تاریخ درج خبر : 1393/05/21
کد خبر : ۳۳۹۱۹۲
+ تغییر اندازه نوشته -

افکار عمومی به خواب رفته! همه ما متهمیم!

سایت استان: احسان یوسفی

( در سوگ سرنشینان هواپیمای ایران 140 )

بار دیگر هواپیمایی در آسمان ایران اوج گرفت و پیش از رسیدن به مقصد، سرنشینانش را به کام مرگ فرستاد. اتفاقی که در بسیاری از کشور اگرچه جز موارد نادر آنان است، اما گویی در ناوگان هوایی کشور ما امری طبیعی و گاهی روزمره تلقی می شود که متاسفانه بدلیل بی توجهی ، سوء مدیریت و عدم کارایی و فرسودگی قطعات هواپیمایی حقیقت تلخ تاریخ گشته است و گویی اراده ای برای حل این بحران وجود ندارد. اما آنچه که امروز آزاد دهنده است نه سکوت و بی توجهی مسئولین به این حادثه و نه حتی سیستم فرسوده ناوگان هواپیمای کشور ، بلکه آنچه مورد تعجب و حیرت همگان است افکار عمومی بخواب رفته کشورم هستند که نسبت به این رخداد های دردناک و جانسوز سکوت می کنند، خیره می شوند و با آه و حسرتی بر زبان از این بحران عبور می کنند. چرا زبان سرخ و سر سبز ملت بر نمی خیزند و سخن نمی گویند که چرا باید هر ساله شاهد پر پر شدن جان هم وطنانمان باشیم؟ چرا نظام اجتماعی ما در بعد افکار عمومی آنچنان متحد و یک دل نیستند که بتوانند با قدرت اجتماعی خود مسئولین را بازخواست و به میز محاکمه وجدان های بیدار جامعه بکشانند؟ امروز که این ضایعه دردناک بر مام میهن چون ابر سیاه سایه افکنده است ، پیش از آنکه به دنبال دلسوزی و ارسال پیام های تسلیت باشیم شایسته است به گذشته باز گردیم و مسئولین سابق و فعلی را در نگاه ملت مورد پرسش قرار دهیم. باید از رئیس دولت سابق، آقای احمدی نزاد سوال کرد؛ آن زمان که در فیلم تبلیغات انتخباباتی خود در سال 88 در مورد بازگشایی مجدد این کارخانه غرور می ورزیدید و و از افتتاح مجدد آن افتخار می کردید که 5 عدد از این هواپیما ها وارد کشور شده اند و قرار است سالی 10 عدد ساخته شود، چرا نسبت به توانایی و قدرت آنان بی توجه و یا حتی کم توجه بودید؟ چرا حاضر شدید شعار ما می توانیم را به هر قیمیتی حتی به قیمت بازی با جان هم وطنانتان برای شوی انتخاباتی در آینده با ساخت اینچنین هواپیما های که بشارت دهنده مرگ بوده اند ادامه دهید؟ آقای رئیس دولت، آیا می شود از شما نیز پرسش کرد؟ ازپرسش از آن جهت که شما افتتاح و راه اندازی مجدد این کارخانه را جز افتخارت دولت خویش خطاب می کنید. در این بین مرور اظهارات حمید بهبهانی، وزیر راه و ترابری دولت نهم در گفت و گو با خبر آنلاین در آذر ماه 87 در مورد ساخت هواپیمای ایران 140 در نوع خود شگفت آور است؛ ایشان می گویند: « اگر الان ادعا کنیم می‌توانیم هواپیما بسازیم خوب شوخی کرده‌ایم. اما اگر بتدریج در این مسیر گام برداریم در سالهای آینده سازنده خواهیم شد. هواپیمای ایران 140 نمونه آن است که طراحی آن توسط متخصصان ایرانی انجام گرفته است.بنده چند بار سوار این هواپیما شده‌ام و حاضرم کتبا بنویسم ایران 140 از هواپیمای فوکر بسیار بهتر است.چراکه هم هواپیمای نو وهم خودکفا است. اگر به تدریج در مسیر ساخت وارد شویم در آینده می‌توانیم با خارجی ها رقابت کنیم» یا آنکه مهرداد بائوج لاهوتی نماینده مردم لنگرود در مجلس در گفتگو با خانه ملت، اینچنین اظهار می کند: «این هواپیما یک هواپیمای اوکراینی است که ایران مشترکا با اوکراین ساخته است و بعد از بازدیدی که در مجلس هشتم از کارخانه تولید این هواپیماها و انجام پروازهای آزمایشی که منجر به سقوط 2 فروند از این هواپیماها صورت گرفت، مشخص شد هواپیمای 140 استاندارد های لازم را ندارد.» اما پرسش های که امروز باید مطرح شود این است که جناب آقای بهبهانی چرا باید در سیستم هوایی کشور از هواپیمایی استفاده شود که به ضعف و عدم کارایی آن اگاهی کامل داشته اید؟ چرا مردم از نمایندگان شان که صفت وکیل المله را با خود یدک می کشند متحد نمی شوند و این پرسش را مطرح نمی کنند که چرا با وجود آنکه مجموعا 7 فروند هواپیمای 140 تولید مشترک ایران و اوکراین در کشور ساخته شده است با آنکه یک فروند از این هواپیما در زمان پرواز در محل باند آزمایشی در اصفهان سقوط کرد و خلبان و خدمه پرواز جان خود را از دست دادند اما باز هم اجازه دادند این هواپیمای ناکارآمد در سیستم هوایی کشور حضور پیدا کند و اجازه پرواز داشته باشد؟ مگر نمایندگان، وزرا، هئیت دولت و تمام مسئولین کشور سوگند یاد نکرده اند که امین و حافظ جان و مال ملت باشند؟ پس این چه سوگندیست که تنها بر کاغذ بی روح، قرابت معنایی دارد و در عمل به فراموشی سپرده می شود؟ چرا نسبت به جان هم وطنان خود اینچنین بی تفاوت و کم توجه شده ایم؟ اگر خدای ناکرده از فرزندان و منسوبین خود آقایان در یکی از این سوانح هوایی فردی یا گروهی حضور داشتند و اینچنین در آتش بی کفایتی مدیران، وزیران و مسئولین می سوختند، آیا باز اینچنین نسبت به این رخداد ها شاهد بی تفاوتی و بی توجهی می بودیم؟ اگر امروز افکار عمومی در کشور ما قدرتمند بودند و جان ، نفس و تپش قلب هم وطنان خویش را در دسته بندی های سیاسی قرار نمی دادند و این حوادث ملی دل خراش را بهانه ای برای تسویه حساب های سیاسی نمی دانستند، امروز باید این پرسش را مطرح می کردند که چرا وزیر وقت راه و ترابری اجازه ساخت هواپیمایی که در آغاز کار با سقوطش، خط تولدش را افتتاح کرده است باید ادامه پیدا کند؟ افکار عمومی و قلم های تیز جامعه باید برخیزند و جامعه را مورد خطاب قرار دهند که چرا نمایندگان مجلس هشتم با علم بر اینکه این هواپیماها قدرت ، کارایی و امنیت لازم را برای مسافران و … ندارند، اما باز اجازه ساخت و ورود به ناوگان هوایی کشور را کسب کرده اند؟ چرا در این بین تا به امروز همه سکوت کرده بودند؟ چرا باید افکار عمومی نسبت به رخدادهای سیاسی اینچنین حساس باشند و خود را وارد مبارزات سیاسی کنند اما نسبت به جان هم نوعان خود با سرعتی باور نکردنی عبور کنند؟ در طی این سال ها نظام اجتماعی ما تا چه اندازه در بحث عواطف، احساسات، مسئولیت اجتماعی و پرسشگری سقوط کرده است که اینچنین ساکت و آرام است؟ آیا باید اتفاقی رخ می داد تا صدای از نقطه ای کور، بلند شود تا بگویند از ابتدا راه و روش غلط بوده است؟ آیا نمی شد پیش از وقوع این رخدادها پیشگیری کرد؟ آیا نمی توانستند پیش از آنکه هم وطنانمان امشب در کام مرگ آرام بگیرند دلواپس شوند ؟ آیا در وجدان های به خواب رفته یشان خطور نمی کرد که اگر این هواپیماها از زمین برخیزند، ممکن است آخرین باری باشد که سرنشینانش گام بر زمین گذاشته اند؟ چرا باید تاوان این بیداری، سوختن و مرگ هم وطنانمان باشد؟ البته به وزیر فعلی راه و ترابری آقای آخوندی نیز نقد وارد است که چرا اجازه داده اند این هواپیماها در ناوگان هواپیمایی کشور همچنان فعالیت داشته باشند؟ چرا مسئولین متخصص ناوگان هوایی به چک آپ هواپیما های کشور در طی این چند سال و این مدت کوتاه نپرداخته اند تا پیش از آنکه عدم کارایی آنان در آسمان محرض و تایید شود، شاهد سوختن فرزندان این خاک نباشیم؟ جناب رئیس جمهور دکتر روحانی، از شما خواهش داریم که پیش از آنکه پرواز هواپیما های ایران 140 را در کشور متوقف کنید، دستور فرمائید تمام ناوگان هوایی، ریلی، دریایی و زمینی کشور توسط متخصصین امر مورد بازبینی و بررسی دقیق قرار گیرند، چرا که دیگر وطن، تاب با آتش کشیدن فرزندانش را ندارد!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • امیر می‌گه:

    سلام خدمت ناشناس عزیز.عجولانه قضاوت نفرمایید و سعی کنید نوع ادبیات گفتاریتان را هم عوض بفرمایید. این جملات من کوته فکری نیست ,اینی که شما میفرمائید ومثال زدید که من توخانه بنشینم وخونه را آتش بزنم ببینم مرگم فرا رسیده یا خیر شامل خودکشی است که اگر کامنت اینجانب را با دید روشن مطالعه فرموده باشی متوجه آن خواهید شد. در مورد مرگ دسته جمعی که شما منکر وقوع آن در دیگر کشورها هستید هم عرض شود اگر اخبار را دنبال کرده باشید کم نبودند انسانهایی که در کشورهای مثل اکراین, چین , ژاپن , روسیه ,آمریکا وووو..یا با منحرف شدن قطار ازریل یا هواپیما یا سیل یا اتوبوس یا…..کشته شدند. پس سعی کن با مطالعه وحفظ ادب وادبیات انسانی از گفتار دیگران انتقاد کن.موفق باشید وسربلند

  • قلم می‌گه:

    کیست که پاسخ دهد؟
    کیست که محاکمه شود؟
    اما آیا اراده ای برای انجام این پرسش ها وجود دارد؟
    جناب یوسفی، زاویه دید شما رو به این واقعه دردناک رو واقعا هم می پسندم و هم به شما به خاطر این نوع نگاه تبریک میگم که دست به نکته حساس و البته موثر زده اید!
    اگر در کشور ما افکار عمومی با هم متحد بودند، اگر به جای گرو کشی و تقابل با هم و یا حتی بی تفاوتی نسبت به یکدیگر نبودند خیلی از مسایلی که امروز با انان در گیر و داد هستیم هیچ گاه رخ نمیداد.
    متاسفانه چنان در قشر بندی اجتماعی ما فاصله افتاده است که تا سالیان سال این شکاف پر نخواهد شد و وجود این شکاف تلخ تاریخی چنان سهمگین بوده است که حتی جان انسان ها هم در ان شان و جایگاهی ندارد.

  • امیر می‌گه:

    با عرض سلام خدمت نویسنده محترم وعرض تسلیت خدمت خانوادهای مصیبت زده .بی تدبیری را نمیشود توجیح کرد .اما و اگر ها هم همیشه گوشواره زنگی بوده وهست.اگر فلان میشد چنین میشد ,اگر چنین بود چنان میشد,وغیره…اما باید بپذیریم مرگ نه موقعیت میشناسد نه سن وسال میداند و تجربه و واقعیت این را ثابت کرده که ضمن آنکه هر مرگی به نوبه خود برای هر مصیبت زده ای سخت وسنگین است اما مهمتر از آن پذیرفتن مشبت الهی و سر تعظیم فرود آوردن در مقابل آن است.این هواپیما پرواز قبل از این را با موفقیت به زمین نشانده بود ولی این پروازش با مشیت وخواست پروردگار همراه بود,تنها خودکشیست که میشود مرگ نا حق خواندش وگرنه هر نوع مرگی حق وبه اراده پروردگار است .اگر خدا وند بخواهد کسی را زنده نگه دارد مثل همان شخصی که در رسانه های خودمون هم منتشر شد که با خودرو به چند صد متر پایین دره سقوط کرد بود زنده نگه میداردیا برعکس کسی را که داخل بهترین نوع خودرو که دارای امکانتی مثل ایر بک هست نمیمیراند پس باید ضمن آنکه قبول کنیم که مسولان کشوری وظایفی دارند مهم ,امانتداری هستند مقید ومعتقد,اما هر مرگی به واسطه ای سراغ انسان خواهد آمد,یا سرطان, یا تصادف ,یا سکته,یا سن بالا و…فقط امید وارم مسولین ومدیران نظام جمهوری اسلامی جوری عمل کنند که مرگهایی از قبیل سکته کمتر به چشم بیاد./ با تشکر از شما عزیزی که برای خواندن مطلب وفت گذاشتید

    • ناشناس می‌گه:

      واقعا جای تاسف دارد که هنوز افرادی وجود دارند که اینقد کوته فکر و احمقند شما میفرمایید مرگ حق است بله همه روزی خواهند مرد شما معتقدید که مرگ این افراد فرا رسید چطور در کشورهای دیگر دنیا مرگ دسته جمعی فرا نمیرسه انها تقدیر را قبول ندارند یا مرگ را؟ پس اینطور باشد شما امشب خونه و زندذگی تان را آتیش بزنید و در خانه بمانید اگر تقدیر نباشد قطعا اسیبی نمیبینید از خانواده قربانیان این هواپیما خجالت بکشید از کودکان سرنشین خجالت بکشید و استغفار کنید شماها همون لال مونی بگیرید بهتر نیست تا ابا گفتن این مزخرفات ذهن مردم عادی را از خدا دور کنید

200x208
200x208