تاریخ درج خبر : 1392/03/26
کد خبر : ۳۰۴۳۴
+ تغییر اندازه نوشته -

نامه ای به حسن روحانی

سایت استان: فریدون هاشمی 

هفتمین رییس جمهور دولت جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.

هیاهوی دسته های شاد جوانان در خیابان ها رنگ نشاط بی نظیری را در فضای مملکت منتشر کرد. اشتیاقی تماشایی در نگاه بی قرار مردم بود که تازه به جای خالی اش در روزهای قبل پی می بردیم. جایی خالی که مثل عقده ای لجوج، مانند سیاهچاله ای در فضا روشنی لبخند و شادی را در خود فرو می داد و مجال تبسمی ناگاه را از ما می گرفت.

124587
هرچند رییس جمهور جدید آنچنان که بایست برای نوجوانان و جوانان سرزمینم چهره ای آشنا و دم دست نبود اما انگار این مردم همیشه به چهره های ناآشنا پناه می برند. مردم حتی در چهره های آشنا نیز گوشه ی پنهان شخصیتی را می جویند که با تعریف متداول از آن چهره متفاوت است. مردمی که سیل عواطف و احساس شان باعث می شود آدم از لاک همیشگی اش بیرون بیاید و نقاب آشنای همیشگی را بردارد و روایتی نو از شخصیت خود بروز دهد. یک آشنایی زدایی بی نظیر که از نگاه مدرنیته به بازآفرینی پیامی جدید منجر می شود و مخاطبی متفاوت را می آفریند.
شاید آقای حسن روحانی که اکنون در پیرهن حریر اصلاح طلبی می خرامد و تصویرش بر دست بچه های این مملکت می چرخد هیچگاه در تعریف متداول از اصلاح طلبی و اصلاح طلبان نگنجد. مردی که خود نیز اعتدال را شعار قرار داده بود تا از جبهه اصولگرایان و اصلاح طلبان جدا باشد و شاید بتواند هر دو جریان را به گونه ای شامل شود. اما حضور و حمایت بی نظیر بزرگان و خردورزان اصلاحات و حمایت شورانگیز مردم او را در مسیری قرار داد که خود موفقیت خویش را مدیون این جریان می داند.
قبل از این نیز دیگرانی در ناچاری تاریخ هم مسیر با جریان سیال حرکت مردم قرار گرفتند و با آن یکی شدند و تا خبردار شوند جزئی از تاریخ بی محابای گذر به سوی آزادی و اصلاح طلبی بودند. نامی یافتند و جانی بخشیدند به این هویت کم سال اما دیرپای دوست داشتنی.
میل به آزادی – این چشمه ی زلال جوشنده – و شوق پرواز در بیکرانگی رهایی در بال های گسترده جوان ترها اشک شوق و بغض خفته ی بزرگترها را شکوفاند.
اتفاقی که در 24 خرداد افتاد میوه ای شیرین بود که بعد از سال ها تابستان را برای مان خوشمزه تر می ساخت. یاد حماسه هایی که خرداد را برای مان بزرگ ساخته است بار دیگر تازه شد. جانی گرفتیم و راه مان را به سمت دنیایی زیباتر پیدا کردیم. باورمان شد که می شود و می توانیم.
اما با نگاهی گذرا به عواملی که این حماسه سیاسی را رقم زد بی گمان نقش بی بدیل رهبر انقلاب و حساسیت ویژه ای که در این دوره از خود نشان داد در قله قرار می گیرد. تاکید بر بی طرفی خود و دوری گروه های مختلف دولتی و نظامی و حکومت در طرفداری از فردی خاص و مدیریت صحیح و بی اشکال این مهم، راه رسیدن به یک اتفاق مهم در تاریخ مردم سالاری دینی را محقق ساخت.
نهادهای ذیربط و در راس آنها شورای نگهبان و نیروهای امنیتی نیز بر صیانت از آرا و حساسیت خود در حفظ و حرمت آراء ملت تاکید مشخص و روشن داشتند. و مردم نیز بار دیگر به ساختار انتخابات مملکت خود اعتماد کردند و حضوری زیبا و دوستداشتنی را در پای صندوق های رای به نمایش گذاشتند.
خرد جمعی و عقل اجتماعی مردم ایران بارها در طول تاریخ حقانیت و زیبایی خود را نشان داده است. تصمیم به انقلاب بر علیه شاه دیکتاتور، دفاع مقدس، آرمان های انقلاب و حضور در صحنه های مختلف انتخابات بارها حقانیت تصمیم این ملت را ثابت کرده است. پس نیازی به دلیلی دیگر نمی بینیم اگر از مسئولین بخواهیم همیشه به این تصمیم ها و انتخاب زیبا و برحق ملت تاکید داشته و بر آن گردن نهند.
در ساختار دموکراسی، مردم نقش اول و آخر را دارند. همه چیز از مردم و برای مردم است. دولت تنها می کوشد با آموزش و ایجاد ساختارهای اجتماعی هدفدار انسان را در مسیر تعالی و پیشرفت قرار دهد. تنها ساختارهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هستند که فرد را بی آنکه به فلسفه های مختلف مشغول کند در مسیر تعالی قرار می دهد والا سخن به گزاف راندن و به زور نصیحت و تهدید و تطمیع نمی توان ملتی را در چنگ تفکری خاص قرار داد.
یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری در این کشور رنگ تازه ای داشت. انگار چیزی را در چنگ گرفته ایم که سال ها بدنبالش می دویدیم. و روزی آنرا یافتیم که کمتر خیال یافتنش را می کردیم. این دوره ثابت کرد که اگر به بازی دموکراسی تن دهیم و به مردم اعتماد نماییم شور و شوق به کشور برمی گردد و انرژی پنهان جوانان این سرزمین آزاد شده و راه حرکت به سمت آینده ای روشن هموارتر می شود.
خیلی ها تا آخرین دقایق باور نمیکردند که سرنوشت خود را به دلخواه خویش رقم زده اند و هنوز در بهتی غریب لحظه ها را می شمارند. اگرچه انتخابات همیشه در این کشور نشاط خاص خود را داشته است اما خصوصیات بی نظیری در این دوره وجود دارد که آن را برای مردم ماندنی خواهد کرد.
و اما اکنون حسن روحانی خواسته یا ناخواسته پرچم دار سپاه جوانانی است که به او اعتماد کردند و به یاری اش شتافتند. مردمی که از او انتظار دارند روح آزادی، انسانیت، کار، تلاش، ترقی و اعتماد و راستی و درستی را در کشور تقویت نماید. به فرهنگ و سنت شان احرام بگذارد و همه را به رسمیت بشناسد. اقوام و نژاد و مذاهب را در کنار هم برای ایران بزرگ زنده و موثر گرد آورد و به احترام بزرگان علم و هنر این سرزمین کلاه از سر بردارد.

حسن روحانی!

این مردم با امیدهای بسیار با تردیدها و دودلی های بی شمار تکه های دل خود را ذره ذره از گوشه گوشه ی شهر جمع کردند و استخوان های شکسته در گلوی خود را با ناخن خون آلود بیرون کشیدند و نام تو را فریاد کردند.
این ملت یکی یکی دست به دامان عزیزان و کسان خویش شدند تا بار دیگر به عشق و امید رای دهند و گرد ناامیدی را از نگاه افسرده ی خویش پاک کنند.این کشور دست به عبای شما گرفت و بلند شد.
اکنون که بر صندلی ریاست جمهوری ایران بزرگ تکیه زده ای یادت باشد ما تو را نماینده ی تاریخ فرهنگ و هنر و مردی و استقامت و دفاع و رشادت خویش می دانیم. ما تو را ادامه ی نگاه ستارخان و میرزاکوچک خان و رییس علی و آریوبرزن می شماریم. تو را وارث غیرت بچه های سبزی می دانیم که در جبهه های داغ ایران سرخ شدند تا مرزهای این کشور پر رنگ تر از همیشه باقی بماند. تا خلیج، همیشه فارس باشد. تا بوی خدا رنگ کهنگی نگیرد.

حسن روحانی!

ترس هایت را دور بریز. ناتوانی هایت را در بازوان امید این مردم فراموش کن. دروغ و ناراستی و ریا و تملق و بی اعتمادی را پشت تریبون نبر. ما گوشی برای سخنران ها نداریم. چشمی برای لبخندها و اشک های بی مقدار نداریم. دهانی برای زنده باد و مرده باد نداریم. و دست هایمان را جز برای اعتلای مملکت مان مشت نمی کنیم.

حسن روحانی !

فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ این مملکت را دریاب. احترام و خضوع در برابر مردم را باور داشته باش. به این ملت اعتماد کن. خدا را فراموش نکن. دروغ نگو. فریب مان نده. ما برای دوست داشتن تو نیازی به دروغ نداریم . برای باور داشتنت از تو شاهکار نمی خواهیم. تنها انسان باش و در یاری گرفتن از بزرگان شک نکن. دست خویش را به سمت دانایان دراز کن. تملق گو مباش. هنر بی نظیر جوان ها را به یاری بطلب. کتاب بخوان. شعر زمزمه کن و بازیگرهای صحنه ی هنر را دوست داشته باش.

حسن روحانی!

تو می توانی در تاریخ این مملکت هم ردیف با بزرگان ایران نام خود را ماندگار سازی. می توانی به پیشرفت، سرافرازی، آزادی و امید در این سرزمین کمک کنی. خود را در چنگال سیاه پلیدان و نامردان و سیاه روزان اسیر نکن. به راضی کردن این و آن مشغول نشو. فرصتی نمانده است. ایران ما چشم براه مردی است که از خویش برون آید و کاری بکند.

دکتر حسن روحانی!

حتی اگر بخواهم، نمی توانم تو را از مسند مقدسی که داری پایین بکشم. نمی توانم دیگری را به جایت برگزینم. نمی توانم شخصیتت را تغییر دهم. نمی توانم حتی ساعتی روبرویت بنشینم و صادقانه بگویم که من فرزند ایرانم و ایران من اکنون در دست های تدبیر توست. مثل مادری دلواپس سرزمینم هستم. مانند سربازی تشنه، نگاهم در مگسک تفنگی کهنه گم شده است. دندان هایم لق شده اند. خونی لزج از گردنم می ریزد. وصیت نامه نمی نویسم. اما حرف هایم را به تو می گویم. آنگونه باش که بچه هایمان در کتاب هایشان دور نامت خط سبز بکشند. عکس ت را قاب بگیرند به دیوار اتاق شان بیاویزند. و با شنیدن نام ت صلوات بفرستند. آن هم سه صلوات پشت سر هم!
همین…

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شهرام می‌گه:

    احسنت بر ناشناس ، حرف دل خیلی ها رو زدی .

  • ناشناس می‌گه:

    نمیخواستم مطلبی بنویسم ولی حس کردم اگر ننویسم ستم کرده ام. به چه کسانی؟ به تمام کسانی که دوست دارند در هوای صداقت نفس بکشند.
    انتخابات امسال هم تمام شد ولی یک نکته را خوب پررنگ کرد وآن نقطه این بود که صادق بودن فقط در توان عده ای است.
    ممکن است ایرادات فراوانی به دکتر حداد عادل داشته باشیم که به جا هم باشد ولی وقتی در مناظرات به جای رأی جمع کردن اصول نظام را تثبیت و از سیاه نمایی برخی فضاسازان جلوگیری کرد واقعا به او آفرین گفتیم.
    در انتخابات امسال بعضیها پشت سر کسانی دنبال رأی جمع کردن قرار گرفتند که یا فتنه گر بودند و یا فتنه دوست و یا فتنه پذیر.
    انگار چاره‏ای نیست و باید اسم ببرم. کسانی که آقای خاتمی را با افتخار به عنوان مشاور خود نام بردند نقش ایشان را در فتنه 88 چقدر میدانند؟
    نمیخواهم بگویم خاتمی فتنه گر یا فتنه دوست است ولی میتوانم بپرسم خاتمی برای خاموشی فتنه 88 چه قدمی برداشت؟
    وقتی رهبر انقلاب تمام تلاش خود را برای خاموش کردن فتنه به کار گرفته بود مدعیان آرامش اجتماعی کجا بودند؟
    بگذریم. برخی دیگر از تکنیکهای رأی جمع کردن شعارهای مردم پسند بود.
    کسانی که در زمان تصدیشان در پستهای مملکتی فقر و فلاکت را نمیدیدند اکنون از مردم دم میزدند و گرانی را فریاد میکردند.
    کسانی که وقتی بر سر کار بودند با شعار توسعه سیاسی یادشان رفته بود مردمی هم هستند که زیر فشار سختیها در شهرهای و روستاهای مختلف در حال له شدن هستند.
    امروز آقای روحانی رئیس جمهور این مملکت است اما بد نیست نکاتی را از این هموطن کوچک بشنوند:
    1- پشت گرمی یک رئیس به کسانی باید باشد که بر آنها ریاست میکند نه به امثال خاتمی و هاشمی.
    2- اصلاح طلبان تندرو واقعا مورد تنفر اکثریت جامعه هستند که در شوراها بی اقبالی به آنها بیانگر این موضوع بود امیدواریم به این ورشکستگان نمک نشناس دلخوش نباشید.
    3- درصد بالایی از رأی شما رأی به حل مشکلات بود مواظب باشید با بها دادن به سهمخواهی افرادی که به سهمی کمتر از تمام سهم ملت راضی نیستند مشکلات را دو برابر نسازید.
    4- در این مملکت تا با ولایت فقیه همراه باشید مقبول عمومید 18 میلیون رأی شما باعث توهمتان نشود.
    5- شما را به خاطر صلابت مصاحبه نخستتان دوست داریم. امیدواریم این صلابت در مقابل فتنه سازان هم ادامه یابد.
    6- تمام خمینی دوستان را ببینید. سید حسن خمینی و دار و دسته اش جزء کوچک دریای مردمانی هستند که به عشق خمینی زنده اند.
    7- شما حوزوی هستید و دین سلاح شماست. مبادا این سلاح را به عرصه ای ببرید که در خدمت دنیای مادی قرار گیرد.
    8- کسانی که با شما همراه میشوند و زمام امور را بر عهده میگیرند باید فقرچشیده و محرومیت دیده باشند نه رأی خورده و منصب خریده.
    9- آقای روحانی بدانید که کسانی که روزگاری هاشمی را قاتل نامیدند و روزی دیگر یاور اصلاحات با شما نیز چنین میکنند پس تکیه بر خدا زنید نه بر حرفهای خیال آور.
    10- اینجا ایران است و صداقت حرف اول را میزند. قبول کنید که بخشی از رأی شما آلوده به مماشاتها و مسامحه در برابر کسانی بود که شما ایشان را به حق در فتنه 78 پس از حوادث کوی دانشگاه مشتی اراذل نامیدید. اطمینان داریم که این مسامحه را جبران مینمایید.
    ما دوست داریم در دوران ریاست جمهوری شما انصاف و حقیقت مداری بر جامعه حاکم باشد تا دعای خیر ملتی قهرمان پشتیبانتان گردد.

  • اسحاق آقایی می‌گه:

    درود
    شیوا و شگرف بود

200x208
200x208