تاریخ درج خبر : 1393/05/21
کد خبر : ۳۳۶۰۲۱
+ تغییر اندازه نوشته -

خوبان که هستند، بدها کدام اند؟

سایت استان: سعید کرمی

رشد روزافزون سایت های خبری تحلیلی استان که فی نفسه پدیده خوشایندی بوده و استقبال چشمگیر مخاطبان که نوید بخش استغنای فکری و ارتقاء قدرت تصمیم آحاد مردم است و مهمتر از همه، موضوعات متفاوتی که از این تریبون های مجازی به پیکره افکار آگاه و ناآگاه جامعه تزریق می شود، زمینه ساز انگیزه ای شد که ضمن ادای احترام به تمام صاحبان اندیشه و قلم استان، به عنوان عضو کوچکی از مردم این مرزوبوم مستعد و مستحق، خطوطی هرچند نارسا خطاب به نویسندگان و همچنین خوانندگان محترم سایت ها تقدیم بدارم که “نویسندگان بخوانند و خوانندگان بدانند”.
خوبی و بدی اصطلاحات رایج و راحت الحلقومی هستند که امروزه در بین تمام اقشار مردم برزبانها می چرخد و با قلم ها می رقصد؛ همه افراد و وقایع زمین و زمان با این مفاهیم ارزش گذاری می شوند که البته فارغ از اشتراکات لفظی، وجوه تمایز و حتی تناقض زیادی در رابطه با مبانی و معانی این واژگان وجود داشته که بسیار جای تأمل دارد.
بر آن اساس که شالوده ذات تمام بنی الانسان بر پایه حب به خیر بنا شده است، رغبت به رفعت(خوبی) و نفرت از مضرت(بدی)، نقطه تفاهم تمام عائله بشری بوده و در مقابل، مصداق و مبنای “خوب و بد” نیز مهمترین وجه اختلاف این قاعده است؛ بدین شرح که غالبا هرکس “خوب و بد” را بر مبنای تمایلات خود سنجیده و مبتنی بر دیدگاه خویش تعریف می کند؛ و بر همین اساس است که عملکرد یک فرد خاص از دیدگاه من نوعی قبح تام و از زاویه نگاه خودش حسن تمام است و یا بالعکس.
اما از آنجا که هیج انسانی بنا بر اصل فطرت خود میل به بدی نداشته و از طرفی سنگ محک این خیر و شر نیز عموما بر محور افکار و معتقدات خودش می چرخد، تمام افعال واعمال خود را حداقل در لحظه انجام و گاها تا همیشه “خوب مطلق” و منطبق بر منطق ممدوح منظومه فکری خود می داند، حتی آن قبوحاتی را که در بیشه اندیشه دیگران مذموم و مطرود از تمام جوانب است.
لذا حسب همین استدلال است که فرد یا گروهی، قبیح ترین جنایات را عامدانه انجام می دهند، و در عین حال قاطع ترین براهین و محکمترین توجیهات ممکن را بر اساس حوزه فکری خود برای تأیید آن اقامه می کنند؛ نمونه بارز این مدعیات جنایات دلخراش و ماوراءالتصوری است که سالها توسط فرزندان ضاله صهیون در سرزمین های اشغالی واقع می شود اما با وجود اعلام انزجار افکار عمومی جهان از این فجایع هولناک، خوی حیوانی آنان همچنان در حال فوران و همت شان در این راه رو به تزاید است؛ که این روند بیانگر آن است که اقدامات آنها بر اساس منطق محصور در محدوده اندیشه و تنگنای باورهای خود، از پشتوانه و مبنای منافع شان برخوردار و بر برهان واستدلال اهداف شان استوار است و چون خللی در حقانیت و منطق آن نمی یابند، با نهایت افتخار و حتی با ایمان زایدالوصفی بر جنایات خود اصرار می ورزند.
همچنین بر محور چنین استدلال و تفکر مشابهی بود که قاتلان سیدالشهدا(ع) نیز، وقتی زمین داغ کربلا را با خون گرم حسین و یارانش سیراب می کردند، نه تنها به جنایت خود افتخار کرده و آن را “بد” نمی دانستند، که در مقابل این اقدامات شنیع از خداوند تقاضای اجر و پاداش هم داشتند، چرا که به زعم و اعتقاد خودشان – العیاذبالله – حسین را به فرمان خدا و برای نجات اسلام می کشتند؛ “زهی خیال باطل”.
از آنجا که تشریح و ثبوت مضاعف چنین مباحثی نیازمند غواصی در ژرفای اقیانوس منطق و فلسفه است، جهت پرهیز از اطاله کلام، بنای شرح و بسط چنین مسائلی را نداشته و از بحث پیرامون موضوعات مذکور صرفنظر می کنیم.
اما غرض از عرایضی که گذشت، مفتاح بابی بود که ابتدا بر نفس سرکش خود تلنگری زده و سپس محضر تمام فرهیختگان و صاحبان اندیشه ای که دستی به قلم می برند و در رسانه های مجازی یا مکتوب، مواضعی را در هر زمینه ای اتخاذ می فرمایند و حتی مخاطبانی که در ذیل مطالب سایت ها کامنت گذاشته و اظهار نظر می نمایند، معروض بدارم که یادمان باشد: آنچه در فاهمه ما شکل می گیرد و بر نوک قلم هایمان می نشیند، بیش از هرچیز متأثر از منطق فکری و استدلال باورهای درونی خودمان است و بی تردید، چون همه ما بالفطره جایزالخطا بوده و محروم از مقام عصمتیم، همیشه بر حقیقت مطلق بودن باورها و دیدگاه های تشخیصی مان اطمینان قاطعی نیست.
در شأن قلم همین بس که سوره ای به نامش نازل و خداوند رحمان به آن سوگند یاد فرموده اند، پس قداست مثبوت و رسالت منقوش آن، قلم بدستان را ملزم می کند که با درک حقیقی این قداست و رسالت احتیاط و اخلاص در قضاوات پیرامون مسائل موجود جامعه را، سرلوحه کار خویش نموده تا حقیقتی به خاطر مصلحتی سرپوش نشده و حق مسلم یا مبهمی با تیغ قلم قربانی نشود؛ و در مورد اشخاص نیز دست ها بلرزند و قلم ها بر حذر باشند از اینکه انسانیت انسانی به خاطر ضعف طبیعت و یا کوتاهی دیوارش قربانی عقاید شخصی و منافع گروهی طیف خاصی گردد؛ و همچنین نه آنقدر در مدح کسی نوحه سرایی کنند که غرورش گورستان استعدادهایش شود و نه آنقدر قبح کسی را در بوق و کرنا کنند که همان کورسویی از امید به اصلاح هم در او فروغ بربسته و به تاریکی گراید.
خلاصه اینکه خواسته یا ناخواسته “آخرت خویش را به دنیای دیگران نفروشیم”؛ ابعد هم و نهایت غم در انتقادات، نه تخریب، که تلاشی اصلاح گرایانه و رسول وار توأم با صیانت از شأنیت خلیفه الهی انسان در محضر کهنه خدای هستی باشد.
تردیدی نیست که مضمون و مفهوم این احتیاط و فحوای عرایض مذکور، سکوت نامسئولانه در برابر افراد فرصت طلب و مشکلات فریاد طلب جامعه و استان به فراخور موقعیت نبوده، و مخلص کلام آن است که غایت همت ها بر این باشد تا اندیشه هایی که با سیاهی قلم بر سپیدی سکوت و صحیفه قضاوت می نشیند اول معطوف و مختوم به کمال فضیلت بشری و دوم فتح بابی در قلمرو توسعه و ارتقاء همه جانبه استان باشد.
انشاءالله

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208