تاریخ درج خبر : 1393/05/05
کد خبر : ۳۰۹۵۶۱
+ تغییر اندازه نوشته -

«مروری بر زمانی که گذشت»

45

سایت استان: دانیال پرندوار*

1- من یادمِ یک زمان به ما میگفتن که آلان زمانه خوبیه اگر در گذشته و زمان ما بودیت چه کار می کردیت …. ولی خدا کنه بهتر بشه.
2- من یادم یه زمانی تو خیابان های شهرمان بعد از دیدن اولین ماشین که اغلب ((لندرور ر)) بود تا دیدن ماشین بعدی شاید یک (( پیکان)) حدود نیم ساعت طول می کشید.
3- من یادم یه زمانی وقتی که یکی از دوستان یا فامیل را بعد از چند وقت تو خیابان می دیدیم احوال پرسیمان نیم ساعت طول می کشید.
4- یادم میاد یه زمانی روی همه در دیوار شهر نوشته بود دو تا بچه کافیه اما خانه های پر بود از بچه های قد و نیم قد و بچه ها شیرینی زندگی بودن
5- یادم به زمانی تو شهر برای خانم های بهترین مد چادر بود
6- یادم میاد یه زمان اگر آدم چاق بود همه تو شهر بد نگاهش می کردن.
7- یادم یه زمان اگر کسی می خواست مدارک علمی بالا بگیرد باید هفت خان رستم را طی می کرد. سقف تحصیل برای بیشتر جوان ها دیپلم بود.
8- یادم میاد یه زمانی بچه های 9 الی 16 ساله از ظهر و شب تو خیابان انواع بازی انجام می دادن شب که می رفتن خانه دیگرنای حرف زدن نداشتن – بچه های زمان ما چاق نبودن
9- یادم زمانی خیلی ها شاگر مغازه و دستفروش بودن یا می رفتن برای کارگری تو شهرهای بزرگ راحت خرج خودشون زندگی را در میاورن ولی قانع بودن
10- یادم یه زمانی کسی جرئت نداشت اسم ناموس کسی را به زبان بیاره
11- یادم یه زمانی مد لباس شلوار و پیراهن گل گشاد بود بالای سه متر پارچه می برد ولی کل بدن یک مرد را می پوشوند
12- یادم یه زمانی وقتی یه خانم تو خیابان رد می شود اگر تنها بود یا کسی همراهش باشه کسی سعی نمی کرد قیافش اسکن کند.
13- یادم یه زمانی توشهر همان یک مسجد بود((صاحب الزمان)) و همیشه پر بود از نمازگزار

اما حالا …

1- اما حالا میگن خوب نیست ولی خدا کنه از این بدتر نشه
2- اما حالا اینقدر ماشین جور وا جور که تو خود تهران نیست تو شهر ماهست که جرات رد شدن از خیابان هم نداری
3- اما حالا اگر یکی از دوستان با فامیل تو خیابان ببینم انگار چند لحظه قبل با هم بودیم حوصله سر تکان دادن را هم نداریم وقتی گلایه هم بکنیم می گن ای بابا تو چه دل خوشی داری (( تو که مثل ما درد نداری))
4- اما حالا رو در دیوارهای شهر نوشته بچه بیشتر شادی بیشتر ولی برای مردم این زمان بچه ها شدن اول دردسرهای زندگی اگر به اسرار بزرگترها هم باشه حداقل یکی دو تا کافیه
5- اما حالا شده چادر نماد عقب ماندگی رفته تو خاطره ها…. دختر خانم های امروز هم فقط می پرسن چی بپوشیم ؟
6- اما حالا شهر امروز پر شده از آدم های بی تحرک که کنار ماهواره لم دادن ودنبال بهترین قرص لاغری می گردد
7- اما حالا درس خواندن شده ((شعر)) و نمره گرفتن شده ((کیلویی)) مدرک هم که خداه بده برکت به نظرم باید برای بعد از فوق پرفسوری هم مدرک بزارند.
8- اما حالا بچه های ما تو خانه تکان نمی خورند انواع بازی مثل تبلتٰ موبایلٰ پلی استیشن و غیره …. دارند و بعد از چند شبانه روز که بازی می کنند وقتی احساس سوزش تو چشم ها شون می کنند کنار می گذارنش تا یکم بخوابن
9- اما حالا افراد به داشتن یک دهنه مغازه راضی نیستن دنبال هندوانه کاری اتوبوس داری کارخانه داری تو یک زمان هستن آخرش می گن بازار نیست کساده قانع هم نیستن
10- اما حالا لباس هر چی کوتاهتر و تنگ تر باشه مد روزه طرف یه بار خم بشه هزار جای بدنش توش پیداست
11- اما حالا اگر یه خانم چه تنها باشه و یا کسی همراهش باشه تو خیابان بعضی های تا تیره و طایفه اون زن یا دختر را به علاوه رنگ پوست و رنگ چشم و شماره رنگ ابروشون را پیدا نکنن روی خود را بر نمی گردانند.
12- اما حالا شهر من پراست از مسجدهای جور وا جور در حد ایا صوفیه ترکیه ولی به زور صف اولشون تشکیل می شه
حالا اظهار نظر در مورد اینکه آلان بهتر یا گذشته بر عهده شما …… ولی خدا کند از اینکه هست بدتر نشه

اینجا یک سوال پیش می آید که مقصر کیست ؟

ولی اگر از دایره انصاف خارج نشویم وبه قول یک ضرب المثل یک سوزن هم به خودمان بزنیم می بینم خود ما مردم مقصد هستیم نه مسئولین یک شهر یا یک کشور شاید بپرسید چرا؟
چون ما یاد گرفته ایم که مسئولیت و تقصیر خودمان را روی دیگران بگذاریم این اسانترین وراحت ترین راه حل یک مشکل و یک مسئله است و به نوعی فرار به جلوه ولی در واقع خودمان نمی خواهیم. زیرا خداوند بلند مرتبه فرموده اند تا خودتان نخواین، من هم هیچ کاری نمی کنم در قرآن سوره رعد آیه 11 به این صورت آمده :
(( خداوند سرنوشت هیچ قوم ((ملتی)) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها خود تغییر دهند))
و برخی هستند همانند قوم موسی که به ایشان می گفتن ما همین جا می نشینیم و دعا می کنیم تو و خدایت به جنگ دشمنان بروید. برخی هم می گویند ما هم دعا می کنیم و با این فکر که یک نفر پیدا شود و هم مشکلات را حل کند. و برخی هم که اصلاً حال دعا کردن هم ندارند ولی در عین حال می گویند که ما هم دغه دغه اینده خودمان و شهرمان را داریم ولی باید به همه آنها گفت : این تلاش ها هستند که می سازند نه دغدغه ها در یک (( کلام از کجا آمده ایم و به کجا می رویم )).
توضیح : باید اضافه کنم افرادی هستن که شامل موارد ذکر شده نمی شوند ولی آنها در اکثریت نیستن.

*کارشناس ارشد حقوق جزا

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • همشهری می‌گه:

    خیلی زیبا و شیوا بود جناب پرندوار …لذت بردم از این بیان روان و متن قابل تاملتان..دست مریزاد

  • سام می‌گه:

    آقای آرام عزیز ازشما بعیده دیگه
    بابا این انشاء چیه زدین تو سایت

  • علی برز می‌گه:

    سوادت قابل تحسینه ایشاالله بیشتر مقاله بنویسی راستی مدرک چیه؟

  • دهدشتی می‌گه:

    دوست عزیز متنت خیلی اشتباه نگارشی داره
    واسه نوشتن مقاله اول باید سواد نوشتاریتو بیشتر کنی
    مثلا کلمه ی “بودیت” خیلی تو ذوق میزنه
    فعل خیلی از جمله هات با فاعل همخونی نداره
    حرف ربط رو بعضی جاها فراموش کردی بنویسی…مثلا: کسی سعی نمی کرد قیافش اسکن کند…. اینجا باید مینوشتی قیافه ش را اسکن کند! …البته خود این جملات مشکل ریشه ای دارن
    ..
    از مدیریت سایت هم خواهش میکنم قبل از انتشار مطالب یه ویرایش کوچیک انجام بدن

  • امیر می‌گه:

    با سلام خدمت نویسنده محترم.جواب دادن به بعضی مطالب همان اندازه برایم لذت دارد که از خوردن غذای مورد علاقه ام لذت میبرم.چیزهایی را که عنوان فرموده اید همه واقعیتهای زمان گذشته وحال است .اما مقصر اینهمه اختلاف با این کوتاه ترین فاصله زمانی کیست وچیست؟همه این چیزها که عنوان شده همه اکثرآ پیشرفت داشته اما ایا این پیشرفت وضع را بهتر کرده یا بدتر؟حال نظر شخصی خودم را در مورد سوالا تم عنوان میکنم.نخست سوال آخرم آدم شکمویی نیستم اما مثالهایم را با خوردنیها مثال میزنم شنیده اید همیشه کفته شده که غذا کمترش خوشمزه تره؟چون میدانی به اندازه نیازت نیست ومجبوری آن را با آرامش بیشتری میل کنی و از خوردنش لذت بیشتری می بری و این نگرانی از کمبودش باعث مزه دار بودن آن میشود حال حکایت ماشینهای زیاد آنچنانی البته برای آنهایی که دارندش وامید وارم که از دسترنج خود خریده باشند.ویا مساجدی که در ساختنش زرنگند نه در علت ساختش.نماز خوان باشد جا برای اقامه اش هست,یا درمورد مدرک ملاک بودن ,قبلا مهندس که میگفتن از لحاظ واقعی علمی مهندس بود ولی حالا جوری شده که هرکی اسم کس را نمیداند ومیخواهد خطابش کند به بجای قدیم که میگفتند آآآقای آآآقای فلانی خلاصه اما بی معنی میگن مهندس چطوری مهنس چیکار میکنی مهندس یه لحظه و……./چرا ؟چون دانشگاهها ی ما بجای برگذاری کنکور بایک اس ام اس همه را جهت سرگرمی نه تعلیم به ورود به دانشگاههای ساختگی دعوت میکنند بعد هم این اونو ببین اون اینو ببین برا فلان دانشجو نمره جور کن بعد هم اخذ مدرک حال نه شغلی نه درآمدی ,تازه اگر هم کار باشه چطور بفهمیم کی مدرک داره با سواد,کی سواد داره بی مدرک این میشه که حالا شاهد آن هستیم.مقصر این عوامل کیست ؟معلومه من به جرآت میگم دولت دولت دولت .چطور ؟چون کارها کارشناسانه نیست چون چیزهای ساختگی وبی معنی زیاد شده چون اساس کار غلطه./ باتشکر از شمایی که برای خواندن مطلب این حقیر وقت گذاشتی.

200x208
200x208