تاریخ درج خبر : 1392/03/26
کد خبر : ۳۰۳۲۱
+ تغییر اندازه نوشته -

انتخابات یازدهم ” نه ” به چه کسی است؟

سایت استان: نورمحمد حسینی سوق

در اولین انتخابات ریاست جمهوری ،ابتدا دوقطبی جلال فارسی و بنی صدر شکل گرفت. با رد صلاحیت جلال فارسی ، دو قطبی مرحوم حبیبی نماینده حزب جمهوری اسلامی و بنی صدر شکل گرفت. مردم بنی صدر را بر گزیدند دومین دوره رجایی و سپس حجه الاسلام خامنه ای در دوره های سوم و چهارم ُ پس از آن در دوره های پنجم و ششم رفسنجانی بدون دغدغه زیاد تقریبا بدون رقیب ، رییس جمهور شدند.

120

در دوره هفتم فصل نوین دو قطبی ها آغاز شد . دوقطبی ناطق و خاتمی وحشتناک ترین دو قطبی پس از انقلاب بود. محققین می گویند که انتخاب خاتمی نه بزرگ به رفسنجانی و مجموعه اصول گرایان آن زمان و سیاست های تنگ نظرانه و شکاف طبقاتی شدید.اصلاح طلبان با سرعت قدرت را در همه دستگاهها و دوایر دولتی قبضه کردند . قرت در این دوره متعلق به کسانی بود که دوم خرداد را درک کرده بودند.

دور هشتم خاتمی بی رقیب رییس جمهور شد. وضع موجود ادامه پیدا می کرد.

دور نهم سه قطبی یسیار شدیدی بین اصول گرایان و هاشمی و اصلاح طلبان مغرور تکثیر شده ،پیش آمد. در دور اول با یک انتخاب آرامی ُ اصلاح طلبان که ماشین حساب خود را گم کرده بودند جا ماندند . در دور دوم رفسنجانی و احمدی نژاد رقابت داشتند. ملت با نه گفتن به هاشمی، احمدی نژاد را انتخاب کردند.اصول گرایان در این دور مجددا قدرت را در سراسر کشور و حتی مدارس ایتدایی به دست گرفتند. حتی کارشناسان اصلاح طلب هم حق پاراف نداشتند.

دور دهم دو قطبی شدید اصول گرایان با همه عقبه . اصلاح طلبان و رفسنجانی و ناطق و موسوی و…حتی طیف کروبی یش آمد. احمدی نژاد با استفاده از قدرت سیاسی خویش و پشتیبانی مالی و سیاسی همه ارکان دولت و حتی ناظران انتخاباتی و با تاکید بر آرای فقرا و مستمندان و طبقات فقیر و روستایی از طریق کمکهای مستقیم و غیر مستقیم انتخابات را پیروز می شود. موسوی که حمایت شدید روشنفکران و طبقه متوسط را داشت پیروزی احمدی نژاد را تا امروز نپذیرفت. این انتخابات نه به هیچ کس نبود بل ادامه وضع موجود بود . به عنوان یک عضو جامعه ایرانی ُُجابجایی آرا را با این حجم هیچگاه باور نمی کنم . چون ساختار انتخابات در ایران ساختار بسیار بازی است. امکان جابجایی آرا با حجم زیاد در این سیستم ممکن نیست.

دور یازدهم چهار قطبی اصول گرایی و اصلاح طلبی و اعتدالیون و پایداریون بود.در میانه را ه اصلاح طلبان با اعتدالیون کنار آمدند و ائتلاف کردند.

سه قطبی اعتدالیون و اصول گرایان و پایداریون بعلاوه قطب جدید زاگرس گرا مجددا انتخابات را چهار قطبی می کند. پرونده قفل شده هسته ای با گرانی و تورم و رکود و فقر و بی عدالتی در شخص جلیلی و پایداری تجسم می شود. همه می گفتند این قفل باید گشوده شود. مردم بدنبال کلید می گشتند. گروه دو بعلاوه یک گروه بی آزاری بودند. چون مرتب همدیگر را خنثی می کردند. پیام محسن البرز نشین زاگرس گرا به صورت مستقل هر چند با برنامه به هیچ حایی نخواهد نرسید. روحانی کاندید ائتلاف اصلاح طلبان و اعتدالیون ، همه اصول گرایان قدرت طلب را شکست می دهند. انها می دانستند افکار طالبانی جبهه پایداری در ایران خریداری ندارد . پس: نه بزرگ این دوران به پایداری و آرمانهای بسیار خطرناک و عقاید عجیب و غریب آنها بود که این بار جلیلی را طعمه خود کرده بودند و متاسفانه جلیلی بدون درک شرایط جایگاه حقوقی خود وارد بازی شد که نه قواعد آن را می دانست و حتی نه مربیان خود را می شناخت. چنین است که به قول نویسنده سایت عصر ایران در پیروزی روحانی ، هشت نفر نقش کلیدی داشتند: حسن روحانی: شخصیت محکم ، سوابق درخشان ، فن بیان ، آراستگی چهره و پوشش ، ارائه برنامه های راهبردی و … همه و همه دست به دست هم دادند تا حسن روحانی ، بتواند بهتر از بقیه کاندیداها در نظر مردم جلوه گر شود و مردم ردای ریاست جمهور را برازنده تن او ببینند. توانمندی های فردی او مهم ترین عامل در مطرح شدن ، حضور و پیروزی اش بود.

اکبر هاشمی:

از بین سیاستمداران کنونی ایران ، حسن روحانی را می توان یکی از نزدیک ترین و دیرینه ترین یاران هاشمی دانست. روحانی هم پس از مشورت با هاشمی کاندیدای ریاست جمهوری شد.

سید محمد خاتمی:

بخش مهمی از آرای اصلاح طلبان که به سبد روحانی ریخته شد ،.

محمد رضا عارف:

معاون اول دولت خاتمی ، تا روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی ، کاندیدا بود و درصد قابل توجهی از آرای اصلاح طلبان را نقداً در سبد خود داشت. کناره گیری او از رقابت ها به نفع روحانی ، تقریباً همه آرای عارف به سمت روحانی رفت.

سعید جلیلی:

حضور سعید جلیلی به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ، باعث ترغیب بخش های مهمی از جامعه برای شرکت در انتخابات و رأی دادن به گزینه جریان مقابل شد. بسیاری از مردم ، نگران آن بودند جریانی که به تندروی معروف است ، بر سر کار بیاید و راه و روش احمدی نژاد ، به سبکی جدید استمرار یابد. اگر جلیلی کاندیدا نبود ، خیلی ها اساساً دچار نگرانی نمی شدند که بر اساس آن نگرانی به پای صندوق ها بروند و به روحانی رأی بدهند.

محمود احمدی نژاد:

8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد ، چنانچه افتد و دانی ، گذشت و مردم به ستوه آمده از وضعیت به وجود آمده در این سال ها ، به گزینه ای در جریان مقابل اصولگرایان رأی دادند. اگر احمدی نژاد عملکرد موفقی داشت ، مردم حتماً قدرت را در اردوگان اصولگرایان حفظ می کردند.

علی اکبر ولایتی:

او در مناظره ها ، تابوی بحث هسته ای را شکست و به روحانی فرصت داد که بتواند از عملکردش در پرونده هسته ای دفاع تمام عیاری داشته باشد. ولایتی در عین حال ، مطالبی را در خصوص پرونده هسته ای – از جمله مذاکراتش با سارکوزی – بیان کرد که در جدل هسته ای روحانی – جلیلی ، به طور آشکاری به نفع روحانی تمام شد و جایگاه او را در بین مردم تحکیم کرد.

محمدباقر قالیباف:

قالیباف که در مناظره های انتخاباتی اش خوش درخشیده بود ، در واپسین مناظره تلویزیونی ، مرتکب خطایی راهبردی شد و علیه روحانی سخنانی را گفت که واکنش جدی او را به دنبال داشت. وقتی قالیباف درباره حوادث سال 82 کوی دانشگاه اتهامی را متوجه روحانی کرد ، در واقع فرصتی طلایی به روحانی داد تا بتواند حاضر جوابی و تسلط خود را به نمایش بگذارد و خطاب به قالیباف جمله ای بگوید که مثل بمب در میان مردم منفجر شد؛ او خطاب به قالیباف یادآور شد که شما می گفتید که می خواهید به دانشجویان حمله گاز انبری کنید. این سخن روحانی ، نه تنها بخشی از آرای خاکستری قالیباف را به سبد روحانی برد بلکه بسیاری از مرددین را نسبت به رأی دادن به روحانی ثابت قدم کرد. و البته ، همه این ها در کنار اراده فرد فرد ملتی معنا شد که حماسه امید و اعتدال را خلق کردند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سید علی می‌گه:

    با سلام خدمت استاد گرامی
    متعجب که چگونه یک جامعه شناس می تواند نگاه ساختاری را تا این حد در نوشته ی خود سرکوب کند و به تحلیل های ژورنالیستی پناه ببرد.
    ا

  • سید علی رستگاری می‌گه:

    بنازم به اسطوره های فرهنگی سوق

  • نقد می‌گه:

    برادر عزیز، متأسفانه هم در مطلب شما و هم در مطلب عصر ایران انصاف جایگاهی ندارد و هر دو کاملا یکطرفه نوشته شده اند و فقط مورد تأیید خوانندگانی با افکار طالبانی قرار میگیرند.
    کاش در مورد این واژه تند بیشتر توضیح میدادید و به مصادیقش هم اشاره میفرمودید. بنده همیشه این واژه درست در مورد جناح مقابل آن که نام بردید، به ذهنم میآید، هرچند هیچ وقت از آن استفاده نمیکنم.
    آن کسی که در صورت پیروزی رقیب و جناح مقابل دست دوستی دراز میکند و تبریک میگوید و… افکار طالبانی دارد یا آن فرد و گروهی که در صورت مطلوب نبودن رأی مردم زمین و زمان را جهنم میکنند و به هر جایی چنگ میکشند؟ و در صورت مطلوب میل بودن، دنیا را بهشت میدانند و انتخابات را دمکراتیک ترین انتخابات دنیا؟…

  • دکتر ساسان می‌گه:

    برادر سید و نادر.
    مطلب ایشان نه گفتن به یک گروهی است که در سراسر مقاله آورده و نتیجه گرفته است. در پایان خود ایشان نوشته به قول روزنامه عصر ایران …….. این هم پس از نتیجه گیری است.
    لطفا در خواندن مطالب دقت بیشتر شود.

  • نورمحمد حسینی می‌گه:

    برادر محترم سید و نادر
    مطلب من نه گفتن به چه کسی بود و کپی در کار نیست . پس از پایان مقاله من نقل و قولی را مطرح کردم . نوشتم به قول نویسنده سایت عصر ایران هشت نفر و…. .
    لطفا در خواندن مطالب دقت کنید.

  • تقوی می‌گه:

    رقابت اصلی بین بنی صدر و دکتر مدنی بود.حبیبی را کسی نمی شناخت.

  • امان می‌گه:

    پاینده باشی استاد حسینی استفاده کردیم منتظر مطالب بعدی شمایم

  • سید می‌گه:

    عجب تحلیل کپی پیستی …

  • نادر می‌گه:

    این مطلب برگرفته از مطلب سایت فرارو بود! تقریبا با همین کلمات. (بخش پایانی!)

200x208
200x208