تاریخ درج خبر : 1393/05/23
کد خبر : ۳۴۳۶۷۷
+ تغییر اندازه نوشته -

«استیضاح وزیر و رشد علمی»

سایت استان: دکتر علی تفضلی*

درخبرها آمده که دولت قبل بدون رعایت معیارهای آموزش عالی به 3هزار و به روایتی دگر3700 نفربورسیه تحصیلی داده است. گرچه کم و کیف اطلاعات مربوط به این خبر شفاف نیست، اما آنچه بیان شده این است که برخی از این افراد حداقل معدل لازم دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد را ندارند. پرسشی که وزارت علوم بایست به روشنی پاسخ دهد این است که چند نفر از این افراد فاقد حداقل ملاکهای علمی هستند. اگر تنها 1000نفر از این افراد فاقد صلاحیت علمی باشند معنایش این است که به همین میزان نهاد علم در کشور رو به قهقرا و پسرفت نهاده است. اگر فقط 50 نفر با این میزان بهره علمی به برترین دانشگاههای جهان وارد شوند برای متلاشی شدن نهاد علم و افول آن دانشگاه نه تنها کافی که زیاد هم هست. فاجعه نهاد علم محدود به این یک مورد نیست. در طول 8سال گذشته کرسی استادی دانشگاه به اشخاصی محول شده است که فاقد حداقل وجاهت علمی و پژوهشی هستند. اکنون سئوال این است که کسانی که دغدغه رشد علم و پیشرفت نهاد علم کشور را دارند با چه معیار و ملاکی عملکرد وزارت علوم در 8سال گذشته را مثبت و حتی بسیار خوب ارزیابی می کنند؟ ملاک آنها مبنی بر کند شدن رشد علم در یکسال اخیر چیست؟
در خوشبینانه ترین حالت، آنچه می توان گفت این است که دوستان یا نمی دانند علم چیست یا تعریف آنها از پیشرفت موهوم است. در واقع اینان بدون درک معانی اعداد و ارقام، دلخوش به کمیت های بی‌معنا نموده و در مسیر رشد علم نه تنها مددی نمی رسانند که مانع می‌تراشند. تعجب آور هم نیست که شعبده گویی های وزیر علوم دولت پیشن را باور کنند و زمینه را برای لیسنکوهای وطنی فراهم نمایند. رشد علم نه مانند سر برآوردن قارچ و قدکشیدن خرزهره، که بسان درخت گردو سالها وقت لازم دارد تا به ثمر نشیند. آن چه در ایران اغلب با نام علم معرفی می شود بخش قابل توجهی شامل مهملات و بخشی نیز از سنخ کپی پیست است و قسمت اندکی نیز از جنس تکنولوژی است.
تکنولوژی نیزعلم نیست گرچه کاربرد علم در عمل است. اما این علم درجای دیگر تولید شده و در ایران نهایت آن را به تکنولوژی تبدیل می کنند و چنین تکنولوژی هم اغلب چنان متزلزل و سست و بی قواره است که در ابزار و کالاهای تولیدی قابل مشاهده است. صنعت خودروسازی ایران نمونه بارز کاربرد علم در عمل است که حیات و دوامش به ضرب رانتهای بی بن تضمین شده و به همین دلیل دربرابر حداقل رقابت جهانی از پای درخواهد آمد.
واقعیت این است که معجزه تولید و رشد علم نه از آن وزیر بر می آمد و نه از این یکی. تولید علم مبتنی بر مبانی معرفت شناختی در اساسی ترین سطح و پایه است که ما از آن محروم و بی بهره ایم. تولید علم مبتنی بر روح علمی است و روح علمی در جامعه که به همه چیز از منظری جانبدارانه نگاه می کند استقرار نمی یابد. ملتی که یک پای در سنت و پایی در تجدد دارد و هر دو لرزان بی بنیاد است نمی تواند نگاهی بی طرفانه به خود و دیگران و هستی و طبیعت داشته داشته باشد. و نظرجانبدارانه چگونه می تواند به درک هستی خویش و دیگری و طبیعت نایل آید؟ این سخن رییس جمهور پیشین که “دختری 17ساله در کار تولید انرژی هسته ای است” فقط سخن او نیست. او تنها بیان کننده آن بود. این سخن پژواک نگاه ما به عالم و آدم است. ما فقط دلمان می خواهد که آن چه درمخیله داریم درست و راست باشد و برای اثبات ندای دل جانبدرانه خویش به هرچه که ممکن باشد و مجال دهد چنگ می‌زنیم تا آرام بگیریم و سرگشتگی خویش را پنهان کنیم.
تولید علم، کار عالم است و عالم را با قدرت طلبی و قدرت نمایی اگر نسبتی هم باشد چنین که در ایران نمایان است، نیست.علم، علم است سکولار و سوسیالیست و دینی هم ندارد. اما چون مرزسیاست معرفت بسان دیگر مرزها بهم ریخته است اصحاب قدرت تثبیت و بقای خویش را از نهاد علم طلب می کنند و از این هم پیش تر رفته و اعوان خویش را به لباس اصحاب علم می آرایند تا که شاید خاطرشان قرار و آرام بگیرد. این همه حال و روز کشور ایران بعد از انقلاب نیست. شاه سال53 در جواب نهاوندیان رییس دانشگاه تهران گفته بود “خودم دستور دادم افراد حزبی بیایند دانشگاه هرکس هم فضولی کرد بزنند” در روسیه لیسنکو که ادعا می کرد تئوری با نام کشاورزی پرولتاریا دارد، عرصه را بر عالمان ژنتیک شناسی روسیه تنگ کرد و حکومت به نشانه پشتیبانی وی عده ای را اخراج و عده ای را رهسپار سیبری تبعید کرد که همه نفله شدند.
بیش از صدسال است دانشمندان متفق القولند که گزاره علمی یعنی تصدیق حقیقی تجربی تکرر پذیر همگانی. اما مادامی که گوش هوش ملتی ناشنوا باشد یا ملتی نخواهد بشنود، این گزاره همچان ناشنیده باقی خواهد ماند و اوضاع و احوالش همان خواهد بود که بوده! درباب مبانی علم یا مبانی دانش تجربی وضع نیز از همین قرار است. این که انسان موجودی احساسی است و یا این که انسان موجودی عاقل است از اصول پایه علوم انسانی است. این اصول نتیجه مواجهه عالم با واقعیت است و لذا ربطی به اسلامی و غیر اسلامی ندارد. همه اصول مبانی علم از این دست هستند و تنها نتیجه توجه دقیق دانشمند به واقعیت پیرامونی هستند. گیریم که قرآن و سخنان معصومین یکی از منابع توجه ما باشد، سخن خدا و ائمه که با واقعیت تعارض ندارد وانگهی وقتی ما از توجه دقیق عاجز باشیم ماده تفکرآیه قرآن باشد یا آیه طبیعت یا آیه اجتماع، نتیجه همان می شود که در اندیشه های طالبان و داعش نمود یافته. پس مسئله داشتن یا نداشتن متون دینی نیست مسئله پیروی و یا امتناع از سودا زدگی است. وزارت علوم دیری است که وادی سودازدگی و تاخت نیروهای سیاسی است. طرح استیضاح کنونی نیز در راستای همان تمنیات سیاسی است.

*مدرس دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    سپاس بیکران از آقای …….. به خاطر بیان دیدگاهشون دارم.

  • ناشناس می‌گه:

    باعرض سلام وادب واحترام خدمت جناب آقای دکترتفضلی.جناب آقای تفضلی درایام تبلیغات انتخاباتی، طیفی از نزدیکان حجت الاسلام حسن روحانی بنای خود را بر هجمه تمام قد به دولت های نهم و دهم گذاشتند و تا جایی پیش رفتند که حتی یک نقطه سفید و خاکستری را (برخلاف نظر مقام معظم رهبری) در کارنامه دولت نمی دیدند. به زعم آنان بعد از دوران درخشان سازندگی و اصلاحات، گویی کشور هشت سال سراسر گرفتار خیانت، بی تدبیری و بی قانونی شده و “هیچ خدمتی” در این دوره صورت نگرفته است.جناب آقای تفضلی شما که پایتخت نشین هستید حتما ازاین ماجرااطلاع دارید که در دوره اصلاحات در دانشگاه علم و صنعت یک نفر را آوردند و بدون ضابطه به‌عنوان دانشیار پذیرفتند که همه اساتید از ماجرا مطلع شدند. همچنین ازبورسیه های اهدایی وزارت علوم به برخی سیاسیون که بعدها از متحصنان مجلس ششم و سران فتنه شدند، مطلعید.جناب آقای تفضلی پس از روی کار آمدن تیم افراطیون در وزارت علوم و در واقع از همان ابتدا و در زمان سرپرستی توفیقی بر این وزارت خانه مساله بورسیه های دولت قبل توسط تیم جدید خبر ساز شد. بورسیه یک فرصت تحصیل همراه با کمک هزینه تحصیلی است که از سالها پیش در وزارت علوم مرسوم بوده است. در واقع دانشگاه ها در رشته هایی که با کمبود استاد مواجه بوده اند اقدام به جذب هیات علمی از این راه می نمودند. اما نکاتی پیرامون این حواشی مورد توجه می باشد: *جذب دانشجویان بورسیه در دولت قبل به این شکل بوده است که متقاضیان در سایت رسمی وزارت علوم ثبت نام می کردند و دانشگاه ها با توجه به کمبود های خود اعلام نیاز می نمودند و پس از انجام مصاحبه های عمومی و تخصصی که هم توسط وزارت علوم انجام می گرفت و هم در خود دانشگاه مقصد صورت می پذیرفت، متقاضی در صورت داشتن شرایط لازم جذب دانشگاه می شد. از جمله شرایط عمومی لازم داشتن حداقل معدل در مقاطع تحصیلی و بسیاری شرایط علمی دیگر بوده است. تیم جدید در وزارت علوم با اقدامی شگفت انگیز یکباره جلوی جذب هیات علمی ها را که در دولت قبل فرایند جذب آنها طی شده بود، گرفت و آن را غیر قانونی اعلام نمود، در صورتی که در گذشته و زمانی که این وزارت خانه توسط همین دوستان اداره می شد حتی این شیوه متمرکز جذب بورسیه وجود نداشته است و در طول ۸ سال دوران اصلاحات تعداد هیات علمی ها چند برابر شد که اکثرا با نگرش سیاسی و بدون آزمون جذب شدند. بر اساس چه مبنایی آن همه جذب در دوران اصلاحات قانونی است و جذب دولت گذشته غیر قانونی تلقی می شود؟ آیا ملاک قانونی بودن و نبودن فقط خوش آمد سیاسی اصلاح طلبان است؟*با نگاهی به وضعیت علمی اساتیدی که بین سالهای ۷۶ تا ۸۴ جذب دانشگاه ها شده اند و ضعف علمی به همراه غرب شیفتگی و خود باختگی موجود در میان این قشر از اساتید این سوال پیش می آید که فرایند جذب در آن دوران چگونه بوده است که امروز دانشگاه از برآوردن نیاز های علمی، صنعتی و فرهنگی جامعه عاجز است. آیا وضعیت امروز دانشگاه ها که هر دانشجوی تازه واردی آن را درک می کند، نتیجه باند بازی و نگاه سیاسی در فرایند جذب آن دوران نبوده است؟ دانشجویان به یاد دارند در آن دوران حتی آزمون دکتری متمرکز نبوده است و همه چیز بستگی به خوش آمد یک عده معدود در هر دانشگاه داشت که معمولا نیز منجر به لحاظ کردن سلایق سیاسی در قبولی دانشجویان دکتری بود و وضعیت بورس های تحصیلی آن روز بسیار اسف بارتر از این بوده است. اصلاح طلبان باید این سوال را پاسخ دهند که چرا در زمان آنها افراد مستقل حتی برای قبولی در دکترای یک رشته و نه هیات علمی شدن، با مشکل روبرو بوده اند اما جذب متمرکز دانشجو و بورسیه در دولت گذشته اشکال قانونی دارد؟ همه شنیده ایم و به یاد داریم که در آن دوران بسیاری از افراد حتی در آن آزمون های نابرابر کنکور دکتری که در آن طراح سوال مشخص بود موفق به کسب رتبه یک! می شدند اما به دلیل اینکه فلان استاد نظر سیاسی دیگری داشت از تحصیل در مقطع دکتری بازمی ماندند. حال چگونه ما حسن نیت و عدالت خواهی این عده را باور کنیم؟* ادامه روند قبلی و آن باند بازی ها و سیاسی کاری ها در جذب دانشجو و هیات علمی چه نفعی برای آقایان داشته است که اکنون چنین با آبروی علمی وزارت علوم بازی می کنند و استخدام های رسمی دولت جمهوری اسلامی را ملغی اعلام می کنند؟ بررسی این موضوع کار دشواری نیست. بسیاری از چهره های شناخته شده جریان اصلاحات که هم اکنون به عنوان بت های علمی برای روشنفکران داخلی پرستش می شوند از همین فرآیند غیر شفاف و ناعادلانه بورس خارج از کشور جذب دانشگاه شده اند. بسیارند افرادی که صرفا به دلیل عضویت در تشکل های دانشجویی ساختار شکن، حتی با درجه کارشناسی و کارشناسی ارشد جذب هیات علمی جهاد دانشگاهی و دیگر دانشگاه ها شده اند. که حضرتعالی درمیان دوستانتان ازاین قبیل افرادکم ندارید.* بسیاری از افراد که در سال های آخر دولت اصلاحات بورس خارج از کشور شدند و با پول بیت المال به خارج از کشور اعزام شدند و تحصیل کردند، حاضر نشدند برای خدمت به کشور بازگردند. این واقعیت به ما نشان می دهد که قطعا فرآیند جذب بورس ها در دولت اصلاحات با اشکالات جدی روبرو بوده است، اما تیم افراطی وزارت علوم به جای پاسخگویی در برابر این همه مشکلاتی که برای دانشگاه ها طی مدیریت سیاست زده خود، ایجاد کرده اند، راه فرار به جلو را انتخاب نموده اند و دولت سابق را متهم می کنند، درصورتی که قانون جذب بورس، یک آیین نامه ای داخلی است که در دولت سابق اصلاح شد و طی آن امکان اعمال سلیقه در آن تا حدودی کم شد. دولت سابق حتی با بورسیه های دوران پایانی دولت اصلاحات نیز با احترام برخورد کرد و تعهدات دولت قبل از خود را به رسمیت شناخت. کسانی که امروزه در وزارت علوم قرار گرفته‌اند همان تفکر دوران اصلاحات را دارند که افراد مسئله‌دار و بحران‌آفرین را وارد این وزاتخانه کردند و نمایندگان مجلس نیز این نگرانی را احساس کردند و فرصتی به وزیر علوم دادند تا در راستای اهداف نظام حرکت کند که این امر درنهایت محقق نشد. ما تنها به خود وزیر علوم نگاه نمی‌کنیم بلکه باندی که در وزارت علوم قدرت گرفته است در انتصاب رؤسای دانشگاه‌ها نقش دارد و مسیری را دنبال می‌کنند که در راستای پیشرفت علمی کشور نیست.حال وزارت علوم در تلاش است همین افراد ستاره‌داری که در دوران اصلاحات شکل گرفتند را به دانشگاه‌ها برگرداند. ما شاهد بودیم که در دوران اصلاحات چه مقدار تخلف در بورسیه‌ها شکل گرفت.یکی از شروط بورس شدن، اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی است، اما ما شاهدیم که در دوران اصلاحات افرادی که بورسیه شدند بعدها به عنصری ضدنظام تبدیل شدند.جناب تفضلی یکی از شاخص‌های ارزیابی عملکرد وزارت علوم انتصابات یک سال اخیر است که با اهداف نظام و چارچوب فکری امام و مقام معظم رهبری فاصله و تعارض‌های جدی دارد. ما شاهدیم برخی از مسئولان وزارت علوم و همچنین برخی از رؤسای دانشگاه در دوران اصلاحات و فتنه ۸۸ حضور پررنگی داشتند.سؤال ما از وزیر علوم این است که این افراد با این سابقه‌شان چه نسبتی با نظام پیدا می‌کنند؟ اما ما در ظاهر، برخورد نفاق‌گونه‌ای را در این رابطه مشاهده می‌کنیم.مسئولان فعلی همان افرادی هستند که در دوران اصلاحات عده‌ زیادی را بورسیه کردند که نه به کشور اعتقادی داشتند و نه حتی به کشور بازگشتند، در حقیقت طرح مسئله بورسیه‌ها برای ایجاد تنش مطرح شده است.درواقع مسئله بورسیه‌های غیرقانونی توسط مسئولان وزارت علوم در واقع سرپوش گذاشتن بر عملکرد ضعیف خودشان در یک سال گذشته است که در این خصوص نشانه‌هایی از بازگشت دوران تاریک اصلاحات نیز مشاهده می‌شود. اکنون و با توجه به این رویدادها چند نکته مورد توجه است. نخست اینکه هیچ کسی نمی تواند مدعی شود که تمام عملکرد و اقدامات وزارت علوم دولت سابق اصولی و قانونی بوده زیرا ممکن است به دلیل سهل انگاری یا حتی تخلف برخی افراد اقدامات نابجایی صورت گرفته باشد اما برخورد صفر و صدی با این موضوع تنها برآیند یک نگاه باندی و جناحی است.نکته دوم اینکه قطعا رویکرد خلاف ارزش های انقلاب و نگاه نادرست به فضای علمی و دانشگاهی کشور به مراتب خطرناک‌تر از خلاف های موردی است زیرا در نتیجه نگاه و بینش منحرف، دانشجویان و اساتیدی با فرهنگ و ارزش های بیگانه تربیت می شوند و در نهایت هدایت جامعه به سمت ارزش های مخالف فرهنگ ایرانی-اسلامی خواهد رفت.نکته سوم اینکه اگر بنا بر رسیدگی به تخلفات احتمالی اعطای بورسیه در دولت سابق است که اصل این کار فارغ از نیت حامیان آن اقدامی مثبت بوده، بهتر است برای پرهیز از شبهه باندبازی و سیاسی کاری به تخلفات وزارت علوم در دولت های پیش از آن هم پرداخته شود. در واقع همگی به یک چشم دیده شوند. بی شک در این صورت است که رضایت افکار عمومی جلب خواهد شد.ودرنهایت اینکه شما به عنوان یک پژوهشگر اولانباید نگاه صفروصدی به یک معضل اجتماعی وعلمی داشته باشید وثانیا نبایدگرایشات فکری وجناحی وباندی خود را درتحقیق لحاظ کرده ونتیجه گیری بفرماییدوثالثابرای بررسی این موضوع باید بازه زمانی بعدازانقلاب فرهنگی تاسال 93رابرای حوزه مطالعاتی خویش انتخاب می کردیدتا ارزش دوغ ودوشاب برای مخاطب بیشترمشخص گردد.

    • ناشناس می‌گه:

      اقای اسلامی این نکته قبول که همه بورسها درهمه دولتهابایدبررسی وبامتخلفان برخورد شود امااما!!! بورسهای دانشگاه یاسوج رادر پیشگاه خداوند چه پاسخی دارید کسی که لیسانس وفوق لیسانس دانشگاه بلهزاربوده براساس کدام ازمون بورسیه دکتراشده کسی که پپایان نامه ارشدش راخریدیده براساس کدام اصل علمی ودینی بورس شده باوجدان جریحه دارجامعه علمی چه میکنید

      • ناشناس می‌گه:

        باعرض سلام خدمت جناب ناشناس.مگه بنده ایشان رابورس کرده ام که باید درپیشگاه خداوند پاسخگو باشم؟!
        دوست عزیزاگر مطلب را دقیقا مطالعه بفرمایید پاسخ خود را دریافت خواهیدکرد…

  • احمدی می‌گه:

    طبق معمول حاج آقا بزرگواری زیر برگه استیضاح وزیر را تایید کرده‌اند،یعنی ایشان از بورسیه‌های غیرقانونی حمایت می‌کنند و رانت و پارتی بازی را قبول دارند،جای تاسف است.

  • احمدی می‌گه:

    گنه کرد در بلخ آهنگری،به شوشتر زدند گردن مسگری.

  • ناشناس می‌گه:

    دانایی خارچشم بعضی هاست برای سرپوش گذاشتن برفسادبزرگ علمی دولت گذشته وبورس های به ناحق داده شده که کثیری هم دردانشگاه یاسوج ازان منتفع شده اند فرجی دانا استیضاح میشود

  • اصلاح طلب می‌گه:

    تفضلی برو تیتر یک روزنامه کیهان درروزپنجشنبه مورخ23/5/93رابخون…هرچه نوشته بودید وننوشته بودید پنبه کرد…

  • عزیز می‌گه:

    امیدوارم با استیضاح هرچه سریعتر وزیر حاشیه ها کم شود و رشد علمی به دانشگاه ها برگردد.

  • چشمه بلقیس می‌گه:

    جناب تفضلی،سلام/مدرک تحصیلی شما چیست وازچه دانشگاهی مدرک گرفته اید وشما مدرس کدام دانشگاهید؟

200x208
200x208