تاریخ درج خبر : 1393/05/26
کد خبر : ۳۲۶۵۹۲
+ تغییر اندازه نوشته -

نامه سرگشاده به رئیس جمهور

سایت استان: دکتر ساعد حسینی

نامه سرگشاده به ریاست محترم جمهوری و وزیر محترم جهاد کشاورزی
ریاست محترم جمهور، نیک میدانم که مسائل سیاسی و حاشیه‌ای آن چنان به جنابعالی فشار می‌آورند که شاید اصلا فرصت توجهی به این موضوع نداشته باشید و شاید هرگز این مطلب به گوش شما هم نرسد، ولی دغدغه شدید بنده را موظف می‌کند آن را در گوشه‌ای از رسانه‌های کم بضاعت به امید آن که روزی مورد توجه قرار گیرد، ثبت نمایم.
موضوع رو به بحران آب و کشاورزی و محیط زیست و منابع ملی مورد نظر است که اگر هر کجای ضرر برگردیم، نفع است. مطالب خیلی زیاد است و می‌توان مثنوی هفتاد من نوشت ولی به صورت خلاصه به اصل موضوع می‌پردازم.
یکی از مهمترین و مخرب‌ترین پدیده در 20-30 سال گذشته در ایران روی آوردن افراطی به توسعه باغ‌ها و صیفی‌کاری خصوصا هندوانه،‌ خربزه، خیار، فلفلی‌کاری و غیره است، آنطور که آمارها می‌گویند 90 درصد آب ایران به مصرف کشاورزی می‌رسد اما کشاورزی غیراصولی و خربزه‌ای.
اولا در مورد باغ‌ها به عرض می‌رساند، بنده در چند استانی که مطالعه و مشاهده عینی داشته‌ام، بیش از 80 درصد آنها با تصرف منابع ملی احداث شده‌اند به طوریکه به ندرت کوره آبی وجود داشته که به مصرف باغ نرسیده باشد. علاوه بر آن با توسعه تکنولوژی بیشتر روان آب‌های کشور با پمپاژ به همین مصرف می ‌رسد و علاوه بر این ها تقریبا تمام ذخایر آب‌های زیرزمینی هم با تلمبه برای همین منظور استفاده شده است در مقابل زمین‌های زیرکشت محصولات استراتژیک چون گندم و جو و ذرت که اغلب در کنار مناطق شهری و روستایی پرجمعیت قرار گرفته هر روز به عنوان زمین‌های قابل ساخت و ساز به وسیله شهرها و شهرک‌ها، تعاونی‌های مسکن،‌ ویلاها و غیره بلعیده می‌شوند زیرا خرید و فروش زمین یکی از سودآورترین معاملات است و اصولا حرص و ولع مردم برای تصرف زمین‌های ملی تحت عنوان احیاء و طرح‌های باغداری و واگذاری نهایتا به امید آن که دامنه شهر و شهرک‌ها و روستاها به آن‌جا کشیده شود و فروش آن در بخش مسکن است، نه انگیزه واقعی باغداری است.
خلاصه در نتیجه توسعه بسیار بی‌رویه و غیرکارشناسی باغ‌ها و جایگزین شدن کشت گندم و جو با هندوانه و خربزه و طالبی باعث مصرف شدید کل آبهای کشور و بحران کنونی آب گردیده است زیرا کشت گندم و جو حداکثر باز به آبیاری در فصل بهار که فصل فراوانی آب است، نیاز دارد در حالیکه صیفی کاری‌ها در تمام 7 ماه اول سال و در اوج مصرف کمبود آب به آبیاری نیازمند است و نتیجه کار چیست؟
میوه و خربزه، همان که اندیشمندان پیشین ما به ایجاز گفته‌اند “رو فکر نان که خربزه آب است”.
البته این درست است که میوه و صیفی جات هم لازمند ولی درچه حد؟ به چه مقدار و به چه قیمت؟
من خواهش می کنم به یک آمارگیر چند روز ماموریت داده شود فقط تعداد میوه فروشی‌ها و دکه‌ها و وانت‌های میوه فروش را در شهر کوچک یاسوج شمارش نماید و نسبت آن را به جمعیت یکصد هزار نفری‌اش معین کنند، آیا این همه میوه و صیفی جز به هدر رفتن مفهوم دیگری دارد؟
آیا ما غیر از مقدار کمی سیب و احیانا مرکبات میزان صادرات و ارز آوری میوه و صیفی‌جات‌مان چه قدر است؟
آیا در مقابل زیان های مهم آن چون خشکیدن تمام دریاچه‌ها و آب‌گیرها و تالاب‌هایمان و حتی خشک شدن زاینده رود و به احتضار رسیدن کارون و پایان یافتن منابع آب‌های زیرزمینی‌مان و کاهش شدید محصولات حیاتی و استراتژیک غلات کشورمان چه میزان سود به دست می آوریم؟ و این خربزه و هندوانه ها شکم چند نفر را به صورت واقعی پر می کنند؟
شاید منتقدان تصور بفرمایند بنده مخالف باغداری و بیگانه با آنم یا بفرمایند که مگر احیا نمودن و تبدیل زمین های بایر به باغ و درخت چه عیبی دارد؟ و بفرمایند به به از این که عالی تر نمی شود!
خیر بنده نه تنها با باغ مخالف نبوده ام بلکه یکی از مشتاق ترین امر احداث باغ بود ام که آن را به عنوان شغل دوم خود می دانم و تاکنون 5 باغ احداث کرده ام که به علت کم آبی سه تای آن ها خشک شده و یکی دیگر هم در حال خشکیدن است و هنوز هم به درخت و باغ عشق می ورزم ولی ما در محاسبات باید منافع کلی کشور را بر خواست های شخصی ترجیح دهیم و مسئله مهم آب را برای حتی 10 سال آینده در نظر بگیریم و در مورد احیای زمین های بایر و تبدیل به باغ نمودن آن ها نیز باید مسئله بسیار بسیار مهم و حیاتی همانا وضعیت آب و تبعات بعدی آن را در نظر داشته باشیم.
بله اگر این به اصطلاح احیاء به جای دیگری لطمه نمی زد و نفعش بیشتر از ضررش بود هیچ مانعی نداشت ولی قضیه ای که مردم و اکثر مسئولین در نظر نمی گیرند ضررهای بعدی و دراز مدت این گونه طرح هاست به طوری که امروزه توسعه بسیاری از افراطی باغ ها و صیفی کاریها مهمترین عامل کمبود بحران آب کشور است نه خشکسالی تنها. ایران آنطور که تاریخ می گوید و از ادعای داریوش در کتیبه هایش پیداست کم آبی حتی از زمان داریوش و به بعد همواره به صورت متناوب وجود داشته است و درست است که افزایش جمعیت کشور مصرف آب را بالا برده است ولی واقعا سهم مصرف بی رویه آب در باغ های غیرضروری و شیوه مضر صیفی کاری به مراتب بیشتر از افزایش جمعیت و کم بارانی نقش دارد و روی آوردن کشاورزان به هندوانه کاری نیز در اثر بی توجهی محض وزارت کشاورزی و نداشتن برنامه و رهنمود روشن است زیرا موقعی که یک هکتار هندوانه 100 تن محصول به قیمت متوسط 700 تومان درآمد ایجاد می کند در مقابل یک هکتار گندم با متوسط 3.5 تن و قیمت 1000 تومان تفاوتی بالای 66 میلیون تومان به بار می آورد و هنگامی که سایر وزارتخانه ها و دولت به بهانه تئوری عرضه و تقاضا و رقابت هیچ گونه دخالت موثری در امر قیمت گذاری میوه ندارند و اکثر میوها بین 5 تا 15 هزار تومان به فروش می رسند، معلوم است کمتر کسی به کشت گندم راغب می شود، درحالیکه باید بپذیریم در ایران مسئله رقابت و عرضه و تقاضا وجود ندارد زیرا اکثر محصولات بوسیله گروه هایی همسو هر طور می خواهند قیمت گذاری می شود و سپردن قیمت به دست شورای اصناف و از آن قبیل عمل سپردن گوشت به دست گربه است و این که هیچ چاقویی دسته اش را نمی برد.
مسئله بعدی بلعیده شدن روزافزون زمین های کشاورزی و مخصوصا منابع ملی به وسیله شهر ها و شهرک های رنگارنگ تفننی و اصولا ساخت و ساز است. صد البته که مسکن برای هر انسان واجب و حیاتی است ولی در روزگای که جمعیت به سرعت رشد میکند و زمین هر روز محدود تر می شود لازم است وزارت خانه یا سازمانی بر این امر بسیار مهم نظارت جدی داشته باشد و بررسی شود چه تعداد از این ساختمان ها و شهرک ها جنبه ضروری دارند به طور مثال فارس را در نظر بگیرید هرچه چشم انداز زیبا و هوایی خوب داشته به شهرک تبدیل گردیده است. مقادیر متنابهی زمین های منابع طبیعی از بین رفته اند، دولت برای تامین آب و برق و گاز و تلفن و آسفالت و ده ها نیاز دیگر میلیاردها ضرر و هزینه کرده است و هر روز مجبور است به دنبال شهرک جدیدی چنین هزینه هایی را متحمل شود.
حال بررسی شود چه کسانی از این شهرک ها استفاده می کنند، غیر از افراد بسیار پولدار و بی درد که هر یک بعضا چندین خانه یا کاخ مجلل در دیگر شهرهادارند و فقط این خانه ها را به عنوان خانه خالی یا به نوعی عشرتکده در شب های تعطیل و چند روزی تنفس در اختیار دارند، آیا مشکل کدام بی مسکن را حل کرده اند؟
اگر حتی از سایر هزینه ها و مضار آن ها بگذریم هدر داد آب در این شهرک های غیرضروری قابل اغماض نیست و باید دید وزارت جهاد کشاورزی تا چه اندازه به رسالت خود عمل کرده است؟
و نکته دیگر ناهماهنگی و سلیقه ای عمل کردن در وزارتخانه های مختلف و حتی زیرمجموعه های یک وزارتخانه از جمله وزارت جهاد کشاورزی است که مثلا اداره امور عشایر و منابع طبیعی آن در جهت عکس عمل می کنند، نمونه کوچک آنکه اخیرا اتفاق افتاده، مقداری از مراتع در جایی به نام گوگو بویراحمد به علت دست کشیدن مردم از دامداری تازه می خواست از نیش تیز حیوانات و سم خراشنده آن ها رهایی یابد و روند احیای طبیعی را طی نماید که اداره امور عشایر 80 هکتاری از زمین های مسطح آن را بین دامداران سابق تقسیم و مجبور نمود که به باغ تبدیل نمایند که حداقل مضار آن کم شدن آب در پایین دست و بحران آفرینی دیگری است.
و مسئله بعدی واگذاری به اصطلاح به مردم است که واژه درستی نیست و باید گفت به بخش خصوصی، زیرا مردم باید به مفهومی گفته شود که در چیزی مشاع و مشترکند این که سواحل دریاها، دریاچه ها، رودخانه ها، چمن زارها، چشم اندازها، دشت ودره های زیبا و غیره را زیر عنوان مردم به عده ای واگذار نمایند، حتی به کل جمعیت ایران آنطوری که مسئول محترمی می گفت آن وقت هر کس بی درنگ با حصاری و قفلی مناطقی را که همه جامعه و نسل های بعد باید از آن استفاده نمایند فقط برای استفاده شخصی تملک می نمایند و دیگران از آن محروم می شوند وضعیت و محیط زیست هم نابود می گردد.
راه کارها، خلاصه و نتیجه:
1. برای حل مسئله بحران آب، شیوه کشاورزی، باغداری، حفظ منابع ملی و محیط زیست باید عزم ملی در بالاترین سطوح مملکت وجود داشته باشد و اجرای آن به عنوان یک اصل ثابت و دائم و غیرمقطعی مورد نظر قرار گیرد.
2. هماهنگی کامل بین وزارتخانه ها از یک سو و قوای مقننه و قضائیه
3. تعیین قیمت محصولات کشاورزی برحسب ارزش غذایی و اهمیت استراتژیک آن ها به طوریکه قیمت غلات و برنج و حبوبات با فاصله مناسبی از قیمت صیفی جات بالاتر باشد و قیمت میوه نیز باید به روال منطقی هدایت شود.
4. دخالت و راهنمایی وزارت کشاورزی در امر زراعت و اولویت آنها و احداث باغ از جمله هر چه محدودتر کردن باغ های آبی و تشویق و کمک به احداث باغ های دیم مثل انجیر، انگور، بادام و حتی المقدور درختانی که به آب کمتری نیاز دارند.
5. جلوگیری از توسعه شهرک های غیرضروری و تفننی زیر هر عنوان
6. نکته بسیار مهم و ظریف اینکه نه تنها کم بارانی و افزایش جمعیت باعث کاهش آب گردیده بلکه باغ کاری افراطی و صیفی کاری بی رویه به مراتب مهمترین سهم را در افزایش مصرف آب دارند.
7. این پیشنهاد که شاید غیرعملی و رویایی تلقی شود ولی اگر اراده جدی در کار باشد دور از دسترس نیست این که زمین های زراعتی و باغ های مردم تا زمانی که باغ و زراعت هستند متعلق به مالک شان باشند ولی از زمانی که محدوده شهرها و ساخت و ساز قرار می گیرند دولت و شهرداری ها با قیمت منطقی آنها را خریداری نمایند و به مصرف شهر و مردم متقاضی با اندک افزایش قیمت قرار دهند تا برای همیشه به بورس بازی زمین و طمع برخی سودجویان برای تصرف زمین های ملی و فروش آنها به قیمت سرسام آور جلوگیری گردد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208