تاریخ درج خبر : 1393/06/06
کد خبر : ۳۶۶۷۳۰
+ تغییر اندازه نوشته -

ما همان بلوطیم که ایستاده میمیریم

 سایت استان: محمد مختاری فیلمساز هم استانی در تکمیل یادداشت و دل‌نگرانی حسن غفاری برای جنگلهای بلوط مطلبی را برای ما ارسال کرده است که در پی می آید:

(یادداشتی در تکمیل دل نگرانی حسن غفاری برای جنگلبانی و درختان بلوط )
نغز قصاری را به کرات شنیده ایم و مقبولمان افتاده است که ؛ فقیر کسی است که دندان خراب در دهان دارد در حالی که النگوی طلا در دست اوست . شاید یکی از مصادیق همین مورد اشاره ی تو و مردم نجیب آن دیار باشد . حسن جان ، بی شک که زیر هر درخت بلوط دلی افتاده است و هیچ سایه ای در طبیعت خنکای أمن بلوط برای ما نخواهد بود ، من هم اعتقاد دارم که بلوط زیبا ترین نام و بلوطی زیبا ترین رنگ کائنات است . با اینکه سالهاست عادت به شنیدن عجیبب ترین أخبار این خاک از دیار خودمان کرده ایم ، اخباری که بی شک از مردم غریب و خاص منطقه ما و همین سایه گستری بلوط سرمنشاء دارد ، از اعجوبه ی نه ساله ی فوتبال تا خبر قرآن سوزی ،از موفقیت های فرزندان آن دیار در ناسا تا آدم خواری در آبشار و …. اما تو خوب میدانی که سوزاننده ترین خبر که همیشه وجودمان را به آتش می کشید همین زنده سوختن بلوط های همچو مردمانمان بوده . شاید من و تو بیشترین پیگیری هایمان را برای این دست اخبار می کردیم و تا اطفای حریقی در جنگل های بلوطمان خودمان می سوختیم .
این مختصر تنها همدلانه ای بود که امای مطلب را که بی شک اهمیت بیشتری نسبت به این همه تعلق بود را به منظر آورم ، حسن جان ، در آیین مانا و راستین ما ، تقدس ها کاربرد روزانه داشته و دارند ، بلوط مقدس که شاید آتش مقدس زرتشت نیز از آغاز وامدار همین سوختن هایش بود ، کاربردهای فراوان دارد ، از حرارت دوا خاصیت زغالش که تجویز بیماران روماتیسمی و درد مفاصل می شود تا کلگ که بهترین درمان کننده ی زخم معده است ، از تنه ی تنومند آن که همچون جوانان و اسطوره های آن دیار تن خود را مقابل آتش کین دشمنان نموده و سپر امنیت مردمان خویش را فراهم آوردند در آتش مقدس سوختند و شب ها تا صبح برای عشایر و مردمان طبیعت امنیت را خاکستر هزار خاصیت خویش به نشانه آوردند ، خاکستر بلوط که هم درمان ترش معده و هم طبیعی ترین پودر ظرفشویی است . حسن جان ، این کلام نه بمعنای مخالفت با دغدغه ی شریف توست که بمنظور تکمیل سخنت و در ادامه آن مطرح می شود ، و جناب جنگل بان شریف که اینک با دستان خالی خود را به آتش در نیستان دل ما می رساند بد نیست به دستور کارش اضافه نماید که مردمان آن دیار نیز جزئی از منابع طبیعی اند ، ایشان بدون آتش بلوط دردهاشان نمی سوزد ، مردم نجیب آن دیار و این منابع ارزشمند طبیعت ، کمرشان زیر فشار تعرفه های سنگین گاز زیر پای خودشان در حال شکستن است و مدتی است که زغال بلوط را برای کباب دنده کباب شکار نمی خواهند ، نکته ی تلخ ماجرا اینجاست که با زغال بلوط سر در خم آتش زدن وجود خویش نموده و یا زغال بلوط را برای تسکین درد مفاصل روزهای سه شیفت کار کردن و شبهای درد می خواهند . حسن جان ، حضور مغتنمت در استان را نه برای این جنگلبان شریف ، که برای همه ی مسولین منابع طبیعی و محیط زیست و محیط شهر و کل استان موثر تر بدار و بلکه آتش کنده ی بلوط بلال فروش های سرگچینه را حق مسلم ایشان و مردم منطقه بدانند ونشانشان بده چاله هایی را که زیر هر دمبیل هر روز خاکستر داغی دارد که کنارش کاغذ لوله شده و سوزن قفلی ای که شاید از زیر گلوی مادری باز شده باشد را از مهمترین منابع طبیعی آن دیار ، یعنی اکثر جوانانش نشان دارد ، بیادشان بیاور که یکصد هفتاد هزار برادر بلوط های ما زیر آب سد سیوند خفه شدند !!! شاید بهتر باشد در کنار این حساسیت نابود شدن روزانه یک و نیم هکتار جنگل کشور که توسط مافیاهای قلدر در حال انجام است را گوشزد کرده و نگران بودن از اینکه اگر ایشان چشم طمع به بلوط های ما پیدا کردند ، جنگلبان IMG_9099شریف ما با حکم اداری میبایست عرقگیر ایشان را نیز فراهم بیاورد . حسن جان ، ما خود بلوطیم ، همان اسطوره ، اسطوره ی سخت ترین تن ، تلخ ترین میوه ، زمخت ترین برگ و دیر رشد ترین هستیم که ذره ذره ی وجودمان مفید فایده است و هیچ چیز زائدی بر گرده ی زمین تحمیل نمی کنیم ، ناممان شعر می شود و از تکرارش حماسه جان میگیرد ، درمان درد های بی درمان بشریتیم و جز آتش کین و رعد آسمان هیچ یارای مقابله با ما نیست ، ما همان بلوطیم که ایستاده میمیریم .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دنا می‌گه:

    سلام اقای مختاری
    شما که جز افتخارات این استانید در زمینه رسانه برای این استان چه کردید
    اینجا همه تشنه اند و شما ها که آن بالایید باید بر زمین خشک این نا آگاهی ها ببارید
    بگذار ببینیم این آتش کین ورعدت را…

  • همشهری می‌گه:

    این که واقعا مردم ما هم جزو منابع طبیعی خداوند هستیم حرف درستی گفتی . واقعا اینجا مردم به اندازه یه دار بلوت هم ارزش ندارن .

  • بيراحمد می‌گه:

    ما بلوطیم که ایستاده ایمیریم . . . درود بر شرفت مرد.

  • مهدى غفارى می‌گه:

    درود بر حسنِ گرامى و محمد عزیز!
    که هر دو بر بخشى از تلخى هاى جانکاه و دردهاى جانسوزمان دست نهادند!
    یکى نا امید از اصلاحاتِ کلان، در پىِ برداشتنِ گامى هر چند خرد اما به سهم خود، اثرگذار!
    و دومى همچنان در اندیشه ىِ بستنِ آبِ فاسد از سرچشمه ىِ فساد!
    بگذارید من هم نفر سومى باشم که بگویم؛
    ” مشکل به مشت هاى گره کرده برمى گردد! ”
    بهتر آن است که همّ و غم مان جز در آن دو راهى که شمایان نشان دادید، ” واکردنِ این مشت هاى گره شده ” هم باشد.
    مشت هایى که
    یا مى خواهند بر سر اندیشه اى خراب شوند
    یا مى خواهند جهان را ( آنگونه که خود مى پندارند ) بر سر عقل بیاورند
    یا مى خواهند همه ىِ قدرت و ثروت و منزلت را تنها از آن خود کنند
    یا مى خواهند هر آنچه در خود دارند را از چشم هاى مردمان پنهان کنند
    یا مى خواهند ذره اى از همه ى آنچه دارند، از لاى انگشتانشان چکه نکند
    یا …

200x208
200x208