تاریخ درج خبر : 1393/05/04
کد خبر : ۳۰۵۸۰۷
+ تغییر اندازه نوشته -

«راه یافتگان دیروز و امروز»

kafaee1212

سایت استان: علیرضا کفایی

آتش نهادن بر گذشته و سوزاندن آینده را اگر نگوئیم محال است لا اقل کاری است دشوار و البته این محال ممکن است در عالم ذهن و خیال ممکن شود ولی در عالم واقع امکان ندارد بدان جهت که آدمی به حکم اجتماعی بودنش با دیگران زیسته و اندیشه و عمل کرده است و چگونه می توان دیگران را قانع کرد که گذشته فردی را از خاطر ببرند و او را و اندیشه و اعمالش را طور دیگری تصور کنند . ولی هر کس در تصورات منفصل و در ذهن و وهم و خیال خود می تواند گذشته اش را پاک کند چون پاک کن بدست خود اوست و آینده اش را به هر شکل خواست بسازد اما فقط تصور است و بس . می تواند زاهدی از خود بسازد یا که پادشاهی باشد و فرمان براند یا هزاران دیگر از اوهام و تصورات در ذهن بنشاند ولی به محض فراغت از خوش خیالی های ذهن و در عالم واقع و در سنجه دیگران همه آن بناهای خیالی و فرضی فرو خواهند ریخت .

یکی از راه یافتگان دیروز مجلس ، امروز قصه تازه ایی روایت می کند که انگار حاضران آن دوران و ناقلان آن همه ماجرا ، همه رفته اند به دیار عدم . آنکه دیروز همه را به کین می خواند و راه یافته امروز را با زهر قلم و تلخ زبان در خفا و علن به بدترین وجه توصیف می کرد و فراتر از آن یاران و دوستانش به افشاگری از خاندانش می پرداختند و گذشته اشان را نقل و نبات مجالس خصوصی و عمومی کرده بودند و موضوع شب نامه و روز نامه و صبح نامه و ظهر نامه و پایان نامه سیاسی خود را به فرو کوفتن او و اهل و تبارش اختصاص داده بودند ، اکنون این دو راه یافته قدیم و جدید همدیگر را در آغوش گرفته اند .

آن همه گریبان چاک کردن دیروز برای اصول و اباحه گری سیاسی امروز بسیار ناشیانه بود و نه کار یک مرد سیاسی که خط بطلانی بر گذشته اصولگرایی کشی و آینده خود را تباه سازی تا افکار عمومی را مثلاً متقاعد سازی که فلان ، اصلاح طلب است !

این سوگواری بر اصولگرایی از سوی کسی که خود را نماد پایداری در اصول می داند کمدی سیاهی است که نه اصولگرایان راستین را اقناع و نه اصلاح طلبان واقعی را فریب می دهد و بیشتر ضعف و زوال اخلاق را می رساند .

موسیا آداب دانان دیگرند
سوخته جانان و روانان دیگرند

حقیقت اینیست که این هر دو چون دو لبه یک قیچی یک ماموریت دارند و کارشان هم فقط بریدن است اما نه به اراده خود که بر اساس دستوری و بوسیله دیگری ، این دولبه بر هم فرود می آیند تا اصلاح طلبان را قیچی کنند اما کارگردانان اصلی قضیه از یاد برده اند که اصلاح طلبی از جنس اندیشه است نه پارچه.

برو این دام بر مرغ دگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه
عار نبود شیر را از سلسله
نیست ما را از رضای حق گله
شیر را بر گردن ار زنجیر بود
بر همه زنجیر سازان ” میر ” بود

این عزیزان گویی به ماقبل انقلاب بازگشته اند و از یاد برده اند که تفسیر بدون پیش فرض نا ممکن است . آنچه را تفسیر و تحلیل می کنند پیش فرض ناصوابی دارد که از جانب دیگران نوشته شده است و اینان فقط مجری اند و آن ساقط نمودن یک تفکر است که ممکن نیست . دوران شاهنشاهی ، مردم را رعیت می دانستند و تابع اوامر حکام ولی امروز مردم شهروند هستند و ناظر بر امور.

نکته ها چون تیغ پولادست تیز
گر نداری تو سپر واپس گریز
پیش این الماس بی اسپر میا
کز بریدن تیغ را نبود حیا

عجبا که دو چیز دانستن یک چیز و یک روح در دو قالب و دو روی یک سکه چه زود و در گفتار و کردار راه یافتگان دیروز و امروز خود را بخوبی نشان میدهد و رقیبان چون دشمن دیروز ، امروز یکدیگر را به تعریف و تمجید نشسته اند و راه و رسم حزبی فراموش نموده اند چنانکه شاهدیم.

هزار جامه معنی که من بپردازم
به قامتی که تو داری قصیر می آید

امید است به یاری خدای تعالی در بیان دیدگاهها و رویکردهای اجتماعی پروای اخلاق و حقوق مردم داشته باشیم .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مهدی می‌گه:

    سلام علیکم جناب اقای کفایی از نوشته زیبا متین منطقی و ادبی شما و نیز از شجاعت در بیان عقایدتان خوشم آمد جالب و موثر بود لطفا” بیشتر بنویسید

  • شهرام خادم می‌گه:

    آقای کفایی سلام
    پای یکی از نوشته هایتان در همین سایت با ذکر نام نقد مختصری آوردم اما شما پاسخ نداده اید.
    سوال اول؟با توجه به اینکه کامنت ها پای نوشته ها تان تعداد معدودی است پس سخت نیست به آن ها که مستقیمن شما را به پرسش گرفته اند پاسخ دهید! کمااینکه آیا هدف شما از به رشته تحریر درآوردن تحلیل هایتان فقط دست و پا کردن نامی در رسانه هاست؟ یا آن سان که ادعایش را دارید و باید باشد، چیزی جز روشن سازی جامعه هدف و به زبان ساده مخاطب هایتان هست؟
    وقتی مخاطب از شما به نوشته تان شکوایی می برد چرا پاسخگو نیستید؟
    .
    .
    .
    اما نقد نوشته فوق
    محتوای نوشته از پرده دری مشی عده ای از نمایندگان گذشته و کنونی مجلس سخن می گوید! البته به دلیل زبان مجاز و سراسر رمز و راز به سختی می توان فهمید، حال! این همه در لفافه سخن گفتن چرا؟
    از آنجا که نماینده مجلس از طرف مردم مسول است چرا با ذکر نام ایشان را نقد نمی کنید؟احتمالن تصور کرده اید مورد حقوقی دارد که اصلن این گونه نیست و در ضمن با بیان برخی موارد خاص در مورد پیشینه نماینده نشان داده اید که از پیامد های حقوقی چندان ابایی ندارید. لذا به نظر می رسد قالب های نوشتن و مقاله نویسی را به درستی نمی شناسید و برای شما که کباده نویسندگی می کشید و به جرس مطالب تان را ارسال می کنید عیب بزرگی به شمار می آید.
    آنگونه که در مقاله ” قلم ترجمان حق” در آغازین جملات نوشته اید: “قلم راز دار بشر” نشان می دهد تصور شما بطور کلی از قلم زدن درست نیست، چراکه قلم رازدار که نیست بلکه رازگشاست و پرده در است و کار قلم تنها همین است، پس آنجا که لازم است به روشنی سخن گویید و آنجا که باید، سخن را مرموز بر قلم جاری کنید که آن هم قالبی دارد.
    نقد فراوان است اما کامنت مجال این عرصه نیست.
    با تشکر

  • حريت می‌گه:

    بسیار رساو متین بود.ماکیاولی و معاویه صفتی راعالی روشن کردی.هردو ازیک جنسند.سید قدرت درانتخابات دودور گذشته اصلاح طلب نشان میداد وتاجگردون درمنطقه اصلاح طلب ودرمجلس اصولگرا وعضو فراکسیون اصولگرایان.نو ندو نی وبی هویتی…………………..

  • ناشناس می‌گه:

    سلام گرچه نقد رفتارهای ریاکارانه ومذبذبانه امری است به صلاح ولی اقدام شما در ردگیری غلام ونقدکردنش داردتکراری میشود یعنی هیچ حق دیگری نیست که از ان دفاع شود وهیچ منکردیگری نیست که به بوته نقد گذاشته شود! شاید حقایق بزرگتری باشد که نیاز به دفاع دارند؟!

  • اصلاح طلب می‌گه:

    درود بر مطلب پر مغز و نغزتان کفایی با کفایت.اتفاقا آنها به ماموریت خودشان آگاهند ولی مجبورند و باید ادامه دهند و گرنه ……غمناک نباید بود که این هم بگذرد سیاهیش به زغال ماند.

200x208
200x208