تاریخ درج خبر : 1393/05/18
کد خبر : ۳۳۵۰۹۴
+ تغییر اندازه نوشته -

دلیل غیبتم، اجلاس کشوری مدیران وزراتخانه بود/ کیفیت برنامه خبرنگاران خوب بود

مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: به دلیل برگزاری هم زمان اجلاس سراسری مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران و لزوم حضور در این اجلاس، حضورم در برنامه تجلیل از خبرنگاران کهگیلویه و بویراحمد میسر نبود.

به گزارش سایت استان، امین کمالوندی، مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد، ضمن گرامی داشت یاد و خاطر شهید محمود صارمی و تبریک روز خبرنگار، اظهار داشت: برنامه تجلیل از خبرنگاران استان و روز گرامیداشت این مناسبت را از یک ماه قبل برنامه ریزی کرده بودیم.

کمالوندی

وی با بین این که قرار بود بین یکی از روزهای شانزده تا هجده مردادماه تجلیل از خبرنگاران را داشته باشیم گفت: با توجه به این که استاندار محترم استان در تاریخ های 16 و 17 مرداد مأموریت داشته و جهت بازدید از پروژه های عمرانی در دهدشت حضور داشت برنامه تجلیل از خبرنگاران به ناچار به تاریخ 18 مرداد منتقل شد.

مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد دلیل عدم حضور خود در برنامه تجلیل از خبرنگاران استان را لزوم حضورش در اجلاس سراسری مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور بیان و تصریح کرد: اجلاس سراسری مدیران و همه معاونین استانی با حضور دکتر جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از 18 تا 21 مرداد در حال برگزاری است که تعویق برنامه روز خبرنگار در یاسوج و لزوم حضورم در این اجلاس سبب غیبت بنده در برنامه تجلیل خبرنگاران گرامی استان بود.

وی افزود: با هماهنگی که با استاندار در خصوص تجلیل از خبرنگاران انجام شده بود در این روز نتوانستم حضور یابم تا بلکه برنامه با حضور استاندار محترم، معاونین و دو تن از نمایندگان محترم استان برگزار شود و به خاطر عدم حضور من فاصله زیادی بین روز خبرنگار و انجام این برنامه نیفتد.

کمالوندی با اعلام این خبر ابراز داشت: برنامه تجلیل از خبرنگاران کهگیلویه و بویراحمد با هماهنگی معاونین اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، باشکوه، مجلل و با نظم و انضباط خاصی برگزار شده است.

وی خاطر نشان کرد: مسئولین ارشد و دو نماینده استانی در برنامه تجلیل حضور داشتند و ما در حد توان از خبرنگاران تجلیل کردیم.

مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تأکید کرد: اجلاس سراسری مدیران با حضور وزیر برگزار می شود و همین دلیل برای نیامدن کافی است و جز این مهم، دلیل خاصی برای حضور نداشتن در برنامه تجلیل از خبرنگاران استان نبوده است.

وی در پاسخ به انتقاد برخی از خبرنگاران و رسانه های استان نسبت به شیوه برگزاری جلسه و تقدیر نشدن از همه خبرنگاران بیان داشت: به دلیل کمبود وقتی که در برنامه بود، نتوانستیم از همه خبرنگاران تجلیل کنیم ولی ما لوح تقدیر هر رسانه به همراه لوح خبرنگارانش را بسته بندی و به مدیر مسئول آن رسانه تقدیم کردیم.

کمالوندی در پایان در خصوص شیوه برگزاری تجلیل ازخبرنگاران استان تأکید کرد: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد چهارمین دوره تجلیل از خبرنگاران استان را خوب برگزار کرده است.

منبع: صبح زاگرس

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ص.خاک نژاد می‌گه:

    با سلام خدمت فرهیخته گرامی جناب آقای رضایی
    بخشی از نارسایی فرهنگی در این دیار که مولفه های تاریخی و فرهنگی خاص خودرا داراست به عدم شناخت اهالی فرهنگ و هنر از حقوق و شان خویش است.مدیران با تمام نارسایی مالی(به قول خودشان) و عدم درک صحیح از فرهنگ و مدیریت آن و نداشتن مشاوران کاردانی در این حوزه همانند آنچه اشاره کردید خواهند رفت و جایگزینی را دور یا زود بر صندلی خویش خواهند دید.اما آنچه ماندگار است سعی و تلاش هنرمندان و فرهنگ دوستان این دیار خواهد بود که به دلیل ناتوانی در درک درست از ارزش و اعتبار هنرمندانه همچنان دستمایه مدیریت های نا اشنا به راهبرد و راهکارهای فرهنگی است.
    کاش دراین بین به نداشتن روحیه هنرمندانه در خیل اهالی فرهنگ و هنر نیز اشاره می نمودید تا مطلب کامل می گردیدو ضعف ناشی از مدیریت را به همراهی بعضی از دوستان داعیه دار فرهنگ و هنر نسبت میدادید.(البته بعضی از دوستان) هنر در استان بازی است که هشت سال برای مردم و فرهنگ عمومی حتی اسم آن نیز کمرنگ شده است.به خیال هنرمند پشت چهرچوبی در فضای تنها و خالی از هر رهگذر و مخاطب کارکردن و بر فکر و ذهن جامعه برای حرکت و یادگیری تاثیر نداشتن ،شاهکار است.همه ما میدانیم فرهنگ برگرفته از تاریخ و گذشته است و گاهی درسایه مدرنیته با ید به پیام های فرهنگی عجین شده با سرمایه بزرگ بشری (تکنولوژی) تبدیل به دیوار ی محکم برای عدم نفوذ فرهنگ بیگانه و حرکت و رشد و توسعه فرهنگی جامعه گردد.
    بیدرنگ مسئولین می دانند،اهالی فرهنگ و هنر بهتر و مدیران غامض ،درک کرده اند.اما آنچه دیوارهایش روز به روز در زیر آوار بی مسئولیتی و عدم شناخت فرهنگی از هم گسسته می شود ، دنیای مردمانی است که جز به فرهنگ و هنر خود نمی بالند…
    جسارت بنده را ببخشید به دانایی تان.

  • مسعود رضايي می‌گه:

    در آسیب‌شناسی مدیریت فرهنگی استان کهگیلویه و بویراحمد باید به این نکته توجه شود که با شدت و ضعف انتقادهایی به مدیران فرهنگی استان از گذشته تا به حال وارد است که حجم وسیع و گسترده‌ از آن را مدیریت فرهنگی استان در دوره هشت ساله احمدی نژاد به خود اختصاص داده است.در استان نو پا و نو ظهور ما پتانسیل‌ها و انرژی‌های متراکم و نوظهوری وجود دارد که متمایز از دیگر مناطق کشور است‌. این پتانسیل ها متاسفانه به علت ضعف مدیریت فرهنگی و هنری و ناتوانی از درک ماهیت آن هرگز فرصتی برای خودنمایی و ظهور و بروز نیافته‌اند. من عمده‌ی مشکل مدیریت فرهنگی استان را در نا آشنا بودن مدیران فرهنگی استان با فرهنگ بومی و عدم درک ماهیت تاریخی و جغرافییایی این منطقه می‌دانم.مدیران فرهنگی اگر جوهره و ذات فرهنگ را نشناسند و عناصر تشکیل دهنده و موجد آن را تشخیص ندهند و تنها خود را گرودار مجاری سیاسی بدانند که با حمایت و مدد آنها بر اریکه مدیریت فرهنگی تکیه زده اند و در دوری باطل و بی حاصل خود را مدیون و پاسگر این گونه اسپانسرها بدانند ، البته که همواره نه تنها گامی کوچک و اندک در جهت بهبود شرایط فرهنگی رو به جلو بر نخواهیم داشت ، بلکه با شدت و حدت آنگونه که خصلت عناصر فرهنگی ایجاب می کنند رو به عقب و در مسیری قهقرائی حرکت خواهیم کرد و حتی داشته‌های گذشته را در این واپسگردی در معرض تلف و نابودی قرار می دهیم. یکی دیگر از عمده مشکلات در این وادی ، مهاجرت نخبگان فرهنگی است که این هم به ضعف مدیریت بر می‌گردد.در طی سالهای گذشته متاسفانه در گردابهای سیاسی تعداد زیادی از صاحب نظران و کارآزمودگان عرصه فرهنگ و هنر که مآوا و ملجایی برای خود در این دیار نیافته‌اند ، تن به مهاجرت و نشستن در غربت داده‌اند. در بحث آسیب شناسی فرهنگ استان ، باید دو مقوله دیگر مورد توجه واقع شود. یکی نسبت فرهنگ با اقتصاد و دومی نسبت فرهنگ با سیاست است . به هیچ عنوان نمی توان اقتصاد را از فرهنگ و هنر جدا کرد چرا که امروزه در دنیا کارهای فرهنگی با اقتصاد عجین شده است. در مقوله سیاست نیز همچنین، هرکنش فرهنگی متاثر از سیاست است. و اگر ما تکلیف خودمان را با این دو مسئله مشخص نکنیم، به جایی نخواهیم رسید. متاسفانه در این شاخص ها هم به علت فرو افتادن چرخه مدیریت فرهنگی استان در حاشیه‌های انفعالی و نداشتن برنامه و پروگرام برای رسیدن به نقطه‌ای روشن و مشخص و دست یابی به اهداف قابل اندازه گیری هرز وقت فراوان گردید .
    مسئله‌ی دیگری که باید متوجه آن باشیم این است که در کنش فرهنگی و هنری هم در عرصه مدیریت اجرایی و هم در ورزکاری نخبگان و موجدان مصالح فرهنگی و هنری در اغلب موارد کارهایی انجام می‌دهند که خوب است اما نسبتی با فرهنگ عامه مردم استان و همجوشی فرهنگی اقلیمی ندارد. انگار در یاسوج درخت موز بکاریم، مسلما که به بار نخواهد نشست چرا که ویژگی های درخت موز به آب و هوای سرد استان سازگار نیست.و هرآنچه بکاریم جز باد درو نخواهیم کرد. و این برمی گردد به همان مقوله ی شناخت ماهیت فرهنگی استان که مدیر فرهنگی ملزم به شناخت آن است و باید از بدنه کارشناسی محکم و قابل اعتنایی برخودار باشد و بتواند ظرفیت‌های محیطی را به استمداد بطلبد.
    چنگ انداختن و پنجه کشیدن به صورت کمالوندی برای آنچه که می توانست بکند و نکرد ، راه به جایی نخواهد برد. به نظر من او آنچه که در حیطه توانایی و قوه‌ی فعل و ادراکش بودانجام داد. از ماکیان توقع تخم طلایی داشتن بی انصافی است. چرائی و چگونگی آنچه را که می توانست در این عرصه برای بهبود شرایط فرهنگی و برون رفت از این وضعیت انجام بدهد و نداد باید خود وی تشریح کند .به طور مسلم موانعی وجود داشته و کماکان وجود دارد. ولی چیزی که نمی توان از کنار آن در این مقال و مقوله به آسانی گذشت ، وظیفه اخلاقی و اجرایی هر مسئول است که باید با شجاعت و تهور به جنگ موانع برود تا بتواند در هر کاری کارستانی بیافریند. من البته اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد فراز و فرود ضعف ها و آسیب های ادوار مدیریتی او در قالب مقاله‌ای که تهیه گردیده است به نظر او و در صورت ایجاب دیگر علاقمندانی که مایل به و علاقمند به مقدرات فرهنگی و هنری استان است خواهم رساند. لیکن اچه که باید در هر شرایط و زمانی فراموش نکرد، تکاپو و تلاش فرزندان این دیار است که باید خو به پا خیزند و بیرق پیشرفت و توسعه فرهنگ و مقدرات آن را برافرازند. دیر یا زود کنمالوندی مانند سایر اسلاف و پیشنیان خود خواهد رفت و باز مائیم و شولای کهنه پدرران.

  • محسن بدري می‌گه:

    واقعا هیچ کس به فکر فرهنگ این استان نیست ؟ اگر ما مردم فرهیخته ای باشیم ، اگر مسئولین ما به آنچه که می گویند اعتقاد داشته باشند ، اگر مومنین بدانند که تقویت فرهنگ راستین و اصیل از مسجد سازی واجب تر است ،مسلما دشت بی فرهنگی ما اینقدر علف هرز نداشت و فرزندانمان به جای دود کردن قلیان در پارکها و هرزه گردی در خیابانها پناهگاهای فرهنگی داشتند. چرا کسانی در راس حرم مدیریتی فرهنگ استان جا خوش می کنند که هیچ شناختی از ندارند و تنها خود را مسئول پاسخ گویی به جناح سیلسی می دانند که او را بر صندلی نشانده است . جامعه باید تا کی تاوان این گونه مدیریت های ناکارآمد را بپردازد؟

  • محرابي می‌گه:

    خواست به حق همه‌ی هنرمندان ، نویسندگان ، جامعه‌ی رسانه‌ای و مطبوعاتی و …. تغییر و تحول در حوزه مدیریتی فرهنگ و هنر استان است . جناب آقای دکتر خادمی خواهش می کنیم این خواست به حق جامعه فرهنگی را نادیده نگیرید

  • سايه می‌گه:

    مسئولین محترم ، تا کی می خواهید با سرسری گرفتن نارسائی های مدیریت فرهنگی استان بر همه چیز چشم اغماز بپوشید؟

  • نيما می‌گه:

    آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانید ، یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان یک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند روی ِ این دریای ِ تند و تیره و سنگین …

    واژه نامه شعر:
    آی ادمها : استاندار محترم استان ، وزیر محترم فرهنگ ، مسئولین محترم استان

    یک نفر : فرهنگ و هنر استان ، هویت تاریخی و فرهنگی ، ادبیات و …

  • قبولی می‌گه:

    آزاد اندیشی رسانه ای باذهن بسته ی کسانی که راه کمال وآزادی ()…….) راوظیفه خودمیدانند به هم نمی پیوندد,

  • سلطانعلي می‌گه:

    خود گویی و خود خندی ، عجب مرد هنرمندی

  • كوشان می‌گه:

    شآن اجتماعی و تاریخی خبرنگاران که با هزینه وقت و مالشان تلاش می کنند مانند چشمان بیدار و هشیار مردم نگذارند مورد اجحاف سودجویان سیاسی و رانت های غیره مشروع اداری شوند در خور سپاسی عظیم و تکریمی منطبق با پویش و جوشش اجتماعی آنان است . بزرگداشت خبرنگار نه تکریم مردگان و از دست شدگان است بلکه باید مانند قهرمانان نه تنها در سطح ادارات دولتی بلکه مجامع ملتی که وامدار حقیقی خبرنگاران اهستند برگزار شود. سخنان مدیر کل ارشاد در خصوص خبرنگاران عرق سرد خجالت ب پیشانی می نشاند و طوری راجع به این قشر صحبت می کند که گویی راجع به گدا گشنه‌ای اطراف مقابر مقدس و خیرات شب جمعه مرگان صحبت می کند. اف بر ما

  • جريده می‌گه:

    دیدگاه مدیر کل ارشاد نسبت به جامعه خبری و خبرنگاران زحمت کش حیرت آور و گاهی توأم با نگاهی فرسنگ ها دور از تحولات رسانه‌ای در سطح کشور و جهان است. بابا رسانه ها و مطبوعات رکن چهارم دموکراسی و مانند یک قوه‌ی چهارم پس از سه قوا محسوب می گردند . نظم نوین جهان معاصر بر اساس کنش خبری و خبرنگاران تحول گرا و متهور تنظیم می گردد. اگر نه مدیر کل ارشاد بودی آدم به صرافت می افتاد این گونه سخنان صحبت های مدیر یک بنگاه معاملات ملکی راجع به یک ملک بی سند و پروانه است .

  • رضا می‌گه:

    مگر خبرنگاران بچه کوچولو هستند که با آب نبات و خروس قاقالی راضیشون کنی بنده خدا !

200x208
200x208