تاریخ درج خبر : 1391/07/01
کد خبر : ۳۱۵۷
+ تغییر اندازه نوشته -

احمدخاکیان از تولد “غضنفر علیجانی” می گوید

 اواخر دهه هفتاد نوار طنزی با عنوان غضنفر (علیجانی) وارد بازار استان‌های لرنشین جنوب کشور شد که خنده‌های فراوانی را بر لبها جاری می‌کرد. در دورانی که مردم به راحتی نمی‌خندیدند و بیش از هر زمانی به شادی نیاز داشتند، خاکیان با روایت غضنفر؛ ذائقه‌ها را به سمت شادی و شاید هم نوعی طنز تلخ اجتماعی آن روزگار برد تا گل از گل مردمان، هم زبانش بشکُفد.  

احمد خاکیان خالق ماجرهای طنز غضنفر متولد 1358 و دارای مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی از دانشگاه آزاد دهاقان استان اصفهان است. او ازدواج کرده و یک دختر 5/1 ساله دارد. شغل وی مدرس دانشگاه و نویسنده و کارگردان رادیو در صدا و سیمای مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد است. خاکیان زاده شهرستان نورآباد ممسنی است. وی مخاطبان طنزهای خود را در استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، فارس، بوشهر، جنوب استان اصفهان، شمال خوزستان و بخش از استان چهارمحال و بختیاری که اکثراً لر زبانها هستند، می‌داند.

خاکیان که انتشار نوار‌های ماجراهای طنز غضنفر 1، 2 و 3 را در کارنامه خود دارد بعد از وقفه‌ای هشت ساله، مدتی است که سی‌دی غضنفر چهار را روانه بازار کرده است. این قسمت ادامه سه نوار قبلی از مجموعه غضنفر علیجانی بوده که از پنج آیتم تشکیل شده و هر آیتم دو تا سه موضوع اجتماعی را در قالب طنز بیان می کند. در نوار غضنفر علیجانی (چهار) پنج شخصیت اصلی به نام‌های غضنفر، با هنرنمایی”احمد خاکیان”، “عبدوشاه”، “گشمرد” و “لوییس” با هنرنمایی “پیمان عبداللهی” و سارا و عروس با هنرنمایی “فرشته ذوالفقاری” اجرا شده است. برای آشنایی بیشتر با وی به گفتگو می‌نشینیم که در پی می‌آید.

با احمد خاکیان راحترید یا غضنفر عیلجانی؟‌

در مصاحبه‌ها با اینکه خاکیان خطاب شوم، راحتر هستم. (با خنده)

مختصری درمورد نوار‌های قبلی توضیح دهید؟‌

دقیقاً یادم نمی‌آید اولین نوار ماجراهای طنز غضنفر چه سالی منتشر شد ولی فکر می‌کنم سال 79 بود. این نوار کاملاّ به صورت اتفاقی و بدون برنامه‌ریزی قبلی با یک دستگاه ضبط صوت معمولی انجام شد. آن موقع 23 سالم بود. درباره نوار اول هیچ مطالعه‌ای نداشتم و به همین دلیل بدون استرس و همراه با صفا و صمیمیت بود. یکی از دوستان دکمه ضبط را زد و ما هم یک متنی را که از قبل آماده کرده بودم می‌خواندم (به همین سادگی) و اصلاً پیش‌بینی نمی‌کردم که کار با این استقبال مواجه شود. غیرحرفه‌ای بود ولی طبق برآورد‌های شرکت پخش محصولات فرهنگی عرفان اندیشه این نوار حدود 300 هزار نسخه فروش داشته است. این آمار رسمی نیست بلکه خیلی از نوار توسط مردم کپی شده بود. آن اثر بی‌شناسنامه بود و به شکل رسمی هم وارد بازار نشد و به همین دلیل آمار دقیقی از تیراژ آن وجود ندارد.

استقبال مردم از نوار اول موجب شد، سراغ نوار دوم بروم. زمان دقیق انتشار این نوار  را نیز به یاد نمی‌آورم ولی فکر می‌کنم سال 80 بود. بیش از یکسال روی متن آن به صورت حرفه‌ای کار کردم. خیلی انگیزه داشتم. این نوار با همکاری آقای مختاری در در استودیوای حرفه‌ای در شهر تهران ضبط شد. نزدیک به 30 هزار نسخه فروخت که نسبت به کار اول استقبال کمی از آن صورت گرفت. البته در نوار  دوم سعی کردم به لحاظ محتوایی مسائل اجتماعی را مطرح کنم.

از نظر خودم بهترین اثرم نوار سوم بود که با تمام وجود عاشق آن هستم. این نوار فاصله‌ای جدی با همه کارها و آثارم داشت و در یک کلام فوق العاده بود و بیش از 30 هزار نسخه فروش رسمی داشته است.

 

بعد از انتشار سه نوار، دیگر خبری از غضنفر نشد و حالا بعد از نزدیک به هشت سال قسمت چهارم منتشر می‌شود. دلیل این تأخیر طولانی چه بود؟

چون محیط‌هایی که در آن کار می‌کردم هیچگونه ارتباطی با حوزه کاریم نداشت. مدت زمانی در شرکتهای حقوقی و سد سازی در استانهای فارس و خوزستان کار می‌کردم که نزدیک به هشت سال از بهترین دوران زندگی‌ام تلف شد و از کارهای فرهنگی فاصله گرفتم. در این مدت به صورت فشرده و در اوقات فراغت دست به قلم می‌شدم و طنز می‌نوشتم که حاصل آن دوران “سی‌دی غضنفر چهار” است. واقعاً احساس می‌کنم هشت سال از بهترین لحظات زندگی‌ام را از دست دادم و این در حالی بود که این زمان می‌توانست موجب خلق آثار قوی فرهنگی در عرصه نمایش رادیویی شود؛ ولی متأسفانه بر باد رفت. در سال 90 با حمایت برخی از مسئولان صدا و سیمای کهگیلویه و بویراحمد به ویژه آقای داریوش دبیقی، به این سازمان آمدم و خوشبختانه تا به امروز حدود 400 نمایش طنز “بیراث آباد” را تهیه و تنظیم کردم. الان از اینکه در جایگاه واقعی خود قرار دارم خیلی احساس خوبی می‌کنم.

بازتاب اجتماعی قسمت چهارم غضنفر را در میان مردم چگونه ارزیابی می‌کنید؟

از طریق بازخوردی که با مردم داشتم؛ (تماس تلفنی، پیامک و ایمیل) متوجه شدم که قسمت چهارم، انتظارات مردم را برآورده نکرده است. بعد از مدتی طولانی دوباره ظاهر شدیم، مردم نیز انتظار یک کار مناست و قوی را داشتند اما انتظارات برآورده نشد چون انتظار اثری قوی‌تر از قسمت سوم را داشتند. خوشبختانه به همین دلیل از سوی مخاطبان مورد نقد و بررسی جدی قرار گرفت (چرا که به قول ضرب المثل اروپایی هیچ کس سگ مرده را لگد نمی‌زند).

آیا شما این انتقادات را قبول دارید؟

برخی را قبول دارم و برخی را نه. بدون شک قسمت چهارم ضرب‌آهنگ، جذابیت و شور و حال آثار قبلی را نداشت. اشکال کار ما به دلیل استفاده از طنزهای اینترنتی در قسمت چهارم بود در حالی که در قسمت سوم از طنزهای اصیل و مردمی همین دیار استفاده کرده بودم. به نظر می‌رسد مردم طنزهای اصیل را بهتر می‌پسندند و با کاراکترها بهتر ارتباط برقرار می‌کنند. فضای کار بیشتر به یک محیط زمانی و مکانی محدود و ساکن بود و متأسفانه کمتر از حکایت‌ها و تعریف‌های اصیل استفاده شد. در این قسمت،‌ غضنفر که باید کاراکتر اصلی باشد از نظر تیپ شخصیتی به سمت حاشیه رفت و این موضوع باعث کاهش صحنه‌های خنده‌دار و حرکتهای زیرکانه و بزله‌گویی‌های وی است. نقد‌های منتقدین را به دقت یادداشت کرده‌ام که در آثار بعدی از آنها استفاده می‌کنم.

در اینجا نقدی بر شما وارد است و مخاطب آگاه از خود می‌پرسد شما وارد یک فضای هنری شدید و بدون شک از تجربه و توانایی دیگران نیز استفاده‌هایی داشته‌اید، پس چرا با وجود داشتن تجربه هشت ساله در این زمینه و نوشتن نزدیک به 400 طنز رادیویی، قسمت چهارم غضنفر ضعیف است؟‌

این نتیجه تشویش ذهنی من بود که به رغم داشتن تجربه، کار ضعیفی ارائه شد. دلیل اصلی آن شرایط بدی بود که در این هشت سال به من وارد شد. نگرانی و وسواس به حدی بود که حتی یکبار در استودیو دچار حمله مغزی شدم ولی باز سعی کردم که کار خوب انجام شود.

ولی کار خوب از آب درنیامد؟‌

من با شما مخالفم. چون به هر حال کپی و خرید غیرمجاز مزید بر علت بوده که کار زیاد به فروش نرود. شخصیت‌پردازی خوبی در قسمت چهارم صورت گرفته است، البته تنها نزدیک به یک ماه است که وارد بازار شده و زود است درمورد عدم استقبال از آن اظهار نظر کنیم. متأسفانه قسمت چهارم تا به امروز بیش از 95 درصد به صورت کپی غیرمجاز در اختیار مخاطبان قرار گرفت به طوری که تا به امروز فقط بیش از چهار هزار نسخه از این اثر فروخته شده است. به گواه مسئول شرکت عرفان و اندیشه شیراز بیش از 300 هزار نسخه از این کار در بین مردم وجود دارد که اگر در عدد 500 به عنوان سود هر سی‌دی ضرب شود مبلغی معادل 150 میلیون تومان خواهد شد. این در حالی است که من بعید می‌دانم هزینه‌های خود را هم دربیاروم. آن همه وقت، جنگ اعصاب و زحمات پیش‌کش کسانی که حتی یک لحظه هم به منافع مادی من فکر نمی‌کنند؛ منافعی که می‌تواند آثار بعدی‌ام را پربارتر کند.

دلیل این کار غیراخلاقی را در کجا می‌بینید؟

در یک نگاه کلی فروش اثر به شکل غیراورجینال از طرف مراکز ضد فرهنگی، خریداری و پذیرش آثار کپی از طرف برخی از مخاطبان از عوامل مهم قلمداد می‌شود. در نتیجه پیشرفت دستگاههای الکترونی، آثار به صورت غیرقانونی کپی و رایت و بلوتوث می‌شود و موجب شده که فروش به شدت کاهش پیدا کند. قسمت چهارم هم از این بیماری در امان نماند و به صورت غیرمجاز خرید و فروش می‌شود. فقط نزدیک به پنج درصد این اثر را به صورت مجاز و اورجینال می‌خرند این در حالی است حتی هزینه‌های اولیه کار را نیز نتوانستیم تأمین کنیم. به نظر من باید نهادهای دولتی وارد میدان شوند. یکی از راهکارهای مناسب در این زمینه برخورد جدی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با متخلفان است که کار سختی هم نیست. با اطلاع رسانی نسبت به پیامدهای بسیار مهم کپی رایت می‌توان تا حدودی نیز این مسئله را حل کرد.

البته امکان دارد در آینده سوء استفاده‌های بیشتری هم انجام شود که الآن باید کاری کرد، شما برای اینکه قسمت چهارم غیر قانونی کپی نشود کاری کردید؟

پس از توزیع اثر سوم در 6 شهرستان پیگیری حقوقی کردم که خوشبختانه در آن زمان با همکاری جدی قضات پرونده با متخلفین برخورد شد. اما من با یک جریمه بسیار ناچیز همه آنها را بخشیدم که اشتباه بسیار بزرگی مرتکب شدم و الان پشیمانم ولی تصمیم دارم باز هم پیگیری کنم و این بار قاطع‌تر هستم.

آیا مسئولان استانی نیز از انتشار قسمت چهارم حمایتی کردند مثلاً اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی؟  

در خصوص اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان که نظر خاصی ندارم اما حوزه هنری در واقع از کار من حمایت کرد. هر چند به عنوان یک طنزپرداز و منتقد اجتماعی از کسی ستایش نمی‌کنم اما وظیفه اخلاقی خود می‌دانم که از مجموعه حوزه هنری به ویژه آقای پارسیان‌نژاد به دلیل پیگیری‌های جدی وی برای گرفتن مجوز و همچنین حمایتهای مالی سپاسگذاری کنم. حتی آقای پارسیان‌نژاد معاون خود را برای أخذ مجوز به تهران فرستادند.

احمد خاکیان چقدر با غضنفر علیجانی تناسبی دارد؟

امیدوارم شباهتی نداشته باشد، چون غضنفر شخصیت عجیبی دارد. گاهی راستگو است و گاهی دروغ می‌گوید، گاهی انسان شریفی است، گاهی شارلاتان می‌شود ولی با این حال آدم بدی نیست. ضمن‌آنکه من هرگز نمی‌توانم تحمل کنم که عبدوشاه، پدر و پدربزرگم را آن طور کتک‌کاری کند در حالی که من با (گرهان) مسلح شاهد و نظاره‌گر باشیم.

اگر شما وارد درگیری شدید می‌شدید، حسابی کتک می‌خوردید؟‌

حق با شماست. عبدوشاه خیلی نفهم است. (باخنده)

روایت‌های غضنفر طنز تلخ روزگار ما است یا بیشتر تخیل است؟

در ماجراهای ظنز غضنفر بیشتر روی موضوعاتی دست گذاشتم که در درازمدت نیز مورد توجه قرار گرفته و با گذشت زمان کهنه و نابود نشوند. مسائل اجتماعی مانند اعتیاد که تاریخ مصرف ندارد و یا روابط جنسی و خیانت که از جمله معضلات اجتماعی جامعه ما است. البته در اثر پنجم تلاش می‌کنم به موضوع‌های اجتماعی مهمتری بپردازم.

چرا کار تصویری انجام نمی‌دهید؟

من اساسا‍ً به کار صوتی اعتقاد بیشتری دارم، زیرا که در کار صوتی مخاطبان به دلخواه و آنطوری که دوست دارند فضاهای داستان و کاراکترها را در ذهن خود به تصویر می‌کشند و این حقیقت شاید از عوامل ماندگاری بیشتر آثار صوتی باشد. در حالی که در آثار تصویری تنها یک تصویر آن هم بنا به سلیقه نویسنده و کارگردان خلق می‌شود. البته من در آینده نزدیک به دنبال یک طنز اجتماعی تصویری هستیم اما نمی‌دانم تا چه حد موفق شوم.

شما می‌گویید با کار تصویری و مصور اعتقادی ندارم، حال اگر ما بخواهیم عکس شما را منتشر کنیم چطور؟

نام و اسم ما دیگر یک چهره پوشیده نیست و اگر هم اکنون هم به سایت‌های اینترنتی مراجعه کنید عکسها ما را می‌بینید. عکس برای معرفی شخص مصاحبه شونده به خوانندگان مهم است. درمورد غضنفر چون در کار صوتی مخاطب می‌توان در خیال خود شخصیت‌پردازی کند بهتر است که تصویری در کار نباشد. حال که چهره‌ام برای مردم علنی و پخش شده عکس ما را هم بزنید.

شخصیت‌های طنزهای خود را چطور خلق کردید؟

شخصیت‌ها تخیلات ذهنی خودم هستند و چون روزانه با آدم‌های مختلفی سر و کار داشته‌ام و در ذهن خودم آنها را خیالی ترسیم می‌کنم.

تا حالا شده که در خانه با همسرتان از واژه‌ها و اصطلاحات طنز غضنفر استفاده کنید؟‌ برای مثال به او بگویید گلمبر؟

به او گلمبر نگفته‌ام اما در خانه شوخ طبعی میکنم. البته خانم من اساساً آدم جدی است.

شما در دانشگاه تدریس هم می‌کنید، آیا طنزپردازی شما در دانشگاه هم کارکردی دارد؟

دانشگاه محیطی علمی و تا حدودی جدی است و من به تجربه دریافته‌ام که شخصیت واقعی من با شخصیت هنری‌ام باید قابل تشخیص و تفکیک باشد، به همین دلیل در روابط اجتماعی با مردم احمد خاکیان هستم. البته سر کلاس گاهی شوخ طبعی می‌شوم و طنزهایی هم تعریف می‌کنم که شاید بتواند فضای کلاس را از حالت خشک خارج کرده و به فهم بهتر مطالب جامعه‌شناسی کمک کند که خوشبختانه دانشجویان بسیار با ظرافت برخورد می‌کنند و مشکلی در این خصوص ندارند.

آیا تاکنون برخوردی از طرف نیروهای امنیتی و انتظامی با شما شده است؟

خیر اصلاً. حتی تذکری هم داده نشده است.

آیا تا به حال آثارتان سانسور شده است؟

تنها چند جمله در اثر سوم و یک جمله هم در اثر چهارم بود. به طور کلی می‌توانم بگویم سانسور جدی نشده البته من خطوط قرمز را رعایت می‌کنم که نیازی به سانسور نباشد والا خیلی بیشتر می‌خندانم.

به نظر شما در چهار قسمت ماجراهای طنز غضنفر بهترین و ماندگارترین بخش‌های آن کدام بوده‌اند؟‌

از لحاظ محتوا سوژه جنسی، اثر سوم غضنفر و به لحاظ طنز درگیری، اثر دوم بهترین‌ها بودند.

چرا برای کارها و آثار خود قالب طنز را انتخاب کردید؟

به نظرم من قالب طنز در شرایط فعلی تأثیرگذارترین قالب ادبی و هنری است و اگر با جامعه‌شناسی همگام شود می‌تواند انتقادی‌ترین مطالب را بیان کرد. امروزه عموم مردم به دنبال جملات تاثیرگذاری هستند که طولانی نبوده و مسایل و مشکلات اجتماعی را به کوتاه ترین شکل ممکن بیان کند و این موضوع از طریق طنز محتوایی امکان پذیر است. اولویت در کارهای من خنداندن مردم بوده که در لابه لای آن پرداختن به مسایل و آسیب های اجتماعی نیز مدنظر است. در واقع طنز را به پرنده‌ای تشبیه می‌کنم که تحلیل محتوا و خنده دو بال آن هستند.

خانواد شما پدر، مادر و یا خواهراو براداران‌تان هم بزله ‌گو بودند؟

من یک خانواده پنج نفری داشتم. پدر، مادر و برادر کوچکم همه از دنیا رفتند و تنها یک برادر داریم. تقریباً به جزء مادرم همه بزله‌گو بوده‌ایم و هستیم.

آیا کار بعدی نیز دارید؟

به رغم اینکه از نظر مالی از کار چهار هیچ امتیازی به دلیل کپی رایت برای من دربر نداشت اما کار را ادامه خواهم داد. اتفاقاً قوی‌ترین طنزهایم را برای قسمت پنجم برنامه‌ریزی کردم که به زودی متن آن را برای مجوز می‌فرستم.

نظرتان درمورد تغییر نام استان چیست؟

چون مطالعه‌ای در این زمینه ندارم پس قاعدتاً نظری هم ندارم.

در پایان آیا صحبتی با مردم دارید؟

از مردم که همیشه با استقبال خود از قسمت‌های مختلف ماجراهای طنز غضنفر ما را مورد لطف قرار داده‌اند، تشکر می‌کنم. از مردم عزیز و علاقمند‌ان خواهش می‌کنم که برای حمایت از ما و انتشار آثار در آینده از خرید سی‌دی‌های غیرمجاز و کپی خود‌داری و اثر اورجینال و اصل را تهیه کنند.

لطفاً در پاسخ  به کلمه‌ها و جمله‌های زیر اولین کلمه یا جمله‌ای کوتاه که به ذهنتان می‌رسد را بگویید؟

محبوب‌ترین طنز‌پرداز: مهران مدیری

استقلال یا پیروزی: هیچکدام

غضنفر: انتقاد

گلمبر: وفاداری

گشمرد: بی‌خیال‌ترین مرد دنیا

کپی غیرمجاز: بدترین دزدان جهان

کهگیلویه و بویراحمد: خویشاوند ممسنی

قوی‌ترین مرد جهان: عبدوشاه

زیباترین جمله در باب هنر: غیر از هنر که تاج سر آفرینش است / بنیان هیچ سلطنتی جاودانه نیست

احمد خاکیان: خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش / بنماد هیچش الا هوس قمار دیگر

فضول‌ترین انسان: اَغو

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • قنبری لردگان می‌گه:

    نمیدونم چی بگم. شاهکاره شاهکار

  • فریده می‌گه:

    واقعا زیباست .تو بدترین شرایط زندگی هم که باشم دو کلمه غضنفر گوش بدم واقعا میخندم.بسیار متشکر
    مانا باشید

  • ناشناس می‌گه:

    نظر خود را وارد نمایید…من مشتاقم بدونم بدونم غضنفر بچه کجاست.

  • فتاحی احمد می‌گه:

    بنده همیشه و در همه حال طنزاتو گوش میدم و دنبال میکنم و نکته هاشو بیشتر اوقات بکار میبرم ..واقعا به داشتن چنین هنرمند لری افتخار میکنم…..با تشکر

  • زینب می‌گه:

    آفرین بر شما و هنر شما
    من و شوهرم همیشه طنزای شمارو گوش میدیم و محاله که خنده رو لبمون نیاد
    ییچ وقت برامون تکراری نیست

  • طراحی سایت می‌گه:

    بسیار کارتون عالیه

  • محمدی می‌گه:

    ممنونم از زحمات بی دریغت احمد جان همیشه پیروز باشی و سر بلند منتظر غضنفر 5 هستیم

  • امیر می‌گه:

    باسلام خدمت آقای خاکیان من بچه ی نورابادم واقعا افتخار میکنم که یه همشهریم باعث افتخار نورآباد وهمه لرها شده انشالا که صد سال دیگه زنده باشی.(((((((هزار ولا بهت گفتم هیبی ای آرد واگپن ردنشو)))))))خیلی دوستدارم ککا احمد.

  • لادن می‌گه:

    هیشکه مث غضنفروانیبو خیلی دوسش دارم…….خشوم و ایی گپش اییایه››››››››››طبع بلنددهسه تنک…
    حواست بوهمیشه لرل کارل قشنگته دنبال ایکنن مخصوصانورابادشهرخومو

  • مهدي از رامهرمز می‌گه:

    با سلام و عرض خسته نباشید خدمت آقای خاکیان عزیز خدا رو گواه میگیرم از اولین کار شما تا کنون که اثر چهارمتون هستش بصورت مداوم آثارتون رو گوش میدم باور کنید ادم هر چی گوش میده سیر نمی شه حتی بهترین آثار یا بهترین آهنگها بعد از مدتی آدم رو خسته میکنه ولی آثار شما اینگونه نیست جناب آقای خاکیان همه کارهای شما زیباست ولی غضنفر 3 و 4 زیباتر و حرفه ای تره امیدوارم آثار شما تداوم داشته باشه و اثر پنجم زودتر آماده بشه باور کنید همه منتظریم آخه بین اثر سوم و چهارم مدت زیادی گذشته مرسی از لطفتون سالم و برقرار باشید ان شاء اله

  • صدران می‌گه:

    شماره تلفن بزاری احمد جان

  • ساعد می‌گه:

    زیباترین مجموعه طنز صوتی دنیا

  • ساعد می‌گه:

    سلام
    آقای خاکیان عزیز به عنوان کسی که کارهای شما را به دفعات به صورت مداوم و تا حدودی حرفه ای از ابعاد مختلف دنبال می کردم ابتدا از شما تقدیر و تشکر می کنم و می گویم ثواب کارهای طنز این چنینی گاهی از صدقه وخمس و ذکات هم بیشتر است و شما به نکته جالبی اشاره کردید مردم دنبال مسایل اصیل اجتماعی قشر خودمان که در حال فراموش شدن هستند مثل یک حس گم شده می گردند و من از شما تقاضا دارم ما را به سادگی و صمیمیت گذشته که در مجموعه 1و3 بیشتر و در مجموعه 2 بود سوق دهید و ضمنا مجموعه 4 بسیار زیبا بود و باز هم تشکر و آرزوی توفیق

  • saeed می‌گه:

    انگار مامان از من خوشش نمیاد! والا مامان جون از من هم خوشش نمیاد، طوری ایگه مامان جون، انگار مامان جون بشره. ایخوم خوشش نیای( روز مرد مبارک)

  • عبدالله می‌گه:

    3سال تو بوسهر تفریحم بود

  • فرید شیرعلی می‌گه:

    با سلام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای احمد خاکیان؛ مفتخرم که سلام و تهیات طایفه بزرگ شیرالی را از استان خوزستان تقدیم حضرتعالی نمایم امید است با تلاش وسعی خود در کارهای بعد غضنفر علیجانی موفق تر باشی. ان شاالله

  • یاری سوق می‌گه:

    سظام جون کامپیوترم مشکظ دارد تمام خرفهی ظ را خودت صحیح بخوان
    دوست دارم ببینمت کجایی پسر دوساظ باهم بودیم کمی تحویظ بگیر مصاحبه ات را خواندم خیظی با کظاس گفتی بار کظا سری به ما بزن یا خداقظ تماسی بگیر

  • سید مهدی می‌گه:

    خدمتی که جناب خاکیان به لهجه شیرین لری میکند ستودنیست

    امید آن است که بتوانیم جوابگوی زحماتش باشیم

    سلامتی و سربلندی شما هنرمند خوش ذوق آرزوی ماست

  • خالدی از لردگان می‌گه:

    اقای خاکیان حضرات خالدی اینجا (لردگان)خیلی دوست دارن.موفق باشی وهمیشه شاد

  • احمد می‌گه:

    به خاطر همزبونی بودنم بامرحوم مسعود بختیاری،مرحوم حسین پناهی واستاد احمد خاکیان همیشه از لربودنم افتخار می کنم
    زنده باد احمد خاکیان عزیز

  • باقرپور می‌گه:

    یادش بخیر زمان دانشجوی در زاهدان تنها سرگرمی مون نوار غضنفر علیجانی بود واقعاً دستش درد نکنه !

  • بهداروند از شوشتر می‌گه:

    باسلام. خدائی کاست های اول آقای خاکیان وحدت ونزدیکی زیادی بین لرهای جنوب ایجاد کرد.

  • شیرخان می‌گه:

    خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش / بنماد هیچش الا هوس قمار دیگر

  • ناشناس می‌گه:

    خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش / بنماد هیچش الا هوس قمار دیگر

  • یک شهروند می‌گه:

    ابداع وابتکارجالبی استوبهترین قسمت آن .درگیری پدروپدربزرگ غضنفرباپدرنامزذش بود

  • سامان می‌گه:

    درود بر شما
    واقعا خسته نباشید.خیلی کارت درسته.از بس که با کار هنرمندانه شما خندیدیم و لذت بردیم که حد نداره.انشااله همیشه سالم و تندرست و موفق باشی. ادامه بدهید.

  • صادق می‌گه:

    آقا کارت درسته.
    موفق باشی

  • محمد مختاری می‌گه:

    خداقوت . من همان محمد مختاری ام که خاکیان از او اسم برد و خوشحالم که ………. . (صرفا” برای آشنایی خودتان نوشتم)

  • بچیل مال می‌گه:

    بابا کف کردیم از انتظار جون دخترت زودتر غضنفر 5را بفرست بخدا دوست داریم

  • آرمین می‌گه:

    خیلی دوسش دارم
    کارش درسته!

  • اغو می‌گه:

    اغو دورش بگرده نخواستی برمی‌گرده…

200x208
200x208