تاریخ درج خبر : 1393/05/29
کد خبر : ۳۵۲۹۱۸
+ تغییر اندازه نوشته -

در هیاهوی زندگی با دلیل می توان بر هر طوفانی پیروز شد

سایت استان: نصرالدین پارسه

گهگاهی در هیاهوی پروژه های درسی، دعواهای سیاسی، سقوط هواپیماها، تصادف های جاده ای و …دوست داری و می پسندی که دلت و قلمت را بسپاری به روزنه های امید و دل خوش کنک هایی که اتفاقا الکی نیز نیستند. پس در این میان چه چیزی بهتر از به رشته ی تحریر درآوردن و نوشتن از اراده ی جوانی هم استانی که در مدت زمانی تقریبا هشت ماهه و با حداقل امکانات موفق به کاهش وزنی چشم گیر؛ نزدیک به 60 کیلوگرم شده است.

IMG-20140818-WA0010

آن طور که خود می گوید، یک جمله را سرلوحه ی کارهای خود در تمام مدت این مدت هشت ماهه قرار داده بود و قرارداده است: “در هیاهوی زندگی با دلیل می توان بر هر طوفانی پیروز شد.”
خود دلیل را نمی گوید اما از دلیلی می گوید که برای او ایجاد انگیزه کرده است.دلیل و انگیزه ای که باعث می شود، تلاشش را تنها به مرحله ی کاهش وزن محدود نکند. و گام به سوی هدف های بزرگ تری بردارد.
این چند سطر را ناشی از علاقه ی نگارنده ی این سطور به ذوق و شوق و انگیزه ای بگذارید که از نزدیک در جوان دهدشتی دیده است. که به هیچ وجه دوست نداریم احساس حماسه سازی ای در خواننده ی این سطور بوجود آید. پس با این توصیف هر توضیح دیگری اضافه می نماید جز گفت و گویی که در ادامه می آید.

خودتان را معرفی کنید؛ وزن اولیه و وزن فعلی تان؟

ولی الله حقدوست هستم، متولد 1370. قبل از شروع به کاهش وزن 145 کیلو گرم داشتم که طی مدت زمانی نزدیک به هشت ماه تونستم وزنم را به 85 کیلوگرم کاهش بدم.

یعنی 60 کیلوگرم کاهش وزن؟ ماشاا… اراده!

بله…،البته این یک ماه آخرو به خودم استراحت دادم و بیش تراز اینکه در پی کاهش وزن باشم، به این فکر می کردم که افزایش وزنی نداشته باشم.

آیا 85 کیلوگرم وزن مطلوب تان است؟    

نه حدود 10 کیلوی دیگه با اون وزن مورد نظرم فاصله دارم. که کم کم با اتمام استراحت یک ماهه، باید بگم … پیش به سوی عدد 75.

IMG-20140802-WA0003

اصلی ترین عاملی که باعث چاقی تان شده بود؟

این جوری نبوده که از یه جایی به بعد اضافه وزن من شروع بشه. کلا از همون کوچولویی، تپل و مپل بودم (می خندد). البته رعایت نکردن های خودم هم بدون تاثیر نبوده. به خصوص که خانواده هم شاید به دلایلی از جمله اینکه نمی خواستن سختی ای بهم بدن، کنترل آنچنانی بر رژیم غذایی من نداشتن.

چی شد که تصمیم به کاهش وزن گرفتی؟

مشکلات ناشی از چاقی زیاد، چه از نظر تاثیرگزاری بر سلامتی و چه از لحاظ تحت تاثیر قراردادن روابط اجتماعی و حتی ظاهر فرد، بر هیچ کسی پوشیده نیست. و خود به اندازه ی کافی محرکی برای رفتن به سوی کاهش وزن هستند. اما اصلی ترین انگیزه ی من، یک موضوع و بحث شخصی است که فعلا ترجیحم این است ناگفته باقی بماند، هر چند شاید تا حدودی خود نمایان باشد.

آیا به جز این دفعه ی آخر، زمانی دیگری تصمیم به انجام این کار(کاهش وزن) گرفته بودید؟

راستش به اون معنای واقعی نه …، چند باری در حد یه هفته و یا حتی دوهفته بوده. ولی چون همراه با یک برنامه ی واقعی و انگیزه ی کافی نبوده، معمولا خیلی سریع همه ی قول و قرار های با خودم به دست فراموشی سپرده می شد. البته بگم ها: این تو بمیری آخری دیگه از اون تو بمیری ها نبود…

IMG-20140819-WA0006

آیا کاهش وزن ناراحتی ای برای شما ایجاد می کرد؟ تلخ ترین خاطره از زمان چاقی تان؟

خوشبختانه اضافه وزن بیش از حد من همراه با بیماری خاصی نبود. از نظر تحت تاثیر قرار دادن روابط اجتماعیم نیز می تونم بگم: همیشه در طول زندگی – حتی در همان دوران چاقی- سعی ام این بود واین هست که بیشترین و بهترین ارتباط را با اطرافیان و دوستانم  داشته باشم و می توانم ادعا کنم در این کار موفق هم بوده ام. اما یه واقعیت غیر قابل انکار هم وجود دارد؛ و آن ظاهر بد ناشی از چاقی و آن انگشت نما شدن در عموم هست که به قول “بوف و کور” “صادق هدایت”: روح را در انزوا می خورد و می تراشد. و چه رنجی بالاتر از این.
خاطره هم؛ برایم جای تعجب داشت که ماه های ابتدایی که تازه کاهش وزن را شروع کرده بودم، علی رغم این که نزدیک به 25 کیلو کم کرده بودم، به دلیل اضافه وزن زیادی که داشتم اصلا کاهش وزنم به چشم نمی امد و باز افراد زیادی باور نمی کردند که این مقدار وزن کم کرده ام و می گفتند تو که دقیقا همان “ولی” قبلی هستی، و با همان هیکل چاق قبلی.

چه کسانی در دوران رژیم شما را تشویق می کردند و چه کسانی با شما مخالفت می کردند؟ اصلی ترین مشوقتان؟

همه ی کسانی که به گونه ای با من در ارتباط بودند هر یک به طریقی حمایت خودشونو از این تصمیم نشون می دادند. طی این مدت دوستان زیادی در طول تمرینات ورزشیم با من همراه می شدند که تشویق هایشان بی تاثیر نبوده.[ علی رغم اشاره به این نکته که خیلی هایشان بعد از مدت کوتاهی دل سرد می شدند و ادامه نمی دادند. نام سه نفر دیگر را از یاد نمی برد که آنها را از مهمترین مشوقانش در شروع کار می داند؛ از دوستانش مهدی و صابر و البته پسر عمویش جلال]
اما اصلی ترین مشوق نه تنها برای من که برای هر شخصی و برای انجام هر  کاری تنها خود شخص است و لاغیر.
از نظر مخالفت هم، راستش مخالفتی به آن معنای واقعی وجود نداشته. هر چند بودند دوستانی که سر به سرم میگذاشتن. و به خصوص درابتدای امر این کار را غیر ممکن می دانستند.[ چند تایی را نام می برد اما دوست ندارد که نام هایشان نوشته شوند. هم چنین در حالی که می خندد، می گوید که خنده های یکی دیگر از پسر عموهایش را از یاد نخواهد برد.]

IMG-20140819-WA00031x

عکس العمل اطرافیانتان بعد از مشاهده ی کاهش وزنتان؟ خاطره ی خاصی اگه داری؟

آفرین می گویند و تحسین می کنند که همین تشویق کردن ها انگیزه ی من را دوچندان می کند. هم چنین خوشحالی و اعلام رضایتی که در چشمان نزدیکان و عزیزانم می بینم، که برای من دنیایی می ارزد.
خاطره هم؛ شاید باورتان نشود اما شاید بیش از 50 درصد کسانی که با من آشنایی قبلی دارند ولی برای یه مدت طولانی من را ندیده اند؛ الان که با من مواجهه می شوند، مرا به جا نمی اورند، و یه جورایی در شهر وبین دوستانم غریبه شده ام. آن هم در شهر کوچکی چون دهدشت که 22 سال در آن زندگی کرده ام و بیشتر آدم ها همدیگر را می شناسند. شاید جالب ترینشان هنگام دیدن یکی از دوستانم اتفاق افتاد که بعد از مدت چند ماه، از خدمت سربازی بازمی گشت؛ باور بفرمایید مرا که از نزدیک ترین دوستانش بودم را به جا نمی اورد. وبعد از معرفی خود، به قول معروف: فقط شاخ در نیاورد.

در پایان اگر حرف خاصی برای افراد چاق داری:

باید رو به آنها بگم: به این فکر کنید، که با کاهش وزن به یه دنیای کاملا جدید وارد می شوید. شبیه این است که از یه سیاره با ویژگی های خاص به سیاره ای دیگر می روید.و اینکه از یاد نبرید اصلی ترین مشوقتان، خودتان هستید و تنها خودتان.
آخرین کلام اینکه؛ در هیاهوی زندگی با دلیل می توان بر هر طوفانی پیروز شد.


 

 

 

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • یاعلی می‌گه:

    افرین وصد افرین بر این جوان دهدشتی علی یارت ولی ای کاش طرز لاغر شدن ایشون رو هم مینوشتی برای خواننده خیلی جالب میشد

200x208
200x208