تاریخ درج خبر : 1393/05/21
کد خبر : ۳۴۰۸۹۲
+ تغییر اندازه نوشته -

فرهنگ سیاسی قبیله ای و مشارکت سیاسی در استان ما

سایت استان: خیراله االهی دوست

با وجود شیوه های مدرن جهت حضور در مناسبت های سیاسی و اجتماعی و اخذ تصمیم در مورد مسایل موجود در جامعه، همچنان تعصبات خشک قومی و قبیله ای جای کمی را برای مدرنیته گذاشته است. وابستگی های قومی و قبیله ای در عرصه سیاسی در استان ما نقش مهم و انکارناپذیری دارد، که این مشکل همیشه بوده و به یک نماینده خاص مربوط نمی شود، به گونه ای که علیرغم داشتن بالاترین درجات علمی و توانمندی های مدیریتی و …

اگر به یک طایفه اسم و رسم دار یا به نماینده وابسته نباشی باید کلکسیون افتخارات و تجربیات خود را در کوزه گذاشته و آبش را بخوری. اگر قرار است وارد عرصه ی سیاسی شوی حداقل امکاناتی که لازم داری وابستگی سببی به یک طایفه بزرگ است و بس؛ به اصطلاح دیگه« نانت توی روغنه» و حتی می توانی افراد با نفوذ طایفه را هم کنار زده و خودت به واسطه همان ارتباط بشی گل سرسبد، چون خیلی از این طوایف «غریب پرستی» را به «خویشتن پرستی» ترجیح می دهند.

افرادی که در استان ما بر اساس گرایش های سیاسی رأی می دهند، بسیار کمتر از کسانی هستند که با انگیزه های دیگر رأی می دهند.سیاسیون اگر در انتخابات کاندیدایی نداشته باشند یا کاندیدای ضعیفی داشته باشند، یا حاضر به رأی دادن نشده یا رأی سفید به صندوق می اندازند.اما سرسخن ما با کسانی است که هیچ گاه جناح ساسی خود را مشخص نکرده و با همه ی گروه های سیاسی هماهنگ و همراه هستند و همین گروه بیش ترین لطمه را به استان ما می زنند.

بحث های بسیار تأسف برانگیز سردسیری و گرمسیری و بویراحمدی و غیر بویراحمدی از جمله مشکلات عدیده ی دیگری است که دامنگیر استان ما شده و راه را بر پیشرفت هرچه بهتر استان باریک تر کرده و در جاهایی به بن بست رسانده است. و جای بسی تعجب و تأسف است که حتی تحصیل کردگان نیز به این فرهنگ زشت دامن زده و می زنند. از ابتدا تا کنون عزل و نصب مدیران در سطح شهرستان ها بیشتر تابع همان وابستگی به طوایف و آشنا بازی بوده تا گرایش های سیاسی یا شایسته سالاری.

در موضوع نصب مدیران در سطح کلان استان نیز علاوه بر ایل و تبار،همان موضوع منحط و بسیار زشت سردسیری و گرمسیری در میان است ؛ این امر به گونه ای است که ممکن است معارفه یک مدیر در دقیقه نود به فرد دیگری تغییر یابد. خیلی از جاها شاهد به کارگیری مدیرانی هستیم که جز وابستگی به نماینده یا جناح سیاسی هیچ نقطه مثبتی ندارند که بتوان بر آن انگشت گذاشت؛ سراغ داریم شخصی به عنوان مدیر اداره یا نهادی معرفی شده، در صورتی که تا زمان شروع مدیریتش نه اطلاعی از روش کار آن جا داشته و نه حتی به عنوان ارباب رجوع به آن اداره مراجعه کرده.

اگر هدف پیشبرد کار مردم و ترقی استان است:

1- چرا باید مدیران موفق و دلسوز جای خود را به کسانی بدهند که فقط نوعی وابستگی را با خود یدک می کشند و دیگر هیچ؟

2- چرا باید تجربیات مدیریت چندین و چند ساله آنان به سرگذشت تحقیقاتی گرفتار شود که سالانه در استان ما انجام و بعد به ورطه فراموشی سپرده می شوند؟

3- چرا افرادی که خود را پیشگامان و صاحب نظران یک جناح سیاسی می دانند، به بهانه های مصلحت طایفه گری ویا انتخاب بد به جای بدتر و … به طرف جناح مخالف می روند.

4- چه امری باعث فرار مغزها و سرمایه ها از استان ما فقط به دو استان فارس و خوزستان شده؟بقیه ی استان ها پیشکش!!

5- چرا باید برای پوشاندن ضعف خودمان، دست به تخریب توانمندی های دیگران بزنیم؟

6- مشکل فقدان تدبیر در انتخاب مدیران تا کی ادامه دارد؟ تا کی باید شاهد افراط و تفریط ها در این باره بوده و چه وقت مسیر رشد استان ما هموار خواهد شد؟

7- آیا باید هرکس روی کار آمد، تغییر ایجاد کند یا این که بهبود ببخشد؟

8- تا کی باید سیاست استان ما در دست عده ی خاصی باشد و بقیه مردم دنباله رو؟

9- چقدر تلاش کرده ایم که سیاست را از انحصار این عده خارج کرده و مردم را به فعالان سیاسی تبدیل کرده و سیاست را به درون جامعه ببریم؟

10- تا کی باید شاهد حضور ناسیونالیستی گرایی قومی در استان باشیم؟

11- تا چه وقت باید دیگران برای مدیران ما تصمیم بگیرند؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • افتخاری می‌گه:

    با حرفات کاملا موافقم همکار گرامی

  • حسن می‌گه:

    جاناسخن از زبان ما می گویی آینده بچه های این مرز وبوم به دلیل سیاسی شدن آموزش وپرورش وعدم شایستگی درعزل ونصب هادرهاله ای ازابهام است واقعاجای بسی تاسف دارد

  • امیر می‌گه:

    باسلام خدمت نویسنده محترم.نوشته های من ,شما,وهمه آنهایی که از این قبیل دردها مینالند واز این عزل ونصب ها گله دارند فقط وفقط درد دلیست برای یکدیگر.چرا؟ چون روابط گوی سبقط را از ضوابط ربوده, چون آینده نگری در برابر حال نگری کمر خم کرده,چون هرکی فقط خودش رامی بیند و رفع مشکل خودش از همه چیز برایش ارجعیت دارد.اخلاقی که شایسته یک انسان نیست.فراموش کردند که قبلا جمله زیبایی را خوانده اند(دیگران کاشتند وما خوردیم ,ما بکاریم تا دیگران خورند)علت عدم پیشرفت این استان همین چیزهایست که همه میدانینیم و تکذیبش میکنیم اما در موقع عمل احساسات است که بر خِردمان پیشی میگیرد و این برایمان یک رسم شده در صورتیکه تکرار مرسومات از معلوماتمان نخواهد افزود.به امید روزی که شویم همرنگ جماعت .منظورم از جماعت استانهای همجوار است.موفق باشید./

  • سوق 12 می‌گه:

    سلام — آقای الهی دوست کالا حرف دل مرا زدی .. یکی از مشکلات اصلی استان که همچنان محروم ماند همین مسئله مرزبندی طایفه ای است و متاسفانه در بین بزرگان و تحصیل کرده ها هم وجود دارد..

200x208
200x208