تاریخ درج خبر : 1393/05/09
کد خبر : ۳۱۶۱۰۵
+ تغییر اندازه نوشته -

میمون نماهای عرصه سیاست؛ نابلد و ناکارآمد

سایت استان: خدیجه مظاهرپور

می گویند “میمون که از همه زشت تره ، بازیش از همه بیشتره”. حکایت حال سیاستمدار نمایان ما حکایت همان میمون زشت رو است که در بی تدبیری و بی سیاستی سرآمد استانهای کشورند و با بی سیاستی و بی تدبیری خود ، تیشه به ریشه و اصل استانمان زده اند و استان را به باتلاقی از مشکلات و ناکامی ها فرو برده اند، ولی ادعای سیاستشان نیز از همه بیشتر است . استانی که به واسطه بی سیاستی سیاستمدارانش در وضعیتی بحرانی به سر می برد و به طور کلی نامش با بی سیاستی و بی تدبیری و عقب ماندگی گره خورده است ، بیش از همه ادعای سیاست می کند ! عقب ماندگان سیاسی خود را پیشروان سیاست و سیاستمدارانی کارکشته که با یک سر انگشت خود جهان را اداره می کنند ، می پندارند ، در حالی که توانایی اداره کردن یکی از سازمانها و نهادهای شهری کوچک مثل گچساران را نیز ندارند! افرادی که نسل اندر نسل شان، خود را سیاستمدار و سیاست را ارثیه انحصاری خود و خانواده هایشان می پندارند ، در حالیکه سیاست و در واقع بی سیاستی خود و آباء و اجدادشان استان ما را به این روز درآورد. افرادی دگم که از جمود فکری رنج می برند و حاضر به کوچکترین تغییری در افکار کوته فکرانه شان نیستند و موجودیت شان از اساس حاصل یک اشتباه بوده است! اینان بی سیاستی را سیاست می خوانند و سیاست را مهارتهای فریب کاری و فتنه انگیزی و قدرت نمایی و خودنمایی و تخریب رقباء و مخالفین و رابطه گرایی و رانت خواری می دانند. آنان که به خاطر منافع و خواسته های شخصی و جناحی خود پا بر منافع مردم و سرزمین خود می گذارند و آبرو و اعتبار سرزمین خود را به بازی می گیرند. در هیچ جای ایران این اندازه دم از سیاست و سیاست ورزی نمی زنند و در هیچ جای ایران این اندازه بی سیاستی و بی خردی حاکم نیست! کسانی دم از سیاست می زنند که حتی تعریف سیاست را هم نمی دانند و رفتارها و حرکات و سکناتشان شباهتی به یک سیاستمدار ندارد و حتی شکل و ظاهرشان هم شبیه یک سیاستمدار نیست و تنها به انسانهای اولیه تاریخ و اعراب عصر جاهلیت و در بهترین حالت به افراد عامی و کوچه بازاری شبیه می مانند! و از سیاست تنها نام اصول گرایی و اصلاح طلبی به گوششان خورده و اصولاً سیاست را به این معنا می پندارند وگرنه الباقی آن فتنه انگیزی و کارشکنی و قدرت طلبی و جنون قوم گرایی و طایفه گری است! و ارمغان سیاسی نمایی شان برای استان، تنها عقب ماندگی و سرشکستگی و سر به زیری و تأسف است .
در درس فلسفه سیاست دانشگاهمان خوانده بودیم سیاست یعنی علم و درایت و تدبیر برای درست و بهتر اداره کردن جامعه . حال با نگاهی به این تعریف و نگاهی بسیار گذرا به وضعیت استان ما ، اولین چیزی که به ذهن هر انسانی خطور می کند ، بی سیاستی و بی تدبیری در این استان است که جای هیچ انکار و توجیهی هم باقی نمی گذارد ، چرا که چیزی را که عیان است حاجتی به بیان آن نیست! قضیه وقتی جالب می شود که تقریباً به هر یک از ادارات ، سازمان ها و نهادهای استان که بروید ، هر کدام به افراطی ترین شکل ممکن دم از سیاست ورزی و سیاسی کاری مسئولین خود می زنند و هر کدام خود را از رهبران جریانهای چپ و راست سیاسی می پندارند و در جزئی ترین و بی اهمیت ترین مسائل نیز پای چپ و راست را به میان می آورند، این در حالی است که چپ و راست های واقعی که تدبیر و اداره امور کشور را به دست دارند، حتی برای یک بار و یک لحظه هم که شده ، نام این افراد را در لیست اصولگرایان و اصلاح طلبان وارد نمی کنند ، چرا که جز بی سیاستی و کم خردی چیز دیگری در این استان نمی یابند! در تقریباً تمام ادارات و نهادهای استان یک جمله مشابه را می شنوید : “به دلیل سیاسی کاری مسئولین کارها پیش نمی رود.” “فلان کار به خاطر مسائل سیاسی راکد مانده.” “دعواهای سیاسی اجازه پیشرفت امور را نمی دهند.”
آیا این سیاست است یا نادانی و بی خردی محض؟! سیاست را علم پیشبرد امور می گفتند نه علم پسرفت امور ! ولی نادانان و بی خردان نام مسخرگی هایشان را سیاست گذارده اند!
استان ما در همه زمینه های سیاسی – فرهنگی – اقتصادی – فکری و علمی از نظر عقب ماندگی در رتبه نخست و از نظر پیشرفت در این ابعاد،آخر است ! چه مضحک و چه تأسف بار! ولی در همین حال چپ و راست هایمان به یاد مرحوم آریو برزن ، با غرور سرشان را بالا می گیرند و به گذشته نادیدنی خود مفتخرند، ولی ظاهراً نمی دانند که قرنها از آریوبرزن گذشته و گیرم پدر تو بوده فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟!
یادم می آید یک بار به صورت اتفاقی با دو تن از فرزندان ناخلف آریوبرزن که از میمون نمایان کنونی عرصه سیاست منطقه مان نیز هستند همنشین شدم. یکی از آنها به دیگری گفت : اگر روزی دشمن به خاک سرزمین و خانه هایمان حمله کند ، خود و برادرانت به جنگ با دشمن خواهید رفت؟ دیگری با افتخار تمام جواب داد: نه! چرا من و برادرانم کشته شویم!!!! شاید در آن لحظه فراموش کرده بودند که هر از گاهی خود را فرزندان غیور آریوبرزن می نامند!
چماق لری جناب بزرگواری چندان هم به دور از واقعیت نبود ، گرچه وقتی ایشان آن را به زبان آوردند، همه سعی در انکار و کتمان آن کردیم و دلمان می خواست مردم ایران هم بپذیرند که چماق لری دروغ است و مردم ما انسانهای متمدن و با فرهنگی هستند، ولی در همان زمان خودمان هم می دانستیم که چماق لری واقعیت دارد و در این استان کاربردهای فراوان! هر چه سعی در انکار این واقعیت می کنیم باز بلافاصله دم خروس از جای دیگری برای اثبات این واقعیت بیرون می زند. چند روز پیش در برنامه پخش زنده ماه عسل شبکه سه سیما در برابر چشم میلیونها بیننده این برنامه، پیرمرد ساده و بی پیرایه لر که از مهمانان برنامه بود و فرزند نوجوان او به قتل رسیده بود با صداقت و صراحت تمام گفت: ما لرها نیازی به دادگاه نداریم، خودمان مجرم را قصاص می کنیم . ما لرها اینگونه ایم .
واقعیت همین است و به جای انکار واقعیت ، بهتر است واقعیت ها را پذیرفت و در صدد اصلاح خود برآمد.
جناب بزرگواری با چماق لری خود بر سر آنهایی بکوبید که چوب لای چرخ سازندگی استان می گذارند و منافع شخصی خود را بر منافع جمع ترجیح می دهند و آبادانی و اعتبار استانمان برایشان چندان مهم نیست و تعدادشان هم الی ماشاءا… کم نیست!
یکی از اصول روانشناسی این است که با هرکسی با زبانی که متوجه آن می شود باید صحبت کرد و زبانی را که متوجه نمی شود نباید به کار برد . بعضی ها زبان و منطقشان ، منطق چوب و چماق است و این نوع منطق را خوب می فهمند و محترمانه صحبت کردن با آنان مساوی با آب در هاون کوبیدن و همینطور مساوی با آب دادن به گلهای پلاستیکی است! من خود تجربه صحبت کردن مؤدبانه و محترمانه و متوجه نشدن طرف مقابلم را در این استان زیاد داشته ام.
یادم می آید چند سال پیش نویسنده ای فارس در کتاب فرهنگ اصطلاحات خود کلمه لر را معادل با یک صفت و ویژگی بسیار شنیع و ناپسند قرار داده بود و در یکی از روزنامه های محلی استانمان از مردم خواسته شده بود که مراتب اعتراض خود را نسبت به این عمل، بصورت شفاهی و کتبی و تلفنی و حضوری به نویسنده و انتشارات مورد نظر اعلام کنند . من نیز از سر احساسات ناسیونالیستی ام برای اعلام اعتراض خود با محل نشر کتاب تماس گرفتم و اعتراض خود را اعلام داشتم، ولی وقتی از دوست لر و همشهری مان که از مدرسین دانشگاه نیز بود، خواستم که او نیز برای اعتراض با آن انتشارات تماس بگیرد ، او گفت : دلیلی برای اعتراض وجود ندارد، نویسنده واقعیت را گفته. و حالا من نیز بعد از گذشت چند سال به این نتیجه رسیده ام که نویسنده کتاب در مورد بعضی افراد واقعیت را گفته بود .« به دلیل رعایت ادب از ذکر صفتی که معادل کلمه لر گرفته شده بود خودداری می کنم، گرچه نویسنده آن کتاب با گستاخی و وقاحت تمام از این لفظ استفاده کرده بود.»
آیت الله خامنه ای در سفر خود به استان در سال 1373 راز عقب ماندگی استان ما را سیاسی نمایی مسئولین آن عنوان نمودند. و سیاسی نمایی متفاوت از سیاست ورزی است. سیاسی نمایی یعنی ادای سیاست و سیاست مدار را درآوردن وگرنه سیاست و درایت و تدبیر که راهگشای امور است نه مانع و سد رفع مشکلات . بی سیاستی را نمی توان به جای سیاست جا زد.
هر روز در برابر دیدگان تک تک مان درآمد نفتمان را برای توسعه ، عمران و پیشرفت شهرهای از ما بهتران به یغما می برند و خودمان که صاحب آن و دود خورده چاههای نفت آن هستیم ، از کوچکترین امکانات بی بهره ایم و وضعیت بیکاری و فقر و مشکلات فکری و فرهنگی و اقتصادی شهرمان در حد بحرانی است و سیاستمدار نمایان شهرمان نیز از سر جهالت، یغماگران نفتمان را با لبخند بدرقه می کنند و با همه اینها با اعتماد به نفس کامل (و البته کاذب) نام سیاستمدار را نیز بر خود گذاشته اند! هر روز همگی ما به عینه بی خردی و بی سیاستی را در شهر و استانمان می بینیم و شهر و استانمان (که بیشتر به جزیره ای دور افتاده بی ارتباط با دنیای امروز و همینطور به بیابانهای صحرا و کویر لوت شبیه می ماند) در آتش بی خردی و بی درایتی می سوزد، ولی با این حال سیاستمدار نمایان مان ذره ای از ادعاهای واهی و مسخره شان مبنی بر سیاست ورزی کوتاه نمی آیند و همچنان در خواب و خیالات کودکانه شان هستند و کل زندگی شان در چپ و راست خلاصه می شود و در پستوهای خانه ها شان مجمع دیوانه گان به راه می اندازند و برای آتیه استان نقشه ها می کشند و غیر خودی را نیز در میانشان راهی نیست. برای ایشان شفای عاجل را از خداوند منان خواستاریم.
آیا سیاست چیزی جز تدبیر و کاردانی و درایت برای پیشبرد امور و رفع موانع و مشکلات است؟ یا سیاست یعنی حنجره خود را پاره کردن و دم از اصولگرایی و اصلاح طلبی زدن؟ شاید هم ترجمه لری کلمه سیاست اینگونه است!
به طور کلی فضای حاکم بر شهر و استانمان فضای بیمارگونه ای است . بیماری از نوع توهم خودشیفتگی و پارانوئیدی و اسکیزوفرنی و مالیخولیایی! و این فضای بیمارگونه منطقه مان را به سوژه خوبی برای خنده و تمسخر دیگران بدل کرده است و اگر جلوی این بیماری که به صورت اپیدمی در بعضی خانواده ها و خاندانها نسل اندر نسل در حال سرایت است، گرفته نشود و همچنان به سرعت پر شتاب خود ادامه دهد، این سیر قهقرایی به چاه فاضلابی منتهی خواهد شد که بوی تعفن آن همه جا را خواهد گرفت! همانطور که در حال حاضر تا حد زیادی این راه در استان ما پیموده شده و چیزی تا انتهای راه نمانده!
در وصف وضعیت اسفبار استانمان همین بس که فردی عامی از یکی از استانهای دیگر کشورمان گفت: حتی اگر سند کل استان کهگیلویه و بویراحمد مجانی به نام من زده شود و اگر کلید استانداری کهگیلویه و بویراحمد را به من بدهند و بگویند استاندار این استان هستی، حاضر نیستم روزهای زندگیم را در این استان تلف کنم!
هر چه فکر می کنم می بینم به جز تغییرات بسیار کوچک و جزئی ، از زمانی که به خاطر دارم تا کنون هیچ پیشرفت خاص و محسوسی در وضعیت شهرمان بوجود نیامده ، به جز مورد زیرگذر که آن هم بعد از مدتها ندانم کاری و رها شدن به امان خدا بالاخره به تازگی با چه مصیبتی در یک اقدام ضربتی و ناشیانه جهت خالی نبودن عریضه ساخته شده و معلوم نیست در کدام یک از روزها مردم مظلوم و بی گناه و مسافرین و ماشین ها را به کام مرگ بکشاند!
می توان مهاجرت کرد و در اینصورت از نعمت زندگی خوب و سالم و مفید بهره برد، ولی مهاجرین همه جا شهروند درجه 2 محسوب می شوند و این با عزت و غرورمان سازگار نیست. چرا در سرزمین خودمان صاحب زندگی خوب و سالم نباشیم، تا به خاطر داشتن آن مجبور به پناه بردن به دامان دیگران شویم؟! البته به لطف هنرنمایی های مسئول نمایان و سیاستمدار نمایان شهر و استانمان نباید چنین خواسته هایی را در ذهن پروراند، ولی آدمی با امید زنده است! در سطح کشور نیز از این قبیل سیاستمدار نمایان میمون صفت که فقط سروصدا و ادعایشان زیاد است وگرنه با الفبای سیاست نیز بیگانه اند و سیاستشان تنها فتنه انگیزی و کارشکنی و سرقت اموال بیت المال و بی عدالتی و رابطه گرایی و پایتخت گرایی و خودباختگی و خود فروختگی و وطن فروشی است، کم نیستند! و اگر کم خردی اینان نبود ، کشور ما یک کشور عقب مانده و جهان سومی نبود و همچون زمان جناب آریو برزن و کوروش کبیر ، یکی از ابرقدرتهای جهان بودیم ، ولی حالا نه تنها ابرقدرت نیستیم ، بلکه یکی از کشورهای ضعیف و عقب مانده جهان هستیم . آریوبرزن و کوروش ، بزرگ بودند و مثل بسیاری از امروزی ها ، کوچک و ذلیل قدرت و ثروت و شهرت نبودند.
گرچه این قبیل سیاستمدار نمایان در کل کشور موجود و پراکنده اند ، ولی آوازه و سر و صدایشان از این استان بیشتر شنیده می شود!
میمون نمایان عرصه سیاست چه نابلد و ناکارآمدند!

* مدرس دانشگاه

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • باسلام
    اصلاحیه:
    خدمت این خانم بزرگوار عرض کنم منطق خوبی ندارند بهتر ازاین می شود نوشت وظاهرا ایشان دیر آمدند وزود هم می خواهند بروند توصیه می شود کمی صبرکنند یه استکان چای سبز بنوشند. سیاسیون استان که همه می دانیم سیاه کارند ونقاش متخصص تخریب ومنهدم کردن رقیب ،چیز تازه ای را کشف نکردند. استان نکبت گرفته ما همیشه سکوی پرش برای مسولین غیر بومی بود محل آزمایش مهندسان وپزشکان ….نمایندگان مجلسمان هم همیشه بی کفایت وبی سیاست بودند وهستند فکر جناح وباند خود هستندودرمجلس شورای اسلامی سوژه می شوند ومایه تمسخر.خانم خوب ،مدرس سیاست ،متخصص در میمون شناسی وجانوار شناس خبره راه حل چیست ؟آیا غیراین است که جوانان مومن ومتخصص ومتعهد پا به میدان بگذارند واز تعصبات دست بردارند وفکر آبادانی استان ستمدیده ومردم زجرکشیده آن باشتد.سایه تان مستدام برسرمردم استان، بازهم غیرت شما حرفی زدید خیلی مردها در این استان هست که به خاطر منافع وموقعیت خود سکوت کردند وراضی به خیانت عده خاص شده اند.

  • سیدابراهیم شفقت پور می‌گه:

    باسلام

    خدمت این خانم بزرگوار عرض کنم منطق خوبی ندارند بهتر ازاین می شود نوشت وظاهرا ایشان دیر آمدند وزود هم می خواهند بروند توصیه می شود کمی صبرکنند یه استکان چای سبز بنوشند. سیاسیون استان که همه می دانیم سیاه کارند ونقاش متخصص تخریب ومنهدم کردن رقیب ،چیز تازه ای را کشف نکردند. استان نکب گرفته ما همیشه سکوی پرش برای مسولین غیر بومی بود محل آزمایش مهندسان وپزشکان ….نمایندگان مجلسمان هم همیشه بی کفایت وبی سیاست بودند وهستند فکر جناح وباند خود درمجلس سوژه می شوند ومایه تمسخر.خانم خوب ،مدرس سیاست ،متخصص در میمون شناسی وجانوار شناس خبره راه حل چیست ؟آیا غیراین است که جوانان مومن ومتخصص ومتعهد به میدان بگذارند واز تعصبات دست بردارند وفکر آبادان یاستان ستمدیده ومردم زجرکشیده آن باشتد.سایه تان مستدام برسرمردماستان بازهم غیرت شما حرفی زدید خیلی مردها در این استان هست که به خاطر منافع وموقعیت خود سکوت کردند وراض به خیانت عده خاص شده اند.

  • ياعلي می‌گه:

    نق نق وگلایه کار پیرزن هاست ای که دستت می رسد کاری بکن.

  • کوروش پورک پور می‌گه:

    درود برخانم مظاهر پور
    تمامی مطالبی که فرمایش نمودی حرف دل افرادی هست که عاشق آب وخاک این استان وایران بزرگ هستندامامتاسفانه کوگوش شنوابه درستی تمام مشکلات راگفتی ولی لازم درتکمیل صحبت های شما بگویم مابقی مناطق نیزوضعیت خوبی ندارن مسجد سلیمان عزیز.هرمزگان سرافراز.جنوب کرمان باآن تمدن بزرگ وووووای کاش افرادی که یک شبه دراین استان اصلاح طلب یااصولگرامی شوندوبه کرسی های مدیریت این استان تکیه زدندعاشق این مردم واین آب وخاک بودندواین تخصص راداشته باشند که بدانند چه منابع وچه ثروت هایی دراین استان هست ولی این وضعیت مردم وتوسعه این منطقه هست
    ودوستان عزیزبدانند افرادی که منتقد این نوشته خانم هم استانی هستند از کاروان همان افرادی هستند که بدون عشق به این خاک
    وبدون دانش وتخصص لازم یک شبه به مقامهایی رسید ه اندکه درخوابهای خود نیز باآن آشنا نبودندو حتی جلوی آینه ودرتنهایی
    خودباورنمیکنند که دراین جایگاه هستند متاسفانه نخبه های این استان یا باید مهاجرت کنند یادرعزلت وخونه نشینی باشند

  • میرزایی/تهران می‌گه:

    درود بی پایان الهی به شما هم استانی دلسوز و واقعیت نگر
    حقیقت همان است که در بیانات خانم بزرگواری مثل شما بیان شده.مشکل استان ما تنها و تنها همین سیاست زدگان بی سوادی است که دریچه های امید و پیشرفت جوانانمان را بسته اند و فضای آرام استان را به منجلابی تبدیل کرده اند که دیگر راه نفس کشیدن رو هم برای نخبگان ، اساتید و دانشجویان دانشگاهها سخت کرده اند.

  • ا. حسینی می‌گه:

    با سلام.
    اولا این ادبیات که خود را اندیشمند بدانیم و دیگران را میمون دور از شان و منزلت روشنفکری است. دوما کلی گویی و انتقاد کلی بدون ارایه مستندات معتبر و ذکر مثال عینی و روشن برای همه علمی و اندیشمندانه نبوده وبیشتر بر پایه احساس و برداشت شخصی بنظر می رسد. نقاط ضعف و قوت در همه ما از استاد تا سیاستمدار گرفته وجود دارد و کوبیدن یک طبقه خاص با چماقی که ذکر فورمدید نیز در راستای همان دیدگاه است. نمیدانم چه جوی راه افتاده که همه افراد این مرز وبوم را کم فرهنگ میخوانند گویی خود تافته جدا بافته ای هستند از دل آسمانها بیرون آمده اند.

  • مرادپور می‌گه:

    با این تیم کاری اداری در گچساران که بر اساس فقط رای انتخاباتی بر مسند صندلی نشسته اند چشم انداز بدتر از گذشته وحال را برای این شهر ستان سراسر نعمت باید متصور بود ؟؟؟/روسای ادارات این شهرستان که بطور غالب با توصیه و رابطه و تظاهر و تسلیم و تملق رییس شده اند و برای حفظ این موقعیت غصب کرده هر درشتی و اجحاف را از مدیران استانی به دیده ی منت می پذیرند چه جای پیشرفت و ترقی را باید امیدوار بود ؟؟؟؟رییسی که حتی جر ات یک تصمیم ساده ومعمولی را از خود ندارد چگونه باید شاهد تحول لازم وتاثیر گذار باشیم ؟؟؟؟روسای ربات گونه که تصمیم اقدام و اجرایشان با نظر و نگاه مدیر بی سواد و ناتوان استانی از قبل تنظیم شده است و چون عروسک خیمه شب باز دارد نقش اجرا می کند چه امید ی به از بین رفتن عارضه و اسیب های ریز ودرشت این شهرستان باید بود؟؟؟؟؟

  • پارسا می‌گه:

    راهکار و پیشنهاد عملی مهمتر از گلایه و نالیدن است .

    استان مان در وضعیت مطلوب نیست اما گذشته تا الان کارهای خوبی انجام شده بعید می دانم افرادی تمایل داشته باشند عملکرد شان خدشه دار شود .
    سیاسون هم استانی که سراسر انسانهای ناخلفی نیستند ، انها هم مثل بقیه مردم اند ،

    ای بسا اگر شما در حلقه قدرت و یا جز سیاسون بودید بهتر از این هم عمل نمی شد همین سیاسون فعلی با اطلاع از اوضاع برای تغییر و تحول به صحنه آمدند ، ما به به شکل عمومی و فراگیر گرفتاربرخی مسایل شدیم که هرکدام از ما به سهم خود در این وضعیت سهم و نقش داریم ، چه بسا فردا روز که عرصه تصمیم و انتخاب است همه این دغدغه ها را فراموش می کنیم و خود هم آتش بیار معرکه می شویم و دردی مضاعف تولید می کنیم .

  • سید عبدال می‌گه:

    با احترام به متن درد دل مانند شما اما نهایتا مسئله ی شما چیست خانم محترم؟
    تا زمانی که نتواند مسئله را فرموله و تهدید کرد داریم درد دل می کنیم.که طبعا درد دل کار چندانی در عمل پیش نمی برد.

  • اصلاح طلب می‌گه:

    این ادبیات در شان یک مدرس دانشگاه نیست،گرچه امروزه استاد و دانشجو هم زیر سوال رفته به خاطر کم سوادی.
    راهکار شما چیست خانم مدرس؟انتقاد که همه استادند و سالها این وضعیت وجود دارد.
    اتفاقا سیاست در سطح کلان هم همین وضعیت را دارد خیلی تفاوتی نیست.شما اصولگرایی یا اصلاح طلب؟

200x208
200x208