تاریخ درج خبر : 1392/04/08
کد خبر : ۳۳۸۶۵
+ تغییر اندازه نوشته -

پزشکان سزاوارِ سپاسند نه تازیانه!

سایت استان: مهدی غفاری

در پىِ درج گزارشى با این عنوان و مفهوم ” سوگندى که فداى مادیات شد ” در آن سایتِ وزین، اینجانب که از مخاطبانِ پزشکِ آن سایت خبرى هستم، اگرچه یکى دوسالى ست فعلاً در شیراز مشغول به کار و طىِ تحصیلات تکمیلى در رشته ى تخصصى خود هستم، نکاتى را جهت تنویر افکار عمومى خدمتتان ارائه مى کنم؛

عکس تزیینی است

فشرده ى گزارش مذکور این است؛
” گویا افتضاحات بخش بهداشت و درمان استان تمامی ندارد و هر روز شاهد اتفاقات تازه ای در این بخش هستیم.
در جدیدترین این موارد بیش از ۲۰ پزشک جراح و متخصص عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کهگیلویه وبویراحمد در رفتاری مغایر با پیمان و سوگندنامه خود و به دلیل مسایل مادی اقدام به اعتصاب و حضور نیافتن در مطب های خود در کلینیک شهید مفتح یاسوج کردند.
پزشکان در حالی اقدام به این عمل کردند که حتی در آن روز هریک از این پزشکان بیش از ۷۰ تا ۸۰ بیمار را برای معالجه پذیرش کرده بودند.
البته طبیعی است که حقوق و مزایای این پزشکان و یا به تعبیر علم پزشکی (فرانشیز) و حق کارانه (عمل جراحی) این افراد باید پرداخت می شد اما سوال اساسی و تامل برانگیز اینجاست که آیا این افراد نمی توانستند دریافت حقوق و مزایای خود را از راه های دیگر نیز پیگیری کنند.
آیا این افراد برای احقاق حقوق خود راهی جز تضییع حقوق مردم و حتی بیمار رنج کشیده روستایی خود نداشتند. ”

نکته ى اول؛

تا جایى که من به اقتضاى شغل و کارم مى دانم چه در زمان دانشجویى و چه بعد از فارغ التحصیلى ( در زمان ارائه ى خدمت به عنوان پزشک آنهم بعد از چیزى حدود ده دوازده سال تحصیلات پیچیده و متراکم پزشکى ) هر گاه سخن و صحبتى پیرامون دفاع از حقوق صنفىِ پزشکان مى شد ( و مى شود ) و تلاش براى احقاقِ کفِ این مطالباتِ پایمال شده یا نادیده گرفته شده به یک ضرورت تبدیل مى شد ( و مى شود ) همیشه ویزیت و معاینه ى بیماران بویژه کسانى که نیاز به خدمات اورژانسى داشتند ( و دارند ) به عنوان بخشى از منشورِ حقوقِ بیماران بر همه چیز مقدّم شمرده مى شد ( و مى شود ).
همیشه تلاش مى شد و مى شود که احقاقِ حقوق پزشکان از راه گفت و گو و مذاکره و برگزارى جلسات میان نمایندگان و مسئولان و از این طرق صورت گیرد اما وقتى پس از مدتى طولانى و رفتن به همه ى این راه ها باز کار به فرجام نرسد و از آن سوى پزشکان در فتق و رتق زندگى خود در برابر خانواده شرمنده شوند و طلبکاران نیز فارغ از جایگاه شغلى عرصه را بر آنان تنگ کنند و پاى آبرویى به میان آید که قرار است به خاطر کمبود مالى بر باد رود، چه مى توان کرد جز آنکه به طریقى این فشار را با زبانى دیگر به گوشِ آنان که مى بایست و وظیفه دارند براى احقاق حقِ مسلّم پزشکان کارى بکنند، رساند.
با این همه حتا آنجا که کارد به استخوان مى رسد حسابِ بیماران و به ویژه اورژانسى ها از مقوله ى اعتراض و اعتصابِ کارى خارج بوده … و هست. و اگر در نهایت کار به آخرین راه چاره برسد، همیشه از مدت ها قبل به اطلاع مسؤلان رسانده مى شود که موجبات نگرانى و دردسرِ مردم فراهم نیاید…
با همه ى اینها آیا باز هم این پزشکان مقصرند؟

نکته ى دوم؛

صاحبِ این نوشتار هیچکس و هیچ شغلى را در جایگاهى نمى بیند و نمى شناسد که قابل نقد نباشد و به تمامى قابل دفاع باشد. بر این اساس پزشکان و پزشکى نیز از این قانونِ بشرى جدا نیستند با اینهمه جاىِ خالىِ دو سه پرسش در این گزارش مشهود است؛
١. به اقرارِ همین گزارش، پزشکانِ موردِ انتقاد بدون دریافت وجهى از دو بیمارستان شهر به مدت دوازده تا پانزده ماه ( یعنى یک تا یک سال و نیمِ تمام ) به کار پرداخته و خدماتِ درمانى و آموزشى را ارائه داده و همچنان مشغول به کارَند بى آنکه در تمامىِ این مدت حتا براى لحظه اى دست از کار در بیمارستان ها کشیده یا گلایه اى کرده باشند در آن حد که کسى جز خانواده شنیده باشد. آیا در این مدت کسى چیزى از اینان ( که بى تردید از سربازانِ خط مقدّم جنگ با بیمارى هایند ) شنیده و از اینان کسى این نگرانى و مشکل را به افکار عمومى تسرّى داده و موجبات اشکال در جامعه را سبب شده است؟
٢. پرسش دوم این است؛ به این پزشکان براى این همه مدت کارِ بدون مواجب باید درود فرستاد یا آنها را که به تحقیق از سرِ اجبار و فقدانِ تأثیرِ هر راهکار دیگرى به چنین راهى آنهم در کمترین زمانِ ممکن و در نظر گرفتنِ جمعِ شرایط کشیده شده اند باید با تازیانه یى چنین غیرمنصفانه تأدیب کرد؟
در قضاوت پیرامون این پزشکان که بى تردید از نخبگانِ دردشناس و درمانگرِ جامعه ى ما هستند، آیا خردمندانه تر آن نیست که به آن بخش عمده ى لیوان که پر است نگاه کرد و نظر داشت؟
٣. اینکه رسانه ها و گزارشگران در برابرِ تضییعِ حقِ مردم اینگونه حساس باشند و به نقّادى بپردازند، جاى بسى امیدوارى و سپاسگزاریست اما اینکه ضایع شدنِ حقِ بخشى از نخبگان همین مردم را نادیده گرفت یا کم اهمیت دانست و به جاىِ نشانه رفتنِ سرچشمه ى این مشکلات به دیوارِ کوتاهِ پزشکان دست یازید، تردیدى جانسوز را با خود به ارمغان مى آوَرَد. آیا راهى بهتر و خردمندانه تر براى تحقق چنین هدفى فراروىِ رسانه ها نیست؟

نکته ى سوم؛

نویسنده ى محترمِ گزارش در آخرین جمله ى خود پرسیده اند؛ ” ادعای تعهد انسانی و اخلاقی این تعداد پزشک را که به صراحت در سوگندنامه آنها آمده است کجا باید جست و جو کرد؟ ”
پاسخ این است؛
١. آنجا که به وقت و بى وقت و بسیارى از زمان ها در نیمه شبان، درست در همه ى زمان هایى که دیگران پىِ آرام و قرار خویشَند، این پزشکان مسافرِ راه هایى هستند که به بیمارستان ها و اورژانس ها و اتاق عمل ها ختم مى شوند و مقصدشان نجات جان انسانى ست که همه ى جامعه براى زنده ماندنش مسئولند.
٢. آنجا که بیمارى از همه جا رانده شده و درمانده به سوى راهى براى رهایى از درد و رنج کشیده مى شود و تا نامِ بیمارى اش را بسیارى از افراد مى شنوند که مثلاً هپاتیت است یا ایدز یا سل یا آنفلوانزاى به شدت مُسرى یا چیزى از این قبیل، همگى مى گریزند و این تنها همین پزشکانَند که مى مانند و با همکارىِ سایر دست اندرکاران عرصه ى بهداشت و درمان به ویژه پرستارانِ عزیز با در خطر انداختنِ جان خود براى نجات جانى دیگر صمیمانه مى کوشند.
٣. آنجا که به اقرارِ خودِ گزارش، این پزشکان پانزده ماه به کار پرداخته و خدمت کرده و بسیارى دردها را درمان کرده و بسیارى انسان ها را نجات داده اند بى آنکه در این مدت از آن مرجعِ کارى حتا ریالى دریافت کرده باشند.
( به این فهرست مى توان همچنان افزود و افزود. )

نکته ى چهارم؛

تازیانه ى نقد را دوستانِ رسانه اگر مى خواهند بر جایى بزنند که کارا باشد و مشکلى را حل کند، آن ” جا ” نه کتف و کمرِ پزشکان شاغل به کار در مراکز دولتى که بَر و دوشِ مسؤلانِ اجرایى ست. باور کنیم که این پزشکان اگر سزاوارِ سپاس و تقدیر نباشند ( که بسیارى شان هستند )، لایقِ اتهامى به سترگىِ شکستنِ سوگند و در پىِ آن لعن و نفرین نیستند.

نکته ى پنجم؛

سایت وزین خبرى در راستاى تعهد به اصولِ حرفه اى بودن مى تواند و مى بایست در گفت و گویى مفصّل با نماینده یا نمایندگان این پزشکان، ضمن تنویر افکار عمومى از پیشآمدِ هر گونه سوء تفاهم یا بیدادى که ناشى از یکطرفه رفتن به سمت و سوىِ قاضى و داورى ست، جلوگیرى کند. با این امید.

.

.
توضیح سایت استان: با تشکر از دکتر مهدی غفاری که خود را حداقل در زمینه دفاع از هم صنف خود مسئول دانسته و نکاتی را متذکر شدند.  بیشتر انتقاد از مدیریت بخش بهداشت و درمان استان مد نظر بود که باید با اجابت به موقع درخواست های پزشکان جلوی چنین مواردی گرفته شود که جناب دکتر در بند چهارم به درستی از آن یاد کردند.
آقای دکتر در قانون اساسی ما هم حق اعتصاب برای همه بخشها در نظر گرفته شده است، اما در هر زمینه ای که بررسی کنیم خسارت های اعتصاب و اعتراض بیشتر مادی است ولی پزشکان محترم با جان انسانها سر وکار  دارند که گاهی ثانیه ها هم مهم هستند و حتمن این جمله به گوش دکتر غفاری عزیز آشنا هست ” اگر چند دقیقه زودتر می آوردید شاید می توانستیم برایش کاری کنیم”

هر چند آقای غفاری در بخشی از نوشته خود به درستی به موضوع بیماران اورژانسی و .. هم اشاره ای داشته اند ولی دراین مورد خاص اطلاع رسانی صورت نگرفته بود به طوری که بسیاری از بیماران از روستاها و شهرهای اطراف به یاسوج آمده بودند و بعد از شنیدن ماجرا سرگردان بودند.

دکتر عزیز: در بسیاری از رشته ها و صنوف سوگندی در کار نیست!

برای آقای غفاری عزیز آرزوی توفیق داریم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208