تاریخ درج خبر : 1393/05/14
کد خبر : ۳۲۶۶۶۰
+ تغییر اندازه نوشته -

«تفکر؛ از مراسم تحلیف تا امروز»

سایت استان: آرزو غلامی‌

یکسال پیش در همین روزها مراسم تحلیف حسن روحانی رئیس جمهور منتخب در مجلس شورای اسلامی برگزار شد. یک سال زمان کافی برای بررسی عملکرد یک دولت با شعارهای انتخاباتی اش است. اما نگاهی اجمالی به عملکرد دولت اعتدال به دلایلی اهمیت بیشتری نسبت به دولت‌های پیش از خود دارد. زیرا اولاً این دولت پس از دولتی بر سر کار آمد که کشور را با اقدامات غیر کارشناسانه در بحران‌های بنیادین قرار داده بود.

278271_559

 دوم آن‌که دولت نهم و دهم نام اصولگرا را به دنبال می‌کشید و از حمایت گسترده و گاهی افراطی آنان برخوردار بود. هرچند در سال‌های پایانی دولت «محمود احمدی‌نژاد» اصول‌گرایان سنتی مرز خود را با آنچه «نواصولگرا» یا «جبهه پایداری» نامیدند مشخص و جدا کردند. اما دولت روحانی اگرچه با کلید اعتدال وارد کارزار رقابت شد، عملاً حمایت قاطع اصلاح‌طلبان و طرفداران آن حزب را به همراه داشت و دو قطبی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا را که در دوره قبل با منزوی شدن اصلاح‌طلبان در گفتمان سیاست به گوشه‌ای رانده شده بود دوباره احیاء کرد.

 سومین دلیل اهمیت عملکرد دولت «حسن روحانی» و در واقع نمایش بازخورد رفراندوم ضمنی مردم ایران بر سر چگونگی حل مسأله هسته‌ای است. رفراندوم حل مناقشه هسته‌ای با دیپلماسی «سعید جلیلی» (با 4 میلیون و 168 هزار و 946رای) یا شیوه‌ی اندیشه‌ی حسن روحانی و شناخت و تجربه تیم منصوب وی (با 18 میلیون و 613 هزار و 329 رای).

هدف این نوشتار که به مناسبت نخستین سال ریاست جمهوری «حسن روحانی» نگاشته شده است، مقایسه دو رئیس‌جمهور نهم و دهم و رئیس دولت یازدهم نیست. چرا که ویرانی دستاوردهای شگفت‌انگیز «محمود احمدی‌نژاد» و تیم کار نابلدش در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه بوده است و  با هیچ دوره ای حتی زمان جنگ تحمیلی در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی قابل مقایسه نیست و امید است پس از این نیز تکرار نشود. همچنین این یادداشت در پی مجیز شخص رئیس جمهور نیست. اگرچه حسن روحانی با کاریزمایی در خور دولتمرد جمهوری اسلامی و تجربه دیپلماتیک خود بر منصب ریاست دولت خوش نشست. هدف نگاهی کلی و اجمالی به اندیشه دولت و نزدیکی آن با سخنان رئیس جمهور در مراسم تحلیف است.

  • رواج ادبیات تهمت، فریب مردم، ارائه علنی آمارهای غیر‌واقعی، دروغ، افشاگری سودجویانه به قصد گرفتن امتیاز و بی‌صداقتی وارد زبان سیاسی کشور شده بود. رویه‌ای که هر ساعت بذر بی‌اعتمادی را در جامعه می‌کاشت و چه بلایی برای یک کشور بدتر از بی‌اعتمادی مردم به مسئولان می‌تواند باشد. احساسی که نارضایتی همیشگی مردم را به‌دنبال دارد. در این شرایط مردم همواره فکر می‌کنند در دستان قدرتمندان به بازی گرفته می‌شوند، چرا که به هر اقدام از منظر توطئه می‌نگرند و شاید بزرگ‌ترین اقدام دولت «حسن روحانی» در این یک سال پاکسازی و زدودن آن آفت مهلک از گفتار و رفتار دولتمردانش بود. چنانکه در متن تحلیفش آمد «باور دارم تشکیل دولت راست‌گویان، امانت‌داران، اخلاق‌مداران و مردم‌داران، نزدیک‌ترین مسیر برای پیروی از پیامبر رحمت است.»

در زمان حاضر «دانای کل» وجود ندارد. «حسن روحانی» به عنوان رئیس‌ جمهور با توجه به سوابقی که دارد (دبیر شورای عالی امنیت ملی) در برخی مسائل متخصص است. اما مسلماً نمی‌تواند در تمامی حوزه‌های مدیریتی صاحب نظر باشد. به همین دلیل این نوشتار همان‌طور که در ابتدا آمد مجیز شخص نیست. بلکه تایید یک اندیشه است.

آنچه که اهمیت بسزایی در بهبود شرایط فعلی دارد، انتخاب بهترین افراد در مَناصب است. وزیر آگاه و متخصص و دلسوز مجموعه تحت مدیریتش است، تصمیم‌های کارشناسی می‌گیرد، از دیده منطق و آینده‌نگری اعمال مدیریت می‌کند و در این شرایط ضریب اشتباهات به حداقل می‌رسد. به عنوان مثال اخیراً دولت بسته‌ای مرکب از سیاست‌های مورد نظر خودرا برای مبارزه با رکود تورمی ارائه کرد و از اقتصاددانان خواست نظرشان را در این زمینه ارائه دهند.

 شرایط خاص کشورمان پس از بحران «محمود احمدی‌نژاد» در مجامع بین‌المللی جز به‌دست متخصصی آشنا به امور بین الملل راه به ناکجا داشت. اقتصاد بیمار نیاز به جراح حاذق دارد،. دانش و فرهنگ، دانشمند و فرهیخته می‌خواهد، نه رئیس ستاد انتخاباتی! رئیس محیط زیست هم فرد فعال در همان حوزه را می‌طلبد.

نه اینکه انتخاب افراد شایسته در دولت «حسن روحانی» عملکردی فرای وظیفه و انتظار است. بلکه جز این نباید اتفاق بیفتد. شایسته سالاری راه عقلانیت است. مشکل اینجاست که طی هشت سال ریاست «محمود احمدی‌نژاد» گزینش‌ها بر اساس همسویی فکری و جناحی صورت می‌گرفت و نه با عقلانیت یا با هدف رسیدن به توسعه و پیشرفت کشور. به همین دلیل شاید «حسن روحانی» این امر بدیهی را در متن سخنرانی مراسم تحلیف یادآور شد که «اعتدال‌گرایی به‌معنای توازن میان آرمان و واقعیت و ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی و جناحی است. اعتدال‌گرایی بر اجماع ملی، قانون‌گرایی و بردباری در تعاملات سیاسی تأکید می‌کند. بنیان این مرام فکری و عملی، فاصله گرفتن از تخیل و توهم و تمرکز بر تفکر، برنامه، شفافیت و استفاده از تخصص‌هاست.»

  • رئیس جمهوری که با رأی مستقیم مردم برای یک دوره چهار ساله انتخاب می‌شود برای تجربه‌ی طعم قدرت به منصب ریاست دولت نمی‌رسد. او آمده تا باری که مردم بر دوشش گذاشتند به درستی در بلندترین نقطه ممکن بر زمین بگذارد. نظام جمهوری اسلامی میدانی برای مصادره به مطلوب کردن از قدرت نیست. چه رسد به این‌که رئیس جمهور تلاش کند کاندیدای دوره بعد را به کارزار رقابت انتخابات بکشاند و مدل پوتین–مدودف را پیاده کند. حال آن‌که از این بازی‌های سیاست تنها نام نیک و بد است که می‌ماند. معیار قضاوت هم مردم هستند و بس.

روحانی در بخشی از متن سخنرانی مراسم تحلیف نیز گفته بود: «مردم تغییر، تحول و تعالی می‌خواهند. مردم می‌خواهند از فقر و تبعیض به دور باشند. مردم می‌خواهند حرمت و کرامت داشته باشند. مردم می‌خواهند در فضایی آزاد، معنوی و عقلانی زندگی کنند. پدران و مادران جامعه ما در پی آینده‌ای مطمئن برای فرزندان‌شان هستند. جوانان ما می‌خواهند فرصت شکوفایی و کار و ابتکار داشته باشند. در یک کلام، مردم می‌خواهند بهتر زندگی کنند، عزت داشته باشند، از زندگی باثباتی برخوردار شوند و جایگاه شایسته خود را در میان ملت‌ها بازیابند.»

  • «حسن روحانی» به خوبی در متن سخنرانی خود در مراسم تحلیف از حساسیت بحث هسته‌ای و شیوه تعامل در حل آن سخن به میان آورد. در اواخر دولت احمدی‌نژاد حتی کشورهای آفریقایی نیز مراودات تجاری خود را با ایران قطع کرده بودند. لزوم برقراری ارتباط مسالمت‌آمیز با کشورهای عربی منطقه و استفاده از منابع و فن‌آوری کشورهای پیشرفته اول به سود ایران است. دکتر سریع‌القلم (مشاور ارشد رئیس جمهور) به صراحت عنوان می‌کند که «ضعف بزرگ مطالعات علوم انسانی در ایران این است که کار مقایسه‌ای با کشورهای مشابه نمی‌کند و عمدتاً به دینامیزم داخل کشور بسنده کرده است. ما تافته‌ای جدا بافته از تجربیات بشری در منظومه فعلی جهانی نیستیم. هم باید اثرگذار باشیم و هم اثر بپذیریم.»

مهم این نیست که چه کسی قدرت را در یک کشور در دست دارد. مهم اندیشه صاحبان قدرت است. اندیشه یک رئیس‌جمهور حتی هوا را هم پاکیزه یا آلوده می‌کند. اشاره به تولید بنزین پتروشیمی است که باعث شد تهران در سال 90 تنها یک روز هوای سالم داشته باشد.

«حسن روحانی» در کتاب خاطراتش که به‌تازگی منتشر شده از نخستین دیدار خود با «محمود احمدی‌نژاد» به‌عنوان رئیس‌جمهور، روایتی خواندنی دارد. وی می‌نویسد: «در تاریخ 18‌/‌05‌/‌1384 قرار بود در آژانس، جلسه اضطراری شورای حکام تشکیل شود. آقای احمدی‌نژاد دو روز قبل از آن (16/05‌/‌1384) به من زنگ زدند و خواستند که به ریاست‌جمهوری بروم. ایشان گفتند چرا آژانس می‌خواهد جلسه فوق‌العاده بگذارد؟ گفتم می‌خواهند مسئله راه‌اندازی اصفهان را بررسی کنند.

گفتند آژانس حق ندارد چنین کاری بکند چون ما کار خلافی نکرده‌ایم. خوب است با البرادعی تلفنی صحبت کنید. گفتم اینطور نیست که مدیرکل همه‌کاره باشد. اعضای شورای حکام آژانس، سفرای 35 کشور هستند که براساس گزارش مدیرکل تصمیم می‌گیرند.

بعد بحث شد که آژانس تحت نفوذ غرب است. پرسیدند چرا آژانس تحت نفوذ آن‌هاست؟ گفتم برای این‌که هم بیشتر بودجه آژانس را آن‌ها می‌دهند و هم بر بیشتر کشورهای عضو، نفوذ دارند. ایشان گفتند هزینه‌های آژانس در سال چقدر است؟ گفتم نمی‌دانم، مثلا چندصد میلیون دلار. گفتند شما همین حالا به البرادعی زنگ بزنید و بگویید ما کل مخارج آژانس را می‌دهیم. گفتم اولا آژانس نمی‌تواند بپذیرد، چون برای مخارج آژانس و بودجه آن، مقرراتی وجود دارد و ثانیاً ما هم چنین حق و اختیاری نداریم. چون اگر به جایی بخواهیم کمک بلاعوض کنیم، مجلس باید تصویب کند.

گفتند من به شما می‌گویم، شما چه کار دارید! گفتم روش کاری من اینطور نیست و من چنین کاری نمی‌کنم.»

گرچه دولت «حسن روحانی» راهی طولانی در پیش دارد و گذشت یکسال برای گذاشتن نمره در کارنامه دولت زود است. عملکرد دولت تاکنون مثبت بوده است نشان از کم کاری و تک اندیشی ندارد و مهم و برازنده این است که رئیس دولت و کابینه‌اش از وعده‌ها و هرآنچه که در زمان انتخابات بر آن تکیه می‌کردند عدول نکرده و در همان مسیر حرکت می‌کند.

12/05/93

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مداح می‌گه:

    عالی بود حاج امیر

  • مرتضی می‌گه:

    خاله آرزو من اصلاح طلبم ولی خداوکیلی وضع بدتر شده ، رانت بی داد میکنه ،کدوم اعتدال چنین غلطی میکنه؟ سر زیر برف نکنید.

  • هاله بنفش می‌گه:

    1- دولت اعتدال به این معنا بود که دولت جدید ابتدا وضع زلزه وار کنونی را به آن حالت پیش از سقوط و فاجعه برگرداند و سپس آن را در حالتی متعادل میان گروه های سیاسی نگه دارد. نه اینکه شرایط را به سود دلالان و بنگاه های قدرت و به زیان مردم در نقطه جوش نگه دارد. اعتدال به معنای متناسب بودن قدرت مردم و حکومت است و به معنای بی تحرکی و بی خاصیتی نیست و دولت اعتدال نباید ترازوی نابرابر اقتصاد را در حالت نابسامان نگه بدارد. بنابراین دولت آقای روحانی که وضع زندگی مردم را در بدترین حالت دوران احمدی نژاد تثبیت کرده است دولت اعتدال نیست.
    2- میان دولت اکنون و قبلی شباهت ها بیش از تفاوت هاست. بر اساس کدام آمار واقعی که توسط گروه های مستقل به دست آمده باشد اثبات شده است که “رواج ادبیات تهمت، فریب مردم، ارائه علنی آمارهای غیر‌واقعی، دروغ، افشاگری سودجویانه به قصد گرفتن امتیاز و بی‌صداقتی …” در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی کمتر شده است؟
    3- بسیاری از این نوع مقالات در سال های نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز نوشته می شد. در آن زمان البته موضوعات از جنس دیگری بود, مثلا دفاع از قشرهای مستضعف و ایجاد یک جامعه بدون طبقه و … اما عمر و ارزش اینگونه تحلیل ها کوتاه است, زیرا در بهترین جالت بر اساس آرزوهای نویسنده و نگاه خیرخواهانه او از مسایل و نه بر اساس واقعیات نوشته می شود.
    4- و تازه چرا باید “اعتدال” در زمانه ای که به آشکارا سقوطی عظیم در فرهنگ و اقتصاد رخ داده است یک ارزش شناخته شود؟
    5- شباهت این دولت های اخبر در تاکید و تکرار یک سری “کلمات” تاسف آور و مسمئزکننده است. حتی یک جور توهین به شعور من و شماست. احمدی نژاد می گفت “مردم! مردم…مردم…مردم…” حالا گفته می شود “اعتدال…اعتدال…” هر دولتی کارش را انجام بدهد! به کلمه ها چکار دارند؟

  • امیر می‌گه:

    یا سلام خدمت سرکار خانم غلامی .اگر شما نماینده دولت روحانی بودید سعی میکردم حضورا خدمتتان برسم تا شاید قانعتان کنم که برداشتن بار مشکلات از دوش مردم با مقصر دانستن دولتهای قبل وریس جمهوری ادوار گذشته مهیا نخواهد شد.عدالت و رعایت آن تنها میتواند حلال مشکلات مردم وبرداشتن بار سنگینی باشد که سالهاست به دوش میکشند؛به زبان آوردن کلمه عدالت آنقدر ساده وآسان است که بچه 2ساله میتواند تلفظش کند ولی اجرای آن آنقدر سنگین است که مجریش را فقط وفقط خداوند میتواند از عهده اجرتش براید,واین کار تا هنوز که هنوزه از عهدیه هیچیک از دولتهای بر سر کار آمده بر نیامده. عدالت زمانی محقق خواهد شد که افراد یک جامعه همانطور که در شمارش آراء باهم برابری میکنند در سهم خواهیها هم با هم برابر باشند نه اینکه یکی با پول مفتی که دریافت میکند خانه اش را دیگری جاروکند ودیگری برای پر کردن شکم بچه اش مجبور به جارو کشی شود. منکر آین نیستم که در هر جامعه ای ای هستند آدمهایی که از داشتن اموال فراوان برخوردارند و هستند افرادی که خود بیکاره وتن پرورند اما مورد بحث من آدمهایی هستند که پول مفت وبی زحمت از سرمایهای ملی وبیت المال دریافت میکنند.من طرفدار دولت آقای احمد نژاد نبودم و مخالف دولت آقای روحانی هم نیستم ولی امیدوار نباشید که بعد از این دولت دولت دیگری نیاید که نحوه مدیریتی این سیستم فعلی را نقد نکند و غیره منسفانه زیر سوال نبرد.کاش روزی رسد که بچه ای بخاطر نداری پدرش آرزوی جایگاه خود با پسر همسایه را نداشته باشد./

    • بهزاد کاظمی می‌گه:

      چقدر دقیق و زیبا دیده این امیر خان
      چیزی که جامعه ما کم دارد چنین تحلیل های منطقی عقلانی و بدون حب و بغض شخصی و دور از نگاه های جناحی و سیاست بازی است.
      سرکار خانم غلامی همیشه زیبا می نویسند اما نه راه حلی ارایه می دهند و نه درمان دردی برای حال و روز خراب مردمان این جامعه هستند گویی در باغی دور از این طوفان زندگی می کنند و …
      ای کاش کتاب ستاره باران جواب یک سلام (نامه های احمد شاملو به مهدی اخوان لنگرودی) را می خواندند بویژه آن بخش سنگهای رنگی کف رودخانه و تحلیل زیبای شاملو از زیبایی اما ناکارآمدی آنها اگر برای هدفی نباشند…

      • آرزو غلامی می‌گه:

        جناب کاظمی ضمن تشکر از شما به استحضار می رسانم متن تحلیلی در صدد نشان دادن راهکار نیست و بکلی در چنین جایگاهی قرار ندارد. این جایگاهی امتعلق به پژوهشگران و متخصصین و محققین است که حاصل نظریه های خود را در قالب راهکار به جامعه پیشنهاد می دهند.
        تحلیلگر اما، وقایع جاری، به همراه عوامل تاثیرگذار بر آنها و رویدادهای مرتبط را در یک ظرف جمع می کند و با دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار می دهد. از این بررسی، واقعیت هایی بیرون کشیده می شوند که به بینایی جامعه کمک می کند. . .
        البته بی تردید هر یادداشت هدفی را دنبال می کند و متاسفانه یا خوشبختانه مقصود غایی بنده چندان در یادداشت هایم پنهان نیست. در نتیجه در این رابطه با نظر شما موافق نیستم.

      • ناشناس می‌گه:

        بهزاد وامیر سرشار ازتفکرات سوسیالیستی ومالیخیولیایی ازنوع احمدی نژادیند !!راهکار ودوای درد میخواهند ولی به احمدشاملو حوالت میدهند!برداشتن بارازدوش مردم بامقصردانستن دولت قبل حل نمیشودولی نمیگویند باری را که دولت قبل بردوش مردم گذاشت بهزاد وامیر باکمک چند میلیون نفر وچند ده سال دیگر میتوانند بردارند! نوشته های خانم غلامی فراتر ازانتظارسطوح استانی است بازهم بنویس بانو!

    • آرزو غلامی می‌گه:

      جناب امیر هدف مقصر دانستن ادوار پیشین نیست بلکه هدف به کرات یادآوری اقدامات نادرست مدیریتی ست که بار زندگی را بر مردم سنگین تر کرده اند با این هدف که چنین ریاست هایی تکرار نشود. اتفاقاً بیشترین بکارگیری واژه “عدالت” ( آن هم با تلفظ دقیق عربی آن)بیش از هر زمان دیگری در دولت عدالت محور استفاده می شد! مسلم است که به تنهایی تکرار کلمه عدالت منجر به توزیع صحیح منابع نمی شود. و من هم جمله ی آخر شما را آرزو میکنم و اینکه مردم از سطح رفاه اجتماعی نسبی برخوردار شوند. و تاکید ندارم که کدام دولت میتواند منجی مردم باشد، بلکه همانطور که در متن نیز آمد شیوه تفکر یک دولت می تواند از ثروت خدادادی ایران برای مردم رفاه و امنیت فراهم کند و یا کاملا برعکس مردم را دچار ناامنی مالی، روانی و حتی در معرض تهدید به حمله نظامی قرار دهد.

200x208
200x208