تاریخ درج خبر : 1392/04/17
کد خبر : ۳۵۷۹۰
+ تغییر اندازه نوشته -

کمی کوتاه بیایید

سایت استان: فضل الله یاری

1-سید محمد خاتمی در دوم خرداد سال 1376 برابر علی اکبر ناطق نوری قرار گرفت و در رقابتی هیجان برانگیز که فضای سیاسی جامعه را به شدت دو قطبی کرده بود، با پیروزی خیره کننده ای او را کنار زد و رئیس جمهور شد. برخی از خبرهای پشت پرده حکایت از آن دارد که همین خاتمی، در سال 88 پیش از آن که نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم شود ( و پس از آن به نفع میرحسین موسوی کنار رود ) به همین ناطق نوری پیشنهاد کرد که به میدان بیاید تا خود پشت سرش قرار گیرد و آن چنان که گفته شد، نگذارند تندروها کشور را بیش از پیش به لبه پرتگاه نزدیک کنند.
2-سالهای پس از دوم خرداد، برخی از نیروهای اصلاح طلب حملات شدیدی را علیه هاشمی رفسنجانی سامان دادند و در روزنامه‌های منسوب به خود از وی چهره ای ضد اصلاحات ساختند و عناوین «عالیجناب»‌های رنگی را به وی بستند و کاری کردند که وی از حضور در مجلس ششم منصرف شود. با این سابقه، همین اصلاح طلبان در دور دوم انتخابات 84 و در انتخابات 92 از همه انتقادات و اعتقادات خود کوتاه آمدند و با تمام توان پشت سر هاشمی رفسنجانی قرار گرفتند و از وی خواستند که نه به خاطر جناح اصلاح طلب و نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر مفهومی بزرگ و بلند به نام «ایران» به میدان بیاید.
3-گروه‌هایی از مردم طرفدار اصلاحات، پس از حوادث تلخ انتخابات 22 خرداد 88 از آن جایی که احساس کرده بودند حرفشان ناشنیده مانده و در مواردی نیز خساراتی را متحمل شدند، تصمیم جدی بر عدم شرکت در انتخابات گرفته بودند، اما روند تحولات سیاسی کشور آنان را به سمتی کشاند که از مواضع چهار سال گذشته خود، کوتاه آمده و هم در انتخابات شرکت کنند و هم به فردی رأی دهند که هیچ گاه در اردوگاه اصلاحات تعریف نشده بود.
4-گروههایی از مخالفان نظام نیز که می‌توان گفت در همه سالهای پس از انقلاب اعتقادی به حضور در انتخابات در جمهوری اسلامی نداشتند و همواره بر طبل تحریم می‌کوبیدند نیز به نظر می‌رسد از مواضع چند دهه گذشته خود کوتاه آمدند و برای اولین بار صفحه آخر شناسنامه خود را باز کردند تا مهر انتخابات جمهوری اسلامی بر آن نقش بندد.

***
باز هم می‌توان به فهرست افراد و گروه‌هایی که از مواضع گذشته خود کوتاه آمدند تا کشور را نه آن چنان که خود می‌خواهند، بلکه همین قدر که از سقوط شاخص‌های لازم برای یک زندگی عادی جلوگیری شود، به مسیر صحیح بر گردانند، اضافه کرد. در این میان شجاعتی دیده می‌شود که در فضای متصلب و عصبی کنونی مغتنم است و آن چیزی نیست به جز همین «کوتاه آمدن» ها.
اما بخش عجیب ماجرا این جاست که برخی افراد و گروههایی که در ایجاد شرایط کنونی،نقش به سزایی داشته اند و در انتخابات گذشته با همه داشته‌های مادی و معنوی خود وارد میدان شده و البته شکست سختی نیز خورده اند، هیچ تمایلی به کوتاه آمدن در خود و اردوگاه خود نمی‌بینند. در ادبیات این گروه کوتاه آمدن معنایی جز شکست و سازش نمی‌دهد. به همین خاطر در هفته‌های گذشته به مانند یک پیروز رفتار کرده اند. تا اینجای کار البته ظاهراً مشکلی ندارد. همان گونه که طرفِ واقعاً پیروز میدان نیز، بارها اعلام کرده است در این پیروزی سهیم اند. همه در این پیروزی شریکند و این یک بازی برد – برد برای نیروهای داخل کشور بوده است. اما گویی آنان به این هم راضی نیستند. آنان به نظر می‌رسد که چند سالی است که حیات خود را تنها در واژه «پیروزی» می‌دانند و هر نتیجه ای به غیر از این برایشان معنای مرگ می‌دهد. به همین خاطر تلاش می‌کنند تا همان برنامه ای که در هشت سال گذشته دنبال می‌کردند و برای اجرایی کردن آن نیز نامزدهای متعددی داشتند ( که با اقبال رأی دهندگان مواجه نشدند ) را از طریق نامزد پیروز ( ولو غیر خودی ) عملی کنند.
به غیر از شروط جدید مجلس برای وزرای آینده، در روزهای گذشته خبرهای غیر رسمی از فشار بر رئیس جمهور منتخب در راستای چینش کابینه به گوش می‌رسد. موضوعی که هم در سخنان دکتر حسن روحانی و هم در اطلاعیه دفتر وی به آن اشاره شده است.

***

به نظر می‌رسد کوتاه آمدن یک حزب یا گروه سیاسی به خاطر مفهوم بزرگی چون «ایران» شکست نباشد، بلکه عین پیروزی است. مگر این که باور کنیم برای برخی از این افراد و گروهها، ایران نیز نامی است در ردیف جناح، حزب و باند. که در آن صورت پیروزی ظاهری بر حریف نیز نتیجه ای جز یک شکست بزرگ نخواهد بود و آن بد نامی در صفحات ماندنی تاریخ است. لطفاً کمی کوتاه آمدن را تجربه کنید !

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • یاری می‌گه:

    برادر آرام. من هم وقتی عنوان مقاله را دیدم که نه عوض شده ، بلکه تحریف شده از این ادبیات شوکه شدم.و به دوستانی که اینجا کامنت گذاشتند حق می دهم که این چنین براشوبند. با این عنوان که شما انتخاب کردید روش و مشی رفتاری من را هم زیر سئوال بردید. لطف کنید عنوان را سرجایش برگردانید و گرنه مطلب را حذف کنید.

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      دوست عزیزم آقای یاری
      با سلام
      بخشی از متن به عنوان تیتر انتخاب شد و صرفا به خاطر تکراری نبودن…
      از این به بعد سعی می شود به تیتر و متن وفادار باشیم.
      موفق و بهروز باشید.

      • یاری می‌گه:

        آرام عزیز. ممنون که تغییرات را اعمال کردید. یک نکته دیگر که البته از سر گلایه نیست بلکه درخواست برای دفت بیشتر در کار خبری است. نوشته اید “بخشی از متن به عنوان تیتر انتخاب شد “. عنوانی که گذاشته بودید در هیچ کجای نوشته من نبود. همین. ممنون.

  • دهدشت می‌گه:

    آقای یاری پررویی چیه؟شماهم ازجان برکفان موحدهستیدولی خب دیگه بنویس پسرخوب بنویس

  • خیرخواه می‌گه:

    اصل دغدغۀ نویسنده مثبت است؛ اما یادآوری چند نکته مناسب به نظر می رسد: یکی اینکه عنوان نوشته فاقد متانت و ادبیات شایسته است؛ دیگری اینکه نوسندۀ محترم فهرست کوتاه آمدگانی را که در انتخابات شرکت کردند آنچنان طویل کرد که گویا 72% از کل 7/72% شرکت کنندگان را در بر می گیرند! و سر انجام اینکه گویا برای برخی از افراد، هنگام استفاده از حربۀ زنگ زدۀ “می خواهد کار کند اما نمی گذارند”، فرا رسید! ولی برادر یاری،اولاّ هنوز خیلی زود است؛ ثانیاّ زمان استفاده از چنین ابزارهایی برای توجیه ناکارآمدیها نیز گذشته است!

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      اصل مقاله با عنوان ” کمی کوتاه بیایید” بود که بنا به سلیقه دوستان تغییر داده شد. ولی اصل موضوع بدون کم و کاست منتشر شد.

200x208
200x208