تاریخ درج خبر : 1393/05/12
کد خبر : ۳۲۳۵۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

بیمار یا بیمارستان؛چه کسی مقصر است؟‎

سایت استان: سعید کرمی

“باطل آن است که بگوئی شنیدم، و حق آنست که بگوئی دیدم” .خطبه 141 نهج البلاغه
مرگ یک دختر یاسوجی و تنش بین بستگان بیمار و پزشک جراح، مضمون خبری بود که چندی پیش در سایت های استان منتشر گردید و بسیار دلخراش و سراسر تأسف بود؛ هم اصل موضوع دردآور بود که یک دختر جوان با هزاران امید و آرزو به همین راحتی و کاملا بی تفاوت جان می سپارد و هم حواشی بعد از آن بر تلخی مسأله می افزاید.
این نوشتار فارغ از هرگونه اظهار نظر سطحی و جانبداری کورکورانه و با پرهیز از اتخاذ موضعی خاص در مورد طرفین موضوع یعنی ضارب و مضروب، تنها بنای تحلیل و در نهایت انتقاد و گلایه از مسئولین بیمارستانی و صاحبنظران مرتبط در رابطه با مواضع اتخاذی بعد از این حواشی را دارد.
پس از وقوع این حادثه و انتشار مفتخرانه آن در سایت های استان، از جانب مسئولان مرتبط و همچنین خوانندگان محترمی که خود را به عناوین مختلف معرفی نمودند مواضعی اتخاذ شد که بسیار جای تأمل داشته و گاها جای نگرانی نیز دارد.
تنش بین بستگان بیمار متوفی و کادر درمانی اگر چه فی نفسه عکس العمل پسندیده ای نبوده و قطعا اصل موضوع فارغ از استثنائات و صحت و سقم مدعیات ضارب قابل دفاع نخواهد بود، اما گاها بنا به شرایط روحی و روانی موجود در مواردی خاص، قابل پیش بینی بوده و دور از انتظار نیست و حتی با کنکاش بیشتر “اما و اگرهایی” پیش می آید که حتی می تواند به توجیه منطقی آن نیز بینجامد.
اما اینگونه مسائل در نهایت به رفع خصومت و اصلاح بین طرفین خواهد انجامید، لذا نکته قابل تأملی که تأسف و شاید خسارت بیشتری را به افکار مردم و وجهه منطقه تحمیل می کند این است که در چنین مواقعی هیچ مسئولی، مسئولیتی را به عهده نمی گیرد و همه در صدد فرافکنی و پاک کردن صورت مسأله هستند و حتی احتمال یک درصد خطا و اشتباه را به فرد یا افراد اجرایی مرتبط با مسئله پیش آمده نمی دهند و این در حالی است که ضمن احترام به مقام حقیقتا مقدس طبابت، قصورات کادر پزشکی و از جمله پزشکان در این موارد امر بعیدی به نظر نمی رسد و دور از انتظار نخواهد بود.
بدتر آنکه در چنین شرایطی همه دست اندرکاران متفق القول می شوند و با ادعاهایی چون ضعف فرهنگی و خلأ امنیتی، صفر تا صد مسأله را در توبره مردم می گذارند؛ آنچنان که گویی یاسوج مدینه فاضله بوده و این بهشت برین تنها نقطه ضعفش در همین مورد می باشد و اصلا تمام مشکلات موجود در این خطه زیر سر مردم است ولاغیر؛ و این وسط مسئولین مرتبط نیز معصومین بالفطره و انسانهای ماوراء الطبیعه ای توصیف می شوند که گردی از خطا و اشتباه بر دامن آسمانی شان نمی نشیند و فریاد دادخواهی شان از دست این مردم به تعبیر ایشان بی فرهنگ، فرشتگان عرش و فرش را به گریه آورده است!!!.
بگذریم از اینکه الواح تقدیر و دسته های گلی که مطب ها و بیمارستان ها را مزین کرده است، از طرف همین مردمی است که اکنون فرهنگ شان را زیر سؤال برده و مخل امنیت شان می دانند؛ و حتما جامعه پزشکی و مسئولین درمانی بهتر از همه می دانند جایگاه استان ما در مقوله اهدای عضو و سایر اقدامات ارزشی در سطح کشور چه جایگاه ارزنده و بالنده ایست که جهت پرهیز از اطاله کلام وارد جزئیات آن نمی شویم.
علی ایحال با توجه به دیدگاه های متفاوت اقشار مختلف مردمی و تفاوت فاحش آستانه تحمل بین مراجعین به جهت شرایط اختصاصی روحی و زندگی هر شخص، وجود چنین تنشهایی در سیستم های عمومی و مرتبط با ارباب رجوع قابل پیش بینی بوده و حتی گاها طبیعی نیز می باشد، که در این موارد وظیفه مسئولین و انتظاری که از آنان می رود پذیرش آگاهانه و درک هوشمندانه تبعات این شرایط در مواقع خاص می باشد نه اینکه موشک در جواب موشک رها کرده و با انتشار آنچه که خود هم آن را برای حیثیت استان مضر می دانند مقابله به مثل کرده و با فرار به جلو سعی در تبرئه یکجانبه خود نمایند.
مسئولین در مصاحبه های خود می گویند امیدواریم که امنیت پزشکان تامین شود!!، که چنین مدعیاتی این سؤال را به اذهان متبادر می کند که با عرض معذرت مگر اینجا جنگل است و خدای ناکرده مردمانش وحشی اند که اینطور امنیت پزشکان را آرزوی دور و درازی قلمداد می کنید؟
تمام این مدعیات در صورتی است که کارنامه درخشان این سرزمین با اصالت همواره قابل دفاع بوده و استثنائاتی چون این مورد و امثالهم خدشه ای بر کلیت اصالت و فرهنگ این منطقه وارد نخواهد نمود؛ و تحت هیچ شرایط و با هیچ توجیهی نمی توان اعتراض به جا و یا حتی نا بجای فرد یا افرادی تحت تأثیر مصیبتی که بر ایشان وارد شده است را به حساب خدشه فرهنگی و نا امنی منطقه گذاشت و تردیدی نیست که آنچه زمینه را برای مخدوش نمودن چهره اصیل استان فراهم می کند همین مصاحبه های نمایشی و اظهار نظرهای بی منطق و عجولانه مسئولین مرتبط است.
از این موضوع که بگذریم ضمن ادای احترام به کلیت جامعه پزشکی و درمانی استان، حقیقتی تلخ و واقعیتی ناخوشایند که هیچ کس را یارای کتمان آن نیست، وضع نابسامان و امکانات نامطلوب بیمارستانهای یاسوج است که اگر بخواهیم دلیل یا دلایلی برای عدم تمایل پزشکان و متخصصان غیربومی به خدمت در استان و همچنین بروز چنین تنشهایی که از نارضایتی بیماران و خانواده های ایشان حکایت می کند عنوان کنیم بی شک این موضوع در زمره اولین مؤلفه های مقولات فوق الذکر خواهد بود.
اتفاقاتی مشابه موضوع اخیر، مرگ نوزادان بستری در بیمارستان امام سجاد در یک مقطع زمانی و سیل عظیم بیمارانی که برای معالجه و تسکین آلام خود به شیراز و اصفهان و سایر شهرهای دور و نزدیک پناه می برند و پزشکانی که از فقدان امکانات و تسهیلات در بیمارستان ها و مراکز درمانی شکایت می کنند و… تأییدی است که صحت این مدعیات را تقویت می کند و می توان با یک نظرسنجی معتبر از مراجعین مراکز درمانی از حقیقت آن اطمینان حاصل نمود.
اما با وجود اینکه بروز چنین اتفاقاتی همیشه در بیمارستانهای یاسوج وجود داشته و قطعا باز هم اتفاق خواهد افتاد، تاریخ استان هیچگاه عذرخواهی و پوزش طلبی واقعی یا حتی صوری و مصلحتی احدی از مسئولین ذیربط را به خاطر ندارد و همیشه مصلحت در توجیه و سرپوش گذاری موضوع به هر قیمتی بوده است و همین است که هرکس می تواند با هر اشتباهی که می کند به پناهگاه مصلحت پناهنده شده و خود را تبرئه کند و چنین است که هر دم از این باغ بری می رسد…
به راستی اصلا اشتباهات پزشکی در بیمارستان های بروز نداده و نمی دهد؟
اگر رخ نداده است چرا این رکورد ارزشمند، ثبت جهانی نمی شود و اگر می دهد که قطعا می دهد، چه کسی تا به حال مسئولیت یکی از اشتباهات ولو کوچکترین آنها را به عهده گرفته است و صادقانه از مردم عذرخواهی کرده است؟
مهمتر از همه اگر چنین رفتاری از جانب بستگان بیمار برای وجهه استان مناسب نبود که واقعا هم نبود و انتشار آن چهره استان را دچار خدشه می کند که شاید بکند، چرا مسئولین بیمارستانی و مرتبط با این موضوع باید اشتباه فرد داغدیده ای که قطع به یقین در آن شرایط، حالت طبیعی و شرایط روحی مساعدی هم نداشته است را با اشتباه دیگری (انتشار رسانه ای) جواب دهند؟
اگر این موضوع لکه تاریکی بر سفید آبروی این دیار می باشد که شاید باشد، چیزی که حیثیت استان را خدشه دار می کند قطعا فقدان سعه صدر و در بوق و کرنا کردن و رسانه ای کردن چنین مسئله ای است که بی تردید می توانست به طریق معقول تری چون ازخودگذشتگی و اندکی تحمل خاتمه یابد؟
آیا صرفا رسانه ای کردن چنین حوادثی گشایشی در اصل موضوع ایجاد خواهد کرد و به ترمیم فرهنگی که عده ای اشک تمساح ریزان از آن یاد می کنند منجر خواهد شد؟
آیا آنجا که مواد 608 و 618 قانون مجازات اسلامی را در بیمارستان ها نصب می شود و همراهان بیمار، محترمانه به اعمال قانون تهدید می شوند، لازم نیست که منشور حقوق بیمار و منشور اخلاقی پرسنل درمانی نیز نصب گردد و صدالبته به اجرا درآید تا دیگر شاهد بروز چنین مخاطراتی نباشیم؟
عرض آخر و مخلص توصیف اینکه حوادث دردناک اخیر شامل اشتباهات تأسف برانگیزی بود که متأسفانه هر کدام با اشتباهی اسفبارتر پاسخ داده شد و امید است که مسئولان ذیربط با سعه صدر و وسعت دیدی مضاعف، فارغ از تعصبات شغلی و مصلحتی بر حقایق موجود متمرکز شده و با رفع مشکلات و معضلات محسوس و ملموس، زمینه های جلوگیری از بروز موارد مشابه را در آینده فراهم نمایند انشاالله.
در پایان برای خانواده متوفی صبر جزیل و برای جامعه پزشکی و درمانی اجر عظیم را از درگاه احدیت مسئلت می نماییم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • یه نفر می‌گه:

    با دیدگاه این برادر عزیز کاملا موافقم

  • ناشناس می‌گه:

    در پاسخ هم ولایتی باید عرض کنم اخلاق انسانی که دیگر دانش و تخصص آن تنها در انحصار شما و بیمارستانهای یاسوج نیست مومن ، باور کنید به خاطر همین که فکر می کنید هرکس پزشک نیست حتی حق سوال کردن هم نداره و احتمالا دکتر هم یه برخوردی تو همین مایه ها با خانواده بیمار کرده که این اتفاق افتاده……………. نقطه ضعف در حادثه اخیر فقط عدم تکریم ارباب رجوع و این تصور بوده که به فقط پزشکا آدمن و بیمار و خانوادش هم ……….

    • پذشک خارج از استان می‌گه:

      نخیر دوست ناشناس سخن در این است که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. تا موقعی که اصول ارتباطات علمی و انسانی رعایت نشه و هرکسی پاسخگوی عمل خودش باشه و بی اطلاع در کار تخصصی دیگران اظهار نظر نکنه این تعارضات اجتماعی حل نمی شه. عزیز هم ولایتی به حق گفته که موضوعات تخصصی نباید به قلم هر ناواردی رسانه ای بشود و اصلا هیچ کجای دنیا و هیچ کجای ایران هم این رویه مرسوم نیست.

      • ناشناس می‌گه:

        دقیقا بحث رو همینه که هرکس کار خودشو درست انجام نمیده وگر نه بیمارستان نمی شد کشتارگاه

  • هم ولایتی می‌گه:

    آقایون ببینید وقتی موضوعات تخصصی رسانه ای می شود چگونه این بنده خدا بنام آقای کرمی ظاهرا بی خبر از همه چیز و همه جا برای جامعه پزشکی تعیین تکلیف می کند !؟ کی باید یاد بگیریم که تو کاری که دانش و تخصصش را نداریم دخالت نکنیم!؟ بی شک بهترین عملکرد را بین همه دستگاهها در استان ما بیمارستانها و متخصصین پزشک دارند ولی برخی هر اتفاقی را به کوتاهی ربط می دن و حکم صادر می کنن.

  • بویراحمدی می‌گه:

    از سایت وزین استان انتظار انتشار مطالب غیر علمی آقای سعید کرمی را نداشتیم بطور مسلم ایشون از مسایل پزشکیو بهداشت و درمان کمترین اطلاعی ندارند و حتی راجع به همین مورد اخیر هم اگر آگاهی لازم را داشتند اینجوری یکطرفه نظر نمی دادند مسایل اخلاق پزشکی و چگونگی برخورد با قصورات پزشکی هم مسایل کاملا تخصصی است و سازمانهای خاص خودش را دارد و قواعد خاصی دارد و از طرفی قضاوت ایشون بر پایه شایعات بی اساس بوده در حالیکه واقعیت چیز دیگریست و موارد مرگ و میر در بیمارستان امام سجاد بسیار کمتر از متوسط کشور است ولی به لحلظ شرایط قومی و خویشاوندی و جو رسانه ای وسیاسی و …بزرگنمایی می شود و افراد بی اطلاع وارد گود می شوند و این جو را گسترش می دهند که مطالب ایشون هم از همین دست مطالب است.

  • هيچكس در جواب دندر بلال شاكور می‌گه:

    چی شد آقای آرام
    کامنت قبلی من را تایید نمی کنید

  • ﭘﺰﺷﻚ ﺧﺎﺭﺝ اﺯ اﺳﺘﺎﻥ می‌گه:

    اﻳﺸﺎﻥ ﻫﻢ اﺯ ﻫﻤﻮﻥ اﻓﺮاﺩﻱ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻏﻴﺮﻛﺎﺭﺷﻨﺎﺳﻲ و ﻳﻜﻃﺮﻓﻪ و ﺑﺎ ﺑﻲ اﻃﻼﻋﻲ اﺯ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺑﺮﺧﻲ ﺷﺎﻳﻌﺎﺕ ﻗﺒﻠﻲ ﻣﻂﻠﺐ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺣﺘﻲ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻮﺭﺩ اﺧﻴﺮ ﺭا ﻫﻢ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻜﺮﺩﻩ و ﺣﺘﻲ اﻳﻨﻜﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ اﻳﻦ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﺭا ﺭﺳﺎﻧﻪ اﻱ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ ﺭا ﺁﺩﺭﺱ اﺷﺘﺒﺎﻫﻲ ﺩاﺩﻩ. اﺻﻼ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﺗﺨﺼﺼﻲ ﭘﺰﺷﻜﻲ اﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﻮﺩ و ﻛﺴﻲ ﻣﺪﻋﻲ ﻋﺬﺭ ﺧﻮاﻫﻲ اﺯ ﭘﺰﺷﻜﻲ و ﻣﺴﻮﻟﻴﺘﻲ ﺷﻮﺩ اﻭﻧﻬﻢ ﻏﻴﺮﻋﻠﻤﻲ و ﺑﻲ ﺣﺴﺎﺏ و ﻛﺘﺎﺏ.

  • nnnnnn می‌گه:

    پزشک بلا د شاپور شما میگویید نوش دارو بعد از مرگ سهراب.تا حالا شده به همراه بیمار توضیح بدهی چه بیماری یا علت بیماری چه بوده؟؟؟؟یا خود را جای ابن سینا فرض کرده و فقط نسخه میپیچونی؟؟؟

  • هيچكس در جواب دندر بلال شاكور می‌گه:

    1-پزشک وظیفه نشناس باید کتک بخوره. 2- سه تا مرجع که کمه 100 تا هم که باشه همیشه برای حفظ آبرو هم که شده از پزشک حمایت می کنن و سرو ته قضیه را هم میارن 3- حتما بیماراتون هم به این نتیجه رسیدن که تجربه کافی برا تجویز دارو نداری میخوان راهنماییتون کنن 4- همه میدونن که یاسوج دکتر درست و حسابی نداره و بیمارستاناش هم بی سر و صاحبن. ….. ایسو خومونیم وراسی دکتری؟؟؟، چون و طرز صحبت کردنت ایخره جلابخر یا فوقش راننده ترکتل بی

  • پزشک بلا د شاپور می‌گه:

    عقل کل استانی که مردمش پزشک را میزنند ادعای کلاس و پرستیژ براش معنی ندارد،،2 از کلیه کادر درمانی از پزشک متخصص تا بهیار به هر دلیلی میشود شکایت کرد و حد اقل سه مرجع شکایت وجود دارد که رسیدگی میکنند 3 من پانزده سال است که مریض میبینم میدانی الان بزرگترین مشکل چیست ، مشکل بزرگ من این است که بیمار ان از تمام رده های تحصیلی وشغلی به من دستور میدهند که چه بنویس و چه ننویس،تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

  • سيد رحيم می‌گه:

    سلام بر هم استانیها . شاید این جمله بارها به گوش همه ماها خورده است که ما مثل موش……..هستیم.جامعه شریف پزشکی همان قدر که برا خودش احترام و کلاس قائله و پول هنگفت هم می گیره نصف ان هم به وجدانش فشار بیاره که البته خیلی زیاد هم داریم از این قبیل دکترا .جدای از کمبود امکانات برخی از پزشکان احساس وظیفه نمیکنند .به نظر من بیمارستان مرکز یه استان باید در اورژانس در هر لحظه چند متخصص داشته باشه .مثال .همسر من دچار آنریسم مغزی شده بود بعد از انتقال به اورژانس دکتر آنجا باتوجه به توضیحاتی که برای ایشان هم داده بودم ولی مریض من را به خود کشی با قرص یا تریاک مقصر میکرد تا جایی که یه خانمی داشت سطل آشغال را خالی میکرد میگفت که بذارین بمیره وقی خود کشی میکرد فکر حالاشو هم باید میکرد.وقتی که من تقاضای سی تی اسکن کردم آن موقع بعد از یک ساعت با اسرار خودم به سی تی فرستادن. حالا بعد از عکس خونریزی شدید مغزی را اعلام کردند .ومارا جواب کردند که دیگر کاری از دست کسی ساخته نیست .دوباره با اسرار خودم به شیراز منتقل ،عمل ،وبعد از 12روز با سلامت به یاسوج برگشتیم.(نتیجه) اولا بیمارستانهای ما متخصص میخواد در لحظه 2امکانات3 دوربین مدار بسته تا همه قضایا برای همه روشن شود.وآخر خدایا سایه شیراز را از سر ما کوتاه نکن آمین یا رب العالمین

  • nnnnnnnnn می‌گه:

    زیبا.اقای ارام این رو هم تایی نکن

200x208
200x208