شاعر
    سر می کشد چون گربه در پستوی فرهنگ
    شاید بگیرد موشکی این بار شاعر
    پیچیده گرداگرد خود در صدر مجلس
    چون مار زنگی پیش استاندار شاعر
    وزنی فزون از بعضی از اصحاب فرهنگ
    گوید به قولی دفتر اشعار شاعر
    هرکس به دست آرد به حیلت یار غاری
    بی غار و بی کاشانه و بی یار شاعر
    تقدیر ما این است امروز ای برادر
    عبرت بگیریم از تن بر دار شاعر

  • حسین می‌گه:

    قوت کار٬ طنز محکم٬ جسارت٬ یکرویی با مخاطب٬ زبان و حس حاکم بر این شعر طنز آنرا به اثری درجه اول تبدیل کرده است.
    باید به شاعر خوب ش که بروشنی قابل حدس هم هست افتخار کنیم.

  • امیرحسین عزیزی می‌گه:

    دیدم که آن شاعر برای عرض احوال
    همچون عجوزه دم به دم میرفت ازحال
    پشت تریبون رفت آن گاه مرد بدبخت
    یک سکه مفت هم ندادند آبروش رفت

  • کر ضرغام آباد می‌گه:

    ٌصدآفرین ودست مریزادبرماه تیتی الهی برویی .الهی روبه رشدباشی .منتظرآثار بعدیت هستیم .

  • متتی می‌گه:

    با زاهد «تسبیح گردان» …

200x208
200x208