تاریخ درج خبر : 1392/04/09
کد خبر : ۳۴۲۷۰
+ تغییر اندازه نوشته -

ما خود گدازیم و غریب نواز / به ” قله “بنگریم

سایت استان: یادداشتی از دکتر مندنی پور برای سایت استان ارسال شده که به مسایل استان می پردازد. متن این یادداشت در پی می آید.

سلامی و کلامی به پیشگاه پیشگامانی که با قلم، قدم و زبان خویش در اعتلای نام ایران گام برداشته و برمی دارند.

روی سخنم با همه ی هم ولایتی ها، بویژه آنانی است که از سر احساس درد و با مسؤولیت پذیری هرچه تمام تر نگاهشان بر قله ی کلان و خواست و آرزویشان کهگیلویه و بویراحمدی آباد در دل ایرانی آزاد است.

1500

هم آنان که شانه به شانه دیگر هم میهنان در مسیر پر فراز و فرود تاریخ این مرز و بوم حضوری افتخار آفرین داشته اند و در این روزها به امید فردائی بهتر هوشمندانه با بهره گیری از «تدبیر و عقلانیت» در کمال متانت و با هدف تغییر دریچه ای به آینده ی روشن سرزمین اهورائی مان گشودند. فردائی که با همت، تلاش و مشارکت همگان آن را خواهیم ساخت.

بیش از سه دهه میگذرد. نوع نگاهمان در قالب اختلاف سلیقه (که به جای خود نکوست و نه زحمت که مایه رحمت است). توسعه استانمان را در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بشدت متأثر و زمین گیر نموده است و حاصل این اختلاف دیدگاه دیرینه نه فقط «درجا زدن» استان که در مقام مقایسه با دیگر نقاط کشور عقب گرد بوده است! انگار که عقربه چرخ دنده های ماشین توسعه این دیار سالهاست زنگ زده و در حال از کار افتادن است و در قالب رقابت با دیگران عقب افتادگی را به تجربه نشسته و کم کم به این موقعیت یعنی شاگرد آخر کلاس بودن عادت کرده ، این درد را پذیرفته و بی سر و صدا با آن کنار آمده ایم!

نیاز به دعوت از صاحب نظر و اهل فن برای نشان دادن جایگاه استان در قطار توسعه کشور نیست. چرا که نشانی مان ثابت است و مسائل و مشکلات این کوچکترین نقطه جغرافیای ایران زمین و آدرس کوپه مان را به خوبی همه می شناسند و به وجود «بلدچین» ضرورتی نیست.

مگر نه این است سالهاست در آخرین کوپه و یا یک کوپه مانده به آخر در قطار توسعه کشور جا خوش کرده و لنگر انداخته ایم؟ راستی تا کی باید در این کوپه رنگ و رو باخته و زهوار در رفته درجا بزنیم؟ چه کس و یا کسانی مسؤولیت این مهم را به عهده می گیرند؟ آیا شهامت پذیرش این واقعیت تلخ را در خود می بینیم؟ نه با خوش بینی و یا بدبینی که در عین واقع بینی باید بپذیریم که نه ما فرزندان این دیار در هر مقام و موقعیت و نه آنان که در جایگاه مسؤولیت در رده های گوناگون مدیریتی تا امروز اداره امور استان را عهده دار بوده و هستند هیچکدام از مسؤولیت مبرا نبوده و نیستیم و هر کدام به سهم خود در دامن زدن شعله های این آتش به خرمن خشک این استان به نسبت موقعیت خویش نقش آفرینی کرده ایم. با این توضیح که بار مسؤولیت مسؤولان رده بالا و نیروهای مدعی پیشگامی مردم در خلق این مصیبت بسی سنگین تر است.

1501

اکنون پس از سه دهه برای تمامی دلسوزان آینده نگر اعم از مسؤول و غیر مسؤول و حتی شهروندان عادی این سؤال پیش می آید که با این استعداد و توان نیروی انسانی و سرمایه عظیم رو زمینی و زیر زمینی و … در مساحتی کمتر از یکصدم پیکره ی جغرافیای کشور چه توجیه منطقی و علمی برای توسعه نیافتگی استان داشته و داریم؟

غیر از این است که همه اش به بینش، منش و روش ما فرزندان خود گداز و غریب نواز این دیار و به تبع آن به مسؤولان بزرگواری بر می گردد که آگاهانه و یا نا آگاهانه، به عمد و یا غیر عمد چنین مسیر پر دست انداز و هزینه بر و پر اشتباهی را بر ما تحمیل کرده اند.

جوابمان به آیندگان چیست؟ می گویند: «هر کجای ضرر که برگردی منفعت است.»

شهامت پذیرش واقعیت را داشته باشیم و به اشتباه خویش اعتراف نمائیم. علی رغم هزینه سنگینی که بر زندگی مردم تحمیل گردیده آستین همت بالا زده و تا دیر نشده ضمن پذیرش واقعیات موجود اختلاف سلیقه را کنار گذاشته دست در دست هم با همدلی و وحدت به مصالح و منافع کشور اندیشیده و در راستای دفاع از خواسته های بحق و قانونی مردم خوب استانمان همداستان شویم.

کلان نگری دوای درد ماست. بیش از آنچه به استان کوچکمان نظر افکنیم، نگاهمان را به مسایل و مشکلات کشور معطوف نموده و از چشم انداز قله و از بالاترین نقطه به پیچ های سخت و کوره راه ها بنگریم نه از کمرکش تل و تپه. کلام زیبای مولا علی (ع) را آویزه گوشمان قرار دهیم که: الفُرصَتُ تمُرُّ مَرَّ السَّحاب. فرصت ها مانند ابر زود گذرند. آنان را دریابیم.

«گذشته چراغ راه آینده است». از آن درس عبرت گرفته و نگذاریم بیش از این به روزمرگی دچار شویم. اتوبوس تدبیر و امید دولت جدید با هدایت دکتر روحانی در راه است و تا چند هفته دیگر سرنشینان سرنوشت ساز خود را می شناسد و خواسته ها و مطالبات از راننده و نیز سرنشینان بسیار! با هماهنگی و برنامه ریزی اصولی خواسته ها و مطالبات منطقه ای خود را در قالب خواسته های کلان و ملی، در نهایت دقت و اولویت بندی تنظیم و برای اجرا به دست آنان رسانده و به جدّ پی گیر باشیم. فرزندان شایسته و لایق اما بدون پشتیبان این دیار نشان داده اند که توان اداره امور کشور را دارند. برای آنها در فکر پیدا کردن جا در اتوبوسی باشیم که سالها این جایگاه از آنان دریغ شده!! نه آنکه سرخوش و ذوق زده هم و غم خود را برای هدایت «تاکسی بار» استان بکار گیریم و مبادا تصور کنیم که پیشرفت و توسعه این دیار یعنی به دست گرفتن سکان این تاکسی بار. و بدانیم مشکل در جای دیگری است. تجربه نشان داده توسعه در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نصیب جماعتی خواهد شد که در قلعه توپچی و آن هم توپچی های شجاع و ماهر دارند. «و تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل»

و اما راه برون رفت از این وضعیت:

بر این باوریم که مسأله توسعه عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد امری مستقل از جریان کلان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورمان نبوده و نیست. ما به دنبال آباد نمودن شهرمان در کشوری که مشکلات فراوان داشته باشد نیستیم. دیدگاهمان آن است که مردم با توجه به مشارکت های بی سابقه شان در عرصه مناسبت های سیاسی دهه های اخیر هرگز پاسخی درخور از جانب مسؤولان دریافته نکرده اند! اندیشه ما بر این مدار قرار می گیرد که تنگ نظری ها، خود محوری ها بازیگری ها و ….. از یاد ببریم. چه ، با تفکر بسته ی سنتی و خود محوری و انحصارطلبی نمی توان مسیر توسعه را هموار کرد. مانع اساسی در مسیر توسعه متوازن و پایدار در دل فرهنگ نهفته است و لاجرم برای رسیدن به این هدف می بایستی بستر فرهنگ را مهیا نمود. تا وقتی تفکر قومی، قبیله ای، دوست پروری، حامی پروری، گروه گرایی، جناح بازی و خود گدازی و غریب نوازی مفرط بر فضای فرهنگی استان کوچک، پر نعمت و در عین حال توسعه نیافته مان حاکم است، امیدی به بهبود اوضاع نمی رود. نسخه شفابخش این مریض محتضر را که سالهاست گرفتار کژ اندیشی ها گردیده و در پیچ و خم کج فهمی ها گرفتار آمده، تا جایی که هرسال می گوییم «دریغ از پارسال» باید در درمان زیر ساخت فرهنگ این دیار جستجو کرد. تفکری که جز به خود و دایره همفکرانش به هیچ تنابنده ای اجازه اظهار نظر و خود نمایی نمی دهد، محکوم به ایستایی و در نهایت عقب گرد است. تفکر «اره کش» نمی تواند دم از توسعه درون زا ، فراگیر و پایدار بزند. امری که رسالت جماعت دلسوخته و متعهد این دیار را در این برهه حساس زمانی بسیار سنگین نشان داده و همت بالای تک تک تشنگان خدمت را چه در جامه بومی و چه در جامه غیر بومی می طلبد. توسعه حق استان و هم استانی های ماست. برای این مهم اگر فریادی لارم است، باید فریاد برآریم! اگر گفتگو لازم است، گفتگو کنیم. اگر ائتلاف نخبگان چاره ساز است، زمینه آن را هرچه زودتر فراهم آوریم. اگر هم اندیشی، هم فکری و همکاری نیاز است، آن را وجهه همت خود قرار دهیم. بی آنکه فراموش کنیم، این طرز تلقی که فقط مدیریت بومی ناجی کشتی به گل نشسته استان خواهد بود و لاغیر، خوشبینانه اما فاقد پشتوانه منطقی است. همه می دانیم و تجربه تلخ گذشته نیز نشانگر این واقعیت است که: درمان درد کهنه استان استفاده بجا و اصولی از نیروهای متخصص، کلان نگر، فاقد نگرش قومی و قبیله ای، فارغ از مرزبندی جغرافیائی، قانون مدار و صد البته آشنا با تاریخ و فرهنگ و هویت این شهر و دیار است. خواه از جنس بومی باشد خواه غیر بومی. خوب به یاد داشته باشیم برای تحقق توسعه همه جانبه مبتنی بر عدالت اجتماعی و رفاه چاره ای جز وحدت، هماهنگی و همدلی میان نیروهای سازنده این فرهنگ نبوده و نیست. همتی می خواد تا دست در دست هم به این باور برسیم و کاری بکنیم کارستان وگرنه … . به امید آینده ای بهتر؛

* دکتر علی مندنی پور

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208