تاریخ درج خبر : 1393/05/19
کد خبر : ۳۳۶۳۹۲
+ تغییر اندازه نوشته -

جهان ِ جنگ

سایت استان: محسن خرامین

در یکی از سکانس‌های پایانی فیلم «قلمرو خداوند» ساخته ریدلی اسکات، بالین ایبلین سردار سپاه رومی‌ها از صلاح الدین می‌پرسد: ارزش اورشلیم به چیست؟(که بخاطر آن اینهمه جنگ اتفاق می‌افتد) صلاح الدین در جواب می‌گوید« هیچ چیز» و لحظاتی بعد در حالی که دستش را به نشانه شروع جنگ بالا گرفته می‌گوید:«همه چیز« همین «همه چیز» و «هیچ چیز» مبنای تمام جنگ‌های تاریخ بشر بوده است.بهانه‌های واهی و پوچی چون نام،وطن، نان و زن مستمسکی بوده اند تا همیشه جنگی برای ثبت در صفحات تاریخ به پا گردد و ماحصل تمام این جنگ‌ها چیزی جز بی خانمانی، آوارگی،پوچی و شکست نباشد که در جنگ «حتی پیروزی شکست است«
اما چرا جنگ؟ جنگ چیست؟ جنگ‌ها از کجا می‌آیند؟ و جنگ از چه زمانی در تاریخ بشر شروع شد؟
تاریخ جهان با جنگ و برادر کشی شروع می‌شود؛در روایات مذهبی شروع تاریخ با کشته شدن هابیل به دست برادرش قابیل اتفاق می‌افتد و در اسطوره‌های رومی رمولوس برادرش رموس را به قتل می‌رساند تا بدین ترتیب حیات بشر صحنه ی ابدی کارزار خیر و شر و حق و باطل گردد.
گفته می‌شود از ابتدای زندگی انسان بر این کره خاکی سر جمع نزدیک به 300 سال را بشر بدون جنگ گذرانده است ولی شکی نیست که این فرضیه،گمان باطلی است و جنگ در آن سال‌ها بوده و تنها بواسطه ی فقدان ارتباطات از چشم مورخین دور مانده است که هیچ روزی را نبوده که در گوشه ای از جهان انسان‌ها بدون خونریزی، غارت و جنگ سپری کرده باشند. نبرد، درگیری، کارزار، مبارزه، مواجهه، مصاف، رقابت، مسابقه، مقابله و … معادل‌ها و مترادفات جنگ در ادبیات ملت‌ها هستند و ادبیات جهان چون تاریخ مشحون از این واژگان می‌باشد و این نشان میدهد که جنگ حضوری مداوم در زیست جهان انسان‌ها دارد.
تاریخ جهان،تاریخِ جنگ‌ها است و صلح کمتر اتفاق افتاده است که اگر هم بوده، نمود اندکی داشته است، جنگ‌ها و افتخار آفرینی در جنگ از نقاط روشن تاریخ ملت‌ها می‌باشد و صلح که به اجبار و تنها در پی ترس و شکست محقق شده جزءِ نقاط تاریکی است که مردمان هر سرزمینی از بازگو کردنش عار و ننگ دارند.
به این تیترها دقت کنید«مدرسه ای در غزه بمباران شد»،«200 دختر نیجریه ای توسط گروه بوکو حرام ربوده شدند»،« بمباران هوایی یک مراسم عروسی در افغانستان را به عزا تبدیل کرد»،«گروه اسلامی شام و عراق(داعش) شهر موصل را تصرف کرد»، « سران بسیاری از کشورهای جهان در سالروز پیروزی متفقین بر آلمان در نورماندی فرانسه حضور یافتند»،«نمایشگاه عکس جنگ جهانی در لندن برگزار شد»…
حجم وسیعی از اخبار روزانه به جنگ و حواشی آن اختصاص دارد و آنجا که جنگ نیست خبر تحریم‌های بیشتر است که یا پیش درآمد جنگ است و یا هزینه نجنگیدن و یا هم گزارش مذاکراتی است که هراسِ از جنگ، دیپلمات‌ها را در دو سوی میز رو در روی هم نشانده است. و خبر پایانی یک خبر زیست محیطی است مبنی بر شکار بی رویه گونه ای از جانوران و خطر انقراض آن.
جهان،جهانِ جنگ است و ما همگی در یک « زیست جنگ (bio war ) »به سر می‌بریم جنگ در تمام ابعاد زندگی حضور دارد. کلازویتس ژنرال پروسی معتقد بود: جنگ ادامه سیاست است و موریس بلانشو جنگ را نوع دیگری از مکالمه می‌دانست پس سیاست را چه اشمیتی(دوست/دشمن) بنگریم و چه نگاه لاکلائو و شانتال موفه(موافق/مخالف) را بپذیریم صحنه کارزار و مبارزه است با اندکی خشونت بیشتر و البته مستتر.
هژمونی تکنولوژی و رسانه در سده‌های جدید خوش بینی‌هایی مبنی بر کنترل جنگ و حاکمیت صلح بوجود آورده بود اما این رشد نه تنها کمکی به صلح نکرد که تنها حرکت بشر از تیر و کمان به بمب مگاتونی را تسهیل نمود و لابی‌های سیاست و قدرت را در کارخانه‌های اسلحه سازی متمرکز کرد و سبب شد درصد عظیمی از بودجه ی کشور‌ها سالانه مصروف خرید تسلیحات نظامی گردد.
رسانه‌ها هم که گمان می‌رفت آمیخته ای از خیر و شر باشند، تنها به بازتولید شر و خشونت در شکل‌های جدید کمک کردند. سینما،بازی‌های کامپیوتری و ویروس‌های کامپیوتری در حال نمایش شکل‌های جدیدی از خشونت هستند که محصول آنها جوانان کشورهای غربی است که برای سرگرمی و آزمایش کردن مجاز بر صفحه واقعیت گروه گروه به داعش و دیگر گروه‌های پیکارجوی خاورمیانه می‌پیوندند.
جنگ و صلح همیشه با هم نوشته و گفته شده اند با این تفاوت که یکی همیشه حاضر بوده و دیگری رویایی است دور از دسترس. داعش،بوکوحرام،القاعده،طالبان،پهپادهای بدون سرنشین،حملات انتحاری،بحران اوکراین،نسل کشی در سودان جنوبی،درعا،غزه، و…. آشناترین واژه‌های خبری برای مردم جهان هستند و کورسوی چندانی از پایان تروریسم و جنگ در جهان دیده نمی‌شود .
جهان انباشته از خشونت و جنایت است و این خشونت و جنایت نه خاص منطقه و یا ملتی خاص که در ذات همه ی ملت هاست و اندکی نمود میدانی آن فرق می‌کند.
حال سوال این است آیا اینهمه سرودن، نوشتن و گفتن شعرا، نویسندگان و اندیشمندان از صلح و آسایش دو گیتی خیال بافی صرف بوده است؟ آیا صلح جهانی تنها یک سراب است ؟آیا در چنین وضعی می‌توان کماکان به آینده بشر و صلح امیدوار بود؟ آیا می‌توان امیدوار بود که بشر روزی از جنگ خسته شود و به صلح پناه ببرد ؟و آیا راه صلح از جنگ و خشونت بیشتر می‌گذرد؟
می‌توان هر احتمالی را محتمل دانست و امید به صلح را زنده نگه داشت، گرچه صلحِ مطلق دور از دسترس می‌باشد اما نباید شانس تحقق اندکی از آنرا نیز از دست داد و باید برایش مبارزه نمود،البته نه مبارزه از نوع «جنگ برای صلحِ» نومحافظه کارانِ آمریکایی، که یا باید با آنها باشی و یا علیه شان. بلکه مبارزه ای انسانی بدون تبعیض قائل شدن میان ملت‌ها با هر نژاد و آئینی و ایستادن و محکوم کردن خشونت از سوی هر کسی بدون کوچکترین طمعی به پاداش نوبل.
هم اینک نیز گاه و بیگاه شهروندان جهان در گوشه ای و در میان استنشاق گازهای اشک آور و ضربات باتوم پلیسِ ضد شورش برای قربانیان بی گناه جنگ شمعی روشن می‌کنند و دقیقه ای سکوت می‌نمایند تا شاید بشود از خلال همین رفتارها اندکی به آینده امیدوارتر بود.
ترس بر تمام وجوه هستی مستولی است و انسان‌ها حتی از سایه خود می‌ترسند. قدم زدن در جهان هسته ای شده به مثابه گام برداشتن در میدان «مین» می‌باشد که هر لحظه باید انتظار انفجار و قطعه قطعه شدن را داشت و تنها شاید بتوان امیدوار بود که از پیامد همین هراس و دلهره در نهایت صلح و آرامش فرا رسد. آنگونه که هلدرلین معتقد بود:هر کجا خطر هست صلح و صفا نیز هست.

منبع: صفحه درنگ روزنامه ابتکار

لینک مربوط به مطلب:

http://ebtekarnews.com/Ebtekar/Article.aspx?AID=30296#135283

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ???? می‌گه:

    در مطلب بالا هدف مقاله و نتیجه گیری چندان مشخص نیست و و یه سری بدیهیات را بدون ارایه راهکار بیان کرده. میتوان با سرچ در گوگل به خیلی از این موارد رسید. از دوستان خواهشمندم در ارایه نظر طوری ننویسند که راه تلاش را بر نویسنده ی محترم ببندند و و عملا نویسنده را متوهم کنیم !!!!!!!

  • ایزدپناه می‌گه:

    مقاله خیلی قوی و فلسفی بود از سایت استان سپاسگزارم چنین مطلبی را زده تو سایت.مقاله به نظر جامع می رسد و سعی شده تمام وجوه موضوع بررسی شود.هر چند خوب بود اشاره می گردید چرا اکثر خونریزیها در حال حاضر در خاورمیانه اتفاق می افتد.

200x208
200x208