تاریخ درج خبر : 1391/07/06
کد خبر : ۳۵۹۷
+ تغییر اندازه نوشته -

ضحاک ماردوش و ساقیِ سرکه فروش!

توضیح اینکه، این نامه خطاب به نماینده مردم شهرستان بویراحمد و دنا در مجلس نوشته شده است و تنقیحِ آن به قلم، و «تلخیصِ» آن هم به طبعِ این حقیر می باشد. طبیعت و سنتِ چنین نگارش هایی، نوشته های طویل و یا ایجازهای جلیل است و از آنجایی که این حقیر هیچگاه فرزندِ خلفی برای «سنت» نبوده ام، از هر دوی آن، خویش را معاف داشته ام. و به اختصار و احیاناً “ابتکار”، این نامه را به تحریر در آورده ام و امیدوارم حمل بر بی ادبی نشود و دوستان، درِ پی کشفِ معنای واپسین، در این “وانفسا” نباشند.

جناب آقای زارعی!

می دانم اینجا نه مکانِ خواندنت هست و نه مجالِ تأملت! پس بی­ تکلف و اطاله، اصل سخن باز گویمت؛

در گرماگرم انتخابات 1390، پرغیرت از ظلم«آقای رئیس» نالیدید و پر هیمنه از تغییر«او» سراییدید. شعار تغییر چنان جذاب بود که بسیاری از دلها را ربود و میل­ها را از «اغیار» زدود و در نهایت، دست­ها، آهنگِ«تو» را کوک ساختند؛ «او» چنان کرده بود که «چو بیرون رفتنش» را مجالِ«درآمدنِ فرشته» نبود و وعده ی رفتنش از زبانِ چون ما و «تو»یی نیز توان دلربایی از همگان را داشت. سیاهی این«دیو» چنان بود که هر رُخ برگشته­ای نیز یارای جلوه فروشی در مقابلش را داشت. اگر با هر اقدام کین آلود و خردناپسند و اخلاق گریزی، حتی یک نقطه­­ ی سیاه در پرونده­اش می گذاشتیم، کنون باز هم، لوحِ این دیو را سیاه می یافتیم!

حال جالب­تر و بوالعجب تر از هر چی، برگزینش­ های متعدد مجموعه اش، به عنوان­های پر تمطراق برگزیده­‌ی فرهنگی، مدیر نمونه، برگزیده­‌ی آموزشی و… بود!

باری؛ «لوح» چنان سیاه بود که زشتی­ اش در پسِ این همه عنوان، نیز، عریان بود و تشت رسوایی اش بر ایوان.

آقای زارعی!

خود می دانید، بخش عظیمی از آرای آن حضرت، «نَهِ» بزرگی بود به این دیوصفتان که شما فراشانه از کشیدنِ فرشِ زیرِپایِ آنها خبر دادید و وعده­­‌ی رفتنشان را می­دادید. و سکه­‌ی انکارشان را می خریدید و متاع اخراجشان را می فروختید.

اما آقای زارعی!

پیروزی­ ات و درآمدنت، «او» را نه از خود به در کرد و نه دوران مدیریتش را به سر.

گفته بودی که بیایم، چون به جان آیی تو

من به جان آمدم از دل تنگی، اینک تو چرا می نایی؟!

آقای زارعی!

می دانم که هنوز یک، نیم سال هم از مجلسی شدنِ شما نمی­گذرد. اما در همین مدت اندک دیدیم که می­شود “استاندار” هم تعویض گردد[البته سخن این نیست که شما آقای استاندار را تغییر دادید بلکه سخن بر سرِ امکانِ «تغییر» است].

دیریست که با پر زدنِ هر کبوترِ تغییری، چشم بسیاری، به ساختمانِ مدیریتِ«او» خیره می­شود تا ببینند، کبوتر تغییر، بر این ساختمان می نشیند یا نه؟ و شاهین اقبال، از دوشِ رئیسش، پر می زند یا نه؟ اما  هر بار که کبوتر پر زد، بر بامِ، «دیگری» پرید!

حافظ این حالِ عجب با که توان گفت که ما           بلبلانیم که در موسوم گل خاموشیم

حضرت آقای زارعی!

یا آن گُلی که وعده اش را به بوستان داده بودی، نیستی

یا بلبلی که دل در گروِ گُل داشت، من نیستم!

جناب آقای زارعی! بی پرده و ملایمت و ملاحظات، گویمت: وعده­‌ی عسلِ رفتنش را دادی؛ کنون سرکه­‌ی ماندنش را مفروش!

«او» مانده است و باز قربانی می­گیرد. «او» چونانِ ضحاکی است که مغز «نخبگان» این دیار را نشانه رفته است و گویا اما، مَشک کاوه­­‌ی ما پُر از سرکه است…!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی می‌گه:

    به به، به این عقل تیزتون با این متنتون جایگاهها رو عوضی دیدین. حالا که خوب میبینین بهترین شده ضحاکش کردین…!!!

  • هدایت می‌گه:

    عزیزان دانشجو صبر داشته باشید هنوز تنور داغ نشده که نان خوب پخت شود انشاالله با درایت وهمت شما مشکلات یکی پساز دیگری بر طرف میشود

  • اکبر می‌گه:

    مرسی حامد جان. البته این قضیه برای همه مردم استان روشن است که چه بی عدالتی ها از این دیو…………………………………..(من شنیده بودم که یکی دو تا از هیئت علمی های دانشگاه یاسوجو به خاطر این که در مسابقه فوتسال بهش پاس نمیداند اخراج کرده@@@@@@)از قضا یه بار با اینا رفتم سالن فوتسال.و دیدم که چه ترسی از این هیکل طال داشتند که تمام پاس ها به اون ختم میشد و ………..
    حالا تصور کنید سیاست غیر فوتبالیش چجوریه واحسرتا………کدوم گوش شنوا در حالتی که جسم خوابه

  • ali می‌گه:

    بک نفر به من بگه من که به خاطر مخالفت با ارژنگ 3 ستاره شدم چه کار کنم؟
    از کار باز موندم
    از تحصیل باز موندم
    دردم رو به کی بگم ای خدا؟

    • حسن پور می‌گه:

      عزیز دل من خودم هم دانشجو هستم
      خیلی دل خوشی هم از ارژنگ ندارم ولی محض اطلاعت بگم که چیزی بنام ستاره از سال 1384 نداریم!!!!!!!!!1

  • اکبری می‌گه:

    دوستان عزیز با وجدان نظر بدید زارع تمام تلاششو میکنه تا یک مدیر قوی جای ارژنگ بیاد…صبر داشته باش برادر تا مدیر متفکر ببینی…….یاعلی………..

  • نقارخانه می‌گه:

    از متن زیبایی آقای وکیلی لذت بردم///آینده را باید به چنیین افرادی سپرد

  • الف.ص می‌گه:

    سرکه های شراب نامش را نوشیدیم وگذشت.اما خون لخته شده ی مغزم تا ابد راه گلوی دیوصفتت را میگیرد تا ایندگان کاوه ای باشند در دهانت.جاا نقد خوبییه ولی افسوس

  • ناشناس می‌گه:

    با تشکر از اقای وکیلی به خاطرتلاشهاشون برای زدن حرف دل دانشجویان دانشگاه یاسوج.اما اقای وکیلی ما منتظر بودیم فرشته بیاید تا دیو برودولی غافل بودیم که عمری شعار دادیم دیو چو بیرون رود فرشته در اید.

  • lol می‌گه:

    با ریسمان پوسیده ای ته چاه رفتیم و رفتید که دوامش تا رسیدنمان به ته چاه هم معلوم نیست…….

  • طرفدار سرشکسته می‌گه:

    دوستان حاج زارع در جمع دانشجویان جدیالورود دانشگاه یاسوج گفت: دانشجویان……….هستند که اگر ….. را ول کنی دیگر نمی توان به راه برگرداندشان
    ببین به کی رای دادیم

  • از نزدیکان زارع می‌گه:

    اندکی صبر سحر نزدیک است. عزیزان مطمئن باشید ازاوایل 92 کسی به نام (ارژنگ) نامه های دانشگاه را پاراف نمی کند. گزینه جانشینی وی معرفی ودر دست بررسی است.

    • ناشناس می‌گه:

      فک نمکنید یه کم زوده واسه برکناری ارژنگ اوایل 92 ،اقا زارع از همین راه رای اورد و این برنامه باید از اوایلش در دست بررسی قرار میگرفت
      در واقع اقای نماینده سر همه رو شیره مالیده

  • ناشناس می‌گه:

    حامد جان از خواندن این متن اشک بر
    شمانم جاری
    بارها این فکر به ذهنم خطور کرده ارزنگ چه گلی به سر این مملکت زده که باید این همه در دانشگاه جولان دهد و مسولان برایش کف بزنند

  • ایران می‌گه:

    آقای ارژنگ بخدا شما عالی شما گل شما هر چی خودت میگی، بابا 7-8 ساله از مدیریت میگذره دیگه بسه، بزار ببینیم این استان هیچ زایشی نداره، ببینیم شاید ادم قابل دیگه ای هم پیدا بشه.

  • ایران می‌گه:

    اقای ارژنگ! نمی دونمچی بگم، بابا بخدا من جات بودم نه بخاطر کیفیت مدیریت یا ناکارامدیت،7-8 ساله داری مدیریت میکنی مگه قحط الرجال هس که ایقد یه نفر مدیریت کنه، خب میدونو به بقیه بده دیگه.

  • بدبخت=بيچاره =دانشجو می‌گه:

    اسمهای بس بجایی بود دستتون درد نکنه اقای وکیلی ولی فک کنم دیگه حتی اسمی …… بازگو کنه !!میدون دانشگاه شده میدون….

  • FAKOUR می‌گه:

    دوستان دل گرفته از ریاست دانشگاه یاسوججججج در این خطه ی نخبه ستیز این اولین بی توجهی به خواسته های نخبگان و دانشگاهیان وبه طور عمومی مردم نیست.نه این قصه سر دراز دارد.اما امید بود ایییییه نماینده ی حماسی بویراحمد ی ها……….اما باز به دل مانده هزاران گله…..

  • ناشناس می‌گه:

    اینی که من میبینم میتونه زارع رو عوض کنه..نه زارع اونو

  • دوست احمد می‌گه:

    با تشکر از تلاش آقای وکیلی برای کمک به دانشجویان دانشگاه یاسوج.گرچه تغییر رییس دانشگاه یاسوج کمک بزرگی در جهت توسعه استان هستش اما مشکل اصلی استان و دانشگاه یاسوج مشکلات ف هست که میبایست باتلاش نخبگانی امثال شما ارتقا یابد.وانتظار داریم تمرکز شما بیشتر روی این بخش باشد که مثلا چرا هیچ پزشک متخصصی پس از دوران طرحش حاضر به کار کردن در استان نیست!! یا میزان سرمایه گذاری خارجی در استان چقدر هستش!!
    در مورد آقای زارع! هم مردم به این دلیل به ایشان روی اقبال نشان دادند که امثال ه خ دوباره به مجلس راه پیدا نکند که گل گفتی.

  • ایمان نظری می‌گه:

    باسلام واحترام جناب وکیلی دست به قلم زیبایی دارید وجای بسی تبریک داره.ارایه های ادبی واستعارات زیباوجذب کننذه مخاطب بود…تغییرات مدیریتی وقت میبرد بایدبرکاوه اهنگر زمان که پرچم پیروزی برافراخته کمی تحمل نمود تا ……………..

  • افشین از دانشگاه یاسوج می‌گه:

    باید دانشجوی دانشگاه یاسوج بود تا فهمید که آقا حامد چقدر بجا قلم زده اند. از آقای حاج زارعی که با شعار رنگ ولعاب دار تغییر ریاست دانشگاه خویش را به جامعه ی دانشگاهی یاسوج چسباند و تا حدود بسیاری هم موفق شدند باید امروز پرسید، حال که چوگان حکم در کف و باز ظفر بدست شماست چرا کاری و شکاری نمیکنید؟
    و ایا غیراز این میشود برداشت کرد که ایشان توانایی لازم و پختگی سیاسی کافی برای مسولیت خطیری چون نمایندگی را ندارند؟
    و ایا این یک شکست در عرصه ی سیاسی برای اقای زارعی محسوب نمیشود که ایشان نتوانستند مهم ترین شعار انتخاباتیشان را جامه ی عمل بپوشانند؟؟

  • خابگاهی می‌گه:

    من که آخرین بار بود….
    واقعا راست میگن….
    خاک بر سرمون چقدر برای زارع دادمیزدیم
    که هنوز داریم چوبشو میخوریم
    مادختراپارسال خابگاه عدالت بودیم چون همه خابگاه به زارع رای د اده بودن همه امون رو امسال فرستادن خابگاه 1 تو…..
    خاک برسرمون

  • سمانه می‌گه:

    ماساده بودیم.از شهرمون برداشتیم اومدیم یاسوج تا به حااااااااااج زارع رای بدیم.چه ساده بودیم فکرمیکردیم اگر مهره ها عوض بشن بالاخره رها میشیم!!!!خود من !چقدر داد زدم تو سخنرانی زارع!امیدوارم حااااااااااااااج زارع یک لحظه بیندیشند که اگر حمایت دانشجویان نبود همه چیز مثل ادوار قبلی پیش میرفت وایشان در خواب قدم به مجلس میگذاشتن
    آخه حاااااجی جان فکر کردید ما عاشق چشم وابروی شما بودیم یا به فکر ساخت وساز در شهرستان شما؟؟؟
    که این همه راه رو برداشتیم اومدیم توشهرتون رای دادیم؟
    چرا… گفتید؟خ.ب بود قبل ازرفتن به سرزمین وحی …..
    تا ما باشیم یک بار دیگر فریب امثال شما را بخوریم

  • دانشجوی معترض می‌گه:

    اقا ناصر شما حتما دانشجوی دانشگاه یاسوج نیستین ما دانشجوهایی هم که باورمون نمیشد امسال دیگه باور کردیم دانشگاه یاسوج شده میدون باروت این اقاااااااااااااا

  • حسین چ می‌گه:

    درود بر حامد وکیلی. آزاد اندیش دانشگاه یاسوج

  • محمود می‌گه:

    من کاری به مقصود شما از نوشتن این نامه برای تغییر یک مدیر دولتی ندارم . اما به کار بردن اینهمه آرایه ادبی زیبا برای یک متن سیاسی مرا شگفت زده کرد و متن را تا آخر خوندم و لذت بردم . متشکرم

  • هم دانشگاهی می‌گه:

    چرا کسی به بورسیه های غیر قانونی دانشگاه یاسوج رسیدگی نمیکنه؟

  • ناصر می‌گه:

    با تشکر از آقای وکیلی و متن عالیشون. ولی راستشو بخواهید من این حرفارو باور نمیکنم که ایشون بدون طی مراحل قانونی تعلیق خورده باشه. هر چند آقای وکیلی تبحر ویژه ای دارن در نوشتن و نیش زدن و نوشته هاشون همیشه تحریک کننده است اما من باور نمی کنم.

  • کارمند رئیس می‌گه:

    مهم اونایی هستن که باید راضی باشن . .. (کسانی که به راحتی استخدام می شوند و ترفیع می گیرندو یا بورسیه می شوند..؟)

  • حمید می‌گه:

    این وکیلی همون تعلیقیه دانشگاه یاسوجه؟

  • مهمان می‌گه:

    بیش از 98 درصد مجموعه ی دانشگاه با ایشون مخالفن جای تعجب این8000 دانشجو و هییت علمی و کارمند انگار مهم نیستن…

  • مهمان می‌گه:

    من نمیدونم چرا هیچ کسی با تخلفات ایشون برخورد نمیکنه…

  • ناشناس می‌گه:

    آقای استاندار:
    تا کی باید فرزندان این خاک ذبح شوند به خاطر …وجودی این آقا….
    آیا کسی نیست مرهمی بر دل نخبگان (هییت علمی ودانشجویان) بگذارد….

  • ساناز محمدپور می‌گه:

    جناب آقای زارعی!
    شراب هفت ساله هم دگر توفیری به حال خراباتی ما نمیکند..چقدرجوانی که با سرکه وعده ی عرش به ما داده ای؟!

  • دانشجو می‌گه:

    پاییز هم به سر خواهد رسید

  • مهمان می‌گه:

    این ارژنگ رو چرا برنمی دارن؟

  • رضا امیری می‌گه:

    عجب متنی بود انصافا

200x208
200x208